The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
و بعدش هم چندتا جلسه دارم
مگه کار رو جمع نکردید؟
اگه نمیخوای باهام وقت بگذرونی، خب بگو
نمیخوام باهات وقت بگذرونم
این چه وضعشه؟ کی کامبوچای من رو برداشته؟
بوی خیلی بدی میداد، انداختمش دور
البته که بوی بدی میداد ناسلامتی کامبوچاست
بو بدی، میاندازمت دور
ریک، میشه یه پرتال بزنی من برم مدرسه؟
نه - بدهش ببینم -
!هی! سامر! سامر، پسش بده
عزیزم، سوئیچ ماشین رو تو برداشتی؟
اوه، حل شد تهِ کیفم بود
... خب، این آخرین باریه که
بعد از نیمشب، بستنی پرچرب میخورم
... ام
یعنی چی؟
!هی
... داری چی
!هی
!خیلیخب، خیلیخب، تسلیمم
خدایا، چقدر سریعی
تو ... کلونِ منی؟
... ریک - به ریک نگو -
میخوای چیزی نگم؟ پس خودت دهن باز کن
اینجا نمیشه بیا، میتونی برام ناهار بخری
!برات ناهار نمیخرم
اگه اسمش رو بذاریم صبحونهی دوم چی؟
!نه
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
از کجا میدونی ریک اینجا زاغ سیاهمون رو چوب نمیزنه؟
ریک از مرکز خرید متنفره
اصلا برای همینه که زیاد میام اینجا
یا شاید اصلا برای این از اینجا متنفره که من میام
... راستش توی این فکر بودم که
توی فروشگاه «عقاب آمریکایی» کار کنم
اوه، مرد عقابی
نمیخوری؟
نه راستش - ممنون -
جاده روزیت رو میده
خیلیخب. جاده؟ تو دیگه کی هستی؟
از آینده اومدی؟
اومدی من رو بُکُشی؟
فکر میکنی از آینده اومدم ... تا جای کسی رو بگیرم
که عاشق مرکز خریده؟
من ... یه مسافرم، از یه بعد دیگه
تفنگ پرتالساز رو دزدیدی؟
چی؟ نه رفیق، این کارها دردسر داره
میشه گفت توی جهانهای موازی از بین شکافها عبور کردم
راستی، خانواده باحالی داری
مورتی و سامر من خیلی بیشتر از بچههای تو دعوا میکنن
خب، شبیه قاتلهای سریالی که نیستی
و مطمئنم اگه بودی، میفهمیدم
اما نمیتونی اینجا بمونی - نگران نباش مرد عقابی -
فقط من رو ببر توی کمد طبقهی بالات
باشه. اونجا واقعا جای عجیبیـه
اما محض شفافسازی میپرسم
اگه واقعا توی این فکری که من رو بُکُشی ... و زندگیم رو بدزدی
بدون که جیغهام خیلی بلنده
تا حالا نشده موقع این کارها مچت رو بگیرن؟
هیچکس به جریها توجه نمیکنه این ابرقدرت ماست
هیچکس ما رو نمیبینه - !جری! بیا اینجا -
!اوه خدایا - !لعنتی! دیدت -
اینهمه آشغال چیه گذاشتید توی فریزر؟
!برو - چی؟ -
!بیشتر از این مشکوکش نکن. باهاش صحبت کن
!بالا میبینمت
!سلام ریک
دامپلینگهای یخزدهات هنوز توی فریزرن جری
جری، این فریزر یه حجم مشخصی داره
ما همه با هم زندگی میکنیم
هی! هی! وقتی باهات حرف میزنم به من نگاه کن
دیشب قسمت جدید «برهنه و تنها» رو دیدی؟
... هی، بین خودمون بمونه
بهنظرم اون یارو واقعا بدش نمیاد شاش گاومیش رو بخوره
الان داری با من صحبت میکنی؟
ببخشید! ببخشید
راستش آره، سریالش رو دیدم
و واقعا بهنظر میاد دوست داره شاشش رو بخوره
!آره واقعا
خیلیخب. خوبه
فریزر من رو با آتوآشغال پُر نکن
!و دیگه حواسم رو با صحبتهای دوستانه پرت نکن
فکر کنم حل شد
به این شرط که دامپلینگها رو بخورم
داری ... لباسهام رو بو میکنی؟
چی؟ نه
... تا بعضی از بعدها
ریک برای بث یه کمدی درست میکنه که هرچی توش بذاره، پُر نمیشه
بث واقعا همیشه همچین چیزی میخواد
آره و بعد شماها درست کنار همه
... نمیتونی مثل ریک خیلی واقعیت رو تغییر بدی
... اما گهگداری
بفرما
و ... و این به کجا میرسه؟
رفیق، ما جریها میتونیم ... بدون خارج شدن از خونه
توی جهانهای مختلف بگردیم
میخوای ببینی؟
میخوام دستم رو بکنم توی دیوار؟
نه راستش - کلا یه ایستگاه اونطرفتره -
بیخیال. انقدر مثل جری فکر نکن یهخرده از زندگیت لذت ببر
جری! هنوز از دستت عصبانیم !که باهام صحبت کردی
قول میدی برم میگردونی خونه؟
قول میدم
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
پشمام، چقدر عجیبـه
پشمریزونـه، نه؟
مسیرهای امن رو برای همدیگه نشونهگذاری میکنیم
مثلا زیرلیوانی برعکس یعنی اوضاع مرتبـه
!فلان فلان فلان فلان - !فلان، فلان فلان -
!فلان فلان فلان
توی این واقعیت با «فلان» صحبت میکنن
تا حدودی میفهمم دارن چی میگن
!فلان فلان فلان - !فلان فلانفلان فلان -
زود باش. دستشویی طبقه پایین پشتسرم بیا
اوه، واقعا عجیبـه
فلان! فلان فلان فلان فلان فلان فلان فلان
فلان؟
!فلان فلان! فلان! فلان فلان فلان
!اوه، پشمام. من رو دید
!میدونم! کارت عالی بود
!خیلی خفن بود
خیلیخب، مقصد بعدی کجاست؟
!آره! بنازمت مرد عقابی
بیا. برو داخل
تونل آینهای بینهایت
رفیق، چقدر عجیب و خاصـه
چطور اینا رو پیدا میکنی؟
این یکی از ویژگیهای جری بودنه
یهعالمه وقت آزاد داری که همهجا رو بگردی
نزدیکم بمون، یه بار نزدیک بود یکی از انگشتهام رو از دست بدم
چقدر سردـه
اوه خدایا
بیا. از اینطرف
وای - اوهوم -
اگه این مسیر نبود خانوادهمون از هم میپاشید
اما جاده اینا رو به خاطر میسپاره
چقدر ... زیادیم
بیا
تو هم الان یکی از مایی مرد عقابی
خب، عملا یه تکه از لباس تو رو چسبوندم
هنوز متوجه نشدی رفیق ما یکی هستیم
خیلیخب، چقدر این جاده مثل اینجا، حوصلهسربره؟
کم، خیلی کم
!جری
رفیق، ندیدی این دستگاه مارگاریتازن رو کجا گذاشتم؟
اون خوبه رو ... اونی که علمی ساختم
گذاشتیش زیر دوش
جری، فکر کنم یهخرده زیادی همهچیز رو به تخمم گرفتم
مارگاریتا میخوای؟
نه، مرسی
مطمئنم فهمیده که خودت نیستی
خب، اگه فهمیده باشه هم براش مهم نیست
خیلیخب، باید بریم
یه منظرهی خفن، دوتا ایستگاه اونطرفتر هست
برای توی راهتون ساندویچ میخواید؟
وای
... یعنی ریک ماه رو تبدیل کرده به چراغ دیسکو
اونم بهخاطر مراسم پایان دبیرستان مورتی؟ - خیلی قشنگه، نه؟ -
... راستش رو بخوای مرد عقابی
فکر نمیکردم تا اینجا بیای
قشنگ بهم ثابت کردی اشتباه میکنم - ... خب -
راستش من مال اون بعدی که توش پیدام کردی، نیستم
با خانوادهام رفتیم اونجا
... و وقتی سروکله نسخه فضایی زنم پیدا شد
... با خودم گفتم ازم متنفر میشه
و درست هم فکر کردم
اما بعدش تبدیل شدم به حشره و همه با هم سکس کردیم
مرد عقابی! کارت درسته
گمون کنم وقتی به زبون میارمش خیلی خفن بهنظر میاد
ممنون که باعث شدی بفهمم
من خودِ توام داداش
ای وای، نوشیدنیمون تموم شد
و قول دادم که برت گردونم خونه
ممنون که باهام اومدی
خیلی وقت بود انقدر خوش نگذرونده بودم
!صبر کن، یهلحظه. وای - !وای -
صبر کن، یهخرده مستم
... اگه جریِ این بعد مثل من باشه
حتما یه باکس 12تایی آبجو توی حموم گذاشته
چون گهگداری زیر دوش هوس میکنم آبجو بخورم
!مرد عقابی
... اینا - آره -
کرمن
لعنتی، لعنتی، لعنتی الان بسته میشه
!آروم برو خیلی مایع توی شکممه
... نمیخوام بهونه بیارم
اما بهنظرم خیلی کار چندشی با اون گربه کردی
مورتی غُرغُرو - !غُر نزدم بابا -
!نه، نه، نه، گندش بزنن
ارتباط رو از دست دادیم؟
یعنی چی؟ یعنی چی؟
مشکلی نیست جری چیزی نشده
ببین. اینا هر هفته با پرتال میان این تاکوفروشی
یه یارویی هست به اسم جین که میتونیم تا هفته آینده پیشش بمونیم
آدم بامرامیـه
چندتا تخت هم توی زیرزمینش داره - یک هفته؟ -
نمیتونم یک هفته با جین زندگی کنم
No comments yet. Be the first to leave one.