The Shield

The Shield

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

The Shield S04E13 BluRay Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-19
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏آنچه قبلاً دیدید:

‏خانم فالکس، پلیسیم.

‏از میشن کراس تماس گرفتن.

‏یه دختر کوچولو رو همین الان آوردن اورژانس

‏با سوختگی گلو و صورت.

‏بچهٔ پرورشگاهیه؟

‏تو همون کاپیتانی هستی که ‏مسئول پرونده‌م رو دستگیر کرد؟

‏پس تو باید رئیسش باشی؟

‏فکر کردی کی هستی؟

‏جنس‌هات کجاست؟

‏جنازهٔ دختره رو پیدا ‏کنیم، این رو پس می‌گیری.

‏من برای پیتاریو هروئین رقیق می‌کنم.

‏سالوادوری‌ها نمی‌تونن پیداش کنن،

‏بعدی منم که میان سراغم.

‏کی تو و پیتاریو رو این‌قدر ترسونده؟

‏فروشنده‌ای به اسم گوسانو.

‏وقتی پیتاریو رو زدم و بهش ‏فشار آوردم این زن این‌جا بود

‏و اون هروئین رو به‌عنوان گرو برداشتم.

‏پس اگه فرار کرده، به‌خاطر منه.

‏پیتاریو یه چیزی از مال تو رو گم کرد؟

‏امولیا نگران بود تقصیر ‏رو گردن اون هم بندازی.

‏گورت رو از دوروبر اون و بچه‌ش گم کن.

‏تا حالا، آم، کیر ساک زدی؟ ‏مثل جنده‌های سلول، جناب پلیس؟

‏وقتی بری پشت جایگاه، اتهام‌ها رو پس می‌گیرن.

‏وگرنه جلوی کل دادگاه

‏می‌گم بین من و تو چه اتفاقی افتاد. — خفه شو.

‏ادارهٔ مبارزه با مواد مخدر ‏نمی‌تونه پرونده‌ش رو جمع کنه

‏و دنبال هر کمکیه که گیرش بیاد.

‏اگه حاضر باشی اطلاعات جدی

‏دربارهٔ سالوادوری‌ها بدی.

‏یه زندانی توی زندان شهرستان داریم.

‏اسمش خوان لوزانوئه.

‏خوان رو راضی کن روز دادگاهش حاضر نشه.

‏ماه پیش این خونه رو توقیف کردیم.

‏داریم کل سیاست توقیف اموال ‏رو دوباره بررسی می‌کنیم.

‏توقیف‌ها یا می‌مونن، یا من می‌رم.

‏ادارهٔ مبارزه با مواد مخدر ‏همین الان همهٔ پرونده‌های اداره

‏دربارهٔ آنتوان میچل رو خواسته.

‏همین الان ربطش دادیم به قتل دو پلیس.

‏آنتوان قراره آزاد بشه. تو ‏و رفیقت واقعاً گل کاشتین.

‏آسوِدا معاملهٔ میچل با ادارهٔ ‏مبارزه با مواد مخدر رو جور کرده؟

‏معامله رو لغو کن.

‏نمی‌تونم. پلیس‌ها فقط یه چیز می‌خوان:

‏آنتوان بابت کاری که کرده اعدام بشه.

‏من هنوز پلیسم.

‏چرنده.

‏کارل و اسکوبی کشته شدن.

‏توی فاضلاب با چاقو کشتنشون.

‏حالا آنتوان با ادارهٔ مبارزه با مواد ‏مخدر معامله می‌کنه و راحت می‌ره؟

‏معامله پشت سر من بسته شد.

‏اون عوضی دو نفر از خودمون رو کشت.

‏می‌دونم.

‏بهم اطمینان دادن همکاری آنتوان

‏به بازداشت‌های زیادی منجر می‌شه.

‏به‌جز همون عوضی‌ای که همه‌چی رو سازمان داد.

‏وقتی فرصت داشتیم باید یه ‏گلوله می‌زدیم توی سرش.

‏این احساس قابل درکه.

‏ولی از همه می‌خوام توی خیابون حرفه‌ای ‏رفتار کنن.

‏این برای من هم به‌اندازهٔ شما دردناکه.

‏محله خوشحاله.

‏پلیس بکش،

‏با ادارهٔ مبارزه با مواد ‏مخدر معامله کن و قسر در برو.

‏اداره داره اون توافق رو بررسی می‌کنه.

‏هر کاری از دستمون بربیاد می‌کنیم

‏تا مطمئن شیم دوباره چنین چیزی پیش نمیاد.

‏پس دیگه کار از کار گذشته؟ آنتوان آزاده؟

‏و هیچ کاری از دستمون برنمیاد.

‏راسته که می‌خوان

‏سیاست توقیف رو متوقف کنن؟

‏فردا کمیسیون پلیس درباره‌ش بحث می‌کنه.

‏هنوز هیچ تصمیمی گرفته نشده.

‏داریم مثل مگس می‌میریم و ‏هیچ‌کس هم تاوانش رو نمی‌ده.

‏الان واقعاً داغدار و عصبانی‌ایم.

‏ولی یه کار داریم که باید انجام بدیم.

‏پس انجامش بدیم.

‏باید معاملهٔ آنتوان با ادارهٔ ‏مبارزه با مواد مخدر رو خراب کنیم.

‏همین فکر به سر ما هم زده.

‏آسوِدا و فیلیپس چی؟

‏خودت هم فقط به یه نخ بندی.

‏آره، خب، سر چندتا چیز

‏با من اختلاف دارن.

‏ولی سر یه چیز هیچ اختلافی نداریم:

‏این‌که آنتوان یه اقامت کوتاه ‏توی بند اعدامی‌ها داشته باشه.

‏با این حال، بالادستی‌ها ‏هیچ‌وقت تأیید نمی‌کنن

‏که تحقیقات ادارهٔ مبارزه با مواد مخدر ‏رو به هم بزنیم.

‏برای همین نباید بفهمن

‏تا وقتی که کار رو انجام دادیم.

‏خدایا، دنی رو از این سختی رد کن.

‏راهنماییش کن، پروردگارا.

‏در سختی بهش نیرو بده.

‏یا عیسی، جولین.

‏آمین.

‏چطوری؟

‏خوبم.

‏فقط الان حوصلهٔ این همه

‏«خدایا نجاتش بده» رو ندارم.

‏می‌دونی، این...

‏به‌هرحال، قبلاً نجاتم داده، نه؟

‏فقط منتظر بودم بیدار شی.

‏فکر کردم یه دعا بخونم.

‏حالا که با اون بالایی حرف می‌زنی،

‏یه ویکودین هم ازش بخواه.

‏ممنون بابت دعاهات.

‏بعداً برمی‌گردم.

‏کمکت می‌کنم بری خونه.

‏عالیه. ممنون.

‏چیزی پیدا کردی؟

‏آسوِدا و آنتوان رو بررسی کردم.

‏آسوِدا فقط یه بار آنتوان رو دیده.

‏نه تماس تلفنی، نه نامه.

‏ولی قبلش یه زندانی دیگه رو دیده.

‏کی؟ — خوان لوزانو.

‏اون کیه؟

‏منظورت اینه «کی بود».

‏همون بایز لتی که اسلحهٔ آسوِدا رو گرفت،

‏بعد هم خودش به‌خاطر سرقت ‏مسلحانه دستگیرش کرد.

‏چی سرش اومد؟

‏توی زندان شهرستان یه دمبل چهل پوندی خورد

‏پسِ سرش.

‏توی سلولش از خون‌ریزی مرد.

‏پس آسوِدا خوان رو می‌بینه، بعد آنتوان رو.

‏آنتوان معامله می‌گیره، خوان کشته می‌شه.

‏این دیگه چه وضعیه؟

‏چی؟

‏شنیدم چند روز پیش

‏توی زندان شهرستان خوان لوزانو رو دیدی.

‏بیا، عروسکت. باشه؟

‏برو بازی کن، الان میام.

‏آره، درخواست تجدیدنظر داده.

‏می‌گه مجبورش کردم اعتراف کنه.

‏چه شانسی آوردی که یه حادثهٔ ‏ورزشی کوچیک براش پیش اومد.

‏یکی توی زندان

‏روی جمجمه‌ش ادای مستر یونیورس رو درآورده.

‏یارو مرده.

‏فکر نکنم دنیا خیلی دلش براش تنگ بشه.

‏انگار دشمن زیاد داشته.

‏مخصوصاً تو.

‏داشتم مدارک

‏دستگیری پارسالش رو مرور می‌کردم.

‏اول بهت حمله می‌کنه،

‏اسلحه‌ت رو می‌گیره.

‏بعد تو دستگیرش می‌کنی

‏و می‌فرستیش زندان.

‏می‌ری توی زندان می‌بینیش،

‏چشم باز می‌کنی می‌بینی مرده.

‏اولین نفری نیست

‏که توی زندان آدم اشتباهی رو عصبانی کرده.

‏به‌جای نبش قبر گذشته،

‏امیدوار بودم برای آینده کمکمون کنی.

‏چه کمکی؟

‏رفیقت خوان،

‏با آنتوان میچل ارتباطی داشت؟

‏شاید زندانی‌ای که خوان عصبانی کرده، آنتوان ‏بوده.

‏خب، خوان خیلی مستأصل به نظر می‌رسید.

‏توی ترمینال آیلند نفوذش رو از دست داده بود.

‏شاید فکر کرده با رفتن سراغ آنتوان

‏اعتبار خیابونیش رو پس می‌گیره.

‏آنتوان فهمیده و پیش‌دستی کرده؟

‏اگه خوان رو با ضرب‌وشتم کشته باشن

‏بعد از این‌که آنتوان با ادارهٔ ‏مبارزه با مواد مخدر معامله کرده،

‏ممکنه مصونیتش از بین بره.

‏اینجاست که تو وارد می‌شی.

‏کاش هیچ‌وقت به اون یاروها کمک نکرده بودم.

‏پس آنتوان نه‌فقط مسئول

‏مرگ پلیس‌های ماست،

‏شاید خوان هم کار اون باشه.

‏یه کم بهم وقت بده. بررسی می‌کنم.

‏خوبه که با مایی.

‏بونیلا؟

‏اون تنها واسطه‌ست

‏بین آمریکا و السالوادور.

‏و از اون دیوونه‌های قدیمی‌مسلکه.

‏می‌دونی... از تکنولوژی فراریه.

‏نه موبایل، نه ایمیل.

‏همه‌چی باید دستی به خودش تحویل داده بشه.

‏وقتی می‌گم همه‌چی، یعنی واقعاً همه‌چی.

‏محموله‌ها، توزیع،

‏تیم‌های کشتار.

‏همه از کانال اون رد می‌شن.

‏فقط خودش.

‏برای همینه شماها

‏هی به بن‌بست می‌خورین.

‏فقط اونه که مستقیم با کارتل معامله می‌کنه...

‏این هم بقیهٔ چیزهایی که دربارهٔ میچل داریم.

‏امیدوارم به درد بخوره.

‏می‌تونستیم یه مأمور بفرستیم ‏این‌ها رو تحویل بگیره.

‏می‌خواستم یه بار دیگه ببینمش

‏قبل از این‌که بفرستینش بهشت برین.

‏اسم کاملش رو می‌دونی؟

‏فقط بونیلا صداش می‌کنن.

‏باید حدود پنجاه، شصت سالش باشه.

‏توی یه روز بیشتر از کل اطلاعات یه سالمون ‏بهمون داده.

‏ولی معامله فقط وقتی سر جاش می‌مونه

‏که شهادتش منجر

‏به بازداشت و محکومیت بشه.

‏تنها دلیلیه که اصلاً این کار رو می‌کنیم.

‏این خیلی مهم می‌شه.

‏پیغام‌ها رو بهش می‌رسونن.

‏می‌دونم سخته.

More Farsi/persian subtitles for The Shield

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left