The Shield

The Shield

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

The Shield S04E11 BluRay Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-19
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏آنچه قبلاً دیدید: — شام میای؟

‏تو با ویک کار می‌کنی. ما ‏به‌ندرت همدیگه رو می‌بینیم.

‏کارل، اسکوبی، پیاده‌این؟ — یا عیسی مسیح.

‏سر اون مأمورها چی اومده؟

‏یه جای دیگه کشتنشون و این‌جا ولشون کردن.

‏ماه پیش این خونه رو توقیف کردیم.

‏یکی حسابی داره منظورش رو می‌رسونه.

‏آنتوان جلوی من و آرمی انجی رو کشت.

‏با اسلحه‌های خودمون کشتش. کمکم می‌کنی؟

‏پیتاریو رو می‌خواین؟ — جنس‌هات کجاست؟

‏جنس‌هات کجاست؟

‏جنازهٔ دختره رو پیدا ‏کنیم، این رو پس می‌گیری.

‏وندرل و اون بوریتوخور؟

‏خیلی قبل‌تر از این‌که چیزی ‏علیه‌شون داشته باشم فاسد بودن.

‏این مزخرفه.

‏فقط می‌خواد تا جایی که می‌تونه ‏ما رو هم با خودش بکشه پایین.

‏می‌خوای بذاری به خواسته‌ش ‏برسه؟ — دروغ‌سنج رو رد کنن،

‏مشکلی براشون پیش نمیاد.

‏کاپیتان قصه‌های چرندت رو نمی‌خره، آنتوان.

‏اون یکی رو باور کرد؛ این‌که دربارهٔ ‏پلیس‌های مرده هیچی نمی‌دونم.

‏هیچ‌وقت نمی‌فهمین کی اون خوک‌ها رو کشت.

‏حالا می‌خوام حقیقت رو بگی.

‏حتماً.

‏اسمت شین وندرله؟

‏بله.

‏الان شهردار نیویورک سیتی هستی؟

‏هه، نه.

‏تا حالا برای این‌که خودت رو ‏از دردسر نجات بدی دروغ گفتی؟

‏بله.

‏تا حالا مدال طلای

‏ژیمناستیک زنان رو بردی؟

‏نه.

‏ازدواج کردی؟

‏آره.

‏بچه داری؟

‏بله.

‏تا حالا به زنت خیانت کردی؟

‏خوردن که خیانت حساب نمی‌شه.

‏تمام روز دارم جواب آدم‌هایی رو می‌دم

‏که از زندانی کردن آنتوان ‏میچل حسابی عصبانی‌ان.

‏به قتل یه دختر نوجوان اعتراف کرده.

‏میچل همیشه می‌گفت ما هدف قرارش دادیم.

‏حالا هم داد می‌زنه که وندرل فاسده.

‏مردم فکر می‌کنن داریم گند ‏خودمون رو لاپوشونی می‌کنیم.

‏این مزخرفه. — می‌دونم.

‏فقط می‌خوام همین رو براشون توضیح بدی.

‏من یکم نگران می‌شدم.

‏آره.

‏پس چطور باید این آزمون رو شکست بدیم؟

‏خب، اگه دروغ‌گوی بیمارگونه باشی راحت‌تره،

‏یا خودشیفته.

‏پس شین در امانه. با آرمی چی کار کنیم؟

‏شنیدم اگه یه پونز توی کفشت ‏بذاری نتیجه رو به‌هم می‌زنه.

‏آره، همراه با پات.

‏پونز توی کفش.

‏یه قالب صابون زیر بغل. هیچ ‏مدرکی نیست این کلک‌ها جواب بدن.

‏تازه اگه مچت رو بگیرن، ‏می‌فهمن داری دروغ می‌گی.

‏بی‌خیال، اسمیتی. پس چی کار کنیم؟

‏خیلی خب، تو بازجو باش.

‏دربارهٔ یه جرمی که فکر ‏می‌کنی کردم ازم سؤال کن.

‏از پسربچه‌های آسیایی خوشت میاد؟

‏فرض کنیم آره.

‏کاری می‌کنم که بهش می‌گن «جایگزینی».

‏توی ذهنم سؤال تو رو

‏با یه سؤال دیگه عوض می‌کنم؛

‏سؤالی که جواب راستش رو می‌دونم.

‏مثلاً از خودم می‌پرسم ده ‏میلیون دلار توی بانک دارم؟

‏جواب می‌دم نه.

‏دروغ‌سنج هم واکنش رو به‌عنوان ‏پاسخ صادقانه ثبت می‌کنه.

‏واقعاً جواب می‌ده؟

‏اگه درست انجامش بدی، آره.

‏اوه.

‏چاره‌ای نداریم.

‏کاپیتان روی همه‌مون ذره‌بین گذاشته

‏تا وقتی شما دوتا اون دروغ‌سنج رو رد کنین.

‏چند روز وقت داریم تمرین کنیم.

‏از پسش برمیایم.

‏مأموری که میچل بهش پیشنهاد ‏داده بود، مأمور مخفی بوده.

‏شنیده بودیم فاسده.

‏این ادعای میچله. داریم بررسی می‌کنیم.

‏من توی اولین جلسه‌تون بودم.

‏یادمه. اون عضو شورا گفت توقیف اموال

‏باعث فساد پلیس می‌شه.

‏مأمورهای درگیر رو دارم می‌فرستم دروغ‌سنج.

‏با کمال میل نتیجه‌هاش رو علنی می‌کنم.

‏شنیدیم دارین سعی می‌کنین آنتوان رو

‏مقصر قتل اون پلیس‌ها جلوه بدین.

‏همهٔ سرنخ‌ها رو بررسی می‌کنیم.

‏خودتون رو بررسی کنین.

‏همین خونه گرفتن‌های مردم باعث شد کشته بشن.

‏حالا هم دارین قایمش می‌کنین.

‏تا کی می‌خواین این توقیف‌ها رو ادامه بدین؟

‏نمی‌دونیم چی باعث قتل اون مأمورها شده.

‏ولی حمله به سیاست توقیف اموال ‏کمکی به پیدا کردن قاتل نمی‌کنه.

‏داریم کل طرح توقیف رو ‏دوباره ارزیابی می‌کنیم.

‏این اداره به هیچ سیاستی علاقه نداره

‏که جامعه رو ملتهب کنه ‏یا باعث مرگ پلیس‌ها بشه.

‏بفرما. پرونده‌هایی که دنبالش بودی.

‏گرفتن آنتوان همه‌چی رو حسابی به‌هم ریخته.

‏توی خیابون چه خبر شده؟

‏طبیعیه؛ وقتی سر وان‌ناینرها رو بزنی،

‏یه خلأ قدرت به‌وجود میاد.

‏حالا چندتا از خرده‌پاهاش ‏می‌خوان تاج رو سرشون بذارن.

‏پس چطور از این فرصت استفاده کنیم؟

‏قبل از این‌که گردوخاک بخوابه، بابت پلیس‌های ‏کشته‌شده‌مون ازشون اطلاعات می‌کشیم.

‏یا دست‌کم تا وقتی آنتوان ‏توی زندان بساطش رو پهن کنه

‏و دوباره دور افرادش حصار بکشه.

‏فکر می‌کنی آنتوان دروغ ‏می‌گه و کار وان‌ناینرهاست؟

‏تو فکر نمی‌کنی؟

‏سخت بگیرینشون.

‏باشه.

‏ولی شین و آرمی رو لازم دارم.

‏تا وقتی دروغ‌سنج رو پاک رد نکردن، نه.

‏اون تازه هفتهٔ بعده. من ‏همین الان نیرو لازم دارم.

‏فقط بذار روی قاتل‌های کارل و ‏اسکوبی کار کنن. هیچ چیز دیگه‌ای نه.

‏فقط روی قتل اون دو پلیس کار می‌کنن.

‏اگه با این دوتا چیزی به‌هم بریزه، گردن توئه.

‏فهمیدم.

‏انگار آنتوان میچل تنها وان‌ناینری نیست

‏که توی فهرست رفقای وکیلش جا داره.

‏می‌دونستم اون یهودیِ نزول‌خور کثیفه.

‏یه وکیلِ دادگاه که برای ‏آنتوان میچل پادویی می‌کنه؟

‏برگ خوبی برای بازی با هالپرن دستمون می‌ده.

‏آره.

‏وایسا، وایسا، وایسا. داری چی کار می‌کنی؟

‏یه نخ روشن می‌کنم. — نه، نمی‌کنی.

‏بالاخره یه چیز درست‌وحسابی گیرم اومده

‏که کولرش واقعاً کار می‌کنه. بندازش دور.

‏دودش رو می‌دم بیرون پنجره.

‏یا می‌تونی کیر منو بخوری.

‏می‌خوام این‌جا بوی چرم گرونِ کورینتی بده،

‏نه زیرسیگاری. — بی‌خیال.

‏شنیدم امروز صبح چی شد.

‏فیلیپس انداختت جلوی گرگ‌ها.

‏منو کشوند جلوی مؤمن‌های دوآتیشهٔ آنتوان

‏و قول داد سیاست توقیف رو دوباره بررسی کنه.

‏حیف که نبودی نتیجهٔ شاهکارت ‏رو با چشم خودت ببینی.

‏داره ربطش می‌ده به کشته شدن کارل و اسکوبی.

‏ربط داره؟

‏نمی‌دونیم.

‏اگه بتونی ثابت کنی قتل‌ها

‏هیچ ربطی به توقیف‌ها نداشته...

‏هرجور از آب دربیاد، همون رو می‌پذیرم.

‏نمی‌گم مدرک رو به یه طرف کج کن.

‏دارم شاخهٔ زیتون بهت می‌دم.

‏اون‌قدر بالا که خودم رو باهاش دار بزنم؟

‏خوشم نمیاد کسی از قتل ‏پلیس‌ها بهره‌برداری کنه.

‏حاضرم از طرف تو با رئیس حرف بزنم،

‏از طرف طرح توقیف‌ها.

‏به شرطی که؟

‏به شرطی که با چند تغییر موافقت کنی.

‏مثلاً ملک‌ها تا وقتی ‏مظنون‌ها واقعاً محکوم نشدن

‏به حراج نرن.

‏اون‌وقت پول سال‌ها توی حساب امانی می‌مونه،

‏به‌جای این‌که برگرده توی ‏محله، جایی که لازمَش داریم.

‏این همون شاخهٔ زیتونه.

‏ممنون از پیشنهادت.

‏فکر کنم خودم از پس فیلیپس بربیام.

‏و گوش کن، هرکی بهت گیر داد، بیا سراغ من.

‏تلفن رو بردار و بهم زنگ بزن.

‏برین ناخن‌هاتون رو درست کنین، دخترا.

‏ما با بابابزرگه یه وقت ‏خصوصی لازم داریم. اسکریو.

‏چی؟ شما که آنتوان رو نشوندین سر جاش.

‏اون معامله‌ای که قبل از ‏حادثه‌ت درباره‌ش حرف می‌زدیم،

‏دوباره روی میزه. — شماها چه مرگتونه؟

‏مگه یه تکه گوشت آویزون گردنم ‏کردم که این‌قدر دنبالمین؟

‏وکیل آنتوان مستقیم از زندان مردها رفته

‏به دیدن یارویی به اسم وید. می‌شناسیش؟

‏آره.

‏فکر می‌کردم نفر بعدی تویی.

‏از سلول آنتوان دود سفید بلند شده، مرد.

‏یعنی داره وید رو به‌عنوان ‏پاپ جدید مواد منصوب می‌کنه.

‏داریم می‌سنجیم طرف کدومشون بایستیم.

‏شما احمق‌ها هنوز دارین ‏بازی پلیس فاسد رو درمیارین؟

‏کله‌خر، ما نمی‌خوایم با تو کاسبی کنیم.

‏دنبال کسایی هستیم که پلیس‌هامون رو کشتن.

‏قبلاً السالوادوری‌ها رو بهتون دادم.

‏هیچ‌کس رو مشخص نکردی.

‏و آخرش فقط رسیدیم به اون عوضیِ ‏خرده‌پای خیابون، پیتاریو.

‏از آی‌سی‌یو اومدی بیرون. ‏دوباره به خیابون وصلی.

‏حتماً چیز تازه‌ای شنیدی.

‏این یارو مهره‌ای نیست. ‏بریم با وید حرف بزنیم.

‏وایسا، وایسا، وایسا.

‏وقتی آنتوان با سالوادوری‌ها کار می‌کرد،

‏فقط با یه نفر حرف می‌زد.

‏یارو اسمش گوسانوئه.

‏این کرمِ گوسانو رو کجا پیدا کنم؟

‏به پیتاریو جنس می‌ده.

‏حالا برای من با وید چی کار می‌کنین، هان؟

‏داری به یه مشت علف‌زنِ واقعی نگاه می‌کنی.

‏هی، وید.

‏گوشی رو قطع می‌کنی، سوپراستار؟

‏یه ساک بزن، کله‌خر.

‏می‌دونی خنده‌داره، مرد. ‏می‌بینم دهنت تکون می‌خوره،

‏ولی نمی‌شنوم چیزی بگی.

‏آره؟ حالا می‌شنوی؟

‏کسی بوی شیرین و حال‌به‌هم‌زن ‏گانجا رو حس می‌کنه؟

‏آره، باشه. بی‌خیال مرد، قرن بیست‌ویکمه.

‏این کلک‌های عهد بوق

More Farsi/persian subtitles for The Shield

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left