The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
آنچه قبلاً دیدید: — شام میای؟
تو با ویک کار میکنی. ما بهندرت همدیگه رو میبینیم.
کارل، اسکوبی، پیادهاین؟ — یا عیسی مسیح.
سر اون مأمورها چی اومده؟
یه جای دیگه کشتنشون و اینجا ولشون کردن.
ماه پیش این خونه رو توقیف کردیم.
یکی حسابی داره منظورش رو میرسونه.
آنتوان جلوی من و آرمی انجی رو کشت.
با اسلحههای خودمون کشتش. کمکم میکنی؟
پیتاریو رو میخواین؟ — جنسهات کجاست؟
جنسهات کجاست؟
جنازهٔ دختره رو پیدا کنیم، این رو پس میگیری.
وندرل و اون بوریتوخور؟
خیلی قبلتر از اینکه چیزی علیهشون داشته باشم فاسد بودن.
این مزخرفه.
فقط میخواد تا جایی که میتونه ما رو هم با خودش بکشه پایین.
میخوای بذاری به خواستهش برسه؟ — دروغسنج رو رد کنن،
مشکلی براشون پیش نمیاد.
کاپیتان قصههای چرندت رو نمیخره، آنتوان.
اون یکی رو باور کرد؛ اینکه دربارهٔ پلیسهای مرده هیچی نمیدونم.
هیچوقت نمیفهمین کی اون خوکها رو کشت.
حالا میخوام حقیقت رو بگی.
حتماً.
اسمت شین وندرله؟
بله.
الان شهردار نیویورک سیتی هستی؟
هه، نه.
تا حالا برای اینکه خودت رو از دردسر نجات بدی دروغ گفتی؟
بله.
تا حالا مدال طلای
ژیمناستیک زنان رو بردی؟
نه.
ازدواج کردی؟
آره.
بچه داری؟
بله.
تا حالا به زنت خیانت کردی؟
خوردن که خیانت حساب نمیشه.
تمام روز دارم جواب آدمهایی رو میدم
که از زندانی کردن آنتوان میچل حسابی عصبانیان.
به قتل یه دختر نوجوان اعتراف کرده.
میچل همیشه میگفت ما هدف قرارش دادیم.
حالا هم داد میزنه که وندرل فاسده.
مردم فکر میکنن داریم گند خودمون رو لاپوشونی میکنیم.
این مزخرفه. — میدونم.
فقط میخوام همین رو براشون توضیح بدی.
من یکم نگران میشدم.
آره.
پس چطور باید این آزمون رو شکست بدیم؟
خب، اگه دروغگوی بیمارگونه باشی راحتتره،
یا خودشیفته.
پس شین در امانه. با آرمی چی کار کنیم؟
شنیدم اگه یه پونز توی کفشت بذاری نتیجه رو بههم میزنه.
آره، همراه با پات.
پونز توی کفش.
یه قالب صابون زیر بغل. هیچ مدرکی نیست این کلکها جواب بدن.
تازه اگه مچت رو بگیرن، میفهمن داری دروغ میگی.
بیخیال، اسمیتی. پس چی کار کنیم؟
خیلی خب، تو بازجو باش.
دربارهٔ یه جرمی که فکر میکنی کردم ازم سؤال کن.
از پسربچههای آسیایی خوشت میاد؟
فرض کنیم آره.
کاری میکنم که بهش میگن «جایگزینی».
توی ذهنم سؤال تو رو
با یه سؤال دیگه عوض میکنم؛
سؤالی که جواب راستش رو میدونم.
مثلاً از خودم میپرسم ده میلیون دلار توی بانک دارم؟
جواب میدم نه.
دروغسنج هم واکنش رو بهعنوان پاسخ صادقانه ثبت میکنه.
واقعاً جواب میده؟
اگه درست انجامش بدی، آره.
اوه.
چارهای نداریم.
کاپیتان روی همهمون ذرهبین گذاشته
تا وقتی شما دوتا اون دروغسنج رو رد کنین.
چند روز وقت داریم تمرین کنیم.
از پسش برمیایم.
مأموری که میچل بهش پیشنهاد داده بود، مأمور مخفی بوده.
شنیده بودیم فاسده.
این ادعای میچله. داریم بررسی میکنیم.
من توی اولین جلسهتون بودم.
یادمه. اون عضو شورا گفت توقیف اموال
باعث فساد پلیس میشه.
مأمورهای درگیر رو دارم میفرستم دروغسنج.
با کمال میل نتیجههاش رو علنی میکنم.
شنیدیم دارین سعی میکنین آنتوان رو
مقصر قتل اون پلیسها جلوه بدین.
همهٔ سرنخها رو بررسی میکنیم.
خودتون رو بررسی کنین.
همین خونه گرفتنهای مردم باعث شد کشته بشن.
حالا هم دارین قایمش میکنین.
تا کی میخواین این توقیفها رو ادامه بدین؟
نمیدونیم چی باعث قتل اون مأمورها شده.
ولی حمله به سیاست توقیف اموال کمکی به پیدا کردن قاتل نمیکنه.
داریم کل طرح توقیف رو دوباره ارزیابی میکنیم.
این اداره به هیچ سیاستی علاقه نداره
که جامعه رو ملتهب کنه یا باعث مرگ پلیسها بشه.
بفرما. پروندههایی که دنبالش بودی.
گرفتن آنتوان همهچی رو حسابی بههم ریخته.
توی خیابون چه خبر شده؟
طبیعیه؛ وقتی سر وانناینرها رو بزنی،
یه خلأ قدرت بهوجود میاد.
حالا چندتا از خردهپاهاش میخوان تاج رو سرشون بذارن.
پس چطور از این فرصت استفاده کنیم؟
قبل از اینکه گردوخاک بخوابه، بابت پلیسهای کشتهشدهمون ازشون اطلاعات میکشیم.
یا دستکم تا وقتی آنتوان توی زندان بساطش رو پهن کنه
و دوباره دور افرادش حصار بکشه.
فکر میکنی آنتوان دروغ میگه و کار وانناینرهاست؟
تو فکر نمیکنی؟
سخت بگیرینشون.
باشه.
ولی شین و آرمی رو لازم دارم.
تا وقتی دروغسنج رو پاک رد نکردن، نه.
اون تازه هفتهٔ بعده. من همین الان نیرو لازم دارم.
فقط بذار روی قاتلهای کارل و اسکوبی کار کنن. هیچ چیز دیگهای نه.
فقط روی قتل اون دو پلیس کار میکنن.
اگه با این دوتا چیزی بههم بریزه، گردن توئه.
فهمیدم.
انگار آنتوان میچل تنها وانناینری نیست
که توی فهرست رفقای وکیلش جا داره.
میدونستم اون یهودیِ نزولخور کثیفه.
یه وکیلِ دادگاه که برای آنتوان میچل پادویی میکنه؟
برگ خوبی برای بازی با هالپرن دستمون میده.
آره.
وایسا، وایسا، وایسا. داری چی کار میکنی؟
یه نخ روشن میکنم. — نه، نمیکنی.
بالاخره یه چیز درستوحسابی گیرم اومده
که کولرش واقعاً کار میکنه. بندازش دور.
دودش رو میدم بیرون پنجره.
یا میتونی کیر منو بخوری.
میخوام اینجا بوی چرم گرونِ کورینتی بده،
نه زیرسیگاری. — بیخیال.
شنیدم امروز صبح چی شد.
فیلیپس انداختت جلوی گرگها.
منو کشوند جلوی مؤمنهای دوآتیشهٔ آنتوان
و قول داد سیاست توقیف رو دوباره بررسی کنه.
حیف که نبودی نتیجهٔ شاهکارت رو با چشم خودت ببینی.
داره ربطش میده به کشته شدن کارل و اسکوبی.
ربط داره؟
نمیدونیم.
اگه بتونی ثابت کنی قتلها
هیچ ربطی به توقیفها نداشته...
هرجور از آب دربیاد، همون رو میپذیرم.
نمیگم مدرک رو به یه طرف کج کن.
دارم شاخهٔ زیتون بهت میدم.
اونقدر بالا که خودم رو باهاش دار بزنم؟
خوشم نمیاد کسی از قتل پلیسها بهرهبرداری کنه.
حاضرم از طرف تو با رئیس حرف بزنم،
از طرف طرح توقیفها.
به شرطی که؟
به شرطی که با چند تغییر موافقت کنی.
مثلاً ملکها تا وقتی مظنونها واقعاً محکوم نشدن
به حراج نرن.
اونوقت پول سالها توی حساب امانی میمونه،
بهجای اینکه برگرده توی محله، جایی که لازمَش داریم.
این همون شاخهٔ زیتونه.
ممنون از پیشنهادت.
فکر کنم خودم از پس فیلیپس بربیام.
و گوش کن، هرکی بهت گیر داد، بیا سراغ من.
تلفن رو بردار و بهم زنگ بزن.
برین ناخنهاتون رو درست کنین، دخترا.
ما با بابابزرگه یه وقت خصوصی لازم داریم. اسکریو.
چی؟ شما که آنتوان رو نشوندین سر جاش.
اون معاملهای که قبل از حادثهت دربارهش حرف میزدیم،
دوباره روی میزه. — شماها چه مرگتونه؟
مگه یه تکه گوشت آویزون گردنم کردم که اینقدر دنبالمین؟
وکیل آنتوان مستقیم از زندان مردها رفته
به دیدن یارویی به اسم وید. میشناسیش؟
آره.
فکر میکردم نفر بعدی تویی.
از سلول آنتوان دود سفید بلند شده، مرد.
یعنی داره وید رو بهعنوان پاپ جدید مواد منصوب میکنه.
داریم میسنجیم طرف کدومشون بایستیم.
شما احمقها هنوز دارین بازی پلیس فاسد رو درمیارین؟
کلهخر، ما نمیخوایم با تو کاسبی کنیم.
دنبال کسایی هستیم که پلیسهامون رو کشتن.
قبلاً السالوادوریها رو بهتون دادم.
هیچکس رو مشخص نکردی.
و آخرش فقط رسیدیم به اون عوضیِ خردهپای خیابون، پیتاریو.
از آیسییو اومدی بیرون. دوباره به خیابون وصلی.
حتماً چیز تازهای شنیدی.
این یارو مهرهای نیست. بریم با وید حرف بزنیم.
وایسا، وایسا، وایسا.
وقتی آنتوان با سالوادوریها کار میکرد،
فقط با یه نفر حرف میزد.
یارو اسمش گوسانوئه.
این کرمِ گوسانو رو کجا پیدا کنم؟
به پیتاریو جنس میده.
حالا برای من با وید چی کار میکنین، هان؟
داری به یه مشت علفزنِ واقعی نگاه میکنی.
هی، وید.
گوشی رو قطع میکنی، سوپراستار؟
یه ساک بزن، کلهخر.
میدونی خندهداره، مرد. میبینم دهنت تکون میخوره،
ولی نمیشنوم چیزی بگی.
آره؟ حالا میشنوی؟
کسی بوی شیرین و حالبههمزن گانجا رو حس میکنه؟
آره، باشه. بیخیال مرد، قرن بیستویکمه.
این کلکهای عهد بوق
No comments yet. Be the first to leave one.