The Shield

The Shield

Download Farsi/persian Subtitle

Season 4

Release info

The Shield S04E07 BluRay Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

bluray
Published on: 2026-08-19
Downloads: 1
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏آنچه در قسمت‌های قبل «شیلد» ‏دیدید: حکم بازرسی دارم.

‏نباید این‌طوری بریم تو.

‏وایسا!

‏قرار نبود بریزم توی کلیسا.

‏این بار توی شمع‌های مقدس هروئین بود.

‏پولت می‌دم که از کسب‌وکارم محافظت کنی.

‏هی. دوست‌دختر جدیدته؟

‏دربارهٔ قتلی که داری روش ‏کار می‌کنی یه چیزی لو داده.

‏این همون جندهٔ کوچیکیه که محله‌مو لو داد.

‏اگه جنازه‌ش پیدا بشه

‏و گلوله‌های دو تا اسلحهٔ تو توش باشه،

‏سال‌های سال می‌افتی زندان.

‏از این به بعد اگه گفتم «کیرمو بخور»،

‏تو می‌گی:

‏«می‌خوای تخم‌هاتم لیس بزنم، بابایی؟»

‏می‌دونی هیچ‌وقت به بچه آسیب ‏نمی‌زنم. — می‌دونم داری دروغ می‌گی.

‏شین نگفت سراغش رفتی. خودم دیدم.

‏دربارهٔ ما چی می‌دونه؟ — هیچی.

‏دیگه بحث محافظت از شین نیست.

‏باید جلوش رو بگیریم.

‏خوشحالم می‌بینمت، رفیق.

‏هفته‌ت چطور بود؟

‏بد نبود. مال تو؟

‏بی‌دردسر.

‏راستش سه‌تا بدبیاری با هم آوردم.

‏تو یورش کلیسا نیم میلیون ‏دلار جنس از دست دادم.

‏شش تا از بهترین سربازام دستگیر شدن،

‏ولی گلِ سرسبدش

‏این بود که سالوادوری‌ها مسیر تأمینم رو بستن.

‏خب، یه مسیر تازه پیدا می‌کنی.

‏آره، ولی تا اون موقع

‏این همه پولی که از دست ‏دادم رو چطور پس بگیریم؟

‏تو موادفروشی.

‏بذار پای هزینهٔ کار.

‏یعنی می‌گی مدل کسب‌وکارم ایراد داره؟

‏شاید یه شریک جدید لازم دارم.

‏سهم ورود بیست هزار دلاره، ‏نقد. تا فردا دستم باشه.

‏فکر می‌کردم از جنسی که ‏می‌فروشی نمی‌کشی. بی‌خیال، مرد.

‏این‌همه پول نقد دم دستم ندارم.

‏ببین، می‌دونم داری یه چیزی ‏برای خودت کنار می‌ذاری.

‏بذار پای هزینهٔ کار.

‏یه چیز دیگه هم هست.

‏چی؟

‏اون کوزوداوه؟ خیلی هم ترسناک به نظر نمیاد.

‏ظاهرش گولت نزنه.

‏همهٔ دشمن‌هاش غذای ماهی‌های ‏رودخونهٔ لس‌آنجلس شدن.

‏- اون ماشین کوزوداوه؟ ‏- آره.

‏هوامو داشته باش تا هارد زیرش رو عوض کنم.

‏یارو سی فوت اون‌طرف‌تره. ‏نمی‌شه بعداً انجامش بدیم؟

‏هارد پر شده

‏و کوزوداو هم دربارهٔ یه کار بزرگ حرف می‌زنه.

‏اگه چیزی روی اون دیسک ‏باشه، باید فوری بفهمیم.

‏ول کن چی می‌گن.

‏شین به آنتوان چی گفته؟

‏هیچی که جرمش رو ثابت کنه.

‏نوارها رو دیدی؟

‏خب، رانی دیده.

‏نگران نباش. حواسمون هست.

‏اوه، لعنت. روس‌ها دارن می‌رسن.

‏عجله کن.

‏عصر بخیر، آقایون.

‏کمکی از دستم برمیاد، افسر؟

‏فکر کردم بالهٔ مسکو اومده ‏شهر، بعد خالکوبی‌ها رو دیدم.

‏طبق سیاست جدید باید اسم، درجه

‏و شماره‌تون رو بگیرم، رفیق کمونیست. بریم.

‏باج‌گیری رو برای کاکاسیاه‌ها ‏و لاتین‌های کثافت نگه دار.

‏یه وکیل یهودی دارم. اسمش پل هیرشهایمره.

‏اگه حرفی باهام داری، به اون زنگ بزن.

‏اسلحه داره.

‏پررویی یه چیزه.

‏گلاک همراه داشتن یه چیز دیگه.

‏وقتشه به اون یهودیِ وکیلت زنگ بزنی.

‏محافظه. مجوز حمل داره.

‏خب، ظاهراً باید ازتون عذرخواهی کنم.

‏دیگه مزاحمتون نمی‌شیم.

‏این انتقال ویدئویی هاردیه

‏که دیشب از ماشین کوزوداو برداشتیم.

‏یکی رو استخدام کرده یه ساختمون رو آتیش بزنه

‏تا از بیمه پول بگیره.

‏گفت کی؟ — نه، ولی قرارداد بسته شده.

‏ممکنه همین امروز انجام بشه.

‏اسم آتش‌افروز یا هدف رو می‌دونیم؟

‏هیچی. انگار ساختمون مسکونیه.

‏اون حرومزاده شوخی می‌کرد که فقط ‏مکزیکی‌ها اون‌جا زندگی می‌کنن.

‏اگه همین الان دستگیرش کنیم، ‏چقدر می‌تونیم بهش فشار بیاریم؟

‏بیش از ده فقره اخاذی،

‏جرم سازمان‌یافته و سرقت سنگین ‏داریم. حداقل بیست سال می‌گیره.

‏پس میاریمش،

‏و از اون اتهام‌ها اهرم می‌سازیم ‏تا آتش‌افروز رو لو بده.

‏وقتشه این پرونده رو ببندیم ‏و اعلام پیروزی کنیم.

‏به رئیس زنگ می‌زنم.

‏یه تیم جمع کنین و بیارینش.

‏هه‌هه.

‏ویک.

‏شک داشتم بتونی

‏هم توقیف‌ها رو بچرخونی هم عملیات گاراژ رو.

‏ولی کارت عالی بود.

‏بدون رانی از پسش برنمی‌اومدم.

‏کارت خوب بود.

‏رئیس بزرگ ویک

‏ماشین تازه می‌خواد تا آدم‌بدا رو بگیره.

‏می‌دونستم یه کم اسپانیایی بلدی،

‏نمی‌دونستم زبان دود هم بلدی.

‏یه مجرمی یه جایی

‏داره با ماشین جدید من می‌چرخه.

‏هرکی اول توقیفش کنه، دو ‏تا بلیت لیکرز مال اونه.

‏خب، چی تو ذهنته؟

‏هی، داچ‌بوی! این روزها چی سوار می‌شی؟

‏سوبارو.

‏هرچی جز سوبارو.

‏باشه، زود یه ماشین ‏درست‌وحسابی زیر پات می‌ندازیم.

‏یه چیز سریع. نمی‌تونم این عوضی‌های ‏جرائم سازمان‌یافته رو بگیرم

‏وقتی صفر تا شصتش چهار دقیقه طول می‌کشه.

‏بیاین برای آقای بزرگه ‏یه ماشین تازه پیدا کنیم.

‏بالاخره این روس‌ها رو می‌گیریم یا نه؟

‏کاپیتان دیر کرده. بدون ‏اون نمی‌تونیم شروع کنیم.

‏هی، برگردوندنش فکر من نبود.

‏کاپیتان می‌خواست یکی از بچه‌های ‏بخش نوجوانان این‌جا باشه.

‏آره، باشه، هرچی.

‏همه وظایفتون رو می‌دونین.

‏بیست دقیقه دیگه مستقر شین.

‏همه دست نگه دارین.

‏چی شده؟

‏برنامه عوض شده.

‏اون کلیسایی که هفتهٔ پیش بهش یورش بردین؟

‏یه لحظه، مانسل.

‏ماجرا این‌طوری نبود.

‏مردم جیغ نمی‌زدن.

‏این نوار تدوین شده. نسخهٔ دست‌نخورده کجاست؟

‏همین نسخه رو شبکه‌های خبری محلی دارن.

‏امشب ساعت شش پخشش می‌کنن.

‏از کجا آوردیمش؟

‏منشی مطبوعاتیم این نوار رو

‏از یه خبرنگار به‌عنوان لطف گرفته.

‏نسخهٔ اصلی رو داره؟

‏فکر نکنم،

‏ولی بیشتر باید نگران باشی ‏این کابوس رو چطور جمع کنی.

‏دوازده کیلو هروئین توی اتاق مدارکم دارم.

‏همین برای جواب دادن کافیه.

‏روابط عمومی داره روی پاسخ ما کار می‌کنه.

‏تا اون موقع، واحد جرائم سازمان‌یافته

‏عملیات گرفتن کوزوداو رو به عهده می‌گیره.

‏این جان سالیوانه، سرپرست تیمشون.

‏تبریک. واقعاً کارتون عالی بود.

‏پروندهٔ محکمی بستین.

‏آره. پروندهٔ کوفتیِ خودمون.

‏روی این پرونده خیلی وقت و زحمت گذاشتیم، روی.

‏حقمونه خودمون دستگیرش کنیم.

‏گرفتن کوزوداو برد بزرگی برامونه.

‏نمی‌تونیم ریسک کنیم خرابش کنیم

‏وقتی افسر بازداشت‌کننده و کاپیتانش

‏همون روز همه‌جای اخبار پخش می‌شن.

‏از روز اول روی این سیاست شاشیده.

‏آمار سه‌ماههٔ قبله.

‏با همهٔ کارهای خوبی که دارین می‌کنین،

‏جرم توی این حوزه در واقع ‏چهار درصد بالا رفته.

‏به رأی‌دهنده‌هام قول دادم

‏همهٔ این توقیف‌ها رو موردبه‌مورد بررسی کنم.

‏و انتظار دارم به تمام پرونده‌هاتون ‏دسترسی کامل داشته باشم.

‏کارآگاه مکی شما رو در جریان عملیات می‌ذاره.

‏هر حمایتی لازم داشته باشین فراهم می‌کنه.

‏همه‌چی روشنه؟

‏کاملاً.

‏نوار رو بررسی می‌کنم.

‏سعی می‌کنم نسخهٔ اصلی رو پیدا ‏کنم. از این هم رد می‌شیم.

‏فعلاً شین یه پرونده از واحد مفاسد آورده.

‏باهاش کار کن. — چیه؟

‏یه عضو بیز لت توی زندان ایالتی پیدا کرده

‏که حاضر شده خبرچین بشه

‏در عوض آزادی زودهنگام.

‏ادارهٔ زندان‌ها تقریباً ‏هیچ‌وقت آزادی زودهنگام نمی‌ده.

‏آره، خود رئیس برای این کار ‏پیش اداره پا درمیونی کرده.

‏خبرچین شین با ارنستو دینتا رفیق باندیه،

‏همون سلطان قاچاق بیز لت.

‏اسلحه، مواد، هرچی بخوای گیر میاره.

‏دیگه نه. از لمانسکی استفاده کن.

‏می‌خوام ببینم تیم ضربت ‏قدیمیتون چطور با هم کار می‌کنه.

‏عالیه.

‏از دختر گمشدهٔ لم خبری شده؟

‏هنوز دنبالشیم.

‏حس نمی‌کنم این قصه پایان خوشی داشته باشه.

‏کاپیتان، از میشن کراس زنگ زدن.

‏یه دختر کوچیک رو همین الان آوردن اورژانس

‏با سوختگی گلو و صورت.

‏چی شده؟

‏فکر می‌کنن مجبورش کردن یه جور اسید بخوره.

‏دکترها دارن درمانش می‌کنن. — چند سالشه؟

‏طبق گفتهٔ پدرخوانده‌ش، هفت ساله.

‏بچهٔ تحت سرپرستیه.

‏آره.

‏یه دقیقه بهم وقت بده، میام پیشت.

‏این هیلو گوتیرزه.

‏به خاطر سرقت مسلحانه پنج سال چینو بوده.

‏وقتی گرفتنش، هوای رفقای بیز لتش رو داشت.

‏اونا هم در تمام دوران حبسش ‏فقط یه بار رفتن دیدنش.

‏این هم از چیزی که وقتی بندازمشون ‏زندان می‌بینمشون بیشتره.

‏انتقام از کون نوجوون هم شیرین‌تره.

‏فقط یه ماهه شهروند شده.

‏رفیقش ارنستو داره دوباره ‏وارد جمعشونش می‌کنه.

More Farsi/persian subtitles for The Shield

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left