One Tree Hill

One Tree Hill

Download Farsi Persian Subtitle

Season 8

Release info

One Tree Hill S08E17 The Smoker You Drink The Player You Get 1080p HMAX WEB-DL DD5 1 H 264-CRFW
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 8 قسمت 17 One.Tree.Hill زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2026-01-04
Downloads: 15
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 193 lines.

کوئین؟ هوم؟

وقتشه. ها؟

باشه، بزن بریم

نفس بکش، نفس بکش. دارم نفس می‌کشم

نفس بکش

اِه، اینا که کفش‌های منه. اوهوم

من که کفش پامه

باشه، اِم

کلیدهات کجاست؟

کلیدها! کلیدها

کلیدها، کلیدها

کلیدها کجان؟

اینا که کلیدهای کلی هستن. کلیدهای من کجان؟

مگه امروز با ماشین کلی نرفتی؟

اوهوم

با ماشین تو می‌ریم. همه‌چی خوب پیش می‌ره

فکر نکنم اون تو جا بشم

چرا، یه جوری ردیفش می‌کنیم. مثبت‌باش

فقط، داری نفس می‌کشی؟ دارم نفس می‌کشم

هنوز دارم نفس می‌کشم. باشه، بیا بریم، فقط بشین

صبر کن، پاتو بلند کن. کوئین، اینطوری نمی‌شه

چون من باید برم صندلی عقب

این ماشین که صندلی عقب نداره

می‌دونم

از پسش برمی‌آیم. حالت خوبه

کوئینی، نمی‌تونم. مجبوری

چون داری بچه‌دار می‌شی

در واقع، نمی‌شم

چی؟

سرکارت گذاشتم

کلک کثیفی بود

فقط یه امتحان کوچولو بود؛ باید آماده باشی

واسه وقتی که بچه خواست بیاد و نیتن اینجا نبود

چوپان دروغگو شدی، چوپان دروغگو

نوشیدنی می‌خوای؟ نه

شیرینی تُستری؟ نه

آره

چی اینقدر خنده‌داره؟

سعی کردی منو بچپونی توی یه ماشین کوچولوی اسپرت

خب... اصلا آماده نبودی

اوه، آماده می‌شم

آماده می‌شم

امیدوارم، چون توی این امتحان بدجوری گند زدی

«از من متنفرید؟»

یا تقصیر ماری‌جوانا و پیامک بازیه

یا تمام شب رو توی «فیس‌پیج» گذروندن؟

چون بیشترتون دارید توی این درس می‌افتید

بیشترتون

اتاق بچه رو چه رنگی بزنیم؟

داری واسه بروک دیویس اتاق بچه آماده می‌کنی؟

آره. چطور؟

داری واسه بروک دیویس بچه میاری؟

آره، دارم یه بچه و یه اتاق بچه میارم

و اون بچه هم من و ما رو به دست میاره

اون بچه خیلی خوش‌شانسه. هوم

خب، آبی یا صورتی؛ اما از اونجایی که کلوئی

نمی‌خواد از قبل جنسیتش رو بدونه

زرد. سبز

ولی زرد خیلی آفتابی و روشنه

کره طلایی. گنج طلایی

جوجه‌اردک نرم

خب، «جوجه‌اردک نرم» رنگ قوی‌ئیه

ولی از «جنگل سحرآمیز» هم غافل نشو

واقعاً سحرآمیزه

ما قراره یه خانواده بشیم

قراره یه بچه داشته باشیم توی اتاقی با رنگی

به اسم «جنگل سحرآمیز» یا «جوجه‌اردک نرم»

تو جنگل سحرآمیز منی

تو جوجه‌اردک نرم منی

ممم

«آخی، جوجه‌اردک نرمم رو نگاه کن.»

قرار بود من یه مرغ باشم

یه مرغ

مگه نفر قبلی همینطوری... آره

آره، نفر قبلی همینطوری وسط شلوغی زیر گرفته شد

نمی‌خوام از خیابون رد بشم

خب پس چرا یکی دیگه از داستان‌ها رو کار نمی‌کنی؟

چون اونا خسته‌کننده‌ان و من می‌خوام یه سروصدایی راه بندازم

لباس مرغ قشنگ سروصدا راه می‌ندازه

لباس مرغ قشنگ هم پخش‌وپلا می‌کنه

می‌دانم

خب، نظرت چیه یکی دیگه از داستان‌ها رو برام بخونی

و ببینیم چه زاویه‌ای می‌تونیم بهش بدیم؟

بهم کمک می‌کنی؟ البته

هر کاری واسه... جوجه‌ی دافم می‌کنم

ایول، من دافم

پاهای مرغی‌م یه طوری عرق کردن که باورت نمی‌شه

اه

می‌خواستی منو ببینی؟

از نمره «الف» خودت تعجب کردی، آقای اسکات؟

الف منفی. شما چطور؟

فکر می‌کنم کلمه «خیلی» رو اختراع کردن

واسه همچین لحظاتی

این رو به حساب یه تشویق به سبکِ دَن اسکات

می‌ذارم، استاد

نمی‌خوام نماینده پسرم باشی

ممنون می‌شم اگه این کار رو متوقف کنی

واسه همینه که «الف» گرفتم؟

الف منفی. و نه

نماینده بودن تو واسه ایان، یا نبودنش

روی نمره این درست تاثیری نمی‌ذاره

خوبه

چون ایان استعداد فوق‌العاده‌ایه

و به یه مدیر برنامه نیاز داره

نگفتم نمی‌خوام مدیر برنامه داشته باشه، آقای اسکات

فقط نمی‌خوام مدیر برنامه‌ش «تو» باشی

خیلی با تکبر در موردش حرف زد، می‌دونی، انگار

من اونقدر خوب نیستم که نماینده پسرش باشم

بعد هم شروع کرد به گفتن اون اراجیفِ

جدا کردن مسائل کاری از شخصی

هوم

بعدش اون دختره که توی قایق کلرمن بود اومد اینجا

سراغ تو رو گرفت

کی، تریسی؟

اصلا به جذابیت کوئین نبود

خب، نظرت چیه؟

دارم به پنکیک یا فجیتا فکر می‌کنم

آه. بیخیال. واقعاً، پنکیک یا فجیتا؟

آخه اینا چه انتخاب‌هایی هستن؟

چون نیت، من هم پنکیک دوست دارم هم فجیتا

این مثل اینه که بگی پوره سیب یا پوره سیب‌زمینی

اوه، پوره سیب‌زمینی عالی به نظر میاد

تو خیلی عجیبی. خودت می‌دونی؟

اوهوم. کاملاً عجیب‌غریب

هی، اوه. جولیان

چه خبر، جِی-مَن؟

آره، می‌دونم جیمی نیست

چی شده؟

الو؟

الو؟

پرید؟ آره

فقط بهش پیام می‌دم

می‌دونی، یادم نمیاد آخرین بار کی تونستم

یه تماس رو تا آخر ادامه بدم

خب، کلاً ۳۰ ساله که موبایل اختراع شده

نباید انتظار معجزه داشته باشی

هی. چای و چای

می‌دونی، یه روز به گذشته نگاه می‌کنیم و می‌گیم:

«یادته تماس‌ها قطع می‌شد و همه‌ش می‌گفتیم

الو؟ کسی اونجا هست؟»

واسه همینه که پیام می‌دیم. چرا مردم پیام می‌دن؟

چون زنگ زدن به آدم‌ها به ناامیدی و ضدحال ختم می‌شه

نه، مردم پیام می‌دن چون

دوست ندارن توی عمل انجام شده قرار بگیرن

هیچ‌کس نمی‌خواد اون طرفِ مکالمه‌ای باشه

که کسی ازش بخواد هم‌مسیر بشه یا بهش پول قرض بده

یا وقتی کسی بهت می‌گه که همیشه عاشقت بوده

باور کن آخری از همه بدتره

نه، نه به اندازه وقتی که زنگ می‌زنن و ازت می‌خوان

تا بادکنک پر از کوکائین خالص بولیوی رو ۱۵

از مرز ترکیه رد کنی

و تو هم کلی قسط داری و نمی‌تونی نه بگی

تموم شدی؟

تو روحت

حالا تموم شدم

«هیچ‌کس دوست نداره تو منگنه قرار بگیره.»

می‌خوان اول بخوننش، بهش فکر کنن و بعد جواب بدن

معمولاً هم با یه دروغ یا بهونه‌ی حساب‌شده

یا اصلاً وانمود می‌کنن که پیام رو نگرفتن

یا وقتی به کسی پیام می‌دی که دوسش داری

و جوابی نمی‌شنوی

می‌تونی وانمود کنی که اصلاً پیام به دستش نرسیده

پشت تلفن نمی‌شه این کار رو کرد

من با خودم می‌گم طرف مُرده یا مثلاً

توی یه گودال زندانی شده، مثل فیلم «سکوت بره‌ها»

لوسیون رو می‌ذاره توی سبد

در واقع جمله‌ش این بود: «لوسیون رو قرار می‌ده توی سبد»

ولی همه همیشه اشتباه می‌گن

به هر حال، قضیه اون گودال توی «سکوت بره‌ها» چیه؟

ظاهراً اون پایین آنتن‌دهی موبایل اصلاً خوب نیست

آره خب، کلاً ۳۰ ساله که موبایل داریم

پس نباید انتظار معجزه داشت

به هر حال، ذهنتون رو آزاد کنید، که می‌دونم کار سختی نیست

آماده‌اید؟ اوهوم

جوجه‌اردک نرم یا جنگل سحرآمیز؟

داری گروه موسیقی راه می‌ندازی؟

چون من حاضرم برم کنسرت «جوجه‌اردک نرم»

نه، اینا رنگ‌های اتاق بچه‌مه

اَه. مم

من باید برم سر کار. من

مدیر بار هستم

تنفر یه انتخابه. انجامش نده

جدی، زرد یا سبز؟

نمی‌دونم، این مثل اینه که از ما بخوای پوره سیب

و پوره سیب‌زمینی رو با هم مقایسه کنیم

اوه، پوره سیب‌زمینی. پیشنهاد خوبیه

خوب به نظر میاد، نه؟

خیلی خوشحالم که زنم قرار نیست پسر به دنیا بیاره

من باید برم ایان رو پیدا کنم

بهش پیام بده! زنگ نزن

بهم اعتماد کن

کوئین

وقتشه

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left