The first 184 lines.
آدمهایی توی این دنیا هستن
که ترجیح میدن به جای ساختن، نابود کنن
به جای بخشیدن، فقط بگیرن
باید جلوی این آدما رو گرفت
دستا بالا بانکیها
اوه، نه. این «بی. دزل»ـه
یه سوپر دیوای فوقالعاده شیکپوش
این آخرین برداشتتون از بانکه
آماده باشین که خیره بشین
آخ! اوه
بروک، آخه این چه کاریه؟ چی؟
باز داشتم توی خواب مبارزه میکردم؟ آره
دیگه قبل خواب از تماشای فیلم «کیک-اس» واسه زنم خبری نیست
گفتی زنم
عاشق شنیدن این کلمهام
اوم، کجا داری میری؟
سرِ کار. امروز دارم یه آگهی تبلیغاتی رو کارگردانی میکنم. یادت نیست؟
نه
پس یعنی ماه عسل تموم شد
و قراره تبدیل بشیم به یه
زوج پیر و خستهکننده؟
خب، تو توی خواب دعوا میکنی، بروک
هیچ زوجی که تو یه طرفش باشی، نمیتونه خستهکننده باشه
بدون تو باید چیکار کنم؟
اوم، نمیدونم
بری خواربارفروشی؟ کارای خونه رو انجام بدی؟ آشپزی کنی؟
اینا حرفاییه که یه شوهر پیر و خستهکننده میزنه؛ ۵۰۰ دلار میارزه، لطفاً
یا میتونی دوباره فیلم «کیک-اس» رو ببینی
برنده شدیم
ایول
صبحونه؟ مناسبت خاصی داره؟
اولین روزیه که ماروین برگشته به تلویزیون
آره، یه دور کامل زدم
و تهش دوباره برگشتم سر پلهی اول
شروع دوباره هیچ اشکالی نداره
اگه جولیان فکر نمیکرد که
بااستعدادی، استخدامت نمیکرد
بهت افتخار میکنم
به هر حال، دیگه بهتره برم خونه
«امشب میبینمت؟» خداحافظ
میدونی یه جورایی بیانصافیه که مجبوزش کنی
هر روز این مسیر طولانی رو تا خونهاش پیاده بره، نه؟
کی قراره دوباره با هم زندگی کنین؟
داریم آروم پیش میریم. مرد، «آروم؟»
اگه از این آرومتر پیش بری، دیگه داری دنده عقب میری
میخوای چیکار کنی؟ ببریش سر قرار و سعی کنی بفهمی
طعم بستنی موردعلاقهاش چیه؟
شکلاتی با گردو و مارشمالوئه
و فکر نمیکنم تو کسی باشی
که بخواد توی رابطهها نصیحت کنه
تو میخواستی توی سومین قرارت از مامان نیتن خواستگاری کنی
لعنتی، کارت درسته
میدونم
ولی هنوزم شنیدنش کیف میده
میخوای بدونی کدوم عکس محبوب منه؟
اوم
همونی که تو گرفتی
من؟ اوه، آره راست میگی، من گرفتم
یادم رفته بود چون خیلی راحت بود
فقط باید دوربین رو میگرفتم و دکمه رو میزدم
هوم، واسه اینه که دوربینم رو روی حالت خودکار گذاشته بودم
هی، لازم نیست بدجنس باشی
احتمالاً تو عکاس بهتری از من هستی
راهی واسه فهمیدنش نیست. اوه، چرا، هست
از وقتی اینا رو پست کردم، سه تا پیشنهاد کاری داشتم
اونی که من گرفتم رو هم... پست کردی؟
آخه ممکنه اون پیشنهادها واسه من باشن
هوم، شاید بودن
بیا امروز یه کار باحال بکنیم، مثلاً بانجی جامپینگ
بیا بریم بانجی جامپینگ. عمراً
ببین، من یه قانون سفت و سخت دارم که هیچ کاری انجام ندم
که اگه توش بمیری، دل کسی واست نسوزه
مثلاً هیچوقت نمیشنوی کسی بگه
«آخ، طفلکی اون پسره
فقط میخواست یه طناب به مچ پاش ببنده
و از روی پل بپره پایین.»
باشه، شاید اون نه، ولی یه کار هیجانانگیز
هوم
فکر کنم میدونم چی لازم داری
اوم
جواب چیه، خنگول؟
جوابش «تامی»ـه، در ضمن تو اصلاً از من سوال نپرسیدی
چاقی، مستی و حماقت راه زندگی کردن نیست، پسرم
چطور میخوای حقوق تجارت بخونی
وقتی نمیتونی سوالاتم رو از قبل پیشبینی کنی؟
من اصلاً نمیفهمم
شاید این رو بفهمی
بیخیال مرد. همچین اتفاقی نیفتاد
تازه، داری دیالوگهای فیلم «خانهی حیوانات» رو نقلقول میکنی
باشه، شاید یه ذره اغراق کردم
ولی اون یارو یه کابوس واقعیه
از تحقیر کردن بقیه لذت میبره
خب درس بخون، منظورم اینه که اگه مطلب رو بلد باشی
نمیتونه احمقت جلوه بده
در ضمن، مگه به خاطر این نرفتی
سر کلاسش که سختگیر بود؟
من با سختگیریش مشکلی ندارم
با قلدر بودنش مشکل دارم
هوم، به هر حال کلاسِ اونه
ببین، دو تا راه بیشتر نداری
یا استادت رو عوض کنی یا باهاش کنار بیای
واسه عوض کردنش خیلی دیره
خب، پس گزینهی «کنار اومدن» برنده شد
وگرنه نمیتونی ایجنت بشی
چیس اینجا نیست
اوه، در ضمن آتشبس تمومه
چون تو وقتی با هم صلح کرده بودیم، بوسیدیش
و تو هم توی مهمونی باهاش خوابیدی
ولی مهم نیست. من واسه چیس اینجا نیومدم
از وقتی توی لیموزین دیدمش که یه خال پشمالوی نیممتری بهش چسبیده بود
یهو جذابیتش برام از بین رفت
به هر حال، میخواستم با هیلی حرف بزنم
در مورد ضبط کردن یه آهنگ اینجا
تو از کی تا حالا خواننده شدی؟
جدی میگم
میدونم، واسه همین دارم میخندم
خب، همونطور که گفتم، اومدم از هیلی بپرسم، نه تو
وقتی میشه با خودِ مکانیک حرف زد، چرا آدم بره سراغ دستمالِ روغنی؟
نظر هیلی هم همونیه که من فکر میکنم
حالا میبینیم. باشه پس، فعلاً
پلیدی پشت هر دری توی تریهیل کمین کرده
بینندگان وفادار، با ما بمونین
تا... خیره بشین
خب، این یه آگهی جذب دانشجوئه
واسه کالج تریهیل
و اگه کارها خوب پیش بره
میتونه باعث بشه کارهای بیشتری
گیر هر دوتامون بیاد
هی، باز هم ممنون بابت کار
حس خوبیه که آدم واسه یه کاری به درد بخوره
غیر از توالت شستن
اه، ما با مایکل یه مشکلی داریم
بازیگرمون. بذار حدس بزنم
دستشویی رو به آب بسته؟ نه، نه
اه... خب، آره
ولی با دیالوگهاش هم مشکل داره
مشکل چیه؟ بلدشون نیست
حله، ردیفش میکنم
یه فیلمنامه لازم دارم و یه لولهبازکن
اگه الان از مردا متنفر نبودم
حسابی به دردسر میافتادی
آره دیگه
مردا افتضاحن. هوم
هی
اومدم یه سری بزنم. با هم اوکی هستیم؟
آخه میدونی، از بعد از
اون عروسی، درست و حسابی با هم حرف نزدیم
البته. اهم
خودمون گفتیم اون رابطهی جنسیِ سرسری توی عروسی
لازم نیست معنای خاصی داشته باشه
خب، تو این رو گفتی. منم فقط تایید کردم
پس یعنی چیزی نشده؟ نه
حداقل بین ما نه
خب پس چی شده؟
من این کار رو چون اوون به کمکم نیاز داشت شروع کردم
حس خوبی داشت که میدیدم دارم مفید واقع میشم
حالا تمام کارم شده اینکه به مردم کمک کنم مست کنن
اگه میخوای به مردم کمک کنی
همیشه یکی هست که نیاز به کمک داشته باشه، میدونی؟
میتونی مثل هیلی داوطلب بشی
میتونم واسه بقیه مثل یه برادر بزرگتر باشم
همیشه بازی کردن با بچهها رو دوست داشتم
آره، این رو بلند نگو
پووف
کی دیگه به شرکت تولید پوشاک نیاز داره
وقتی میتونه پرواز کنه؟ وای خدای من
هی. بالاخره
خیلی حوصلم سر رفته، هیلز
بیکاری داره منو میکُشه
میتونم، میتونم بیام مرکز بحران پیش تو؟
میتونیم مثل یه تیم دونفرهی
حل مشکل، مسائل رو حل کنیم
راستش من برای کمک به مردم ثبتنام کردم
ولی بیشترِ روز رو دارم «انگری بردز» بازی میکنم
هوم
میدونم چی حالت رو بهتر میکنه
دهنِ اون دختر کوچولو رو دیدی
آره، مگه نه؟
ببین، چرا مرکز بحران نمیتونه اینجوری باشه؟
مردم زنگ بزنن و درخواست کمک کنن
و ما واقعاً بهشون کمک کنیم
ولی نه، به ما گفتن فقط گوش بدیم
فکر میکنی کسی جرئت داره به «هیت-گرل» بگه فقط گوش بده؟
هی، همین الان پیامکت رو دیدم. وضعیت اضطراری چیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.