The first 200 lines.
بریم سراغ بخش مسابقه جپردی!
اینم دستهبندیهاتون.
"دنیای شگفتانگیز دیزنی" رو داریم،
بعد "زندگیهای هدررفته"، "فناپذیری"،
"چارلی گریوز"، "پشیمانیها"،
و در نهایت، "راه برگشتی نیست."
موریس، میکروفون دست شماست.
"فناپذیری" رو برای ۴۰۰ امتیاز انتخاب میکنم.
"این هر چی بیشتر تجربهش کنی،
زمان چیه؟
درسته. اسم شما هم رفت توی جدول، موریس.
کن، من "زندگیهای هدررفته" رو برای ۲۰۰ امتیاز برمیدارم.
"این شریک ارشد شرکت
آندریا.
درسته. چارلی، دهنتو ببند لطفاً.
چارلی. حتی خوابهاتم کلیشهایه.
کمکی میخوای؟
مطمئنی این فکر خوبیه؟
آره حتماً. آخه میدونی،
دلم برای یه روال عادی تنگ شده، میدونی؟
فقط، آخه... میدونی،
تو همین الان سرزده رفتی
خونه اون مردِ جپردی باز...
...خونه اِد لیتل،
بعضیا ممکنه بگن "تهدیدآمیز" بود.
میدونی، شاید فقط نیاز داری یه ذره آروم شی یا...
با یکی حرف بزنی یا...
چی؟ با یکی حرف بزنم؟ منظورته برم تراپی؟
آره.
خب، تو که هیچوقت با تراپیست حرف نزدی،
چون تو، میدونی... تو...
تو به خونه یه غریبه حمله کردی.
عزیزم، من حالم خوبه. قول میدم.
میدونی، مثل...
همه اون هورمونهای بعد از زایمان رو داشتی،
خب، من که همینطوری از اون حال و هوا درنیومدم.
و یه سری حسهای دلگرفتگی کلی هم هنوز دارم که، مثلاً،
هیچوقت، مثلاً، کامل از بین نمیره.
ولی... حرفت رو میفهمم.
خب، باشه، من خوبم،
پس بیا اینو بذاریم پشت سرمون، باشه؟
چی رو بذاریم پشت سرمون؟
میبینی؟ منظورم همینه.
خوش بگذره فرنسس رو میبری.
هی. میتونم ماشینتو برای امشب قرض بگیرم؟
فردا بعدازظهر پسش میدم.
آخه باید برم لا کوئینتا
برای یه اردوی شرکتی جانی ۶۶،
جنا هم توی این اردوئه؟
اون مدیرعامل شرکته.
چیزی که من میخوام مهم نیست.
وظیفمه اونجا باشم، پس میرم. میتونم ماشین قرض بگیرم؟
چارلی باید بره سر کار،
و منم الان دارم میرم پالم دزرت
که فرنسس رو ببرم مسابقات مناظره،
پالم دزرت که درسته نزدیک لا کوئینتاست.
خب، فکر کنم بتونیم برسونیمت.
ولی ما الان داریم میریم،
پس مسئولیتش با خودته.
داری جسد با خودت میبری؟
فقط... وسایل کاره.
برای ناهار توی پایونیرتاون وایمیستیم؟
راستی، یه ذره جینجر اِل هم بگیریم
وای خدای من. فقط گمشو بیرون
من توی ماشینم. باشه.
هی.
چی؟ اوه رفیق، حالت خوبه؟
بچه. اکسِ من داره یه لعنتی بچه میاره؟
صبر کن. من... من خیلی گیج شدم.
اندی داره بچه میاره؟
نه! شوهر سابق اصلیم، جو.
و این چیز بدیه؟
اگه بچه زن جدید و جوونتر شوهر سابقم باشه، آره.
میدونی چیه؟ اون احمق میتونه دو سال آینده رو
و توی حیاط مهدکودک،
و حالا جو میتونه همه اینا رو دوباره از اول انجام بده،
و نائومی هم یه نسخه بهتر از اون رو گیرش میاد!
تو باید بابت تربیت کردنش غرامت بگیری.
منظورم اینه که، تو نفقه میگیری،
یا نه. راستش هیچ ایدهای ندارم
کتی، مثلاً، کی فهمیدی
وقتی فهمیدم
که هیچوقت قرار نبود بزرگ شه.
من هیچوقت، هیچوقت از این وضعیت رها نمیشم.
صبر کن. تو خودت نبودی
گمشو بیرون!
من فقط میگم که...
من فقط میگم که...
اصل مطلب این نیست!
باشه، باشه. اصل مطلب نیست.
اون فقط میتونه
چون هر کی تو سن ما باشه میفهمه
که اون اصلاً مورد مناسبی نیست.
یکی جوونتر، چه بدبختیای.
میدونی چیه؟ خفه شو، باشه؟
تو توی این قضیه دخیل نیستی.
باشه. نمیخوام کمک کنم.
باشه. باشه عزیزم.
موفق باشی توی مسابقات.
دوستت دارم.
سلام، جما.
وای خدایا، خدا رو شکر که اینجایی.
بقیه آدمای این تورنمنت همه خُل و چِل و بازندهن.
دیگه خسته شدم از اینکه همیشه ما از همه خوشتیپتریم.
میدونم.
خداحافظ.
باشه.
حتماً.
کتی فیلدز هستم.
با من همراه باشین تا با پیشروها صحبت کنم...
چرا داری اینجوری حرف میزنی؟
اینجا پادکست "شکستن سقف شیشهای" هست...
لعنتی، این خیلی بلنده.
...بخشی از شبکه صنایع "باس ماما"...
شبکه صنایع "باس ماما" چیه؟
شرکت منه.
سلام.
آخه... فکر نمیکنم خوب میکس شده باشه، میدونی؟
آره، یکم صداش زیاده.
باشه، اینو میذارم برای بعد
وقتی بتونیم تمرکز کنیم.
عالیه، آره.
باورم نمیشه دایان رو گیر آوردی.
آره، یه مشاور املاک محلی رو گیر آوردی. به به.
رفیق، مطمئنی میخوای بری این اردوی "جانی ۶۶"؟
همینجوری گفتم. چرا نریم ناهار بخوریم، بریم خونه؟
آره، مطمئنم، باشه؟ من کار دارم، سیلویا.
باید برم این برنامه. اَه.
رفیق، چرا خودتو اینقدر اذیت میکنی؟
خیلی جاهای دیگه هستن که اول از همه استخدامت میکنن.
یا میتونی کار خودت رو راه بندازی.
جِنا حق داره.
من سالهاست در مورد باز کردن بار خودم حرف زدم و اتفاق نیفتاده،
پس هیچوقت هم قرار نیست اتفاق بیفته.
فقط اینو گفت چون خیلی ناراحت بود
چون روز عروسی تنهاش گذاشتی.
تیکه انداختی، سیل!
جِنا یه آدم کاریه، میدونی؟ اون میدونه.
چـ... چیکار کنم؟ یه بار کوچیک و داغون باز کنم؟
به "لاکی پنی" نگاه کن.
آره، ولی به خاطر آبجوهای تو.
من دارم میرم به اون برنامه. باشه؟ میشه دیگه در موردش حرف نزنیم؟
من میرم به اردو.
بهت قول میدم، جِنا الان یا احتمالاً دیگه هیچوقت نمیخواد تو رو ببینه.
ما قبل از رابطه با هم کار میکردیم،
بعد از این ماجرا هم خوب با هم کار خواهیم کرد.
میشه فقط بذاری دوران بعد از کاتش رو
اونجوری که خودش لازم داره بگذرونه؟
به دلت گوش کن.
این اولین قدم از فرایند سهمرحلهای "باس ماما" برای بعد از کات کردنه.
باحال. دو قدم دیگه چـ... چیه؟
دنبال دلت برو و هر کاری که حس میکنی رو انجام بده.
قدمهایی که به طرز جالبی شبیه همان.
ولی واقعاً فکر میکنم رفتن به اردو نتیجه معکوس میده.
اینو کسی میگه که هیچوقت طلاق نگرفته!
آره، دقیقاً. آره.
کتی، تو بعد از طلاقت چیکار کردی؟
ببین، بعد از طلاق و کات کردن یه زمان عجیب و غریبیه، مگه نه؟
واقعاً همینطوره. نمیدونم از این لحظه به لحظه بعد
چه حسی خواهم داشت.
میدونی چیه؟ میام اون پشت تا بتونیم حرف بزنیم.
عالیه. آره.
اوه. من توی بزرگراهم. وای. خطرناکه، خطرناکه.
در مورد این موضوع حرف زیاد دارم.
میدونم تو کسی بودی که به رابطه پایان دادی
ولی این به این معنی نیست که حق نداری دیوونهوار حس کنی.
نه. راستش، همیشه خیلی غمگینم.
بچهها، بچهها، من فقط تیکه تیکه
از حرفاتون رو میشنوم. میتونین بلندتر حرف بزنین؟
ولی تموم میشه. فقط باید تحملش کنی.
فقط حس میکنم، آخه کی قراره تموم بشه؟
خب، راستش منم وقتی دین باهام کات کرد، واقعاً حس بدی داشتم.
دین؟
از گروه آکاپلا؟
آره.
از سال اول دانشگاه؟
نه، نه. دین تو رو وارد باشگاه طلاق نکرده حساب نمیشه.
متاسفم.
من سال سوم دانشگاه باهاش دوست بودم، نه سال اول.
چی؟
من سال سوم دانشگاه باهاش دوست بودم، نه سال اول.
پس هنوز تازهست.
دین. قدیمی شده.
قدیمی شده؟ آره. نه کاملاً مال سالهای آکاپلا.
ولی اون توی بخش منابع انسانی گوگل کار میکنه.
چه باحال.
میتونست تو باشی.
خانم گوگل.
خانم منابع انسانی گوگل.
هِی، همین الان مزخرفترین چیز رو شنیدم.
اینکه داری میری اردوی شرکتی که باید ازش استعفا بدی؟
نه. هه هه.
اینه که "رِد" داره کارش رو تعطیل میکنه.
رِد، همون پسره که صاحب بار "رِد ولف"ـه،
همون جایی که الان همین توش نشستیم.
مگه باید برامون مهم باشه؟
رِد تو دنیای آبجوسازی یه پا استاده.
خب، موقعیت اینجا هم واقعاً کمکی نمیکنه. خیلی داغونه.
مسئله این نیست. آبجوسازها همه جا واقعاً دارن الان مشکل میکشن.
میدونی، روند نوشیدن مشروبات الکلی بین ۲۱ تا ۳۴ سالهها خیلی پایین اومده.
No comments yet. Be the first to leave one.