The first 200 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
خب، پسرتون رو تو اوکراین گرفتیم.
هنوز ۴۸ ساعت نگذشته بود که
افسر پروندهٔ ارشدی که عملیات رو هدایت میکرد
دو مأمور قراردادی روس
لعنتی درست دمِ
درِ خونهاش دید. برای روسیه دوجانبه بازی میکنی؟
این روسهای لعنتی یه جنس دیگهان.
جرئت نکن منو اونجوری صدا کنی.
همونی هستی که گفتم. یه روسِ لعنتی.
جلسهٔ خانوادگی میذارم.
باشه، بگین ببینم.
میخوایم استعفا بدی.
دخترها،
من سربازم؛ کارِ سرباز
جنگیدنه تا وقتی دیگه نتونه بجنگه
یا جنگ تموم بشه.
متأسفم که این ماجرا تا خونه دنبالم اومد.
آدمهای لعنتیِ تو اومدن سراغ من و خانوادهام!
خب، میدونی چی میگن.
قسمِ سرباز، قسمِ خانوادهش هم هست.
شمارهم توشه.
از همین حالا شروع میکنیم.
تنها چیزی که...
این همه مدت آمریکا رو خطرناک کرده بود...
این بود که مردمت به خیالِ آزادی باور داشتن.
اما حالا...
اون خیال داره رنگ میبازه.
و جاش داره این واقعیت رو میگیره
که انسان برای آزاد بودن ساخته نشده.
ما یه گلهایم، مثل گرگها.
و مثل گرگ، به رهبر نیاز داریم.
حکومتش میتونه عادلانه و منصفانه باشه...
اما باید مطلق باشه.
مردمت دارن کمکم این واقعیت رو میفهمن.
هنوز نمیدونن که بهش نیاز دارن.
اول باید همهچیز رو از دست بدن؛ هر نظمی رو.
بعد آزادیشون رو مثل آشغال دور میاندازن
و برای یه رهبر التماس میکنن.
یه بار با کووید همین کار رو کردین.
یه تصمیم بد کافی بود تا این توهم فروبریزه
که استقلال واقعاً مال خودتونه.
یعنی روسیه اینو داره، هان؟
یه رهبر عادل؟
یه مأمور حرفهایِ لعنتیِ کاگب که شده دیکتاتور؟
واقعاً فکر میکنی اون احمق رهبر گلهست؟
دارین حسابی کتک میخورین
از منسوخترین، بیعرضهترین
و فاسدترین ارتش کل اروپای مرکزی.
میخوای بدونی چرا؟
چون چند صد نفر نیرو فرستادیم روی زمین
و همونجا جلوی عوضیهاتون رو گرفتیم.
کل ارتش گوهگرفته، خنگ و پر از محکومتون...
با همون سلاحهایی میجنگه
که طالبان سال ۱۹۸۰ فرو کرد تو کونتون.
حالا افغانستان داره از سلاحهای خودتون استفاده میکنه.
همون سلاحهایی که جا گذاشتین...
وقتی فرار کردین.
این چکهچکهٔ آبِ آبخوری پرندهها...
حقهٔ کثیفیه.
شاید خودم بدزدمش.
ولی لطفاً دیگه برای من
دربارهٔ جامعههای شکستخورده گه نخور.
باشه؟ روسیه با شکوه تمام ثابت کرد
تمام نظریههای سیاسی مارکس
چرند از آب دراومد.
حتی تونستین توی این فرایند
بیشتر از کل ارتش لعنتی آلمان، از مردم خودتون بکشین.
سلطنت شکستخورده، دموکراسی شکستخورده،
و حالا هم دیکتاتوریِ در حال شکست.
تنها دلیلی که روسیه هنوز وجود داره
اینه که هیچکس دلش نمیخواد
اون جهنمدرهٔ یخزده رو ازتون بگیره.
ولی میفهمم.
باید تشریفاتش رو انجام بدی و سعی کنی منو برگردونی.
بفرما، اختیار داری.
منم لم میدم و گوش میکنم.
این کارِ من نیست.
وقتی برسونیمت خونه،
نشونت میدم کار من چیه.
و توش استاد هستم.
از دستش دادیم.
نیروی واکنش سریع فقط بیکنش رو پیدا کرده.
بیکنش رو، نه خودش رو؟
-درسته. -هیچ سرنخی هست
-الان کجاست؟ -NSA یه پایگاه داده داره
از خودروهایی که وارد
و خارج سفارت روسیه شدن.
داریم با اطلاعات
پلاکخوانهای پلیس ایالتی تطبیقش میدیم.
این چه کمکی میکنه؟
تا الان تقریباً حتمیه که یه افسر پروندهٔ سرویس اطلاعات خارجی روسیه
جابجاییهاش رو زیر نظر گرفته.
هر افسر پروندهٔ ارشد
تقریباً حتماً مصونیت دیپلماتیک داره.
داریم پلاکهای دیپلماتیک رو
با پایگاه دادهٔ پلیس تطبیق میدیم ببینیم
نزدیک آخرین محل شناختهشدهاش بوده یا نه.
هدفشون چیه؟
از نظر لجستیکی، خارجکردنش از آمریکاست؛
بردنش به روسیه، جایی که فرض میکنم
برای مبادله با یوریموف تماس میگیرن و مذاکره میکنن.
و یوریموف تو گیتموئه، درسته؟
بله، قربان.
میتونم فرض کنم افسرتون با آقای یوریموف بازجویی کرده؟
-بله، قربان. -و چیزی
باارزش از اون بازجوییها دراومد؟
بله. داریم اطلاعاتی رو
که تا حالا داده بررسی میکنیم.
انتظار داریم در ظاهر مفید به نظر برسه،
اما احتمالاً بیشترش از قبل کاشته شده
تا دقیقاً همین اطلاعات رو به ما بده، قربان.
-معلومه. -هر اطلاعات باارزشی
که یوریموف داشته، روسها احتمالاً همین حالا دارن تغییرش میدن.
بدترین سناریو رو
برامون توضیح بده.
بدترین سناریو؟
این گند تا کجا میتونه پیش بره؟
سرویس اطلاعات خارجی روسیه یه چیزهایی دربارهٔ برنامهٔ لاینِس میدونه.
حتی اطلاعات محدودی هم
دربارهٔ بعضی عملیاتهای مشخص دارن،
اما مدرک قطعی از اون عملیاتها ندارن.
جو میتونه اون مدرک رو بهشون بده.
عملیاتهای گذشته
-چه ارزش اطلاعاتی دارن؟ -تقریباً هیچ،
اما هدف این نیست.
پس هدف چیه؟
اطلاعات دربارهٔ اهداف مشخصِ لاینِس
میتونه علنی بشه
و برای ما پیامدهای دیپلماتیک شدیدی
با شرکای راهبردیمون در خاورمیانه ایجاد کنه؛ سعودیها،
قطر، امارات، مصر.
موقعیتمون رو در منطقه بهشدت تضعیف میکنه.
و آسیب سیاسی داخل کشور هم...
خیلی سخته پیشبینی بشه.
مثلاً سازمان ملل چه موضعی میگیره؟
کنگره چه موضعی میگیره؟
این رو فرصتی میبینن
برای انداختن تقصیر گردن دولت؟
با فضای فعلی، قطعاً فکر میکنم همینطوره.
این بدترین سناریوئه؟
-نه، خانم. -بدتر هم میشه؟
بدترین سناریو اینه که
روسیه اطلاعات رو منتشر نکنه.
روسیه جو رو تحویل ایران بده.
ایران اطلاعات رو منتشر کنه، محاکمهاش کنه...
و محکومش کنه.
یه بازهٔ زمانی میخوام.
احتمالاً هنوز اطراف واشنگتن دیسیه.
جابجایی زمینی خطرناکه.
هر بار این کار رو بکنن، احتمال
رهگیری ما بیشتر میشه. باید
با هواپیما از منطقه خارجش کنن
و بعد با یه پرواز دیگه از آمریکا ببرنش.
بین ۲۴ تا ۳۶ ساعت، احتمالاً
غیرمستقیم سوار پروازی به روسیه میشه.
شاید از کوبا، ولی بعیده، چون
تمام هواپیماهای اون منطقه رو زیر نظر داریم.
FBI و CED رو در دالس داریم،
ریگان، نشنال، کالج پارک،
-ماناساس... -یه راه مطمئنتر
برای جابهجایی آدم،
هرچند کندتر، کشتیه.
داریم نیرو میفرستیم به بندرهای ویرجینیا،
بالتیمور و فیلادلفیا. JSOC هم نیروهایی در ویلمینگتن،
مورهد سیتی و بندر داخلی شارلوت داره.
فکر کنم وقتشه رئیسجمهور رو در جریان بذاریم.
من... مخالفم.
چی؟
با احترام، مخالفم قربان.
فعلاً هرچی آدم کمتری بدونه بهتره.
رئیسجمهور احتمالاً کمیتهٔ اطلاعات سنا رو در جریان میذاره،
بعد اونها هم به ۷۰۰ کارمندشون میگن،
و عملاً به کل دنیا خبر دادیم.
پیداش کن، بایرون.
تبعات این گند حد و مرز نداره.
میدونیم، قربان.
-انجامش بده. -ممنون.
عالیه.
ممنون.
الان این عملیات بیصاحبه.
برو کوانتیکو و دست بگیرش.
دلتا، واحد عملیات زمینی، همه رو بیار.
بله، قربان.
بله. خب، NSA یه رد پیدا کرده.
-خیلی خب. -یانکی رومئو
۶۵۶۷۵۹.
هفت، پنج، نه. خیلی خب.
کجایی، مادرجنده؟
خب، سه ساعت پیش روی خیابون شانزدهم
پیداش کردم.
از ۴۹۵ به ۹۵.
یه پینگ دکل برام پیدا کن، بابو.
دارم روش کار میکنم.
۱۹۵. اوه، داره میره
-فرودگاه لعنتی. -لعنتی.
-یه خط موبایل بده، بابو. -دارم روش کار میکنم.
خیلی خب، پیچید تو فرندشیپ.
گرفتمش.
هنوز اونجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.