The first 200 lines.
گروه مترجمين آريايي تقديم مي کند
!ايون گي
!ايون گي !سو ايون گي
!ايون گي
!ايون گي، بيدار شو
!سو ايون گي، بيدار شو
چطور ميتوني بدون اينکه چيزي بگي بري؟
مي دوني من چقدر نگرانت شدم؟
صدامو نمي شنوي؟
مي خواي اين کار رو ادامه بدي؟
مهم نيست متأسفم
بيا بريم داخل ممکنه سرما بخوري
تو کي هستي؟
چيکار ميکني، ايون گي؟
پرسيدم تو کي هستي؟
يو ايون گي - عوضي تو کي هستي؟ -
چرا اينطوري مي کني؟
نميري كنار؟
بچه بازي بسه ديگه
بله؟ - دکتر -
در مورد مديرمونه....حالا چيکار بايد بکنيم؟
بعد از تجربه ي يک شوک
بيمار ممکنه کل حافظه اش رو دوباره از دست بده
اين ميتونه يه مکانيزم دفاعي در برابر خاطرات بد باشه
يعني شما ميگين اون ممکنه ما رو دوباره نشناسه؟
....براي رسيدن به سلامت کامل
به اين مرحله به عنوان يک فاز از بيماريش نگاه کنيد که اون بايد طي کنه
...بعد از اين مرحله
يک پيشرفت غير منتظره خواهيم داشت
منو ميشناسي؟
قسمت 14
اين دروغه
اين دروغه
ايون گي - بيا بريم -
آروم باش - بذاريد برم -
ولم کن - آروم باش -
همش دروغه
تو برو پايين - بله -
بشين - همش دروغه -
همه ي اينا دروغه
حالا بايد چيکار کنيم؟ - درست ميشه -
ما بايد چيکار کنيم اوپا؟
چرا اون اينطوري ميکنه؟
اون منو ميترسونه
من شک دارم که اوضاع خيلي راحت درست بشه
...اگه اون چيزي که فکر مي کنيم درست باشه
ممکنه بتونيم سو ايون گي رو بي کفايت اعلام کنيم
...اگه اون بي کفايت اعلام بشه
...تو به عنوان قيم قانوني اون
کنترل همه ي دارايي ها، سهام و املاک اونو رو در دست مي گيري
به طور قانوني ارث اون تحت کنترل تو در مياد
!ايون گي
!ايون گي، بيدار شو
ما رو - سو ايون گي -
!برو گمشو
وجود آشغالت رو از اينجا ببر بيرون
بله؟
ما رو - بله؟ -
جائه هي اينجاست
چي؟
!چوکو فعلاً جلوشو گرفته که نياد تو
ما بايد با ايون گي چيکار کنيم؟
چوکو، خيلي بزرگ شدي
...اون موقع ها خيلي بچه بودي
مي خواي منو از اينجا بندازي بيرون؟
ما رو بهم گفته نذارم بيايد داخل خونه
!من شيطان نيستم چوکو
اگه تو شيطان نيستي
اين يعني اينکه همه ي شيطانهاي روي زمين ناپديد شده اند؟
تو يه خائني
من به نظر شماها يه خائنم؟
....تو برادرم رو ول کردي و رفتي با صاحب يه شرکت بزرگ ازدواج کردي
تمام آرزوهات برآورده شدن
تو بايد خيلي خوشحال باشي - بايد باشم، نيستم؟ -
همه ي آرزوهام برآورده شدن
فکر مي کردم خيلي خوشحال ميشم
!ما رو
من اونقدر که فکر مي کردم خوشحال نيستم
چرا نيستي؟
حالا تو رئيس کل شده اي بايد از خوشحالي پر در آورده باشي
اين به خاطر اينه که داداشت با من نيست - !چه جالب -
!برو داخل چوکو
اين همون جائه هيي نيست که ما ميشناختيم
ايشون فقط يه خانم غريبه اند
خيلي باهاشون همکلام نشو
من اومدم اينجا چون نگران ايون گي بودم
ميتونم ببينمش؟
!بيا بريم تو
بهت گفتم اين طرفا پيدات نشه
!من مادر ايون گيم
حق دارم که بخوام ببينمش از سر راه برو کنار
چه مزخرفاتي بهش گفتي؟
چه چيزهاي وحشتناکي تو مغزش فرو کردي تا ديوونه اش کردي؟
من فقط در مورد تو بهش گفتم
اين حتي چيز تازه اي نبود
نمي دونم چقدر از اين موضوع شوکه شده بود و ترسيد که ديوونه شد
منم که بايد بپرسم چي شده
!توي عوضي ديگه حق نداري ايون گي رو عصباني کني
....مگه اينکه بخواي بدوني چه کارهايي از دست کانگ ما رو بر مياد
....و اين دست ها چه توانايي هايي دارن
...تو هيچکس رو بيشتر از يه حس وظيفه شناسي دوست نداري
و يا حتي بيشتر از دلسوزي پيش نميري
به خاطر گناهي که مرتکب شدي، ميخواي که کنارش باشي تا خوب بشه
فقط به خاطر وجدان دردت داري اينکار رو مي کني
...عشق
چيزي بود که تو يه بار به من دادي
اون عشق بود
...بعد از اينکه من از دستش دادم
تازه فهميدم چه چيز مهمي رو تو زندگيم از دست داده ام
من الان با تمام قلبم احساس پشيموني مي کنم
مهم نيست چه هزينه اي بابتش پرداخت کنم
مي خوام که اونو دوباره داشته باشم
چون اون عشق بود
تو به عنوان نامزد ايون گي برگشتي؟
...هيچ نظري در اين مورد ندارم که اومدي حال منو بگيري يا نه اما
...راستش من
اهميتي نميدم
راستش از اينکه تو رو دوباره مي ديدم خوشحال بودم ما رو
...وقتي تو دور و برم نبودي
هه چيز داغون و ناراحت کننده بود
حتي دنيا جلو نميرفت
من ديگه ميرم دوباره ميبينمت
سلام آقاي آه
من عکس سي تي اسکن و ام آر آي سو ايون گي رو دارم
چطور اونها رو بدست آوردي؟
ما تعقيبش کرديم و بيمارستاني رو که توش بستري بوده پيدا کرديم
يه دکتر سونگ مين هوکي هست
که توي جراحاي مغز و اعصاب خيلي مشهوره م زبردسته
اون توسط اون دکتر درمان مي شده
من همه مدارک رو براي اثبات عدم صلاحيت اون جمع مي کنم
نگران نباش ايون گي
ما تا آخر عمرت به خوبي ازت نگه داري مي کنيم
من مثل يه نفر تو رو دست خالي از خونه نميندازم بيرون
...تا وقتي که بدوني جايگاهت کجاست
...و خيلي آروم و خوب مثل يه آدم عقب مونده سر جات بشيني
من ازت متنفر نخواهم بود
چرا بايد ازت متنفر باشم؟
زندگيت به خاطر من و ما رو داغون شده
تو خيلي رنج کشيده اي
متأسفم
من واقعاً متأسفم ايون گي
بيا بريم يه چيزي بخوريم
چوکو خوراک لوبياهاي واقعاً خوشمزه اي ميپزه
نظرت در مورد امتحان کردن آب گوجه چيه؟
من يکي ديگه ميارم
تو حالت خوبه؟ - البته -
من يکي ديگه ميارم
اگه آب گوجه دوست نداري به جاش برات شير ميارم
باشه
فقط صبر کن تا خودش يه چيزي ازت بخواد
منم موافقم وقتي گرسنه اش بشه مي خوره
اينقدر ما رو رو اذيت نکن !شيرت رو بخور ايون گي
لطفاً يه مقدار ازش بخور
!بسه ديگه من نميخوام
اين زياده رويه ديگه
مگه اون تنها آدميه که روزگار سختي داشته؟
انگار براي برادر من هم سخت نبوده
اگه اينطوريه من خودم بايد باهاش حرف بزنم
مي خواي چي بهش بگي؟
همينجا بمون اونجا جاي تو نيست
نميشنوي چي ميگم؟
گفتم نمي خوام چيزي بخورم - چطور ميتوني بدون اينکه چيزي بخوري زنده بموني؟ -
!اينطوريه !ميخواد همين طوري باشه
بيا با هم بريم يه فيلم ببينيم
چي؟ - بيا اينجا -
بيا ببينيم تا کجا ميتونيم بريم
ما هنوز يه بطري شير توي يخچال و يه جعبه گوجه فرنگي داريم
سه تا سوپر مارکت اين اطراف هست و يه عالمه ليوان توي کابينت
و منم الان پر از انرژي ام
امروز رو مرخصي گرفته ام پس يه عالمه هم وقت داريم
حني اگه عصباني بشي و فرياد بزني و بهم بد و بيراه بگي
من واقعاً خوشحال ميشم
...شرايطت به اندازه ي کافي ناراحت کننده هست
که پرت کردن وسايل و عصباني بودن خيلي عادي به نظر برسه
تو اين چند وقته همش خوشحال و آروم بودي
من واقعاً اون موقع نگرانت بودم
من فكر ميكنم تو تمام دردهات رو توي قلبت نگه داشتي
...اگه ميخواي بريزشون بيرون
دوست دارم ببينم با صداي بلند گريه ميكني
با هان جه هي در باره چي حرف ميزدي؟
من دليل اين همه سختي ام؟
يعني من اينقدر زندگي رو برات سخت کرده بودم؟
اگه خاطراتي که با من داشتي تو رو اذيت مي کنه
....و به خاطر اون خاطرات
خودت رو اذيت کني چون فقط ميخواي که ...اون خاطرات تلخ رو به ياد نياري
اون احساسات رو نگه ندار و بيرون بريز
اينقدر خودت رو اذيت نکن
به جاش منو بزن
شکنجه کردن خودت رو تموم کن و به جاش من رو بزن...اينطوري
من فقط وقتي مي تونم بذارم بري که ببينم بهتر شدي
فقط وقتي که بتوني روي پاي خودت وايسي
...ذهن من آزاد ميشه و
.از جلوي چشمات ناپديد مي شم
برات يه مقدار شير ميارم
شب خوبي داشتي؟
بله
تو خوب خوابيدي؟ - بله -
به لطف تو ...من خيلي خوابيدم
....و
براي اولين بار بعد از مدتها خواب ديدم
No comments yet. Be the first to leave one.