The first 200 lines.
: آنچه گذشت تو 59 هزار دلار بدهکاری
اخ
"ویکتور پولش رو میخواد "کی
فردا صبح
هی "کی" بیدار شو
باید یه جا دیگه واسه موندن پیدا کنی
اینجوری نمیشه
نباید یک واقعیت اصلی رو نادیده بگیریم
اینکه من یه فاحشه ام ؟
آره ، خودشه
مدی
اون بیمار نیست شوهر سابقمه
ماشینم کجاست ؟
اصلا خبر نداری این چند وقته
چقدر زندگیم رو تلخ کردی منتظر تلافی باش
جدیدایا" کی اینجاست ؟"
! مری ! مری
مری ! با من بیا
! دستت رو بکش کنار
"صبح بخیر عمو "کی
"سلام "کی سلام -
بزودی از اینجا میری درسته ؟
حوصله شوخی ندارم بچه ها
هی ، سه هفته طول کشید تا کار کردن با این رو یاد گرفتم
حالا تنظیماتش رو عوض کردید ؟
لونگو" میخوای یا "کورتادو" ؟"
من فقط قهوه میخوام یه کم قهوه که رنگش قهوه ای باشه
! وای ! هی
هی هی آروم باش
من که هیچکاری نمیکنم
میدونی هزینه تعمیر اینا چقدره ؟
کی" بلد نیست قهوه درست کنه"
لونگو "میخوای یا "کورتادو" ؟"
هر کدوم شد
بابا
نه نه اونجا نه بذارش توی حیاط پشتی
ولی آشپزخونه اینجاست
آره آشپزخونه اینجاست ولی اونو میبری به حیاط پشتی
اسکارلت ؟
ببین خودتو درگیر چه چیزایی کردی رفیق
من دوسِت دارم ولی اینکارا مسخره ست
نه خیلی هم ایده خوبیه و اسکارلت خوشش میاد
بیخیال فقط قبول کن مسخره ست
بگو که مسخره ست تا منم بتونم
یه مقدار کم احترام واست قائل بشم
چی مسخره ست ؟ - هیچی -
مراسم تجدید پیمان باید یه هدفی داشته باشه
باز شروع شد
یا زندگی زناشوئیت داره خراب میشه
که در این مورد سعی میکنی اونو از چشم همه مخفی کنی
یا اینکه خیلی هم خوشبختی
و میخوای اینو به رخ بقیه بکشی
کی" مشکلات خودت در روابط با دیگران" رو با ما مقایسه نکن
"در انتظار پیمان عشق باشید"
تو از مراسم تجدید عهد شاکی شدی
چون کلمه "عهد" توش وجود داره
و از تو ازش میترسی
معمولا بعد از کلمه عهد ، کلمه جرم میاد وسط
نمیدونم کی مجبورت کرده اون سبد گل رو بگیری
ولی انتظار هدیه از طرف من نباش
ما کادو لازم نداریم چون همدیگه رو داریم
نگاه کنید
دیدید ؟
و یه کم انصاف داشته باش عزیزم
کی" هیچ مشکلی با تعهد نداره"
ممنون داداش
اون با متعهد موندن مشکل داره
تو ممکنه با یک زن بی نقص هم رابطه پیدا کنی
ولی بازم یه راهی برای خراب کردنش پیدا میکنی
اصلا حقیقت نداره
بیخیال کی در 5 مورد آخر روابطت با زن ها
انگار داشتیم به بمب ساعتی نگاه میکردیم
قهوه ؟
اوه ممنون
صبح خوبی داشته باشید من که میرم
داری کلاً از اینجا میری ؟
نه فقط دارم میرم بیرون
میشه لطفاً برای همیشه بری ؟
بای
نه ؟
اوه ! تو ؟
تو خیلی شیطونی
من باید برم همین الان رسید
آره بس کن دیگه ، بای
امیدوارم مشتری نبوده باشه
دوست پسرم بود
بیور ؟ - بِوین -
هی ، عجب دفتر کار باحالی
اینجا مال کی بوده و چند وقته ما صاحابش شدیم ؟
مارتین لینچ ، و 2 روزه
یا شایدم 5 یا 10 سال بستگی داره که اون
محکوم به کلاهبرداری از اداره مالیات بشه یا نه اونو نباید بکشی بیرون
... پس تو و کوین واقعا
بِوین . ما 2 ساله با همیم
زیاد محتمل به نظر نمیاد
چرا ؟ چون خودت نمیتونی با یه نفر بیشتر از 40 روز
رابطه ت رو حفظ کنی ؟
چی گفتی ؟ - کدوم قسمت حرفام رو میگی ؟ -
تو اخیراً با بن و اسکارلت حرف زدی ؟
نه
یعنی همه فکر میکنن من نمیتونم با کسی رابطه داشته باشم ؟
نه مطمئنم یه راهب توی کوهستان تبت پیدا میشه
که آوازه تو به گوشش نخورده باشه
خبر بعدی اینکه موکل هات هزینه هاشون رو فرستادن
چقدر ؟ - 50هزار دلار -
این یعنی اونا پول دارن پس منم پول دارم
و یعنی منم پول دارم
حالا ببینیم چی میشه
وایسا ببینم اینا پولدارن ؟
تو کار نوگرایی بورس و سهام هستن ؟
نه اونا نوگرا نیستن سُنت گرا اند
جرمشون چی بود ؟ اقدام به قتل -
اوه آره جرائم سنت گراها
به علاوه شلاق زدن گاوها
ازشون هزینه اضافی گرفته شده من هیچوقت اینارو نمیکنم
اونا با یه تیغ به یه پیرمرد حمه کرده بودند ؟
دادستان این پرونده کیه ؟ - "اِد چمبرز" -
اوه خدای من اون که داستان تعریف میکنه
10دلار باهات شرط میبندم همون 2 دقیقه اول
بعد دیدنش داستان افراد خاص رو تعریف میکنه
"هی بعد از دادگاه یکی باید من رو ببره "سیلورلیک
من نمیبرمت ولی گوشیت رو چک کن
یه نرم افزار واست دانلود کردم یهش میگن تاکسی همراه
آدرست رو داخلش میزنی
و یه نفر میاد دنبالت
و هر جا خواستی میره
من نمیخوام سوار ماشین یه آدم غریبه بشم
ممکنه بخواد باهام حرف بزنه
ممکنه میکروب داشته باشه یا شیشه های ماشینش کثیف باشه
دو دفعه اول رایگان ـه
فکر میکنی من انقدر بیچاره شدم ؟ - آره -
سلام هووی
صبح بخیر آقای دین بازی لیکرز رو دیدی ؟
معلومه که دیدم
بهت گفتم که مسابقه نزدیکی میشه
اینا رو بذار زیر دستگاه
راستی در مورد اون سه تا بچه توی سیلور لیک
که به یه پیرمرد حمله کردن شنیدی ؟ آره -
آخه این آدما مشکلشون چیه ؟
هر وقت فهمیدم بهت میگم بعداً میرم دیدنشون
ببخشید ، شما به طور تصادفی برای بازرسی بدنی انتخاب شدید
اخیرا توی سیستم امنیتی نفوذ شده
بنابراین سعی داریم جلوشو بگیریم
آره دارم حسش میکنم
گمونم بهتر بود شهردار رو عصبانی نمیکردی نه ؟
بله آقای پاتر ؟
خب عالیجناب دولت دوباره درخواست میکنه
که مدعی علیه با احضاریه ما موافقت کنه
یا اینکه بازداشت بشه
اداره مالیات به اندازه کافی صبر کرده
موافقم آقای پاتر عالیجناب میشه من
اعتراض کنم؟ - نخیر -
وقتی یه سازمان اداری جزئی یا عظیم
اجازه پیدا میکنه تا هر کاری خواست بکنه
این بلاییه که سر یه آمریکای شریف میاد
نه اینطور نیست
آقای دین قبل از ثبت دادخواستتون
چیزی هست که بخواید بهش اضافه کنم ؟
من اینجا سه تا سوگندنامه امضا شده دارم
که ادعای من در مورد سوابق مالی رو که در واقع
خسارت ناشی از آب گرفتگی بودند رو تایید میکنه
و به دفاتر تازه تاسیس من ارسال شدند
وقایع روزانه ؟
اونا توسط رئیس شرکت حمل و نقل
و همینطور دو شاهد امضا شدند
آقای دین این سوگند نامه ها انگار
به زبان انگلیسی نوشته نشده
بلغارستانی ـه
آره هنوز ترجمه نشدن
تازه رسیدن به دفترم
اونا رو برای ترجمه فرستادم و تا رسیدنشون
درخواست میکنم دادگاه یک تنفس کوتاه اعلام کنه
پرونده های خسارت ناشی از بارون ؟ تو باورنکردنی هستی
هری ، هیچی من رو بیشتر از وجود اون پرونده ها خوشحال نمیکنه
ممکنه در یک لحظه موکل من رو تبرئه کنن
آره ، میدونی چیه دیگه بهم نگو هری
باشه ؟ داره میره روی اعصابم
هری که اسم قشنگی ـه ؟ دیوید پاتر اصلا حال نمیده
ولی هری پاتر بدجوری به چشم میاد
شانس آوردی که الان عصام همراهم نیست
چون خودت میدونی کجا فرو میکردمش
دقیقا کجای من میخواستی عصا رو فرو کنی هری ؟
ایول اینجا واسه خودت تشکیلاتی درست کردی
"جدادایا" چه بوی خوبی
تو خونه ای که در همسایگی اینجاست زندگی میکنیم
برای کار هم میایم اینجا توی نانوایی
و تمام سودش هم میرسه به صاحب املاک در لنکستر
یعنی پنسیلوانیا
نه لنکستر اینجا رو میگم شما شهر در پالمدیل
اوه
ببخشید
عذر میخوام جدادایا
یکی از فروشگاهای محلی منتظره جنس هاش رو تحویل بگیره
اوه تو تلفن هم داری ؟
مطمئنی که سُنت گرایی ؟
افکار شما مثل پیرمردها میمونه آقای دین
! ما سنت گراهای اصلاح طلبیم اوه -
به باورهای قدیمی مون اعتقاد داریم ولی در عین حال ما ... ببخشید
ولی از منافع دنیای مدرن استفاده میکنیم
اطرافت رو ببین
No comments yet. Be the first to leave one.