The first 200 lines.
شاید بتونی تو حل مشکل رئیسم کمکم کنی
چیزی ازش برداشته شده و اون میخواد برش گردونه
همراه با اونایی که برداشتنش
دوستدخترت کجاست؟ پیج
اون چیزی که دنبالشی پیش من نیست
برداشت و رفت. چی رو برداشت؟
میلیون دلار رو ۱۵
دنبال یه زنم. دیدیش؟
اسمش پیجه. نه، ندیدمش
دفترچه خاطرات پیج رو دیدم
پس میدونم 'سید فریز' چیه وقتی میبینمش
اگه تو هر دردسری هستی، باید بهم بگی
سالها پیش، دوستدختر پسر همسایهمون ناپدید شد
پیداش کردن؟ قلبش رو درآورده بودن
کیف پیج. تو جنگل پیداش کردم
وایسا
گفتی وسایل پیج ناپدید شده بود
کمک! آ-آروم، حالا
کمک
ها؟
کس؟
این دیگه چه کوفتیه؟
وای خدای من. وای خدای من. وای خدای من
مری؟ مری؟
اوه، خدایا. مری
اوه. اوه، خدایا
چی کار کردی؟
نمیدونم. من فقط
من نکردم... نکردم... متاسفم
میخواست بهت صدمه بزنه
من داشتم خودم حلش میکردم، باک
چطوری داشتی حلش میکردی، سانی؟
اوه
کیف پیج رو پیدا کرد
همونی که برای محافظت از والتر دفن کردی
آره، در موردش میدونم
باید حقیقت رو بهم بگی
والتر پیج رو کشت؟
کشتش؟! نمیدونم
صادقانه؟
ممکنه
باید سریع فکر کنیم وگرنه کل این وضعیت
به فنا میره
فهمیده بود. کارمون رو تموم میکرد
شاید هنوز هم بکنه
خب، ایدهای داری؟
میدونی کی با اون دختر وقت میگذرونده؟
لوک
لوک
من هیچوقت حرفش رو درباره اینکه پیج همینجوری رفته بود، باور نکردم
خب، نصف داستان که گفته شده
تنها کاری که باید بکنیم اینه که تمومش کنیم
باشه، ممنون
هی، از دوربین مداربسته خبری نشد؟
نه، مرده کلاه اسکی پوشیده بود
ولی، آره، دستش پاره شد
وقتی شیشه رو شکست
خب، این خون رو توضیح میده. و دستکشش رو درآورده بود
پس اگه خوش شانس باشیم، یه اثر انگشت پیدا میکنیم
انگار رفته بود سراغ پروندههای
قتل 'قلب خونین'
هوم. آره
آه، باید، ام... آره
دنیس، بیا اینجا
متاسفم
ته و توی این قضیه رو درمیاریم
قول میدم. باشه؟ باشه
هی، خوبی؟
نمیدونم. نه
فقط همهچی رو یادم میاره
پدرت
آره
وسایلتو بیار اداره کلانتری
برات جا باز میکنم، باشه؟
میتونی این پرونده رو از اونجا پیگیری کنی
باشه، ممنون
اصلاً میدونیم چی باعث این شد؟
آه، آره. من میدونم
آره؟
آره، من این پیام رو گذاشتم
تو این فروم آنلاین
که اختصاص داشت به قتل 'قلب خونین'
آره، ما داشتیم سعی میکردیم ربطش بدیم
به مرگ مارک وودمن
۲۰۱۲ پست من اولین پست بود از حدود سال
و بعد این اتفاق افتاد. وای، باشه
پس هر کی که این کارو کرده
اعلانهای اون فروم رو فعال داشته
سوال اینه که منتظر چی بودن؟
توجه
یعنی، واضحاً یه چیزی دستمون اومده
کوله گردمون کشته شده، آخرین بار تو 'پرتگاه مردگان' دیده شده بود
همون جایی که دختره پیدا شده بود
پس فکر میکنیم قاتل 'قلب خونین' برگشته؟
شاید هیچوقت نرفته بود
قرار بود این یه کار ساده باشه
در مورد این مرد تو جنگل بهم بگو
همونطور که گفتم، حسهای عجیبی داشت
چی فکر میکنی؟
نگرانم که کارفرمای ما سر دو نفر رو شیره مالیده باشه
یا آدمهای دیگهای هم دنبال پیج و لوک میگردن
هیچکدوم از این سناریوها برای ما خوب نیست
حرف دل منو زدی
و حالا این هم
تو با تیر و کمان واقعاً ماهری
من با سلاحهای دوربرد وارد هستم
به نظر میاومد همهی تیرات به هدف میخورد
باور کن
این یکی از معدود مهارتهایی هست که دارم
اوم
لوک چطور بود؟
لوک؟ زیاد مطمئن نیستم. چرا میپرسی؟
انگار داری میگذرونی
وقت زیادی رو باهاش، همین
نمیدونم منظورت چیه
فقط اینکه خیلی باهاش صمیمی هستی
اوری، درسته؟
اوم
چرا چیزی که میخوای بپرسی رو نمیپُرسی؟
خیلی خب
معلومه که برای کمپینگ اینجا نیستی
نه، دارم از کمپینگ لذت میبرم
راجع به لوک چی میدونی؟
میدونم که توی دردسره
و حدس میزنم تو هم توش دست داری
انگار خیلی چیزا در میونه، مگه نه؟
این تهدیده؟
شاید. شاید هم نه
فقط میخواستم بدونی که... حواسم بهت هست
اوه
خب، این حرف مرموزیه، مگه نه؟
هوم
خب
از گپ زدن با هردوتون لذت بردم
این چه کوفتی بود؟
زیاد مطمئن نیستم
خب، برنامه چیه؟
باشه، راجع به این چی؟
امشب کمپزنها رو میاریم بالا
برای یه پیادهروی شبانه
و جسد رو با هم پیدا میکنیم
اینجوری، به نظر میاد که ماری کیف پیج رو پیدا کرده
با لوک روبهرو میشه و لوک میکشتش
درسته
چطوری میخوای همهی کمپزنها رو تا این بالا بیاری؟
خب، خدا رو شکر امشب ابرماه داریم
پس من پیشنهاد یه پیادهروی شبانه رو میدم
ما هیچوقت این کارو نکردیم، سانی
آره، میدونم، ولی اینو یه مناسبت خاص میکنیم
من برمیگردم پایین به کمپ
و تکلیف موبایل پیج رو روشن کنم
باشه. خب؟
آره. از این متنفرم
فقط ازش متنفرم
دختر باهوشیه
تحسینش میکنم
از اینجا شروع میکنیم: بلر لوکان، ۱۸ ساله
تنها دختر جوزی و دل لوکان
۲۰۰۲ قتل در می
بلر تو یه مهمونی بعد از جشن فارغالتحصیلی گم شد
تو ابتدای مسیر بیسین
و جسدش قبل از طلوع آفتاب تو پرتگاه مردگان پیدا شد
قلبش رو از سینه درآورده بودن
پزشکی قانونی گفت چاقویی که استفاده شده بود
تیغه منحنی شکل مثل این یکی داشت
چاقو هرگز پیدا نشد
باشه، پس با همهی این پروندههای حلنشده
تئوری اصلی چی بود؟
پر از بنبست بود ولی یه مورد بود:
کارآگاهها فکر میکردن مرگ بلر
شاید موردی نبوده. هوم
دنیس به ارتباط با قتلهای دیگه اشاره کرد
چند تا؟ فقط سه تا تو همین منطقه
شاید بقیه هم
همه قبل از بلر اتفاق افتاده بودن، همه هنوز حلنشدهن
پس یارو میتونه هرکسی باشه؟
راجع به مظنونین اصلی که ازشون بازجویی کردن چی؟
یه نفر بود که بهش میخورد
ولی اون دو سال پیش مرد. کس دیگهای؟
هستش
بذار ببینم
این دیگه چه کوفتیه؟
یکی از پروندههای مظنونین گم شده
این چطور ممکنه؟
فرد مورد ظن "دی"
ببین کی آخرین بار اونو چک کرده
"آر سی."
آر.سی؟
رومن کاب
اون اولین کارآگاهی بود که اون شب تو صحنه بود
اون الان بازنشست شده
اون تو مدارک دست برده بود. سوال اینه که چرا
خب، بریم پیشش و ازش بپرسیم چرا
یه دقیقه صبر کن. این چیه؟
باشه، این قلب رو میبینی؟
این عکس تو ابتدای مسیر بیسین گرفته شده
همون جایی که بلر گم شد
دیشب یکی درست مثلش دیدم
اونجا که کامیون آتیش گرفت... تازگی کنده شده بود
من داشتم... من داشتم نقشه میکشیدم
No comments yet. Be the first to leave one.