ആദ്യത്തെ 200 വരികൾ.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
الو؟
دیوی کراکت، پادشاه کسهای وحشی
خوشحالم هنوز زندهای. فکر نمیکردم بعد دیشب لعنتی جون سالم در ببری
چی؟
فکر کردم باید امدادگرها رو خبر کنیم
در خونهت رو بشکنن و باسن گندهت رو بکشن بیرون
-تو یه دیوونه لعنتیای -دیشب چطوری رسیدم خونه؟
گذاشتمت تو اوبر
اوه، خدا رو شکر
تا ماشینت. بعدش دیگه نمیدونم چطوری لعنتی رسیدی خونه
-لعنت بهش -هرکی به فکر خودش
فردا تو تست رانندگی میبینمت؟
ت... تست رانندگی؟ چی؟
تست رانندگی تاکاتاکا تو پیست ملوین
همونجا میتونیم قرارداد رو امضا کنیم
چی؟ نه. نه مرد هنوز باید دربارهش با فیل حرف بزنم
-دیشب چه گهی شد؟ -همه گهی دیشب شد
دارم از زن، مشروب، کوکائین حرف میزنم
باید بگم عزیزم، از تکتک لحظههاش کیف میکردی
-من... من اون رو یادم نیست -باور میکنم
ولی نگران نباش
عکس دارم
ع... عک... عکس؟ چرا عکس گرفتی؟
-چه جور عکسهایی؟ -خوبهاش
آبدارش
اون مدل عکسهایی که... احتمالاً نمیخوای زنت ببینه
چرا این کار رو کردی، پیت؟
برای یادبود شبمون. یادت نیست؟
همون شبی که قبول کردی همه محصولات تاکاتاکا رو برداری
من هیچ گهی قبول نکردم دیوونه شدی؟
- چطوره چندتا از محبوبهام رو بفرستم؟ - سلام عزیزم
یا عیسی مسیح. ساعت ۹:۰۰ صبحه
شام خیلی طول کشید
چون یکی از یاروها با صاحبش مدرسه کاتولیک میرفته
و برامون یه برج کاپکیک خیلی خفن گرفت...
...و اصلاً با شکمم نساخت، پس...
-ماشینت تو چمن جلوی خونهست -من... باید سریع میرسیدم دستشویی
باشه. خب، امروز لازمه ژنویو رو
از تمرین نمایش برداری
عالیه. خیلی هم دوست دارم
- همهچیز خوبه؟ - اِ...
آره. همهچیز...
همهچیز عالیه
نظرت درباره این چیه، دیو؟
یا خدا! واسه جلسه دیرم شده
باشه. فقط یه کم خودت رو جمعوجور کن، باشه؟ افتضاح به نظر میرسی
پیت، عقل لعنتیت رو از دست دادی؟
گوش کن مادرجنده، من این معامله لعنتی رو لازم دارم
فردا باسن چاقت رو میاری اون تست رانندگی
و اون قرارداد لعنتی رو امضا میکنی
وگرنه بارب هر روز یکی از اون عکسها رو میگیره
فهمیدی؟ میخوای عکسهات رو ببینه
که پستون یه استریپر رو عین اسلاش توتفرنگی میمکی؟
عمراً بخوای
فردا صبح زود میبینمت
پیت سایدل لعنتی برگشته، عزیزم
اینطوری یه معامله لعنتی رو میبندی!
گرفتم. گرفتم گرفتم. گرفتم
-هی -هی. اِ...
شین، چه خبر؟
اوه، اِ، شالت تو ماشینم جا مونده بود
-گفتم بیارمش -ببخشید. ممنون
- نه... - کلاً یادم رفته بود
اشکالی نداره
اِ...
خب چه خبر؟
-اِ، ه... هیچی -هیچی؟
دارم بچهها رو آماده مدرسه میکنم و اِم، دعوتت میکردم بیای تو
ولی اون تو واقعاً یه کابوسه
اوه آره، آره، معلومه
و خونه خیلی کوچیکه پس احتمالاً جا نمیشی. نه اینکه...
- من تو خونه جا میشم - آره، ببخشید، منظورم...
آره، تو... آره
اِ، داشتم فکر میکردم شنبه دوباره بریم بیرون؟
اِ...
آره، شاید. من... من...
فقط... دیشب پرستار بچه گرفتم
و دوبار تو یه هفته یه کم گرونه
آره. آره، معلومه
تازه تا مثلاً یه ماه نمیتونم دوباره اینطوری مشروب بخورم
آره، قطعاً منم بعد اون یه ماه نمیخورم
- آره - میدونی؟
شاید وسطش چندتا کوچیک ولی نه مثل اون. اون...
- اِ... اِم... - من...
دارم سر کار ترفیع میگیرم و میتونم پول پرستار رو بدم
اگه من و تو خواستیم یه شام شیک یا چیزی بریم
- نه، اون... - یه چیز خوب
خیلی خوب میشه
- آره؟ - خیلی شیرینه
ببین، برنامهم رو چک میکنم
-باشه -و بهت خبر میدم
- عالیه. آره. خوشحال شدم دیدمت - باشه. آره
- فقط برنامهت رو چک کن - ممنون
آره، ممنون گوه! «ممنون» لعنتی؟
آره
همینه
آره. مشکلی نیست
آره خب، چی کار میشه کرد؟
و به، اِ... به جک بگو به جو تو ولی فورج زنگ بزنه
من اینجام. آمادهام. بزن بریم
باشه. خیلی خب. آره!
- این اینجا چه گهی میخوره؟ - آره، باشه
بایبای
اینجا چی کار میکنی؟ ویل کجاست؟
بقیه هفته مرخصی گرفته من اولین نفر بودم که دست بالا کردم
- کل هفته نیست؟ - آره. عالیه مرد
بقیه مغازهها لعنتی افتضاحن
اینجا برای یه مدیر عین تعطیلاته
-پس ویل نمیاد؟ -ظاهراً نه
خب، چرا مرخصی گرفت؟
نمیدونم شین! تخمکگذاری داره. چه میدونم لعنتی
مرد، این اخلاق لعنتیت یه روز یقهت رو میگیره
این ادا که «من یهودی خشن نیویورکیم» یه روز یقهت رو میگیره
راستش من ایرانیم
اوه، خب، حالا اون شلوار جین لعنتیت معنی پیدا کرد
ببخشید که لویز گشاد نمیپوشم من گاهی دوست دارم کس گیرم بیاد
-ایرانی، مرد. بدترین نوع عرب -اوه، خفه شو!
-ما بهترین عربهاییم، خودتم میدونی -بدترین!
اگه شما حملات ۹/۱۱ رو کرده بودین منهتن هنوز بوی پولو اسپرت میداد
شین، لطفاً نیسان آبی رو از عقب بیار تو
وگرنه چی؟ میری به یه دختر ۱۴ ساله تو غرفه پاساژ نخ میدی؟
«این هلیکوپتر کنترل از راه دورمونه»
«بهترین هلیکوپتر کنترل از راه دوره»
«تو خیلی زیبایی دوست دارم دستت رو برای ازدواج بگیرم»
عوضی لعنتی
- هی فیل! چه خبر... - دیو، برو بیرون
یا عیسی، عین گه شدی
اوه آره. اِم، شب سختی داشتم و شاید ازدواجم داره از هم میپاشه
چراغ قرمز انگار گفتوگوی بزرگیه
و من فقط بازار حرفهای کوچیکم
کاملاً. نه، اصلاً... چیز بزرگی نیست
فقط میخوام خیلی سریع درباره تاکاتاکا حرف بزنم
واقعاً وقت ندارم
اِ، ولی موضوع اینه دیشب باهاشون حرف میزدم
و لاستیکهای فوقالعادهای دارن معامله فوقالعادهایه. فکر کنم باید...
دیو، یه عالمه بازسازی ساختاری دارم
برای همه شعب ولی فورج و تا وقتی این گندها رو جمع نکنم
نمیتونم تصمیم بزرگی بگیرم، باشه؟
تصمیم بزرگی نیست زیباییش همینه
یه برد قطعیـه پنج دقیقه طول میکشه
نه دیو. الان نه
ببین، قرار بود این آخر هفته بوستون باشم
بانی اون بالاست نمایشگاه روانبینی سیلم
یه همایش برای روانبینها تاروتخوانها و جماعت اویجا
و غیره
-اوه باشه، باحاله. «و غیره» چیه؟ -جادوگره، باشه؟
یه همایش جادوگری لعنتیه
- باشه - برام مهم نیست
ولی نمیرم اون بالا چون باهام حرف نمیزنه
چون هر روز تا خرخره تو این مزخرفات فرو رفتم
بذار یه چیزی از دوشت بردارم همین الان معامله تاکاتاکا رو میبندیم
ویل درباره موجودی تصمیم میگیره
اگه بتونی ۶۰ ثانیه سرش رو از کونش بیاره بیرون
شما دوتا کلهسوزنیهاتون رو بذارین روی هم یه نقشه دربیارین
اگه ویل رو راضی کنم میتونم معامله تاکاتاکا رو ببندم؟
-شاید -الان گفتی میتونم، پس فقط...
-دیو، فشار نیار -میرم... میرم پیداش میکنم فیل
-این معامله رو میبندیم. ممنون فیل -خواهش میکنم
گوه
کال، باید این گه رو ببینی مرد یه گربهست که راکون رو تو ماشین میرونه
دنده عوض میکنه
آره، ممکنه هوش مصنوعی باشه
-قطعاً هوش مصنوعیه -نمیدونم. گربهها خیلی...
- اوه گوه - چی؟
- میشه به لوسی واسه ماشینش کمک کنی؟ - لوسی کیه؟
بیخیال. فقط لعنتی کمکش کن ضمناً اگه پرسید، من اینجا نیستم
-باشه؟ -چی؟
باشه
این طرح ماره یا چرمه؟ مار هم چرم حساب میشه؟
- میتونه - نمیدونم...
لوسی؟
آره، تو از کجا اسمم رو میدونی؟
اِ، کلیدت
ممنون
خواهش میکنم
شین کجاست؟
ش... رفته
کجا رفته؟
همین دوروبر
یه جایی
-اینجا نیست -باشه. شین؟
- واو! رفته. اون عقب نیست - شین!
ش... اوه!
شین، خوابیدی؟
الو؟ واو، باشه. گرفتم
خب، چون خوابیدی کاملاً راحت میتونم اعتراف کنم
بار اولی که سکس داشتیم واقعاً لعنتی بد بود
دروغگو
آره... گوه! نه. اصلاً!
-من ارضا شدم. برام مهم نیست -راستی پسرخالهت ویل هنوز اینجاست؟
چون خیلی دوست دارم بابت اون ارگاسم ازش تشکر کنم!
-نه، اون کار من بود. حساب نیست -کار تو نبود. همهش کار پسرخالهت بود
نه، اون یه کتاب بهم داد من بهت ارگاسم دادم
-شین، لعنتی بیدار شو! -نه، خوابم
باورنکردنیه لعنتی! خیلی بچگانهست. شوخی میکنی؟
اوه، من بچهام؟ چرا نمیری خونه و کارتونهات رو ببینی؟
آره، باشه. ممنون که ماشینم رو درست کردی
- قابلی نداشت - عوضی
- گرفتی اون... - آره، ممنون بابت کمکت
No comments yet. Be the first to leave one.