처음 200줄입니다.
. اين برادر پيتنه ، درک
، کي فکرشو مي کرد که برادر پيتن . يه برادر باشه
.معلم جديد انگليسيتون هستم ، آقاي چاوز- نيک ؟-
، خوب ، نميدونم که بيشتر از کي متنفر باشم . آقاي چاوز
، از تو ، که یه عوضي دروغگو هستي . يا خودم ، که دروغهاي تو رو باور کردم
ازت مي خوام که با هم بريم بيرون ؟- داري باهام قرار ميگذاري ؟-
. فقط خواستم که بدوني
. بين من و پيتن هيچي نيست
. البته ، بين ما هم هيچي نيست
پس چرا هنوز اينجايي ؟
. دستت رو بده به من
. میرم که برشگردونم
تو نميتوني کسي رو که دوست داري . کمک کني ، پيتن
. ميخوام همراهت به دوک بيام- . اوه ، هيلي-
. دانتي ، هنوز پولت رو جور نکردم
. مي تونم بدهيت رو فراموش کنم
. ريونز بايد امشب با 10 امتياز ببره
فکر مي کنم که ما بيشتر از اين مي تونيم . امتياز بياريم
خب ، اگه مي خواي بدهيت صاف بشه . نبايد بيشتر از 10 امتياز بياري
! ريونز با نه امتياز برنده شد
. اونها وارد مسابقات ايالتي مي شن
. مي خوام ازت تشکر کنم
مي دونم که چقدر برات سخت بوده که . اون دو امتياز رو نگيري
. مي دوني امشب هواتو داشتم
. اما ديگه هرگز اين کارو نمي کنم
: تـــرجـــمه و زیـــرنویــــس الهــام حسـینـــی .:: قســمــت هشتــم ::.
. ديگه دليلي نداره که شما اينجا باشيد . کار ما تموم شده
مي شنوي ، بير ؟ . اين بچه مي گه که کارمون تموم شده
. شايد ما بايد بريم
. ببين ، کاري کردم که با کمتر از 10 امتياز ببريم
. اون يه معامله بود
. آره ، خب. درموردش فکر کردم . به نظرم شراکتمون رو ادامه مي ديم
در مورد چي صحبت مي کني ؟
مسابقات ايالتي . بيشتر مردم فکر مي کنن . که ما فردا شب مي بريم
. اونها درست فکر مي کنن
. نه ، اينطور نيست
. من اون بازي رو نمي بازم
. به سال بعدي فکر کن ، نيت
تو شيطان آبی دوک مي شي ، که . روي صحنه تلويزيون مياد
واسم جالبه که ببینم وقتی که دوک متوجه قضیه بشه چکار مي کنه
که بازيکن تازه کارشون چند امتياز رو در .بازي بسکتبال دبيرستان عمداً از دست داده
.ظاهراً هم همه حرفات رو باور مي کنن- .مدرک دارم-
.آخرين بازيت بدترين بازي سالت بود
هشت گردش؟
لعنتي ، سه تا گل قطعي رو .در نيمه چهارم از دست دادي
منظورم اينه که ، حتي بير هم .متوجه شد که اين يکم زياده
، فقط يه پچ پچ کردن .و بعدش آينده ات تمومه
مي خواي آينده ي خودت و همسر خوشگل کوچولوت رو به خطر بندازي ؟
براي يه جايزه بي معني ؟
. آره . درسته
. بهش فکر کن
. مطمئنم که کار درست رو انجام مي دهي
. به من "صفر" داده
.سلام ، غريبه- سلام ، بروک ، اينجا چکار مي کني ؟-
فکر کردم که شايد . بتونيم با هم به دبيرستان بريم
دعوتم مي کني بيام تو ؟- . آره ، آره . بيا تو-
. ببخشيد
. لوکاس ، دلم برات تنگ شده
خب ، فکر کنم تو هم مي خواستي . بگي که دلت برام تنگ شده
. بروک ، البته که دلم برات تنگ شده
. فقط يکم گيج شدم
مي دوني ، تو يهو اين وقت صبح دم در خونه ام ظاهر شدي
. با اينکه تا يه ماه پيش من رو ناديده مي گرفتي
، فقط داشتم درمورد خودمون فکر مي کردم
. و فکرکردم که ديگه کافيه
. بروک ، من مطمئن نيستم
به خاطر پيتن ؟
هيچ وقت اين فکرها رو از خودت دور نمي کني ، درسته ؟
، براي آخرين بار مي گم من و پيتن فقط دوستيم ، باشه ؟
فقط دوستين ؟
. خب ، بالاخره تو عاشق کمک کردن هستي
...اين
يه جوري نزديک ببرش ، ها ؟
. تا ديروقت بیدار بودم- . نه ، اينطور نيست-
يادت رفته ؟ . ما توي يه تخت خوابيديم
اوه ، خب ، من يکي رو ميشناسم که . به اين زوديا اون شب رو یادش نمي رود
. بروک . آره ، متاسفم
حتماً بايد خيلي واست عجيب بوده باشه ؟- . مهم نيست-
. راستش من خبراي مهمتري دارم
. اونها گرفتنش . درک ، يا هر چي که اسمش هست
. اون الان زندانه . ديگه تموم شد
. اوه ، خداي من . اوه ، عاليه ، پيتن- . مرسي-
، هي ، ببين الان مي توني توي تخت خودت بخوابي ، نه ؟
. خوشبختانه
، چرا برو ک اين وقت صبح اومده بود اومده بود يه جور صبح به خير بگه ؟
. گفت که دلش واسم تنگ شده
دوست داري که دلش واست تنگ بشه ؟- . نمي دونم-
. ببين ، مي دونم که مي توني از خودت مراقبت کني فقط مراقب باش ، باشه ؟
امروز صبح کجا رفته بودي ؟
. رفته بودم لوکاس رو ببينم
. مي دونستم که اينطور مي شه- مي دونستي که چطور مي شه ؟-
خوب ، کاملاً طبيعيه . تو با نيک به هم زدي
کاملاً طبيعيه که بخواي بعد از خراب کردن . يه رايطه بري سراغ يه رابطه قديمي
، به خاطر اين نيست . و البته دوست ندارم احمق به نظر برسم
فقط نگران اينم که نکنه يه . رابطه ي خوب رو خرابش کنم
. مي دوني ، دلم براش تنگ شده اگه من اشتباه کرده باشم چي ؟
. بم اعتماد کن ، بروک ، تو اشتباه نکردي
چطور مي تونم مطمئن بشم ؟
منظورم اينه که ، اگه قطع رابطه مون 'به خاطر عصبانيتم از پيتن باشه چي ؟
اگه واسه اين باشه که فهميدي ديگه عاشقش نيستي چي ؟
، خيلي خوب ، ببين . کاري که بايد انجام بدي اينه که تمرکز کني
، تو داري تدارک جشن امشب . مهماني جوايز بسکتبال رو مي بيني
. نمي تونم صبر کنم تا از اينجا برم . خيلي خوشحالم که دارم فارغ التحصيل مي شم
. آره ، واسه بعضي از ما
هي ، يادت نره که بم قول دادي امروز . تو تزئين مهماني کمکم مي کني
آره ، يادم بيار تا اين قول هاي . احمقانه ام رو تموم کنم
. بعد از مدرسه اونجا مي بينمت . يه کار کوچيک دارم که بايد انجام بدم
. باشه- . سلام ، ماوث. خداحافظ ، ماوث-
. سلام ، ريچل
. جي جي ، سلام. نديدمت که اومدي
. هميشه همينطور زيرکم- . خوشم اومد-
اومدم که بهت بگم . وقت خوشي رو تو قرارمون گذروندم
منم همينطور. واقعاً کسل کننده نبود . و خوش گذشت
بام مياي تا کلاس ؟ . آره
مي خواستي من رو ببيني مربي ؟- . آره . بيا تو ، نيتن-
. بگير بشين
خواستم بهت بگم که
تو جايزه با ارزش تري رو . به عنوان يه بازيکن مي بري
. توي مهماني امشب
. دوست دارم که لوکاس اين جايزه رو بهت بده
.باشه
و همينطور فهميدم که فارغ التحصيلان مي خوان .يه جور جام "پيروزي عمر" رو بهم بدن
. مربي . عاليه . تو لياقتش رو داري
مطمئن نيستم . پيروزي عمر ؟
.واسه من مثل آگهي درگذشته
. هنوز پيروزي کامل رو بدست نياورديم
بازي فردا شب ، آخرين بازي هست که .من مربي گريش رو مي کنم
.آره
مي تونم يه رازي رو بهت بگم ؟
. واقعاً اين قهرماني رو مي خوام
بفرما ، برگه هاي آزمون انگليسي آقاي کلي رو بگير و ببر پايين ، مرکز معلمين خصوصي .و ضميمه پرونده بکن
.بعدشم کليدهام رو واسم بيار ، باشه ؟ مرسي
خانم گيتينا؟
، يه کمي واسه حضور در مدرسه زوده نه؟
.تقريباً . يه سوال کوچولو داشتم
اگه کسي اين آخراي سال ، درس حساب ديفرانسيل و انتگرال رو بيافته
معني اش چيه؟
خوب ، حساب ديفرانسيل يکي از .دروس اصلي برنامه آموزشي مدرسه است
، پس اگر کسي اين درس رو بيافته .نمي تونه فارغ التحصيل بشه
.همينطوريه که فکر مي کردم. مرسي
مي تونم کمي نصيحتت کنم ، ريچل ؟
.شکي تو اين نيست که توي مدرسه خيلي محبوبي
، دختر زيبايي هستي .و مي توني خيلي ها رو فريب بدي
.ولي نمي توني رياضي رو فريب بدي
واسه امتحانات پايانيت بخون ، باشه؟
.و با همکلاسي هات فارغ التحصيل شو
.اوه ، متاسفم
مي دونستي ، بعضي از مردم تو وقت .ناهارشون ناهار مي خورن
.خوب ، خوش به حالشون .ما که متاسفانه ، پول نياز داريم
تازه مي خوام چند شيفت ديگه .هم بگيرم که تو کافه بيشتر کار کنم
.شايد بتونيم يه اتاق راحت تر داشته باشيم .اين رو نگاه کن
اين چيه؟- .اتاق راحت-
همه ي اين پول رو امروز بدست اوردي ؟- .آره ، واسه يه ميز-
.اوناهاشون دارن ميرن .هي ، آقايون ! بازم بياين اينجا
.حتماً
.هي ، موقع برگشت از مدرسه مي بينمت- .باشه-
.خداحافظ- .مي بينمت-
!هي
.ديگه تموم شد
، از من دوري کنيد ، از همسرم دوري کنيد
.و قهرماني ايالتي هم فراموش کنيد
.اين اتفاق نمي افته
.هر چي که مي خواي به دوک بگو .حالا ديگه کاري با هم نداريم
واقعاً فکر کردي تمام کاري که مي کنيم اينه که به دوک بگيم؟
!بيا اينجا- !چي ؟ نه-
مي خواي شلوغ کاري کني؟
.پاش رو بگير بالا
!صبر کن ! نه
!بيا اينجا- !نه-
.با بسکتبال خداحافظي کن .تو ديگه جايي بازي نمي کني
لعنتي ، خيلي بايد خوش شانس باشي .که بتوني دوباره راه بري
.اين مجبور نيست که اين کار رو بکنه- !نه-
.اين آخرين لطفم به توئه
.بازي رو بباز
واسه رنگش مطمئني؟
.چون داره مثل يه صحنه نمايش ، درخشان مي شه
.با اين دو قلو هاي کوچولوي ترسناک
اوه ، کسالت آورم؟
فقط يه کلمه بگو .بعدش اتاقت رو رنگ نمي کنم
.شرمنده ام
داشتم به عشقم نسبت به يکي .از پسراي کلاس فکر مي کردم
لوکاس ، ها؟- اينقدر تابلوئه؟-
.تنها واسه همه- .واسه همه غير از لوکاس-
.خوب واسش روشنش کن
نمي تونم بفهمم که چرا اينقدر از احساسات درونيت مي ترسي؟
خب ، همين احساسات باعث شدن .که دوست صميميم ، بروک رو از دست بدم
.و نمي خوام که لوکاس رو هم از دست بدم
چقدر بايد درست بدم؟ .تو نمي توني تو ترس زندگي کني
، زندگي يعني خطر کردن
.نه اينکه بترسي که بري دنبال چيزي که مي خوايش
.فقط مطمئن نيستم که زمان مناسبي باشه
. همينطوره .واسه همينه که بهش مي گن خطر کردن
.تو داري امشب ميري به مهموني .ازش بخواه که باهات بياد
.شايد اين کار رو بکنم
.خوب ، ببين ، دارم بر ميگردم مدرسه
.ولي اتاق واقعاً بهتر شده
.بزار يه چي بهت بگم
بهت قول ميدم تا برسي خونه ، کار اتاقت تموم بشه
.اگه که تو هم قول بدي که امروز ريسک کني
قبوله؟
No comments yet. Be the first to leave one.