200 ensimmäistä riviä.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
باشه!
یکی دیگه گرفتم
خیلی خوبه، مرد
تو هم یکی میگیری
-میدونم لعنتی یکی میگیرم، داداش -مچت رو یههو ول کن
تو هی کوچیکها رو میگیری من دنبال گندهها میرم
باشه
-این گه لعنتی رو ببین. گوه بخور -قشنگ پرتش کن
-اوه! -اوه گوه!
ببخش داداش
هی، خفه شو!
داری ماهیها رو میترسونی!
بریم نجاتش بدیم؟
آره، باید کمکش کنیم دلم براش سوخت
ولی پرتاب لعنتی خوبی بود یارو رو صاف زدی
دیدی، من بیشتر آدم جنگجوام تو یه آدم ماهیِ لعنتی
ببریمش برگردونیم دهکده
باشه، من ماهی رو میبرم
خفه شو لعنتی!
چه کوفتی شد؟
کال این یارو رو لعنتی خنجر زد کمکش کن
انقدر ناله نکن. بریم. بجنب
باشه، گرفتمت. بشین
خدا
یارو خیلی لعنتی رو اعصاب بود
هی!
-چرا اینو پوشیدی؟ -چی، خوشت نمیاد؟
نه
خب، خودم دوستش دارم
-بیخیال، خوشت میاد -دوستش ندارم
یکی کمکم میکنه؟
-یو -اوه، وای!
سلام
دنبال پناهگاه و یه خونه جدیدم
-خوبه -شوهرم کشته شد
اوه، بد شد واقعاً متأسفم. خوبی؟
اشکالی نداره. خیلی قدبلند نبود
میتونی کمکم کنی؟
- من؟ - خب، بله
از قدوقوارهت و مهارت حرفهایت تو جمع کردن غذا
حدس میزنم رئیس این دهکده تویی
یه جورایی
نه! این منم...
آه، گوه
...فیلِ درنده
معروف به فیلِ پشمالو
من رئیسم
ویلِ گی چرا اینطوری لباس پوشیدی؟
- به نظرم باحاله - معلومه که تو اینو میگی
اوه، پس تو رئیسی؟
بله، فیلِ درنده از آشناییت خوشبختم
کیلا، برو جلو و بکشَش
جیغ آدمای در حال مرگ خیلی حواسپرتکنه اینطور نیست؟
پس چیکار میتونم بکنم؟
فقط دنبال یه خونه جدیدم
اوه
میتونی با من زندگی کنی
بله. فوقالعاده میشه
فقط باید برگردم کلبهم یه کم مرتبش کنم
قبلتر با یه زن دیگه بودم داشتم شکمش رو گنده میکردم
میشه دندونهات رو ببینم؟
خدایا، لعنتی بینقصن
وای، دندون داره
آره، خوبیم
میدونی، میتونیم بریم سمت کلبه من
همونیه که آتیش نگرفته
اِ، شین، ماهی رو آماده کن و بیارش برام
- نه - شین
شین!
شین؟
شین!
چی داداش؟
- اوه، اِ، فقط... - چی؟
نصف یه بوریتو مونده خواستم ببینم میخوایش یا نه!
برای یه بوریتو سرم داد میزنی؟
داشتم اسمت رو صدا میزدم و تو خواب بودی
-خواب نبودم. داشتم فکر میکردم -به چی؟
- پول و کس گیر آوردن - خب--
- چه بوریتویی؟ - گوشت!
-خوبه. بپیچش، میگیرمش. ممنون -باشه! میذارمش یخچال!
گفتم ممنون
خدای من!
دوستت دارم!
منم دوستت دارم
ویل، اونجا داشتی چه غلطی میکردی؟
-اِ... -گزارش هفتگی
این چه کوفتیه؟ آمار مایک هنوز مزخرفه
ویل قراره چند بار دیگه به این یارو فرصت بده؟
خیلی بیشتر از چیزی که من میدادم
دیو
امروز بعدازظهر یه نماینده لاستیک از تاکاتاکا میاد
اوه درسته، شرکت کرهایه
آره. عددها خیلی جذاب به نظر میرسن
میخوام تو هم توی جلسه باشی
اِ، آره، حتماً. مشکلی نیست
پس اِ... من، تو و ویل، یا...؟
نه، ویل نمیرسه
فکر کنم فقط من و توییم
-ویل اخیراً خیلی رو اعصابه -درسته، م... میفهمم
اسم یارو پیت سیدله
- پیت - میشناسیش؟
چرا نمیری خونه و روی ازدواجت تمرکز نمیکنی؟
هی، گوه بخور پیت!
آره، گوه بخور پیت!
- من گوه بخورم؟ - آره
خودت گوه بخور!
آره، قبلاً... قبلاً به هم خوردیم
خوبه. برای جلسه مزیت محسوب میشه برای تو خوبه، دیو
سلام عزیزم
میخوام اینو برام پس بدی
- باشه - اندازهم نیست
-فکر نکنم پس بگیرنش -همهچی رو پس میگیرن
عالیه، و گوش کن، داشتم فکر میکردم امشب بیفاستروگانف درست کنم
راستش با چندتا دوست میرم بیرون، پس...
اوه، باشه، اینا... دوستای جدیدن؟ اِ، میشناسمشون؟
ببخشید، من بودم که با منشی لعنتیم رابطه داشتم؟
باشه. اینجاست که رئیس از دفتر خودش مرخص میشه
نه، اشکالی نداره
من میرم
باهاش حرف زدی؟
الان نه
بس کن. جدی میگم. چیزی نیست
درباره چی؟
- یا عیسی! - مهم نیست. چیز بزرگی نیست
اینکه چقدر داغونه ویل بهجاش ترفیع گرفته
اگه واقعاً اینطور بود خیلی داغون میشد، بارب
ویل ترفیع نگرفته هنوز تصمیمش مونده
اوه
جالبه
تازه امروز باید ژنویو رو از مدرسه برداری
-عالی -ژنویو کیه؟
اوه، دختر خوشگلمونه
شما دوتا
یه دختر خوشگل دارین؟
روز خوبی داشته باشی
- دوستت دارم! - نگو
کار فوقالعادهای کردی
قطعات رو از کجا آوردی؟
بیشترش رو از اوراقیهای محلی جور کردم
باک بنزین رو از ایبی گرفتم
من زیاد با اینترنت ور نمیرم
اِم، آره، منم همینطور
من، اِ... ضد همه این چیزام
همین که یه ذره اطلاعاتت رو بهشون بدی، میدونی؟
چینیها با پنجههای کوچیک پانداییشون میرن تو شلوارت
-فکر کنم -چندتا ماشین دیگه هم دارم که میخوام بیارم
فقط میخوام خودت روشون کار کنی. فقط نقد
آره، اگه من روش کار کنم فقط خودم دست بهش میزنم
البته اون روز گذاشتم یه ایتالیایی بهش تکیه بده
شوخی کردم
یا عیسی، داداش
باشه، خب، بذار حسابت رو بزنم و راهت بندازم
دیو، اگه ویل زنگ زد بگو اینجا نیستم
حتی جواب هم نمیدم
عالی
فیل، ویلم لطفاً فوراً بهم زنگ بزن
نمیدونم مقاله رو دیدی یا نه
ولی یه حمله تمامعیاره
هیچچیش حقیقت نداره نمیتونم بیشتر از این تأکید کنم
من وانمود نکردم گیام
بهشون هم نگفتم کیلا... دقیقاً یکی از صاحبهاست
شاید یه جورایی القا کردم
که، میدونی، بهعنوان یه زن توی کسبوکار نقش داره
که... که... که کاملاً هم درسته
هی، بانی چطوره؟
اِ، رفتی یکی از اون مراقبه...
و من جق نزدم!
من جق نزدم!
این مهمترینشه نزدیک بود یادم بره روش تأکید کنم
داشتم نشون میدادم چه کاری رو انجام ندادم، باشه؟
پس، میدونی، سوار اسبت شو
و... و... و اون موبایل رو بردار و بهم زنگ بزن، اِ... آره
بعداً حرف میزنیم. فعلاً
هی، کال
شین کجاست؟
- ها؟ - «ها؟»
چرا انقدر سرت تو گوشیه؟ تا حالا اینطوری ندیدمت
هیچی. هیچی. چه خبره؟
خب، شین کجاست؟
اوه، گفت میره... یه سر و سامونی به زندگیش بده یا همچین چیزی
یعنی چی؟
نمیدونم. اِم، وقتی گفت واقعاً بهش فکر نکردم
باشه، بهش پیام بده بگو برگرده
چون امروز کلی کار اینجا داریم
و باید این داد زدنها رو تموم کنیم!
-من داد نمیزنم -نه، نمیزنی!
فقط ده طبقه رفتم. واقعاً سخته نمیدونم بچهها یازده سپتامبر چطور انجامش دادن
چی؟
هیچی
منظورم آتشنشانها بود
هی، داداش
-سلام، چه خبر؟ -باحال نیست
-چی؟ -اون دوستدختر منه
باحاله، داداش
فکر میکنی باحاله توی باشگاه به دخترا زل بزنی؟
نه. یعنی، زل نمیزدم اون دوستدخترته؟
اگه جای تو بودم براش یه شلوار گشاد میگرفتم دمت گرم که اینطوری میذاری بیاد بیرون
اگه من بودم میکردمش تو یه برقع کوفتی براش شریعت راه میانداختم
- باید بری، داداش - من نمیرم
No comments yet. Be the first to leave one.