Staffel 1

Release Info

Song of the Samurai S01E07 1080p WEB-DL HMAX NESTED
Ein Kommentar von NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Veröffentlicht am: 2026-06-29
Downloads: 40
Hörgeschädigt: No

Farsi/persian Untertitel-Vorschau

Die ersten 200 Zeilen.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫9998

‫9999

‫ده هزار!

‫تمرین ضربه شمشیر انقدر چیز عجیبیه؟

‫تو که همیشه میای اینجا، نه؟

‫فکر نمیکردم این روزا ‫یه پیره‌مردی مثل تو رو ببینم.

‫پیره‌مرد؟

‫تو این دوران آروم

‫تمرین شمشیر زدن تو یه جای افتضاح ‫مثل این به چه دردی میخوره؟

‫تو این روزگار

‫بدون مجوز استادی از یه مکتب معروف ‫مثل مکتب من، بی‌ارزشه.

‫مکتب معروف؟

‫هوکوشین ایتو ریو.

‫استاد با این سن و سال؟

‫قابل تحسینه.

‫شمشیر فقط وسیله‌ایه برای رسیدن ‫به یه موقعیت خوب، نه؟

‫تو خنده‌داری.

‫شاید.

‫هییا!

‫محاله. باورکردنی نیست.

‫نه. تو قوی‌ای.

‫جا به جات درسته و خط شمشیرت تمیزه.

‫استعداد شمشیرت حیرت‌آوره.

‫پس چرا؟

‫چرا نتونستم حتی یه ضربه بهت بزنم؟

‫احتمالاً به خاطر اینکه ‫من و تو با هم فرق داریم.

‫چه فرقی؟

‫هدف پشت شمشیرمون.

‫چی؟

‫دقیقاً همونطور که گفتی.

‫من نمیتونم به یه مقام رسمی امید ‫داشته باشم، و همونطور که میبینی

‫گند فقیرم، به سختی دارم روزگار میگذرونم.

‫ولی برام مهم نیست.

‫میخوام یه شمشیرزن باشم که از همه قویتره.

‫این تنها هدف زندگیمه.

‫تو یه احمق درجه‌یکی.

‫آره، میدونم. انگار نه تیزترین تیشه‌ام.

‫ولی...

‫خیلی باحالی.

‫هی

‫میشه منم یه روزی مثل تو قوی بشم؟

‫الان ساریزاوا توی سومیا، ‫تو شیماباراست، با معشوقه‌اش اومه.

‫این...

‫فقط یه کشمکش قدرت نیست.

‫کامو داره ما رو آزمایش میکنه.

‫تا ببینه کدوم‌مون سامورایی واقعیه.

‫- نیم ساعت دیگه حرکت میکنیم. ‫- باشه.

‫فرماندهی با معاون یامانامی کیسوکه‌ست.

‫آرزوی پیروزی براتون دارم.

‫- چشم! ‫- چشم!

‫توشی.

‫یه دقیقه وقت داری؟

‫چیه رئیس؟

‫ببخشید که میگم، ولی روی تو حساب میکنم ‫که مواظب سوجی باشی.

‫اونم میخواد با ساریزاوا بجنگه.

‫اگه جنگ تا تهش بره، ‫سوجی دوباره برمیگرده به اون حالت.

‫حالت دیگه؟

‫یه دیو...

‫خونخوار.

‫پس اون حرف عقلت رو از دست بدی...

‫درباره سوجی بود؟

‫آره.

‫و ساریزاوا احتمالاً دقیقاً آرزوی همینه.

‫نمیخوام دوباره سوجی رو اونجور ببینم.

‫فقط تو میتونی جلوش رو بگیری توشی.

‫پس...

‫خواهش میکنم!

‫انقدر زود سر خم میکنی رئیس.

‫نگران نباش.

‫به هر حال نمیذارم کامو مال خودش بشه.

‫مثل همیشه نگران دیگرانی؟

‫رئیس بودن سخته، ها؟

‫من حرف از نابودی این کشمکش داخلی ‫به صورت رو در رو و منصفانه میزنم

‫اما خودم حتی تو خط مقدم نیستم.

‫به خاطر اینکه وجودت ‫برای باختن خیلی مهمه.

‫با اینکه دستورات من ‫ممکنه باعث مرگ مردامون بشه.

‫دیگه هیچی نمیدونم.

‫آیا من حق دارم

‫که جون همه رو تو این دستا نگه دارم؟

‫اخیراً خودمو میبینم که

‫دلم برای اون زمانا تو شیهیکان تنگ شده.

‫فقیر بودیم، ولی...

‫با هم غذا میخوردیم و میخندیدیم

‫و تنها چیزی که میخواستیم ‫این بود که قویتر بشیم.

‫وقتی فکر میکنم، راه زیادی اومدیم.

‫رئیس.

‫اینطور نیست.

‫مهم نیست چقدر روزگار عوض بشه

‫ما عوض نمیشیم.

‫این آسمون همیشه

‫به اون طرف وصلـه.

‫این فقط یه کشمکش قدرت نیست.

‫کامو داره ما رو آزمایش میکنه. ‫تا ببینه کدوم‌مون سامورایی واقعیه.

‫اگه نتونیم به این چالش جواب بدیم

‫پس سامورایی بودن چه معنایی داره؟

‫این میشه یه مرد.

‫ولی شاید فقط داشت نمایش میداد.

‫اومه، اگه اون جور آدمی بود، ‫من هیچوقت باهاش گلاویز نمیشدم.

‫یه جنگ خوب و یه زن خوب... ‫از کیلومترها بوش رو حس میکنم.

‫چی شده؟

‫دیدن تو اینقدر خوشحال، ساریزاوا...

‫هیچوقت اینقدر خوشحال ندیده بودم.

‫فکر میکنی؟

‫دیدن لبخند تو مثل یه بچه کوچیک

‫چیزیه که واقعاً منو خوشحال میکنه.

‫تو هم یه دونه‌ای، نه اومه؟

‫حالا بیشتر دوست دارم.

‫باشه.

‫وقتش رسیده.

‫یک.

‫دو.

‫سه.

‫چهار.

‫حرکت میکنیم ‫تا ساریزاوا کامو رو از بین ببریم.

‫راهی میشیم به سمت سومیا در شیمابارا.

‫نمیدونیم

‫دشمن از کجا حمله میکنه.

‫اگه مورد حمله قرار گرفتیم

‫اونی که زنده مونه ادامه میده.

‫دقیقاً.

‫بریم.

‫هیچکس اینجا نیست.

‫میذارین اول من برم؟ ‫بالاخره من یه سرباز معمولیم.

‫در خط مقدم درجه معنی نداره.

‫ولی فقط خودتو هدف میکنی.

‫بسه کای. فلسفه توشی اینه: ‫ اگه هدفی، پس بجنگ.

‫چه باحال.

‫من چندان مطمئن نیستم.

‫استراتژی که خودتو بیهوده به خطر بندازی

‫به یه معاون نمیاد.

‫آره، میدونم.

‫همیشه با این کنایه‌هات.

‫با این حال، زیادی ساکته. ترسناکه.

‫فکر میکنی واقعاً حمله کنن؟

‫چی شده؟

‫هی!

‫لعنتی.

‫عقب‌نشینی!

‫تیر... تیر!

‫لعنت.

‫چند نفر از اینا هستن؟

‫برنامه چیه یامانامی؟

‫تنها کسایی که میتونن ‫ساریزاوا رو از پا دربیارن

‫هیجیکاتا و اوکیتا هستن.

‫آره.

‫توشی، تو برو جلو. ‫ما اینجا رو درست میکنیم.

‫یه زیارتگاه زیر بیشه‌زاری روبروئه.

‫از اون رد بشی به شیمابارا میرسی.

‫- باشه، من جلو میروم! ‫- کای!

‫چرا از ما جلو زدی؟

‫- بریم! ‫- آره!

‫وا! اونا رو بردار!

‫توشی! اوکیتا!

‫بریم.

‫کای، برو! لعنتی!

‫باشه! اون حرومزاده‌ها!

‫هی!

‫شما با ما کار دارین.

‫ببین؟ گفتم که میان اینجا.

‫چه حالی! این همون برادر بزرگمه.

‫هی، شما سگای کامو هستین؟

‫خب، هیجیکاتا.

‫و کنارش... اون اوکیتاس؟ ‫امروز روز خوش شانسیمونه.

‫شماها اصلاً کی هستین؟

‫به نظر خیلی ضعیف میاین.

‫و حتی از نیجی هم احمقتر.

‫با من حرف میزنی؟

‫وایسا با کی دیگه حرف بزنم؟

‫هی، ببریمشون و بریم.

‫کای، حاضری با من بمیری؟

‫چی میگی هیسوکه؟

‫بدم میاد بگم

‫ولی ما به پای ساریزاوا نمیرسیم.

‫لطفاً برین جلو.

‫شما دو تا.

‫من جلو میروم!

‫تودو، این ناعادلانه‌ست!

‫هیجیکاتا، بریم.

‫ایچیجی، دارن فرار میکنن!

‫جرأت نکن به جای دیگه نگاه کنی!

‫هرکی، جایزه اصلی کوندوئه.

‫بیا زود اینا رو تموم کنیم و برسیم به کوندو.

‫لعنت بر تو حرومزاده!

‫کای!

‫هی، به کجا نگاه میکنی؟

‫تودو!

‫به نظر دارن خوش میگذرونن.

‫جرأت نکن به جای دیگه نگاه کنی!

‫چی شده؟ ترسیدی؟

‫افتادیم تو دردسر. اینا قوی هستن.

‫فکر فرار؟ برو، فرار کن. پیدات میکنم.

‫هی، کای؟

‫میدونی دشمن واقعی من کیه؟

‫چی؟

‫اینا که چیزی نیستن نسبت به دشمن واقعیم.

Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo

Kommentare

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left