Season 1

Release info

Song of the Samurai S01E08 1080p WEB-DL HMAX NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2026-06-29
Downloads: 44
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫این یه کتاب درباره غرب شناسیه.

‫واقعا داره میخونه‌ش؟

‫آره، حتی خودش متون اصلی ‫کنفوسیوس رو هم خونده.

‫شاید...

‫اون بچه یه روزی قهرمانی بشه ‫که این میتو رو...

‫نه، این سرزمین رو به حرکت درمیاره.

‫چقدر کسل‌کننده.

‫هی، بس کن!

‫بس کن!

‫بسه!

‫بی‌شرف!

‫همین بود دیگه؟

‫چقدر بیمزه.

‫- بس کن! ‫- بیا دیگه! بیا!

‫اون پسر قوی‌ترین به دنیا اومد.

‫- بس کن! ‫- بسه!

‫دور شو!

‫دور شو!

‫نه! کمکم کنید!

‫هیاح!

‫بکش... بکش... بکش... ‫بکش... بکش... بکش...

‫مردم اون پسر رو بچه اهریمنی صدا می‌زدن.

‫هی، زودباش. اینطوری جلوی من ‫نقش زمین نشو، اوکیتا.

‫من کلی منتظرت موندم، می‌دونی.

‫چی شده؟

‫دیگه شروع شده. پس بیا.

‫همون طور که فکر می‌کردم.

‫زیادی حرف میزنی

‫ازت متنفرم.

‫ها-ها-ها.

‫دوست دارمش.

‫می‌خوای یه نمایش حسابی بهم بدی، نه؟

‫هی، هی، چه خبره اوکیتا؟

‫مگه قرار نیست جا بزنی؟

‫فکر می‌کنی با این حرفا می‌تونی منو ببری؟

‫می‌گن ضعیفا همیشه ‫دور حریفشون می‌چرخن.

‫ذهنت شاید قبول نکنه،

‫اما بدنت می‌دونه قضیه چیه، نه؟

‫می‌دونه کی مردتره، نه؟

‫اشتباه می‌کنی!

‫لعنت بهش. ‫وای، چقدر ناامیدم کردی اوکیتا.

‫من این همه مدت برای این منتظر موندم؟

‫هرچی. دیگه تمومش کردم.

‫اگه نمی‌خوای شکوفا شی، پس بیفت. بیفت!

‫بکش...

‫بکش...

‫پس رفتی طرف مقابل.

‫بکش...

‫بکش... بکش... بکش...

‫بکش.

‫سوجی...

‫آه.

‫توشی!

‫رئیس! چی... چرا اینجایی؟

‫هی، فکر می‌کنی داری چیکار می‌کنی؟

‫بهت گفته بودن تکون نخوری، نه؟

‫مگه همه شون نمردن؟

‫نه، اینطور نیست.

‫هاجیمه و سانوسوکه رفتن ‫پشت یامانامی و بقیه.

‫بعد منم نمی‌تونستم فقط بایستم و تماشا کنم.

‫چه زخم بدی.

‫بیخیال من. تو نباید می‌اومدی رئیس.

‫سوجی کجاست؟

‫رئیس...

‫سوجی کجاست؟

‫رفت تنها.

‫- توشی، تو بمون اینجا. ‫- من با تو میام.

‫با این جراحت‌ها نه!

‫گفتم بس کن!

‫من سوجی رو متوقف می‌کنم. ‫باید جلوشو بگیرم!

‫چرا تو! هی، بیا دیگه!

‫- اوکیتا، شکی نیست که قوی هستی. ‫- بکش... بکش... بکش...

‫اما تو چشمات فقط تاریکیه.

‫این چشمای یه آدم‌کشه.

‫چه خشونت بی‌مزه‌ای. اوکیتا؟

‫می‌کشمت. می‌کشمت.

‫فایده نداره. دیگه حرفامو نمیشنوه.

‫خب، فکر کنم وقتش رسیده...

‫بریم سراغ این شکار اهریمن، باشه؟

‫بکش! بکش! بکش! بکش! ‫بکش! بکش! بکش!

‫توشی!

‫حتی اگه بمیرم میرم. حتما میرم!

‫تو واقعا دردسری.

‫این حرف از کسی‌ که خودش دردسره، بعیده.

‫هی، هی!

‫بکش، بکش، بکش، بکش...

‫بکش، بکش، بکش، ‫بکش، بکش، بکش، بکش...

‫واقعا قضیه به همین جا ختم میشه؟

‫بکش!

‫هی، واکنش سریع ‫بیش از حد هم دردسرسه، می‌دونی.

‫توشی.

‫سوجی!

‫حالت خوبه؟

‫تب کرده.

‫وای، از این خشونت بی‌مزه‌ش خسته شدم.

‫واقعا.

‫سریزاوا!

‫خب شماها می‌خواین بازی کنید؟

‫برام مهم نیست که با هر دوتون یه دفعه بجنگم.

‫بیا، یه نمایش خوب بهم بده.

‫توشی، مواظب سوجی باش.

‫سریزاوا مال منه.

‫توشی، به زور می‌تونی روی پاهات وایستی.

‫از همه مهم‌تر، نمی‌تونم ‫بذارم سوجی بیشتر بجنگه.

‫رئیس...

‫رئیس، صبر کن!

‫اومدم اینجا که با این مرد بجنگم.

‫بذار این بار من باحال باشم.

‫این چیه، کوندو؟

‫واقعا فکر می‌کنی تنها می‌تونی منو ببری؟

‫آها، آها.

‫باشه پس. بیشتر از اون بچه منو سرگرم کن.

‫هر چی داری رو بذار.

‫ناامیدم نکن.

‫شینسنگومی!

‫کوندو ایسامی!

‫میام!

‫حالت بالای شمشیر، آتشین. ‫عالیه. خوشم اومد.

‫همون طور که ازت انتظار داشتم، کوندو.

‫بی‌رحم و بی‌عاطفه. ‫و در عین حال، عشق توشه.

‫رئیس!

‫آره، عالیه. ‫تو فوق‌العاده‌ای کوندو.

‫این همون چیزیه که می‌خواستم.

‫حتی وقتی می‌دونی که از حریف کم‌تری،

‫آتش تو چشمات خاموش نشده.

‫همون جور آدمیه که ‫می‌خوام باهاش بجنگم! بیا!

‫هیاح!

‫عالیه.

‫چی شد کوندو؟ همون بود دیگه؟

‫آها، آها.

‫تموم شد؟

‫ببخشید سوجی!

‫نتونستم جلوی سقوطت به تاریکی رو بگیرم...

‫اما!

‫اما حداقل!

‫عالیه، عالیه!

‫اما بهت نشون می‌دم...

‫...خودمو.

‫بکش... بکش... بکش...

‫بکش... بکش...

‫بسه.

‫خوبی خواهر؟

‫نه!

‫خواهر؟

‫دور شو! دور شو! ‫دور شو! دور شو!

‫دور شو! دور شو!

‫ایسامی. یه بچه اهریمنی رو آوردی خونه.

‫می‌خوای باهاش چیکار کنی؟

‫بزرگش می‌کنم.

‫چی؟

‫حتی اگه حریفش یه موجود اهریمنی بود

‫اما اینطور وحشیانه جان گرفتن...

‫این جز جنون چیز دیگه‌ای نیست.

‫کاملا حق با شماست.

‫اما اگه از یه زاویه دیگه نگاه کنی...

‫میشه گفت که عقلش رو از دست داده

‫تا از خواهرش محافظت کنه.

‫در ریشه اون کار...

‫مهربونی بوده.

‫پدر.

‫این پسر...

‫سوجی...

‫قویه

‫و مهربونه.

‫سوجی، می‌دونی سامورایی یعنی چی؟

‫خب، یعنی قدرتی که با اون دشمنات رو بکشی؟

‫ببخشید!

‫گوش کن سوجی.

‫این چیزیه که من همیشه بهش باور دارم.

‫آدم جونش رو برای باورهاش گرو می‌ذاره،

‫و در آخر، می‌تونه با لبخند بمیره.

‫سامورایی واقعی همینه.

‫اشکالی نداره.

‫باشه، بیا بالا.

‫وای، چقدر بزرگه! بزرگه! باورنکردنیه!

‫اشکالی نداره سوجی.

‫یه روزی می‌فهمیش.

‫قول می‌دم.

‫رئیس...

‫رئیس!

‫مشکلی نیست. الان باهاش می‌جنگم.

‫خوش گذشت، نه کوندو؟

‫اما... دیگه دارم ازش خسته میشم.

‫بیفت.

‫آها، آها.

‫پس بالاخره اهریمن رو بلعیدی؟

‫اوکیتا سوجی از شینسنگومی.

‫میام.

‫خودت دیر کردی.

‫این رو مدیون تو هستم.

‫تو بودی که چشامو باز کردی.

‫به چیزی که واقعا براش می‌جنگم.

‫و به خاطر کی شمشیرم رو می‌کشم.

‫سوجی...

‫بالاخره فهمیدم.

Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Song of the Samurai - Chapter: Youthful Days in Edo

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left