Dark Winds

Dark Winds

下載 Farsi Persian 字幕

第 4 季

發布資訊

Dark Winds S04E03 Ahaaldlaadigii That Which Has Been Torn Apart 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-RAWR
由 warez 評論 warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 4 قسمت 3 Dark Winds 2022 زیرنویس فارسی سریال

標籤

webdl
發布於: 2026-02-28
下載次數: 35
聽障人士: No

Farsi Persian字幕預覽

前 200 行。

غیرممکنه بتونی اون‌طوری تیراندازی کنی

با این‌همه تیری که از هر طرف می‌بارید

مگه اینکه آموزش دیده باشی

فکر می‌کنی خودش باشه؟ همونی که دنبالشیم؟

تو دنیایی که زن‌های قدبلند و بلوند زیاد نیستن

احتمالش هست خودش باشه

ازت می‌خوام این موضوع پیش خودت بمونه

ازت نمی‌خوام دروغ بگی

ولی انگار همینو می‌خوای

چرا نمیای با هم زندگی کنیم؟

اون توی ماشینه! داره می‌میره

برو عقب! کجا می‌تونه بره؟

لعنتی

چی شد؟

داره می‌آد

کی؟ کی داره می‌آد؟

اوه

باشه، باشه

من پیشتم

اینجام

فقط نفس بکش

نفس بکش

نه

نه، نه

نه، نه، نه

چی، من خوبم

مامور

فردا اول وقت می‌ریم سمت «هانتز مِسا»

و فکر کنم تو هم باید بیای

برای ماموریت؟

نه، یه مراسم عرق‌ریزانِ کوتاه

همین الان دوتا جنازه پیدا کردیم

یکیشونو خودت شخصاً توی اون «هوگانِ مرگ» معاینه کردی

الان وقتشه، مگر اینکه بخوای

از پا درت بیاره. من خوبم

«اِما» هم همیشه همین رو به من می‌گفت

اونم مثل الانِ من، برام سخنرانی می‌کرد

من خیلی سرم شلوغ بود، همیشه یه پرونده‌ای در جریان بود

همیشه هم هست

حرفم اینه که هیچ‌وقت این کار رو تو اولویت نذاشتم

ولی باید می‌ذاشتم

چون تو این کار دووم نمیاری

مگر اینکه به خودت برسی

رابطه‌هات هم به سرانجام نمی‌رسن

اگه گاردت رو باز کنی، بهت کمک می‌کنه

ممنون

ولی همون‌طور که گفتم، خوبم

فقط باید ون رو برای اون پیرمرد بیاریم این طرف

اسمش «آشی بِگی» هست

اون یکی از بزرگای قوم مائه

هنوز جسد رو معاینه نکردیم

پس بهتره آروم باشی

هر چقدر که طول بکشه، وقت داری

تیر مستقیم از توی شونه‌اش رد شده

یه تفنگ با کالیبر بالا به پشتش شلیک شده

حدس می‌زنم از راه دور بوده

دوتا گلوله هم از فاصله نزدیک به شکمش خورده

شیوه قتلش دقیقاً مثل شاهدای اون غذاخوریه

اون دو نفر توی غذاخوری موهاشون شسته نشده بود

و کفش‌هاشون هم جابه‌جا نشده بود، مثل مراسم تدفین سنتی «ناواهو»

نه کاملاً

انگشتر توی انگشت اشاره یا شست نیست

صورت جنازه به سمت غربه، نه شمال

صحنه‌سازیِ خوبی نیست

پس چرا این کار رو کردن؟

بیایم ببینیم «بیلی تسوسی» چی می‌دونه

البته بعد از اینکه بهش گفتیم چه بلایی سر خونواده‌اش اومده

شاید بهتر باشه بریم بیرون و خصوصی با هم حرف بزنیم

فقط بهم بگو

متاسفم، ولی «آلبرت» و پدربزرگت

جنازه‌شون پیدا شده

نه، نه

سعی کن از چیزای ساده شروع کنی، اطلاعات کلی درباره «آلبرت»

هر چی یادت می‌آد می‌تونه کمک‌مون کنه

هیچی یادم نمیاد، باشه؟

منظورم اینه که از وقتی نه یا ده سالم بود، دیگه ندیدمش

چرا «آلبرت» برگشت اینجا؟

اون سه روز رو باهاش چیکار می‌کردی؟

قضیه چیه؟

اون چی می‌خواست؟

لروی

اون... اون دنبال پسرعموم «لروی» می‌گشت، برادرش

«لروی» توی منطقه حفاظت‌شده زندگی می‌کنه؟

نه، ولی اینجا بود

«آلبرت» یه عکس داشت

عکسی از چی؟

«لروی» که جلوی یه کاروان «ایر-استریم» ایستاده بود

کنار یه رودخونه با درخت‌های سپیدار و

هنوز اون عکس رو داری؟

دستِ «آلبرت» بود

خب، ما هیچ‌جا پیداش نکردیم

من هنوز

من هنوز اینو دارم

منظورم اینه که هر جا رو گشتیم، فقط همین بود

باید «لروی» رو پیدا کنید

اون تنها کسیه که از خونواده‌ام برام مونده

باید پیداش کنید

از رودخونه «سان خوآن» شروع کرده. هوشمندانه است

این تنها رودخونه بزرگیه که درخت سپیدار داره

«بیلی» منطقه رو مثل کف دستش می‌شناسه

برای همین بود که «آلبرت» بهش احتیاج داشت

سه روز؟

امکان نداره یه کاروان «ایر-استریم» رو که پارک شده

کنار ساحل «سان خوآن» باشه، نبینن

مگر اینکه

بارون‌های موسمی

ماهِ گذشته

کل بیابون رو سیل گرفت

توی عکس، به چشم «آلبرت» و «بیلی» شبیه رودخونه اومده

آره. ولی رودخونه نبود

یه مسیل بود

پس دنبال یه مسیل توی منطقه می‌گردیم

که پر از درخت‌های سپیدار باشه

دقیقاً همین‌جا. اونجا

چی؟

اومم

هی، سلام

فقط دنبال سوزن منگنه می‌گشتم

آره، برای منگنه‌ام

آره، آره

ممنون گروهبان

بفرما جناب معاون

چطوری؟

اوضاع چطوره؟

خوبه، بد نیستم

اون زن بلونده دیگه اینجاها پیداش نشد؟

اوه، اگه می‌اومد تو اولین کسی بودی که بهت زنگ می‌زدم

اومم

اشکالی نداره اینجا پارک کنم و یه کم سرک بکشم؟

حتماً، بفرما. ممنون

عوضی

خب، دیگه رازمون لو رفت

این یعنی می‌تونی، اوم

می‌دونی، می‌تونیم با هم زندگی کنیم

همین بود که جلوت رو می‌گرفت، نه؟

«چی»، ما همین دیروز درباره‌اش حرف زدیم

خب، نمی‌خوام بهت فشار بیارم

فقط دارم می‌گم

تنها چیزی که از حل کردن معماهای جنایی

در کنار زنی که عاشقشم بهتره

اینه که شب‌ها کنارش برگردم خونه

«برنادت»، واقعاً دوستت دارم

و بهت گفته بودم که احساسم رو پنهان نمی‌کنم

منم دوستت دارم «چی»

راستش، یه چیز دیگه هست که می‌تونه از اینم بهتر باشه

اینکه وقتی «لیپ‌هورن» بازنشسته شد، پلیس ناواهو رو اداره کنیم

با همدیگه

متوجه شدی این روزا بیشتر وقتش رو

توی مراسم‌های عرق‌ریزان می‌گذرونه تا روی پرونده‌ها؟

می‌دونی، فکر کنم بالاخره به این نتیجه رسیده که دیگه بسه

با اون قضیه مامور اف‌بی‌آی و رفتنِ «اِما»

دیگه واقعاً براش طاقت‌فرسا شده

هر لحظه ممکنه بذاره کنار

تو این‌طور فکر نمی‌کنی؟

نه، فکر نمی‌کنم

این همون مسیله

احتمالاً یه هفته پیش پرِ آب بوده

هوم

درخت‌های سپیدار، دقیقاً همون‌طوری که «بیلی» گفت

ببخشید جناب افسرها

دقیقاً روز لباس شستنم اومدین

«لروی گورمن»؟

نه خانم

ولی بفرمایید، منتظرتون بودم

اوه، جدی؟

آره

به «قانون جذب» اعتقاد دارین؟

اسم شما چیه قربان؟

اوم، «فیلیپ گریسون»

کارت شناسایی همراهت هست؟

آره

داخلِ خونه است

آقای گریسون، اینجا نوشته محل سکونت شما «آلبوکرکی» هست

آره

نه، من به عنوان سرایدار پاره‌وقت توی دانشگاه نیومکزیکو کار می‌کنم

و تابستون‌ها رو اینجا می‌گذرونم

اینجا تنها زندگی می‌کنین؟

اگه منظورتون اینه که زن و بچه دارم، نه ندارم

منظورم اون نبود

ما دنبال شخصی به اسم «لروی گورمن» هستیم

اون توی یه کاروان مثل همین زندگی می‌کنه

می‌شناسیدش؟

نه، نمی‌شناسم، ولی خب آدم‌های زیادی

توی این مناطق رفت و آمد می‌کنن

یه ونِ سبز رنگ رو ندیدین که از این طرفا رد بشه؟

آره

آره، یادمه حدود یه هفته پیش دیدمش

مطمئنی یه هفته پیش بود؟

آره، کاملاً مطمئنم

سه‌شنبه‌ها روز لباس شستنه

راننده‌اش رو دیدی؟

آره، یه دختر سفیدپوست بود

دنبال یه جا می‌گشت

برای ماهیگیری یا یه همچین چیزی

موهاش بلوند بود؟

همون زنی که دیدی؟

شاید، نمی‌دونم

خب، اگه دوباره اون ون رو دیدی

حتماً به کلانتری خبر بده، باشه؟

کلانتریِ «کاینتا»

評論

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left