İlk 200 satır.
تقدیم به همه دوستداران سریال گریزآناتومی بهخصوص آقا رضا و نگین عزیز کانال تلگرام: greysfans
جراحها دوست دارن باور کنن که مرکز جهان هستن
و دستهای میلیون دلاری اونا تنها چیزیه که اهمیت داره
من نمیدونم که چطور اینکارو کردی...
اما اون..خیلی.. تماشایی بود
خب، باید یه دلیلی بهت بدم که منو کنارت نگه داری
خب، شاید امشب..
من این لطفت رو جبران کنم
مم.. شایدم
زودتر از اون
ریچارد وبر، هنوزم درگیر همونی؟
بیخیال من که بهت گفتم نه
خب، شاید وقتش رسیده که تجدید نظر کنی
خوب، اگر مشکلی پیش بیاد چی، عزیزم؟
بهم اعتماد کن.
فقط یک چاقوی جراحی و یک بیمار نیاز داری.. نه هیچچیز دیگری
منم قبلاً همین عقیده رو داشتم
لیوای!
- الان میام - گوشیت رو چک کن
اما قبل از اینکه خودم بچهدار شم!
- اوه خدای من. - چیه؟
وبر رسماً دوباره مدیر رزیدنتی شده
گری چی شده؟
اون میگه که زمانش رو بین جراحی و حقیق تقسیم میکنه.
لیوای!
آه...
و میگه که ما قرار بود 15 دقیقه پیش توی آزمایشگاه مهارتها باشیم!
باشه. دارم میام!
حقیقت اینه که از اولینباری که بیمارتون مریض میشه
تا وقتی که روی تخت جراحیتون دراز بکشه..
- سلام - سلام
فکر کردم امروز صبح زود میری
وقتی توی راه فرودگاه بودم تشنج کرد
برای همین بهش لورازپام، و فنوباربیتال زدم و وارد کمای القایی کردمش
و حالا نیاز دارم تا
یه جراح اعصاب درجهیک کمکم کنه تا بفهمم
چرا مهمترین بیمار پیوندیم داره حالش بد میشه
تیمی از اینترنها، متخصصین و پرستاران
با اون بیمار در ارتباط بودن پیش از اینکه شما اصلاً ببینیدش
فکر میکردم دیگه پیدات نشه
نزدیک بود.. من حوصلهی آهوناله ندارم
خب، لازم نیست زیادی بمونی
"روی" اینه؟
وقتی این توصیهنامهها رو پر میکنین، ازتون میخوام که همه چیز رو ارائه بدین
من میخوام همهی تشخیصها و تمام علائم رو بدونم
40 پوند وزن کم کردین؟
زیر پتو عرق میکنین؟
اسهال انفجاری دارین؟
خجالت نکشین
توصیهنامه؟
"روی" قراره ماه بعد برای سخنرانی بره واشنگتن
نمیتونه راجعبش خفهخون بگیره
ما باید با امورجانبازان همون کاری رو کنیم که "بارب سیمونز" تو کلاس چهارم با من کرد:
"آویزونشون کنیم به میلههای پارک... شورتشون رو دربیاریم و بذاریم در معرض نمایش"
حرومزادهها
نه، این نمیتونه خودش باشه.
گروهبان
سرهنگ
فکر کردم گفتی هیچوقت از اینجور چیزها نمیمیری
کسی که داره میمیره..
تویی پیرمرد
آره
از دیدنت خوشحالم مرد.
از دیدنت خوشحالم. خوب به نظر میرسی.
روی، میخوام شما رو با سرگرد...
اوون هانت آشنا کنم جراح سوانح ارتش
خوش اومدی.
شما افتخار کدوم بیماری لذت بخش رو دارین؟
هیچ کدوم، خوشبختانه.
من اینجام چون امیدوارم بتونیم همکاری کنیم.
من در حال مطالعهای هستم تا ارتباط بین
گودالهای زبالهسوزی و بیماریهای شما رو ثابت میکنه تا امورجانبازان مجبور شه...
تو خوبی؟
- روی. - روی؟
روی، روی!
به پهلو بخوابونش زنگ بزن 911!
آناتومی گری قسمت 4 فصل 18
ترجمه و زیرنویس نسیم پیلهور ابریشم «با بازبینی افتخاری مژگان عزیز از مترجمین قدیمی سریال»
این قسمت «با کمی کمک از دوستانم»
اون خوبه؟
داره دندون در میاره
خب پس تو خوبی؟
من نخوابیدم، تنها چیزی که خوردم
یک مشت غلاتصبحونه است... نه نه نه نه نه!
و سر کار دیرم شده
ببخشید پرسیدم
- ممنون. - باشه.
میدونستم چطوری باید تنها باشم ولی الان با لونا تنهام.
من مسئول زندگی اونم
و خیلی خستهام ممکنه بیافتم بمیرم
یه پدر یا مادر تنها بودن کار سختیه
تو که پیشنهادی برای دندون درآوردن نداری داری؟
الان میتونم مراسم آیینی قربانی رو هم امتحان کنم
- گوشگیر بزن؟ - آه!
کمک!
- من کمک لازم دارم! - باشه.
اوه، متاسفم، متاسفم، متاسفم.
نمیدونم چه بلایی سرش اومده
فقط شروع کرد به جیغ زدن و نفس زدن
درحال زایمانی؟
نه تا یکی دو هفته دیگه موعدم نیست.
باشه، ا...
تو حاملهای؟
این مال منه؟
ما چهار هفته است که با همیم
چطوری میتونه مال تو باشه؟
- من میرم متخصص زنان بیارم - اوه، من متخصص زنانم
میتونی این رو برام ببری مهد کودک؟
- خداحافظ عزیزم. - با کمال میل.
باشه، اوم، تو برو ویلچر بگیر
- الان الان! - آره باشه
سلام. تبریک میگم. داری عالی پیش میری
باشه نفس عمیق بکش
گری! فکر میکردم تا الان تو مینهسوتا باشی
امروز بعد از ظهر میرم
و فقط برای چند روز در هفته میرم. -اوهم
و هنوزم رئیس بخش داخلیتم
و تا وقتی که به گری-اسلون اعتبار میدی
و بشریت رو نجات میدی هر کاری میخوای بکن
چیزی که من میخوام بدونم اینه که چرا وبر ما رو به آزمایشگاه
مهارتها فرستاده
و کل برنامهم رو خالی کرده؟
- تو هم همینطور؟ - آره.
خب، من نمیدونم کی این رو تایید کرده، اما مطمئناً...
من کردم.
دوست داری بهمون بگی چرا؟
امروز روز بزرگه
نه تنها این اولین روز رسمی منه که دوباره مدیر رزیدنتی شدم
بلکه در حال معرفی یک متد آموزشی جدیدم
و شما دو نفر قراره بهم کمک کنین ...
بیاید
اوه...
باشه همگی توجه کنین
امروز روزیه که قراره
تا آخر عمرتون یادتون بمونه
هر یک از شما قراره یک جراحی کیسه صفرا رو از اول تا آخر
به تنهایی انجام بدین
امروز، شما پزشک ارشد میشید
- چی؟! - اوه خدای من!
- شوخی میکنی؟ - اون جدیه
به متد وبر خوشاومدین.
حرفمو پس میگیرم.
چی رو؟
تو نمیتونی به مینهسوتا بری
این مرد عقلش رو از دست داده
- اوه خدای من. اوه خدای من. - آره خدایا!
- هانت، چه خبره؟ - روی دیویس، 60 ساله، سنکوپ بعد از یک دوره هموپتیزی
فشار خون 160 روی 100 و تاکیکاردیکه
در اسرع وقت به عکس قفسه سینه میخواد
روی.
چیز به دردبخوری نشونت نمیدن بهت قول میدم
روی، من اینجا هستم.
اون همون چیزی رو داره که من دارم... فیبروز ریوی...
پیشرفتهتر.
گوش کن، من میدونم که تو ترجیح میدی شن رو بجوی تا اینجا باشی پس اینکار رو نکن...
- من میمونم - اورژانس شماره 1
باشه بیا ببریمش داخل!
تو توی لابی بمون
به محض اینکه بتونم خبرت میکنم، باشه؟
نیکی رحمت 5 سانتیمتر گشاد شده امروز این بچه رو به دنیا میاری
تبریک میگم.
اما این خیلی زوده. من آماده نیستم.
و امروز ماهگرد دوستیمونه
وای! از همه ور روز خاصیه
باباش کیه؟
بابا نداره فقط حاملگی بود
ما سکس داشتیم یهعالمه سکس!
من با یه زن حامله یهعالمه سکس داشتم
جفتش یکیه
باشه اما من کاملاً مطمئنم که
خارج از قوانین اخلاقی خودمه
و چرا بهم نگفتی؟
به من نگاه کن. فکر کردم میدونی.
من فقط فکر میکردم...
آاااا! باشه. اوه، داستین، درسته؟
اوه، نیکی جاش خوبه
تو چرا نمیری یه نفسی تازه کنی و یه کم آیسچیپس پیدا کنی؟
برای اون نه خودت
نیکی تو خوبی؟
سینهم واقعا درد میکنه.
باشه، ویلسون، بیا نوار قلبی و علائم حیاتی رو بگیریم.
درست.
باشه. نفس بکش.
خوبه
خیلی خوب، حالا، این سیستم جراحیهای همزمان به ما این امکان رو میده که
رزیدنتهای با تجربه رو بهعنوان سرپرست در اتاقعمل قرار بدیم...
و پزشکهای ارشد میتونن برای حداکثر کارایی به صورت چرخشی کار کنن
من دوستش ندارم.
ببین اگر به اینجا نگاه کنی
میانگین جراحی صفرا چقدر طول میکشه... 45 دقیقه؟
اما مهم ترین بخشش فقط حدوداً...
- 5 تا 10 دقیقه - دقیقاً
که یعنی اگه هر پزشک ارشدی
بر اساس برنامه بچرخه
میتونیم در همهی اتاق عملها..
دقیقاً در لحظهای که لازمه حضور داشته باشیم
بله
هنوزم دوستش ندارم.
بیلی!
این جوابِ بزرگترین چالشیه که ما الان باهاش روبروایم
No comments yet. Be the first to leave one.