Grey's Anatomy

Grey's Anatomy

Farsi Persian Altyazısını İndir

Sezon 18

Sürüm bilgisi

Greys Anatomy S18E04 1080p HEVC x265-MeGusta
Şunun yorumuyla rezamatrix
ترجمه از نسیم ابریشم پیله ور - هماهنگ با وب دی ال

Etiketler

1080
x265
HEVC
Yayınlandı: 2021-11-11
İndirmeler: 40
İşitme Engelliler: No

Farsi Persian altyazı önizlemesi

İlk 200 satır.

‫تقدیم به همه دوستداران سریال گریزآناتومی ‫به‌خصوص آقا رضا و نگین عزیز ‫کانال تلگرام: greysfans

‫جراحها دوست دارن ‫باور کنن که مرکز جهان هستن

‫و دستهای میلیون دلاری اونا ‫تنها چیزیه که اهمیت داره

‫من نمیدونم که چطور اینکارو کردی...

‫اما اون..خیلی.. ‫تماشایی بود

‫خب، باید یه دلیلی بهت بدم ‫که منو کنارت نگه داری

‫خب، شاید امشب..

‫من این لطفت رو جبران کنم

‫مم.. شایدم

‫زودتر از اون

‫ریچارد وبر، هنوزم درگیر همونی؟

‫بیخیال من که بهت گفتم نه

‫خب، شاید وقتش رسیده ‫ که تجدید نظر کنی

‫خوب، اگر مشکلی پیش بیاد چی، عزیزم؟

‫بهم اعتماد کن.

‫ فقط یک چاقوی جراحی و یک ‫بیمار نیاز داری.. نه هیچ‌چیز دیگری

‫منم قبلاً همین عقیده رو داشتم

‫لیوای!

‫- الان میام ‫- گوشیت رو چک کن

‫اما قبل از اینکه خودم بچه‌دار شم!

‫- اوه خدای من. ‫- چیه؟

‫وبر رسماً دوباره مدیر رزیدنتی شده

‫گری چی شده؟

‫اون میگه که زمانش رو بین ‫جراحی و حقیق تقسیم میکنه.

‫لیوای!

‫آه...

‫و میگه که ما قرار بود 15 دقیقه ‫پیش توی آزمایشگاه مهارتها باشیم!

‫باشه. دارم میام!

‫حقیقت اینه که از اولین‌باری ‫ که بیمارتون مریض میشه

‫تا وقتی که روی تخت جراحیتون دراز بکشه..

‫- سلام ‫- سلام

‫فکر کردم امروز صبح زود میری

‫وقتی توی راه فرودگاه بودم تشنج کرد

‫برای همین بهش لورازپام، و ‫فنوباربیتال زدم و وارد کمای القایی کردمش

‫و حالا نیاز دارم تا

‫یه جراح اعصاب درجه‌یک ‫ کمکم کنه تا بفهمم

‫چرا مهمترین بیمار پیوندیم ‫ داره حالش بد میشه

‫تیمی از اینترن‌ها، متخصصین و پرستاران

‫با اون بیمار در ارتباط بودن پیش از اینکه ‫شما اصلاً ببینیدش

‫ فکر میکردم دیگه پیدات نشه

‫نزدیک بود.. ‫من حوصله‌ی آه‌وناله ندارم

‫خب، لازم نیست زیادی بمونی

‫"روی" اینه؟

‫وقتی این توصیه‌نامه‌ها رو پر میکنین، ازتون میخوام ‫که همه چیز رو ارائه بدین

‫من میخوام همه‌ی تشخیصها ‫و تمام علائم رو بدونم

‫40 پوند وزن کم کردین؟

‫زیر پتو عرق میکنین؟

‫اسهال ‫انفجاری دارین؟

‫خجالت نکشین

‫توصیه‌نامه‌؟

‫"روی" قراره ماه بعد برای سخنرانی بره ‫واشنگتن

‫نمیتونه راجعبش خفه‌خون بگیره

‫ما باید با امورجانبازان همون کاری رو کنیم ‫که "بارب سیمونز" تو کلاس چهارم با من کرد:

‫"آویزونشون کنیم به میله‌های پارک... ‫شورتشون رو دربیاریم و بذاریم در معرض نمایش"

‫حرومزاده‌ها

‫نه، این نمیتونه خودش باشه.

‫گروهبان

‫سرهنگ

‫فکر کردم گفتی ‫هیچوقت از اینجور چیزها نمیمیری

‫کسی که داره میمیره..

‫تویی پیرمرد

‫آره

‫از دیدنت خوشحالم مرد.

‫از دیدنت خوشحالم. خوب به نظر میرسی.

‫روی، میخوام شما رو ‫با سرگرد...

‫اوون هانت آشنا کنم ‫ جراح سوانح ارتش

‫خوش اومدی.

‫شما افتخار کدوم بیماری ‫لذت بخش رو دارین؟

‫هیچ کدوم، خوشبختانه.

‫ من اینجام چون امیدوارم بتونیم ‫همکاری کنیم.

‫من در حال مطالعه‌ای هستم تا ارتباط بین

‫گودالهای زباله‌سوزی و بیماریهای شما رو ثابت میکنه ‫ تا امورجانبازان مجبور شه...

‫تو خوبی؟

‫- روی. ‫- روی؟

‫روی، روی!

‫به پهلو بخوابونش ‫ زنگ بزن 911!

‫آناتومی گری ‫قسمت 4 فصل 18

‫ترجمه و زیرنویس ‫نسیم پیله‌ور ابریشم ‫«با بازبینی افتخاری مژگان عزیز از مترجمین قدیمی سریال»

‫این قسمت ‫«با کمی کمک از دوستانم»

‫اون خوبه؟

‫داره دندون در میاره

‫خب پس تو خوبی؟

‫من نخوابیدم، تنها چیزی که خوردم

‫ یک مشت غلات‌صبحونه است... ‫ نه نه نه نه نه!

‫و سر کار دیرم شده

‫ببخشید پرسیدم

‫- ممنون. ‫- باشه.

‫میدونستم چطوری باید تنها باشم ‫ ولی الان با لونا تنهام.

‫من مسئول زندگی اونم

‫و خیلی خسته‌ام‌ ‫ممکنه بیافتم بمیرم

‫یه پدر یا مادر تنها بودن کار سختیه

‫تو که پیشنهادی برای دندون ‫درآوردن نداری داری؟

‫الان میتونم مراسم آیینی ‫ قربانی رو هم امتحان کنم

‫- گوش‌گیر بزن؟ ‫- آه!

‫کمک!

‫- من کمک لازم دارم! ‫- باشه.

‫اوه، متاسفم، متاسفم، متاسفم.

‫ نمیدونم چه بلایی سرش اومده

‫فقط شروع کرد ‫به جیغ زدن و نفس زدن

‫درحال زایمانی؟

‫نه تا یکی دو هفته دیگه موعدم نیست.

‫باشه، ا...

‫تو حامله‌ای؟

‫این مال منه؟

‫ما چهار هفته است که با همیم

‫چطوری میتونه مال تو باشه؟

‫- من میرم متخصص زنان بیارم ‫- اوه، من متخصص زنانم

‫ میتونی این رو ‫برام ببری مهد کودک؟

‫- خداحافظ عزیزم. ‫- با کمال میل.

‫باشه، اوم، تو برو ویلچر بگیر

‫- الان الان! ‫- آره باشه

‫سلام. تبریک میگم. داری عالی پیش میری

‫باشه نفس عمیق بکش

‫گری! فکر میکردم تا الان ‫تو مینه‌سوتا باشی

‫امروز بعد از ظهر میرم

‫و فقط برای چند روز در هفته میرم. ‫-اوهم

‫و هنوزم رئیس بخش داخلیتم

‫و تا وقتی که به گری-اسلون اعتبار میدی

‫ و بشریت رو نجات میدی هر کاری میخوای بکن

‫چیزی که من میخوام بدونم اینه ‫که چرا وبر ما رو به آزمایشگاه

‫مهارت‌ها فرستاده

‫و کل برنامه‌م رو خالی کرده؟

‫- تو هم همینطور؟ ‫- آره.

‫خب، من نمیدونم کی این رو ‫تایید کرده، اما مطمئناً...

‫من کردم.

‫دوست داری بهمون بگی چرا؟

‫امروز روز بزرگه

‫نه تنها این اولین روز رسمی منه که دوباره ‫ مدیر رزیدنتی شدم

‫ بلکه در حال معرفی یک متد آموزشی ‫جدیدم

‫و شما دو نفر قراره بهم کمک کنین ...

‫بیاید

‫اوه...

‫باشه همگی توجه کنین

‫امروز روزیه که قراره

‫ تا آخر عمرتون یادتون بمونه

‫هر یک از شما قراره یک جراحی ‫ کیسه صفرا رو از اول تا آخر

‫به تنهایی انجام بدین

‫امروز، شما پزشک ارشد میشید

‫- چی؟! ‫- اوه خدای من!

‫- شوخی میکنی؟ ‫- اون جدیه

‫به متد‌ وبر خوش‌اومدین.

‫حرفمو پس میگیرم.

‫چی رو؟

‫تو نمیتونی به مینه‌سوتا بری

‫این مرد عقلش رو از دست داده

‫- اوه خدای من. اوه خدای من. ‫- آره خدایا!

‫- هانت، چه خبره؟ - روی دی‌ویس، 60 ‫ساله، سنکوپ بعد از یک دوره هموپتیزی

‫فشار خون 160 روی 100 ‫ و تاکی‌کاردیکه

‫در اسرع وقت به عکس قفسه سینه میخواد

‫روی.

‫چیز به دردبخوری نشونت نمیدن ‫بهت قول میدم

‫روی، من اینجا هستم.

‫اون همون چیزی رو داره که ‫من دارم... فیبروز ریوی...

‫پیشرفته‌تر.

‫گوش کن، من میدونم که تو ترجیح میدی شن رو ‫بجوی تا اینجا باشی پس اینکار رو نکن...

‫- من میمونم ‫- اورژانس شماره 1

‫باشه بیا ببریمش داخل!

‫تو توی لابی بمون

‫به محض اینکه بتونم خبرت میکنم، باشه؟

‫نیکی رحمت 5 سانتی‌متر ‫گشاد شده امروز این بچه رو به دنیا میاری

‫تبریک میگم.

‫اما این خیلی زوده. من آماده نیستم.

‫ و امروز ماه‌گرد دوستیمونه

‫وای! از همه ور روز خاصیه

‫باباش کیه؟

‫بابا نداره ‫فقط حاملگی بود

‫ما سکس داشتیم ‫یه‎عالمه سکس!

‫من با یه زن حامله ‫ یه‎عالمه سکس داشتم

‫جفتش یکیه

‫باشه اما من کاملاً مطمئنم که

‫خارج از قوانین اخلاقی خودمه

‫و چرا بهم نگفتی؟

‫به من نگاه کن. فکر کردم میدونی.

‫من فقط فکر میکردم...

‫آاااا! باشه. اوه، داستین، درسته؟

‫اوه، نیکی جاش خوبه

‫تو چرا نمیری یه نفسی تازه کنی ‫و یه کم آیس‌چیپس پیدا کنی؟

‫برای اون نه خودت

‫نیکی تو خوبی؟

‫سینه‌م واقعا درد میکنه.

‫باشه، ویلسون، بیا نوار قلبی و ‫علائم حیاتی رو بگیریم.

‫درست.

‫باشه. نفس بکش.

‫خوبه

‫خیلی خوب، حالا، این سیستم جراحیهای همزمان ‫ به ما این امکان رو میده که

‫رزیدنتهای با تجربه رو به‌عنوان سرپرست در اتاق‌عمل قرار بدیم...

‫و پزشکهای ارشد میتونن برای ‫ حداکثر کارایی به صورت چرخشی کار کنن

‫من دوستش ندارم.

‫ ببین اگر به اینجا نگاه کنی

‫میانگین جراحی صفرا چقدر ‫طول میکشه... 45 دقیقه؟

‫اما مهم ترین بخشش فقط حدوداً...

‫- 5 تا 10 دقیقه ‫- دقیقاً

‫که یعنی اگه هر پزشک ارشدی

‫بر اساس برنامه بچرخه

‫میتونیم در همه‌ی اتاق عملها..

‫دقیقاً در لحظه‌ای که لازمه ‫حضور داشته باشیم

‫بله

‫هنوزم دوستش ندارم.

‫بیلی!

‫این جوابِ بزرگترین ‫ چالشیه که ما الان باهاش روبروایم

More Farsi Persian subtitles for Grey's Anatomy

Yorumlar

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left