The first 200 lines.
برای اینکه بیمارستانی به عنوان مرکز تروما سطح یک شناخته بشه
باید یه سری الزامات رو داشته باشه
اوه! داری چیکار میکنی؟ برو کنار. چیزی نمونده برم مرحله بعد
دارم وسایل کیتی رو جمعوجور میکنم
حتماً باید الان باشه؟ چند روزه بازی نکردم
اوه، ببخشید که اون مریضِ دمِ مرگ مزاحم بازی کردنت شد
هی، میشه اینو بدی به لوکاس؟
خودت بهش بده
باید بتونن اتاق عمل رو ظرف ۱۵ دقیقه آماده کنن
و حداقل تعداد مشخصی متخصصِ دارای مدرک استخدام کنن
نه
و سالی حداقل ۱۲۰۰ مریض ترومایی پذیرش کنن
بیمارستانهای شهرهای بزرگ راحت از این فیلتر رد میشن
اما هرچی دورتر میشی
آدامز؟ زود باش. صبحه
ممم
میدونم از دست دادن کیتی سخت بود. منم همین حس رو دارم
اگه میخوای یه نفر دیگه رو جایگزینت کنم برای این ماموریت
نه، خوبم. خوبم. دارم میرم
بیمارستانها سطح ۲، ۳ یا حتی ۴ هستن
و گاهی تنها کاری که از دستشون برمیآد اینه که مریضا رو اعزام کنن تا مراقبتهای لازم رو دریافت کنن
و امیدوار باشن که دووم بیارن
ما نباید این کار رو بکنیم. باید تمومش کنیم
اهوم
آیریس امروز از مرخصی برگشته. اگه یهو بیاد اینجا چی؟
آخه چرا یه پرستارِ بخش زایمان باید بیاد تو کمدِ بخش مراقبتهای قلبی؟
امم
اون... گوش کن. حقش نیست اینطوری باهاش رفتار شه
باید باهاش تموم کنم
کی میخوای باهاش حرف بزنی؟
در اولین فرصت ممکن
اه، ما فقط دنبال... بودیم
گاز استریل. آره
برام مهم نیست
اوه، اتفاقاً من باید یه کیت "کوردیس" بردارم
توی راند میبینمتون
باشه
دارم تخمکهام رو فریز میکنم
باز هم برام مهم نیست
ریچارد. هی، نمیخوای لباسات رو عوض کنی؟
نیم ساعت دیگه میزنیم به جاده
اوه، من دارم میرم، ولی نه به "انومکلا"
چرا؟ خب، برنامهم عوض شد
ایمیلم رو ندیدی؟
نه. خب، راستش... من
یادم رفت دکمه ارسال رو بزنم
به "کسکید هیل" گفتم که براشون چهار تا جراح میآرم
خب، همینطوره. یه جایگزین برات پیدا کردم
اوه، خودش اومد
سلام. سلام
سلام، های. امم
خوش بگذره بهتون
ممنون
گوش کن، اگه سرت خیلی شلوغه، خودم رزیدنتها رو میبرم
اوه، ریچارد ازم یه خواهشی کرد
وقتم رو خالی کردم، اما من
منظورم اینه که اگه نمیخوای من بیام... نه، نه، اصلاً
این مریضا به هر کمکی که بتونن بگیرن نیاز دارن
درسته
من عاشق اردوهای کاریام
هیجانزدهای؟ نه چندان
خب، دکتر هانت میگفت دفعه قبلی که داوطلبانه رفته بود "انومکلا"
یه نفر زیر اسب له شده بود
باحاله
اگه به طبابت توی مناطق روستایی علاقه نداری، پس چرا داوطلب شدی؟
دنبال یه کم آرامش و سکوت بودم
آدامز، سلام. تو هم میآی؟
نه. هی، درباره کیتی بهت پیام دادم
حالش خوبه؟
معلومه که نمیدونیم
بسیار خب، همه وسایل رو برداشتی؟ بله
خیلی خب، بریم. اوه، یه لیست آهنگ هم درست کردم
من... منم با خودم هدفون آوردم. عالیه
باشه
سلام. دارید برای مسافرت برنامه میچینید؟
اگه همهچی خوب پیش بره، میخوایم یه سفر جادهای بریم و چند تا پارک ملی رو ببینیم
اوه، "یوسمیتی" یکی از مکانهای مورد علاقه من روی زمینه
ممم. من از طبیعت خوشم نمیآد
کمکم داره از این ایده خوشش میآد
من برم یه چیزی بخورم
هوم
میگن خدا نوجوونها رو خلق کرده تا دل کندن ازشون راحتتر باشه
کوان. کوئین درستون، ۴۳ ساله
با سرطان کبد مرحله ۴. اهوم
شیمیدرمانی و پرتودرمانی کرده. الان با تنگی مجاری صفراوی مراجعه کرده
برای "ایآرسیپی" و گذاشتن استنت نوبت گرفته
منتظریم FDA خبر بده که آیا میتونیم برای "درمان دلسوزانه"
یه گره لنفاوی مصنوعی براش بکاریم یا نه
پس هنوز تصمیمی نگرفتن؟
بلافاصله بعد از این پیگیری میکنم
اونا میدونن که من تنها سرپرست بچهم هستم؟
و اگه این درمان واقعاً بتونه بهم فرصت بیشتری بده
زندگی لوگان از این رو به اون رو میشه
متأسفانه اونا فقط به شواهد پزشکی پرونده نگاه میکنن
بذار من نگران FDA باشم
در این فاصله، دکتر کوان؟
آزمایشهای قبل از عمل رو برای استنت انجام میدم. خوبه
خب، درسته. رسیدیم
دکتر هانت. از دیدنت خیلی خوشحالم. دکتر بریدر
بیا اینجا. اوه
ایشون دکتر آلتمن هستن، دکتر گریفیت و دکتر اسپنسر
ایشون دکتر لورنا بریدر هستن. پزشک خانوادهان
و البته مامایی، ارتوپدی، اطفال، سالمندان
کلاً هر مریضی که از اون در بیاد تو
همین باعث شده اینجا همیشه هیجانانگیز باشه
خب، نمیخوای ما رو به کار بگیری؟ حتماً
۲ یه پارگی سر توی تخت ۳ داریم و یه آبسه توی تخت
پیدا کردن همهچی راحته، ولی دکتر هانت هم اینجا رو خوب میشناسه
من پارگی سر رو به عهده میگیرم
آره، منم انجامش میدم
باشه. بسیار خب، یه سری وسایل توی ون داریم
میرم بیارمشون. تو واقعاً فرشته نجاتی
اوه، صبر کن. اون وسایل رو نگه دار
یه آمبولانس داره میآد. یالله
ممکن اینجا شهر بزرگی نباشه، ولی به ندرت پیش میآد حوصله آدم سر بره
جون روخاس، ۲۳ ساله، موقع قایقسواری توی رودخونه "گرین" سقوط کرده
آسیب به بازوی چپ. کیتون کجاست؟
علائم حیاتیش ثابته. کیتون کجاست؟
جراحت رو توی صحنه پانسمان کردیم. میخوای خودت مدیریت رو به دست بگیری
ببینی اینجا رئیس بودن چه حسی داره؟ جون؟
من دکتر هانت هستم. ایشون دکتر بریدر و اینم دکتر آلتمن هستن
ما قراره به بازوت رسیدگی کنیم، باشه؟ پیداش کردن؟
کی رو؟ دوستپسرت؟
اون دوستپسرم نیست. اون نیمه گمشدهمه
تیم جستجو و نجات الان دارن دنبالش میگردن
کیتون باید زنده باشه. باید پیداش کنم
منو برگردونید اونجا
اونا دارن تمام تلاششون رو برای پیدا کردنش میکنن، ولی من نگران بازوت هستم
میبریمت داخل و زخمت رو تمیز میکنیم، باشه؟
یه جراح ترومای ماهر با اخلاق حرفهای عالی
همونطور که گفتم، گزینه فوقالعادهای برای "کسکید هیل" هستی
بهت... بهت اینجا پیشنهاد کار دادن؟
ببینید، علائم متفاوتی وجود داره و گاهی هم اصلاً هیچ علامتی نداره
واسه همین غربالگری خیلی مهمه
خب، دکتر آدامز؟
من پارسال کولونوسکوپی انجام دادم
آره، ولی اونا سرطان پروستات رو تشخیص نمیدن
غربالگری سرطان پروستات
معمولاً با معاینه فیزیکی یا آزمایش خون شروع میشه
ولی آفرین که کولونوسکوپی انجام دادی. همینطوری ادامه بده
من یکی از اینا رو برمیدارم. برای بابام. اوه، دو تا ببر
مردهای سیاهپوست بیشتر مستعد ابتلا در سنین پایین هستن
وقتی نزدیک ۴۰ سالت شد، حتماً از دکترت بپرس
سوال دیگهای نیست؟ اگه اصلاً نخوام بدونم چی؟
خب، اون دیگه انتخاب خودته، ولی اگه زود تشخیص داده بشه، خیلی راحت درمان میشه
اوه، ببخشید
امم، آدامز
امم، فکر کردی کجا داری میری؟
خب، با همه حرف زدیم، واسه همین میخواستم از مغازه بغلی یه قهوه بگیرم
نه دقیقاً با همه
فکر کنم آرایشگرم، جونز، بد نباشه باهات یه گپی بزنه
نه. نه، نه، ما با هم توافق کردیم، باشه؟
اون ریش منو تمیز میتراشه و منم دهنم رو درباره پزشکی بسته نگه میدارم
میدونی که، هر چیزی جای خودش
باشه، اینو میدم بهش
نه، یه لحظه صبر کن. اینطوری فایده نداره
باید یه فرصت مناسب پیدا کنی تا باهاش حرف بزنی
یادت هست چطوری باید حرف بزنی، مگه نه؟
دستورات قبل عمل آقای ساکس رو ثبت کردی؟ انجام دادم
باشه، شاید بهتر باشه برم یه نگاهی بهشون بندازم
میدونستی گاوها از هوای بد متنفرن؟
اونا اینقدر ازش فرار میکنن تا خسته بشن
و بعدش طوفان بهشون میرسه
تو اینا رو از کجا میدونی؟ اما بوفالوها شجاعن
بقیهش هم هست. اونا مستقیم میزنن به دلِ طوفان
تا سریعتر ازش رد بشن
توی این مثال، من گاوم؟ ممم
دکتر ندوگو. بزن به دل طوفان
هی، خوش برگشتی
ممنون. خوبه که برگشتم
آره، امم
یه دقیقه وقت داری؟ میتونیم حرف بزنیم؟
حتماً. تولدت مبارک
تولدت مبارک، آیریس. شماها چقدر مهربونید
بیا اینم برای دخترِ متولد امروز. مرسی
کی این برنامه رو چیده؟ بیا اینجا
وای، بچهها
ممنون. روز خوبی داشته باشید
خداحافظ. مرسی. فعلاً، آیریس
خب، میخواستی درباره چی حرف بزنیم؟
تولدت مبارک
ممنون. آره
اهوم
مثل آرد میمونه
یا نمک دریایی "مالدون"
با این تفاوت که سالها زمان و میلیونها دلار هزینه برده. دست نزن بهش
باشه
خب، یه رقیقکننده مایع بهش اضافه میکنیم
و بعد به صورت زیرپوستی تا جایی که میشه نزدیک به تومور تزریقش میکنیم
خب، تموم شد
آه. واقعاً عالی شد
میتونم امتحان کنم؟
ممم
خب، بعد از تزریق، به شکل ژل درمیآد
یه لکه کوچیک که یه ارتش از سلولهای ایمنی رو آموزش میده
تا بدون عوارض جانبی شیمیدرمانی، به تومور حمله کنن
هه، مثل یه گره لنفاوی مخفی میمونه
یا یه گرهِ جاسوس؟
مثل پایگاه شورشیها توی "یاوین ۴"
همونهایی که آموزش دیدن تا "ستاره مرگ" رو نابود کنن؟
No comments yet. Be the first to leave one.