The Madison

The Madison

ดาวน์โหลดคำบรรยายFarsi Persian

ซีซั่น 1

ข้อมูลรุ่น

the madison s01e01 720p web h264-skyfire
ความคิดเห็นโดย warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 The Madison 2026 زیرنویس فارسی سریال

แท็ก

webdl
เผยแพร่เมื่อ: 2026-03-29
ดาวน์โหลด: 51
ผู้พิการทางการได้ยิน: No

ตัวอย่างคำบรรยาย Farsi Persian

200 บรรทัดแรก

ایول، خوب بود

زیاد از این‌که توی شامش قلاب باشه خوشحال نیست

با ملخ گرفتیش؟

ملخ‌ها دراومدن؟

یکی دراومده

آره، معلومه این پشه سنگی‌ها رو اصلاً تحویل نمی‌گیرن

حرکات تو رو تحویل نمی‌گیرن

داری باهاش می‌کوبی به آب. فقط آروم بذارش رو آب

مچت زیاد تکون می‌خوره

خیال نکن داری توی خیابون پنجم واسه تاکسی دست تکون می‌دی

فقط آروم بذارش رو آب

همین‌جوری

اونم با یه ملخ

برادر بزرگ، کار و زندگی من اینه

خب، یه جورایی

باید واقعاً شغلت همین باشه

هیچ‌وقت علاقه‌ات رو تبدیل به کار نکن

خب، نقطه‌ی مقابلش هم اینه که عاشق کارت باشی

اون‌وقت حتی یک روز هم توی زندگیت کار نمی‌کنی

تو عاشق کارتی؟ من حتی از کارم خوشم هم نمیاد

باید اینو ریشه‌یابی کنی

دقیقاً دارم همین کار رو می‌کنم

خوشحالم یه کاری می‌کنی

چون مطمئنم هیچ قزل‌آلایی نمی‌تونی بگیری

امیدوارم اون کاری که فکر می‌کنم رو نکنی

داری نیمف می‌بندی؟ جرئت نکن

پال، این آخرین روزمه

دارم نیمف می‌بندم

و اگه فقط یه ذره دیگه سر به سرم بذاری

یه استریمر می‌بندم

دیگه نمی‌شناسمت

صورتت برام آشناست

اما حرفایی که می‌زنی، حرفای یه غریبه‌ست

ها! قبول نیست

قبوله

توی ماشین یه قلاب چرخشی دارم

چرا اصلاً یه تیکه پنیر نمی‌زنی به نوک قلاب؟

برو بابا

هی

این رو برمی‌دارم

معلومه که برمی‌داری، ماهی‌کشِ لعنتی

من برمی‌دارمش و تو هم می‌پزیش

باشه

بندازش همون‌جا

هی، روسری هرمس و بلوز برونلو رو برداشتم

توی هتل گرینویچ می‌بینمش

و بعد ساعت ۵:۱۵ برای مراسم افتتاحیه راه می‌افتیم

خب، دستیارش خبر داره؟

اوکی، آره، الان زنگ می‌زنم

مرکز زنان واشینگتن هایتس

خدمات ضروری رو فراهم می‌کنه

برای محروم‌ترین قشر نیویورک

و گروه‌هایی که کمتر بهشون توجه شده

فراتر از مراقبت‌های باروری

این مرکز زنان، خدمات سلامت و تندرستی هم ارائه می‌ده

مشاوره‌ی رژیم غذایی

ایده‌ی متخصص تغذیه مال من بود

رژیم غذایی بعضی از اون آدم‌ها افتضاحه

فقط آگاهی ندارن

لورا، اونا به خاطر علاقه‌شون آشغال‌خوری نمی‌کنن

چون ارزونه می‌خورنش

اونا متخصص تغذیه نمی‌خوان، غذای بهتر می‌خوان

بانک غذا تنوع میوه و سبزیجاتش

حتی از فروشگاه «هول فودز» من هم بیشتره استیسی، ولی همه‌اش می‌گنده

نمی‌خورنش

چیپس و ناگت مرغ و غلات شکری می‌خوان

نیاز به آموزش دارن

ببخشید

پیج؟

بهم حمله شد

حمله؟

یه مرد اومد سمتم و بهم ضربه زد

ساک‌هامو گرفت و منو زد

وای خدای من... می‌تونی ببینیش؟

به پلیس زنگ زدی؟

همین الان اتفاق افتاد. - کجایی؟

آه، مرکز شهر

سوار تاکسی شو. - باید برم بیمارستان؟

آخه اینو ببین. - نه

برو مطب دکتر استیل. اونجا می‌بینمت

صبر کن. یه ماشین پلیس اینجاست

چی شده؟

بهم حمله کردن و ازم دزدی کردن

کسی زدت؟ زدتم و دوتا ساکمو برد

ساک‌های خرید. آها، قیافه‌اش چطوری بود؟

اوم، شاید ۳۰ ساله

یه سویشرت سرمه‌ای که کلاهش رو سرش بود، قدبلند

قدبلند و لاغر. پوستش چه رنگی بود؟

رنگ؟

پوستش

من... نمی‌تونم. نمی‌تونم

متوجه نشدی؟

تیره بود مثل من یا روشن مثل اون؟

نمی‌دونم. فقط وقتی داشت دور می‌شد دیدمش

ولی فکر می‌کنی ۳۰ ساله‌ست. از کجا فهمیدی؟

یه لحظه دیدمش، ولی آره، به نظر ۳۰ ساله یا شاید جوون‌تر می‌اومد

اما نمی‌خوام درباره‌ی نژادش چیزی بگم چون نمی‌دونم

این چطور؟

ساک‌های خرید چه رنگی بودن؟

سفید، دوتا بودن

سویشرت سرمه‌ای، دوتا ساک سفید

فهمیدم

باید گزارش ثبت کنی

هنوز پشت خطی؟

۱۱۷ خیابان پارک، پلاک

چندتا بخیه می‌خواد؟

فکر کنم ۶ تا بخیه بخواد

جاش چقدر می‌مونه؟

بعداً به فکر جای زخمش می‌افتیم

گفتنش برای تو راحته. رو صورت تو که نیست

شاید راسل ازش خوشش بیاد

زخم‌ها جذابن

زخم روی مردها جذابه

زخم روی زن‌ها

انگار از شوهرم کتک خوردم

نمی‌دونم چرا داشتی پیاده می‌رفتی

چرا پیاده رفتی؟ تو که بهتر می‌دونی نباید این کار رو بکنی

مامان، توی خیابون پنجم بودم

اگه نشه توی خیابون پنجم پیاده رفت، پس کجا می‌شه؟

نمی‌شه. نکته‌اش هم همینه

به بابا زنگ زدی؟

نه، رفته ماهی‌گیری. و این یعنی

نمی‌تونی بهش زنگ بزنی؟ نه عزیزم

می‌تونم زنگ بزنم، فقط بهش دسترسی ندارم

لب رودخونه گوشی آنتن نمی‌ده

امشب خودش زنگ می‌زنه

ولی می‌تونم بهت بگم چی می‌خواد بگه

می‌گه با ماشین برو

تکون نخور

اون منو زد

بدون هیچ دلیلی

اگه می‌خواست، ساک‌ها رو بهش می‌دادم

می‌دونم

اون فقط زدتم. می‌دونم

همه‌ی اون آشغال‌ها رو همون توی هواپیما ول کن

فردا برات یه سورپرایز دارم

پال، من فردا باید برم

فردا داریم توی «بیگ لاست» ماهی می‌گیریم

باید برای بیگ لاست وسیله جمع کنی

من با آتش‌نشان‌های هوایی پرواز می‌کنم و می‌تونیم از باند اونا استفاده کنیم

تولدت مبارک

اوه، لعنتی

آه

آه. عزیزم

آره. عزیزم

نرمه. اوه

نرمه

شصت و چهار

عجیبه که زمان چقدر زود می‌گذره

در عجبم

چقدر وقت دارم، شاید ۱۰، ۱۵ سال قبل از این‌که پیر بشم

و جز خاطره‌بازی کار دیگه‌ای ازم برنیاد؟

استیسی و بچه‌ها رو بردم به یه تفریحگاه توی دریای کارائیب

اتاق‌ها شبی ۱۰ هزار دلار بود

ویلاها ۳۰ هزار تا

این چرندیات منو تحت تأثیر قرار نمی‌ده

نه پال، منم تحت تأثیر قرار نمی‌گیرم

فقط دارم برات یه قصه تعریف می‌کنم

حالا

اگه موفقیت رو با چیزهایی که می‌تونی بخری بسنجی

پس اونجا یعنی ته موفقیت، نه؟

اونجا لب ساحل نشسته بودیم

و زوج‌هایی که رد می‌شدن رو نگاه می‌کردیم

ما حداقل ۲۰ سال از همه‌شون جوون‌تر بودیم

یعنی همه ۷۰ یا ۸۰ سالشون بود

به زور روی شن‌ها تلوتلو می‌خوردن

با اون کلاه‌های بزرگ و لباس‌های آستین‌بلند، خودشونو کاملاً پوشونده بودن

اونا به پول و پله رسیده بودن

اما بدن‌شون پیرتر از این بود که بتونن لذت ببرن

نصف دنیا رو با هواپیما اومده بودن

ولی خیلی پیر و علیل بودن

نه شنا، نه دویدن روی شن‌ها، نه عشق‌بازی، هیچی

بالاخره بهش رسیده بودن

اما همه‌شون پیرتر از این بودن که بتونن حتی یه خاطره بسازن

و خودشون هم این رو می‌دونستن

توی صورت تک‌تک‌شون معلوم بود

توی رستوران دیدمشون

همون‌طور بودن. هیچ‌کدوم لبخند نمی‌زدن

چون می‌دونستن

تمام عمرشون رو برای اون لحظه کار کرده بودن

اما اون لحظه دیگه ازشون گذشته بود

واسه همینه که اینجام

واسه همین استعفا دادم

داداش، من روزی یه خاطره می‌سازم

گاهی اوقات حتی بیشتر

اما واسه کی می‌سازیشون، هان؟

هوم؟

بدون بچه

بدون... بدون همسر

کسی رو نداری که خاطراتت رو باهاش شریک بشی، پال

الان دارم با تو شریک می‌شم

سالی یه بار با من شریک می‌شی

خب پس باید بیشتر بیای اینجا

حداقل یه دوست‌دختر پیدا کن

اصلاً حرفش رو هم نزن

سگ چی؟

اونا از دوست‌دختر هم پرتوقع‌ترن

پس شاید یه ماهی قرمز

شاید. هه

احتمالاً سعی می‌کنی بکشیش

More Farsi Persian subtitles for The Madison

ความคิดเห็น

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left