Monsterland

Monsterland

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Monsterland S01E08 1080p WEB Fa
A Commentary by Sepehr.Abf
Sepehr.Abf مترجم

Tags

web
1080
Published on: 2021-10-23
Downloads: 18
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

در ماه فوریه، فرشته ها اومدن

اونا مثل ستاره یه ستاره دنباله دار مبهم از برق و دود از آسمان باریدن

در اطراف شهر نیویورک، نیوجرسی پراکنده شدن

هیچکس نمیدونست اونها چی هستند ... و چرا در اوج یک زمستان معمولی

به گاردن استیت اومدن...

این اتفاق، با نام "سقوط" شناخته شد

$56.39

ببخشید، ببخشید

...ازرا دیر کرده بود با این که

پنج بار بهشون گفتم جای شیفت کاریم وایسن

خیلی رو مخه

سلام

سلام، کار چطور بود؟

خوب بود، غذا خوردی؟

هنوز نه

مایعات به جای شام؟

...خب، میتونیم بریم یه چیزی بگیریم

ولی تا پنج دقیقه دیگه باید راه بیفتیم...

خب؟

برایان؟ پنج دقیقه

دارم حاضر میشم

باشه، متاسفم، آخه نمیخوام دیر کنیم

چی کار میکنی؟ کفشات کجان؟ باید بریم

آها

باشه

باشه، فقط یه لحظه صبر کن

چی شده؟

هیجی

..شکمم

شکمت چی شده؟ مریض شدی؟

فکر کنم یه چیز بد خوردم

فکر کردم گفتی چیزی نخوردم

...فکر کنم، شاید

شاید بهتره بمونم...

باشه

متاسفم

عیبی نداره، اگه حالت خوب نیست

...فقط ای کاش

از قبل میگفتی که کسیو ... سر کار به جای شیفتم نذارم

...کار آسونی نبود گفتم که متاسفم-

عیب نداره، فقط کاش زودتر میدونستم

...دکتر "برد" گفت که اگه

با زوج دیگه ای آشنا بشیم که شرایطی... مثل ما دارن، برامون خوبه

شرایطمون یکی نیست

بچه های اونا مُردن، بچه ما نمرده

...میدونم، فقط دارم میگم !امی، بیخیال، خواهش میکنم-

چیه؟ منو تحت فشار نذار-

تحت فشار نمیذارم

خب، خودم میتونم برم

مسئله ای نیست

تو هم دفعه بعد که حالت بهتر شد میتونی باهام بیای

باشه

خوبه

خداحافظ

یه نوری وجود داره

یک نور زیبای نارنجی

که تو رو پُر میکنه

...از نوک انگشتای پات

تا بالای موهات...

مثل آب روی اسفنج خشک

در تو جستجو میکنه تا حقایق شفادهنده ای رو درونت پیدا کنه

حسش میکنی؟

بله

خوبه

...حالا که تا لبه اشباع شدی

...میخوام ازت بپرسم

..که به گذشته سفر کنی

به روزی که دخترت گم شد...

اون روزو یادت میاد؟

بله

سوم نوامبر

خوبه، الان اونجایی؟

داریم قدم میزنیم

تازه "تابیتا" رو از کلاس رقص برداشتم و داریم میریم بستنی بگیریم

ادامه بده

رفتم تو مغازه

پول بستنی قیفیو میدم و یه سگ بیرون وایساده

دخترم همیشه یه سگ میخواست

و میخواد بره سگو ناز کنه

تو چی میگی؟

برو عزیزم

فقط رو پیاده رو بمون

خیلی دور نشو، خب؟

خوبه، و بعد؟

میدونم سخته

...به ترس غلبه کن

تا نور ازت محافظت کنه...

...بعد

اون رفته بود

میرم بیرون و خیابونو میگردم

ادامه بده

بستنیش افتاده رو زمین

از یه زنه که چتر دستشه میپرسم دخترمو ندیدی؟

یه دامن کوتاه صورتی تنشه

خوبه

زور بزن برایان، دیگه چی میبینی؟

...یه

یه ماشین هست...

یه مینی ون

تاحالا ندیدمش

به سمت ماشین قدم بزن

...پلاک داره ولی

نمیتونم ببینمش، نمیتونم بخونمش..

میتونی، همونجا توی ذهنته

نور رو دنبال کن، خودتو به حقیقت برسون

برایان

سلام

حالت چطوره رفیق؟

عالی، ممنون

بارنز" اینجاست؟" بهش زنگ زدم

اوه آره، میخواستم بهت بگم بارنز یکم سرش شلوغه

داره ایده هاشو به سازمان بررسیهای جنایی توضیح میده

ولی مشتاقه بدونه چی پیدا کردی

گفت یه سرنخ جدید پیدا کردی آره اینه-

پلاک یه ماشینه

اون روز دیدمش و با خودم گفتم شاید بخوای چک کنی

که ببینی قضیش چیه

اوه آره، این خیلی خوبه

چطوری اینو گیر آوردی؟

همینجوری یادم اومد

تو جلسه درمان

یه جورایی یهو به یادم افتاد

تو جلسه درمان؟

آره، هیپنوتیزم درمانی

هنوز امیدی هست؟برای پرونده ما؟

چون میدونم 16 ماه براش وقت گذاشتید ...ولی بازم یه کارایی میشه کرد

هی هی، نگران نباش

بارنز، سنت گرا هست

...و برای پرونده های حل نشده

به مردی مثل اون نیازه که بتونن حلش کنن

خب؟ آها، حله-

در ماه فوریه، فرشته ها اومدن

چند نفر فکر میکردن اونا برای نجات بشریت اومدن

در حالی که بقیه خیال میکردن که اونا اصلاً فرشته نیستن

اونها مخلوقاتی بدون بال بودن با انگشتان استخوانی، با چشمان گود افتاده

بیشتر شبیه هیولاها بودن تا چیزهای مقدس

حتی افراد مذهبی هم تعجب کرده بودن

آیا اینها برای نجات دنیا اومده بودن؟

یا برای نابودیش؟

سلام، من کم میام اینجا

قبلاً برای گوش دادن میومدم

آخ، متاسفم، من امی هستم

سلام امی

خوش اومدی

واقعاً نمیدونم از کجا شروع کنم

از هر جا دوس داری

اصلاً لازم نیست منطقی باشه

...خب، تابیتا، دخترم

اون همیشه میخواست یه رقاص باله بشه..

فقط هشت سالش بود ولی در مورد تصمیمش خیلی جدی بود

عاشقش بود

و دلش یه جفت از اون کفشهای باله قهوه ای میخواست

همونا که دخترا توی "آلوین اِیلی" میپوشیدن

ولی فروشگاه رقص ما، فقط کفش صورتی داشت

...پس شوهرم

...یه ماژیک قهوه ای برداشت و

یه جورایی رنگشون کرد. یکم مسخره شد

ولی دخترم خیلی دوسشون داشت

همه جا اونا رو میپوشید

بیرون، تو برف

...و وقتی علامتشون پاک میشد

باباش دوباره رنگشون میکرد...

و حالا کلی علامت رو دستم مونده

نمیدونم باهاشون چیکار کنم

با صد تا ماژیک قهوه ای...

همچین چیزاییه، میدونی

یعنی همه اینا هست، ولی دخترم هنوز گم شده

...و من احساس میکنم که مادرِ بدی صبر کن-

گفتی دخترت گم شده؟

جانم؟

متوجه نشدم

تو میخوای دخترت مُرده باشه؟

...نه، من

...اینجا یه فضای امنه- منظورم این نبود-

فکر نمیکنم منظورش این بوده باشه

امی؟ نه حله، حرفامو زدم-

الو؟

امی؟افسر کلیتون از کلانتری نیویورک هستم

خواستم بهت یه خبری بدم

امی، اونجایی؟

پیداش کردی

چی؟اوه نه، متاسفم . اونقدرام خبر بزرگی نیست

اون پلاک ماشینو پیگیری کردم و ...متاسفانه باید بهت بگم

که نتیجه ای نداشت ...

کدوم پلاک؟

برایان تو جلسه هیپونتیزم درمانی یادش اومده بود

که اینطور

بین خودمون بمونه، حس میکردم نتیجه بده

ولی هیچوقت معلوم نیست

به هرحال، برای شوهرت پیغام گذاشتم و گفتم به تو هم زنگ بزنم

مرسی که خبر دادی

خواهش میکنم، مراقب خودت باش امی

تابیتا؟

تابیتا؟

تابیتا

تابیتا

تابیتا

تابیتا

عزیزم؟منم، مامانی

سلام

More Farsi Persian subtitles for Monsterland

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left