Hornblower

Hornblower

Download Farsi/persian Subtitle

Season 1

Release info

Hornblower 02 The Fire Ship 720p WEB-DL HEVC x265 BONE new
A Commentary by Unknown

Tags

webdl
Published on: 2026-06-26
Downloads: 25
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫توقف کنید!

‫یالا. عجله کن.

‫یکیشون رو توی تیررسم داشتم. ‫چرا شلیک نکردی؟

‫نقشه‌ام این نیست، آقای هانتر.

‫نقشه؟ ‫مگه ما برای جنگیدن با اونا اینجا نیستیم؟

‫نه. ما اینجاییم تا شکستشون بدیم.

‫یالا! بازم آب بیار.

‫روز بخیر، دوستان من.

‫انگلیسی‌ها!

‫هانتر!

‫دوبوآ!

‫دوبوآ!

‫نه. این پادشاه جورجه، قورباغه‌چهره!

‫یالا، بچه‌ها! به پیش!

‫فریادهای هولناک

‫ای کثافت...

‫توجه!

‫حریفی گنده‌تر از تو می‌طلبه، ‫پسر!

‫عرشه فرماندهی، افسر رو بگیرید!

‫باید ازتون بخوام ‫تسلیم بشید، کاپیتان.

‫سلاح‌هاتون رو بندازید!

‫بسیار خب.

‫افتخار تسلیم کردن کشتی‌ام رو ‫به چه کسی دارم، آقا؟

‫هوراشیو هورن‌بلوئر. ستوان موقتِ ‫ناوچه اعلی‌حضرت، ایندِفَتیگِبِل.

‫آقای هورن‌بلوئر، ‫بقیه افراد من کجان؟

‫ستوان دوبوآ؟

‫توی ساحل دچار سانحه شدن. ‫اما صدمه‌ای ندیدن.

‫می‌خواید این یکی رو ببریم پایین، آقا؟

‫شمشیر من دست شماست. ‫تلاشی برای فرار نمی‌کنم.

‫من همین الانش هم کشتی‌ام رو از دست دادم.

‫با زیر پا گذاشتنِ قولم، ‫شرمندگی‌ام رو دوچندان نمی‌کنم.

‫امروز بخت با من یار بود، آقا.

‫بادبان‌ها رو به سمت جبل‌الطارق بکشید، ‫آقای هانتر. ما به ایندی ملحق می‌شیم.

‫چشم، آقا!

‫نقشه آقای هورن‌بلوئر ‫عالی جواب داد، مگه نه؟

‫آره، همینطوره.

‫با کمی شانس، جواب داد.

‫اون خوش‌شانسه، آقای هورن‌بلوئر.

‫شانس خود شیطون رو داره.

‫باید سود حسابی به جیب بزنیم، ‫البته اگه میرزا بنویس‌ها سرمون کلاه نذارن.

‫که ممکنه این کارو بکنن اگه بفهمن ‫ما چطور با کلک این کشتی رو گرفتیم.

‫عوضیِ بدعنق.

‫هیپ هیپ، هورا!

‫هیپ هیپ، هورا!

‫هیپ هیپ، هورا!

‫ایندی داره تشویقمون می‌کنه، آقا.

‫ممنون، متیوز. ‫حواست به کارت باشه.

‫سکان به سمت باد! ‫چشم، آقا.

‫رها کنید!

‫بادبان سینه رو بکشید پایین!

‫برگردید سر اون طناب‌ها!

‫و رها کنید!

‫لو رو اولین کشتیِ تصرف‌شده ‫از فرانسوی‌ها یا اسپانیایی‌ها بود

‫در کلِ شش هفته محاصره.

‫عملکردت عالی بود.

‫ممنونم، آقا.

‫اما به حسابِ من، ‫یه جورایی تو رو پولدارتر کرده.

‫برای همین می‌خواستی ‫ایندفتیگبل پنهان بمونه.

‫اصلا اینطور نیست، آقا.

‫تا کاپیتان، افسران و ‫افرادش تو این ثروت باهات شریک نشن.

‫آقا، من اعتراض دارم. ‫نیت من این نبود.

‫کاپیتان دارن شوخی می‌کنن، ‫آقای هورن‌بلوئر.

‫متوجهم، آقا. با این حال... ‫لو رو چقدر می‌ارزه؟

‫راحت ۴۰۰۰ پوند، آقا.

‫این یعنی شما ۱۰۰۰ پوند پولدارتر شدید، ‫آقای هورن‌بلوئر.

‫تا حالا ۱۰۰۰ پوند داشتی؟

‫هزار تا؟ ‫نه آقا، حتی صد پوند هم نداشتم.

‫می‌تونی یه یونیفرم جدید بخری.

‫من خیاطی کاتلر و گروس تو پورتسموث رو ‫پیشنهاد می‌کنم.

‫با کمال میل ‫ثروتت رو از چنگت درمیارن.

‫پورتسموث، آقا؟ ‫پورتسموث.

‫اونا از من می‌خوان که...

‫فکر کنم اونا ازت درخواست دارن ‫و موظفت می‌کنن که.

‫بله، آقا. که لو رو رو ‫ببرم به انگلستان. به پورتسموث.

‫قراره خریداری بشه تا به عنوان... ‫یه کشتی نامه‌رسان خدمت کنه.

‫با نهایت سرعت. انگلستان، آقا؟

‫بله. انگلستان، پسرجان!

‫یه جزیره بزرگِ لعنتیِ مه‌آلود ‫تو شمالِ شمالِ شرقی اوشانت.

‫فکر می‌کنی بتونی پیداش کنی؟

‫بله، آقا. ‫خوبه. فردا بادبان می‌کشی.

‫اما قبل از اینکه لنگر بکشی،

‫فکر کنم اینجا با ‫یه آزمونِ خیلی سخت‌تر روبه‌رو بشی.

‫عالیجنابان، ژنرال سر هیو

‫و لیدی دالریمپل خواستار ‫حضور سر ادوارد پلو و... هستن.

‫ستوان موقت هوراشیو...

‫شام؟ عمارت دولتی؟

‫شام؟

‫شرط می‌بندم الان آرزو می‌کردی اون یونیفرم ‫جدید رو داشتی. هان، آقای هورن‌بلوئر؟

‫اگه ازم خواستن گوشت رو ببرم چیکار کنم؟

‫بعید می‌دونم ریسکِ ‫خراب کردن شامشون به دست تو رو بپذیرن.

‫بیا، اینا رو امتحان کن. ‫خب، اگه خواستن، یادت باشه.

‫از استخون به سمت بیرون ببر. ‫گوشت گوزن، برش‌های ضخیم.

‫گوشت گوسفند متوسط، گوشت گاو نازک.

‫و اِ، ‫سعی کن مرغ رو مثل اره نبری.

‫هوم!

‫ممنون، آقا. گوزن... ‫ضخیم.

‫گوزن ضخیم، گوسفند متوسط، گاو... ‫اونا که گوشت گوزن ندارن، دارن؟

‫نه. جبل‌الطارق الان ‫دو ساله تو محاصره‌س.

‫غذای اصلی احتمالا میمونه؟

‫میمون؟

‫میمونِ صخره‌زی. و میمون رو ‫باید یه جورایی قیمه‌قیمه کنی با...

‫حرکتِ ساطوری. ‫میمون، قیمه، حرکت ساطوری.

‫ممنون، آقای هانتر. خیلی کمک کردید!

‫آه، بله.

‫کاری که می‌تونی بکنی اینه که

‫اون‌ها رو با یکمی از ‫غذاهای اضافی پر کنی.

‫اینجوری گشادی لباس پر می‌شه و به ‫دوستای گرسنه‌ت هم یه حالی می‌دی.

‫شنیدم سر هیو ‫سفره‌ی فوق‌العاده‌ای پهن می‌کنه.

‫شاید بخوای این خوش‌شانسیت رو ‫با ما هم قسمت کنی؟

‫اوکوم. ‫هوکوم؟

‫چسب زخم، پدهای کنفی. ‫ببخشید.

‫اجازه می‌خوام معرفی کنم؛ ‫ستوان موقت هوراشیو هورن‌بلوئر.

‫کاپیتان کشتی لو رو.

‫عصر بخیر، آقای هورن‌بلوئر.

‫سر هیو، لیدی دالریمپل.

‫کاپیتان؟

‫چی، این بچه‌سوسول؟ دارید منو به ‫یه بچه می‌سپارید، سر هیو؟

‫عالیجناب. ‫اگر اجازه بدید سر ادوارد پلو رو معرفی کنم.

‫کاپیتان ایندفتیگبل.

‫و ستوان موقت هورن‌بلوئر. عالیجناب، ‫دوشسِ وارفدیل.

‫نگاش کن. ‫مثل یه غاز وسط سبزه‌زار می‌مونه.

‫هر لحظه ممکنه ‫برام هیس‌هیس کنه. هیسسس.

‫متاسفم، عالیجناب.

‫اوه، نباش، آقای هورن‌بلوئر!

‫می‌تونی حسابی به خودت افتخار کنی، ‫که تو این سن و سال کشتی داری.

‫آقایون، سرآشپز من ‫آدم زودجوش و عصبی‌ایه.

‫بهتره منتظرش نذاریم. ‫عالیجناب.

‫ممنون.

‫به سلامتی شما، بانوی من. عالیجناب.

‫بالاخره، سر ادوارد. داشتم خفه می‌شدم.

‫اوپس! دارم ادب رو فراموش می‌کنم. ‫به سلامتی شما، سر هیو.

‫و به سلامتی من و این پسر ‫که سفر امنی به خونه داشته باشیم.

‫انبار شرابتون خوبه، آقای هورن‌بلوئر؟

‫انبار شراب من؟

‫تو کشتی. ‫مسافراتون رو که راضی نگه می‌دارید؟

‫مسافران، عالیجناب؟

‫این افتخار به شما داده شده، ‫آقای هورن‌بلوئر،

‫که عالیجناب رو ‫برگردونید به انگلستان.

‫شما با یکی از خوش‌شانس‌ترین ‫کاپیتان‌های انگلیس سفر می‌کنید، عالیجناب.

‫اوه، چرا؟ چون ‫باید من رو تا انگلستان کول کنه ببره؟

‫خنده

‫بله. اونم هست، بله.

‫اما وقتی کشتی‌های بزرگ انگلیس ‫داشتن تو این ساحل بالا و پایین می‌رفتن،

‫دنبال اسپانیایی‌ها می‌گشتن ‫و چیزی جز ماهی ساردین پیدا نمی‌کردن،

‫آقای هورن‌بلوئر با چند نفر ‫پا به ساحل می‌ذاره،

‫و یه کشتی فرانسوی، ‫کاپیتان و خدمه‌ش رو می‌گیره،

‫البته منهای اونایی که از دم تیغ گذروند.

‫من خیلی بیشتر از ‫چند نفر آدم داشتم، عالیجناب.

‫آقای هورن‌بلوئر. فکر کنم ‫شاهکار سرآشپز جلوی شماست.

‫لطف کنید و برشش بدید.

‫اوه، به اندازه کافی زجر کشیده، آقای اچ!

‫لازم نیست دوباره بکشیش.

‫خنده

‫سگ‌شانسه، ‫این هورن‌بلوئر، هان؟

‫الان داره به خیکش می‌بنده ‫خروس اخته، رست‌بیف...

‫پودینگ آلو.

‫بهش حسودیت نمی‌شه، آقای هانتر؟

‫نه، آقا.

‫گوشت گاو و بیسکوییت برام کافیه.

‫شما اِ، فردا با آقای هورن‌بلوئر ‫بادبان می‌کشید، اینطور نیست؟

‫بله، آقا.

‫ناگفته پیداست که می‌تونه ‫روی حمایت همه‌جانبه‌ی شما حساب کنه.

‫من مردِ پادشاهم، آقا.

‫از دستورات کاپیتانم پیروی می‌کنم.

‫بله، وقتی فرانسوی‌ها لشکرکشی کردن ‫من تو فلورانس گیر افتاده بودم، سر ادوارد.

‫پس خودم رو رسوندم به لیوورنو، به یه ‫قایق ساحلی رشوه دادم تا منو بیاره اینجا،

‫و بعد، خب، با زورگویی به سر هیوِ اینجا مجبورش ‫کردم یه بلیت برگشت به خونه برام جور کنه.

‫شنیدم اِ، مجسمه‌های فلورانس ‫بسیار بی‌نظیرن، عالیجناب.

‫یه جورایی لختن، ‫اما در واقع بسیار بی‌نظیرن.

‫اوه، گور بابای مجسمه، سر ادوارد.

‫من به خاطر کار همسرِ مرحومم اونجا بودم. ‫تا فلورانسی‌ها رو تو خط نگه دارم.

‫دوکِ وارفدیل چند تا آسیاب داشت.

‫و پدر من مدیریتشون می‌کرد.

‫اینطوری بود که چشم دوک رو گرفتم.

‫حداقل، ‫دوستام که اینطوری می‌گن.

‫دشمنا می‌گن چیز دیگه‌ای رو گرفتم.

‫خنده‌های زورکی

‫عالیجناب... آقایان... خانم‌ها...

‫پادشاه.

‫پادشاه.

‫و اما در مورد دشمن،

‫امیدوارم دُن‌ها هیچ‌وقت از ‫سوراخ‌موششون تو کادیز بیرون نیان.

‫پیک‌ها رو به افتخارشون پر کنید، سر ادوارد.

‫اما... شک دارم ‫اسپانیایی‌ها کادیز رو ترک کنن،

‫با وجود تموم اتحادشون با فرانسه.

‫اونا تا آخر جنگ می‌شینن یه گوشه، بعد بادبان ‫می‌کشن و می‌رن که به برنده تبریک بگن.

‫شاید.

‫نظر شما چیه، آقای هورن‌بلوئر؟

‫چرا باید همچین نیرویی داشته باشن و ‫ازش استفاده نکنن؟ معتقدم که می‌جنگن.

‫و امیدوارید وقتی می‌جنگن ‫شما هم اونجا باشید؟

‫قطعا همینطوره، عالیجناب.

‫تو هر طرف ‫دو تا توپ گردان هست.

‫نمی‌تونیم ‫مقاومت چندانی نشون بدیم، آقا.

‫ما اصلا مقاومت نمی‌کنیم، ‫آقای هانتر. ما فرار می‌کنیم.

‫از جبل‌الطارق ‫مستقیم به سمت جنوب می‌ریم، متیوز.

‫یه مسافتی رو بین خودمون ‫و هر کشتی راهزنی که کمین کرده می‌ندازیم

‫قبل از اینکه به سمت غرب بریم.

‫وقتی از تنگه رد شدیم، پیش می‌ریم ‫سمتِ شمالِ شمالِ غربی به طرف کیپ سنت وینسنت.

‫قایق نزدیک می‌شه!

‫کاپیتان پلو داره میاد رو عرشه، آقا. ‫و اِ... یه خانم، آقا.

Hornblower subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Hornblower

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left