The first 200 lines.
تصادف کردم. کلی از حافظهام رو از دست دادم
چقدر وقت دارم تا سرطان خونم کامل عود کنه؟
آنچه گذشت در سریال دکتر
آدرنالینه. اوه
خوبی؟ یادت باشه که اطلاعات بیمار محرمانهست
دلم نمیخواد هیچکس توی وستساید فکر کنه
که من آدم مهمی نیستم
جلسات تراپیت رو ضبط میکنی؟ - گاهی اوقات
شنیدی توی اون فایل ضبط شده چی بود؟
چیزایی که واسه من و نورا بد بود
باید مدرکت رو باطل کنن
نورا رو قانع کن که دوسش داری! فکر میکردم دارم
ولی بعدش ایمی برگشت. دعوا رو تموم کنید
هوم؟
اوه، من قبلاً از اونها گرفتم. آره، یکی گرفتی
اون کافی نیست
من، اوم... به نمک بیشتری هم نیاز دارم
اوه، فکر کنم همین بسه. اه، نه، این یکی نه
اینها که محبوبت هستن
میدونم، ولی محبوبِ اون "طالبی" نیستن
از کجا میدونی؟ چون همین الان بهم لگد زد
کلِ صبح رو داشت لگد میزد
میدونم رفیق، ولی این یکی فرق داشت. باشه؟
بهم اعتماد کن، ما با هم یه زبانی داریم
باشه، باشه
پول رو بریز توی کیسه! همین الان! زود باش
گفتم همین الان
کسی دیگه پول نقد استفاده نمیکنه. زیاد نیست
خفه شو و اون کیسه رو پر کن
زود باش، اون چیزی که افتاد رو بده به من
نه، اندی
آی، آی، آی. نگران نباش، نگران نباش
هوات رو دارم عزیزم! آی، درد داره
اسلحه دست منه
اشکال نداره، تو خوبی عزیزم
حال بچه خوبه؟
فقط پاته. الان میرم کمک میارم
پام برام مهم نیست
بچهست. دیگه لگد نمیزنه
دیگه لگد نمیزنه
و... یادت میاد چی شد
درست قبل از اینکه اون حملهی عصبی بهت دست بده؟
بابا داشت با پدربزرگ دعوا میکرد
سرِ چی؟
دربارهی نورا
و مامانم
فکر میکنی اون تو داره چی میگه؟
همین که داره یه چیزی میگه خوبه
اینقدر همه چیز رو توی خودش ریخت که معلوم بود آخرش اینطوری میشه
هوم. میدونم این اواخر خیلی فشار روش بوده، اما
چرا الان؟
چرا الان نه؟
نورا با سایمون رفت، اونم دوباره توی یه خونهی خالی تنها موند
خب، هر دو بار تقصیر تو بود
هک شدنم هم تقصیر من بود؟
داری مثل مکس و هیئتمدیره حرف میزنی
هر چی کِشتی، همون رو درو میکنی
و بقیهمون داریم تاوانش رو پس میدیم
این حالبههمزنه! کیتی هم همین فکر رو میکنه
اون این رو گفت؟
رفتی سرِ وقتِ اصلِ مطلب. خب بگو ببینم
گفت از وقتی تصادف کردی، همه چی ریخته به هم
خوبی؟
چه حسی داری عزیزم؟
دکتر کری میخواد باهات صحبت کنه
کجا میری؟ مدرسه
خب، مطمئنی که این فکر خوبیه؟
خوشحالم که آوردیش اینجا
فکر میکنی چی باعث شد این اتفاق بیفته؟
نمیتونم دربارش صحبت کنم
ولی دلم میخواد یه جلسهی مشترک با هردوتون داشته باشم
برای چی؟
رابطهتون خیلی پیچیدهست
و این روی کیتی اثر میذاره
کل روز سرم شلوغه ولی ساعت ۷ وقتم خالیه
پس اون موقع میبینمتون؟
حتماً
هی! ببین کی برگشته
بندِ جورابِ عروس رو گرفتی؟
در واقع، دستهگل رو
چطور بود؟ خوب بود
ولی عروسی با یه همراه بیشتر خوش میگذره
واسه همینه که مردم توی عروسیها با هم رفیق میشن
نه، مدل من نیست
هی! کسی دکتر ریدلی رو ندیده؟
اه، امروز نیومده
باز هم نیست؟ خبری به من ندادن
باید لباسم رو عوض کنم، اوم... بیرون میبینمت
هی. سلام
حال کیتی چطوره؟ راستش، نمیدونم
باهامون حرف نمیزنه
اوه، خب اون میدونه که شما پشتش هستید
فکر کنم... امیدوارم
امروز صبح دلم برات تنگ شد
منم همینطور. میتونم امشب ببینمت؟
بستگی داره که اون شب بمونه یا نه
باشه. بعداً دربارش حرف بزنیم؟
آره. باشه. باشه
جولی، خوبی؟ اصلاً
چی شده؟
حالم خیلی داغونه
که البته منطقیه چون از ساعت ۷ دیشب
کارم فقط همین بوده
اوه، رفیق. متاسفم
جدی نمیدونستم بدن آدم میتونه اینهمه چیزی رو توی خودش نگه داره
و صداهایی از من بیرون میاومد
که توی طبیعت هم شنیده نمیشه
خب، آخرین باری که رفتی دستشویی کی بود؟
بیشتر باید بپرسی آخرین باری که نرفتم کی بود؟
به جز وقتی که اسنپ گرفتم بیام اینجا، از دستشویی بیرون نیومدم
وحشت داشتم که نکنه ماشین طرف رو به گند بکشم
فکر کنم فقط مسمومیت غذاییه، اما
وای خدا. باز نه
میگم تیجِی چِکت کنه، باشه؟
به بچههام بگو دوسشون دارم
ببخشید عزیزم، اونا توی همین طبقه تموم شده بودن
میدونی که ترجیح میدم تو اینجا باشی، مگه نه؟
الان این رو میگی، ولی من اون هوسهای بارداریت رو از نزدیک دیدم
اصلاً صحنهی قشنگی نیست
سلام. من اَندی هستم
اوه، سلام. وایسا، اسم هردوتون اَندی هست؟
آره، جالب نیست؟
معلومه که یه داستانی پشتشه
همهچی با اون قرارهای سریع شروع شد
جدی؟ جفتمون براش پول داده بودیم
و بعدش ما تنها دو نفری بودیم
که توی اون کافه داشتیم سعی میکردیم ازش فرار کنیم
فشار خونت داره میاد پایین. خوبه
حالِ "طالبی" خوبه؟ اون... طالبی؟
این مربوط به جدول میوهایِ جنینه. هفته سی و ششم یعنی به اندازه یه طالبی
اوه! حال طالبی خوبه
گوش کن، میدونم نگرانی، ولی بهترین کاری که
الان میتونیم براش انجام بدیم اینه که مراقب تو باشیم
و شکلات هم کمک میکنه
هاه
ولی باید از پات عکس بگیریم
سریع انجامش میدیم، نگران نباش
آخرین بار کی غذا خوردی؟ ساعت ۶ دیشب. خرچنگ خوردم
وقتی خوبه که عالیه، ولی وقتی بد از آب درمیاد
آره، به جز ازدواجم
فکر نکنم تا حالا از چیزی بیشتر از این پشیمون شده باشم
سابقه مشکلات گوارشی داری؟ روده تحریکپذیر؟
معده درد عصبی داشتم، میدونی، گاهی اوقات
از زمان طلاقم، ولی هیچوقت اینطوری نبوده
باید نمونه مدفوع بدی. کافیه بری آپارتمانم
اونجا به اندازه کافی هست
بدنت کمآب شده، واسه همین بهت مایعات و الکترولیت میدم
میخوای من سِرُم رو وصل کنم؟
به محض اینکه دکتر میشید
خیلی راحت یادتون میره چطوری انجامش بدید
تو میتونی انجامش بدی
هی، تو
چیزی نیست که نگرانش بشی. خوبم
فقط... دارم کار میکنم
ساعت ۵ کارم تمومه
اون موقع میبینمت
اون کی بود؟
یه مرد بود؟
بله
و دیشب اولین باری بود که اومد خونهی من
وایسا، وقتی که تو داشتی...؟ اون توی اتاق بغلی بود
همهچی رو شنید
نمیدونستم با کسی در ارتباطی
چیزی نیست، رابطهمون از راه دوره
میدونی، وقتایی که بچههام پیش شوهر سابقمن
پس یه مدتی هست که ادامه داره؟
نه اونقدر طولانی که بشه از این حجم از آبروریزی جون سالم به در برد
خب، برنامهت چیه؟ چون
فکر نکنم ساعت ۵ بری ببینیش
اوه، نه، فقط داشتم زمان میخریدم
اون فردا پرواز داره
و بعدش دیگه هیچوقت مجبور نیستم باهاش روبرو بشم
چیزی نشکسته و جسم خارجی هم توی پات نیست، این خبر خوبیه
آره. فقط کاش یکی میتونست وضعیت بچهم رو چک کنه
از وقتی سرقت شد دیگه لگد نزده
میدونی، اگه واقعاً مشکلی وجود داشت
دستگاه مانیتور قلب جنین بهمون نشون میداد
ولی هماهنگ میکنم یه سونوگرافی انجام بدن
وقتی برگشتیم به اتاق؛ چطوره؟
آره، خوبه. ممنون
ریچل؟ اه... سلام ایمی
حالت چطوره؟ خوبم. من، اوم
فقط لازم دارم جِیک چندتا فرم برای مدرسهی میا امضا کنه
اوه، اون احتمالاً بالا توی طبقهی ماست
حدس زدم، ولی گفتن اینجاست، واسه همین
از دیدنت خوشحالم. آره
برای پیشگیری از عفونت، بهت آنتیبیوتیک میدیم، محض احتیاط
و... نمیخوام مرخصت کنم
تا وقتی که فشار خونت به حالت عادی برگرده
ایشون دکتر هِلِر هستن، رزیدنت ارشد ما
سلام، خواستم یه سری بزنم ببینم
بعد از اونهمه هیجان حالت چطوره
آره، خب، طبق چیزایی که دربارهی زایمان شنیدم
اون سرقت هیچی نبود
اون که تا ۴ هفتهی دیگه اتفاق نمیافته! در هر صورت، از پسش برمیای
اوه
خب، چند وقته با هم هستید؟
ده ماه
خب، که اینطور
آره! عجیبه، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.