The first 200 lines.
:تـــــرجـــــمـــــه از « Nora حسامالدین »
صبح بخیر
خودم جلوتر رفتم و به خانوم تاکاهاشی گفتم
ایشون مشاور جدید میشن
بهتره امروز بری ببینی ایشون رو
یه فرم تعلیق هست که باید امضا کنی
و میخوام که... میخوام کسی رو داشته باشی که باهاش حرف بزنی
فکر کنم این طوری منطقی باشه
فرم سند خدمتکاری
که برای شرایط دین اسارت درست شده بود
و طبق آن توانایی خرید و فروش و تجارت بردهها آزاد بود
...به همین دلیل شباهتهایی
...به بردگی داشت، ولی معمولا
سلام
حالت خوبه؟
همه چی خوبه
...باشه، چون بنظر میاد یه طورایی
مجیک مایک کجاست؟
مردم منو این طوری صدا میکنن؟
نه. کسی این طوری صدات نمیکنه
آم... خیلی ،خیلی اتفاقات افتاد
و حقیقتا به هیچکسی نمیتونم بگم
باید دربارهشون باهات حرف بزنم
آره، دیگه از "مری پاپینز" بودن و
ناجی بقیه بودن خسته شدم میدونی؟
آخه، کارم نیست که
...آره، آم
ولی ما نگرانتیم
و جواب پیامهای هیچ کسی رو هم نمیدی
و هیچ کسی نمیدونه برای چی زنگ خطر آتیش رو زدی
بهت که گفتم، شوخی بود
خب
واقعا؟
ای وای
منو ترسوندی
قراره اینجا بمونی؟
...آم
زنگ بعدی خالیام
تو... تو معمولا این شکلی نیستی
آره، خیلی هم حس و حال حرف
و چطوری اینا رو ندارم
میشه حدس زد
خوبه که حرف دلت رو میزنی
اسمت چیه؟ - بوام -
شرمنده، ترسیدم
و... و زمانی که میترسم حرفای اشتباهی رو میزنم
مثلا یه بار از کراش سال اولیام پرسیدم
بچهی خانواده مطعلقه بودن چه حسی داره
و داشتم سعی میکردم لاس بزنم
تو رو میترسونم؟
همه رو میترسونی
نه، میدونم
چطوره که قبلا ندیدمت؟
تا اینجا با همدیگه سه تا کلاس داشتیم
واقعا؟
شرمنده
...خب
سر کراش سال اولیات چی اومد؟
اوه، اون... دگرجنسگرا بود
یه شخص زمانی کاملـه که یه وقتایی خوبه
،ولی نه همیشه ...بدون چشم داشت دوست داشته میش
ـه
فقط 4 روز منو تعلیق کردن
ولی چهار روز افتضاح بود
و نمیتونستم بیشتر از این کلاسهام رو ازدست بدم، برای همین برگشتم
ولی، میدونی، خیلی کم
برای چی آژیر خطر آتیش رو زدی؟
برای این که زیادی عاشق بودم و جای اشتباهی هم بود
...و
و این برای شخصیتم یه چیزی طبیعی بود، میدونی؟
آره
راستش نه
تمام دانش من از عشق
از چیزهایی که حتما سرش منو قضاوت میکنی
مثلا چی؟
آنجو و کافی و از افسانه زلدا میشناسی؟
آره، درست میگی
و این که، بنظر من شخصت همه
مثل دستهبندیهای سیاهچالها و اژدهاها میمونه
...این طوریه که... که
خوب، شیطانی، خنثی، این چیزا؟
آره - من کدومم؟ -
خوبِ هرج و مرجی
فکر کنم
خودت چی؟
خوبِ خنثی
این بدـه؟
تو دوست داری خنثی باشی؟
منظورم اینه که، الان تو این لحظه؟
باید برم سر کلاس
وایسا. من خیلی بازی سیاهچالهها و اژدهاها رو درک نمیکنم
جای تعجبی نداره
داری میگی آدم قضاوتگریام؟
آره
ولی، منظورم اینه که، نه؟
دیگه خیلی بازی نمیکنم ولی خوشم اومد
میتونی یه کاهن با قدرت 5 باشی
ولی اگر برات 20 بیاد، یهو میتونی یه غول رو بکشی
نمیدونم... بنظرم ...این طور تصادفی بودن
امیدوارم کنندهست؟
هی چطوری؟
اون تاپ نیمتنهات کجا رفته؟
آره، امروز دیگه برق نمیزنی؟
هی، دارن اذیتت میکنن؟
نه، مشکلی نیست
نه، فقط داریم میگیم... داریم میگیم چستر کجاست؟
هی، مطمئنی که حالت خوبه پسر؟
اینجا منتظرم که چیتوز بگیرم
چی شده بهش؟ - تو صف وایساده چیتوز بگیره؟ -
دیگه مثل قبل نیست؟
بنظر عجیب میاد
پسر، صدات رو میتونم بشنوم
هی، اینو داشته باش
امروز، روز جهانی چسترـه
آره
همه، پیرهنها رو دربیارین
همه به خاطر چستر پیرهنها رو دربیارین
پیرهنها رو بخاطر چستر دربیارین - زود باشین -
زود باشین. بخاطر چستر. زود باشین
پیرهنها رو بخاطر چستر در بیارین
آره، خوبه
!سینهها بیرون! زود باشین
میشه یه چیتوز بهم بدین؟
!پیرهنها رو بخاطر چستر دربیارین
!زود باشین، صداش رو زیاد کن
!نوک سینهها بیرون پسرا - زود باشین، پایه باشین -
!واو - !ترسو نباشین، زود باشین -
!پیرهنا رو دربیارین
!آره، زود باشین! سینهها رو بندازین بیرون ببینم
!سینهها بیرون - !سینهها رو بندازین بیرون بخاطر چستر -
!خیلی مشکل داره
چستر اصلا از سینه خوشش نمیاد
ای بابا، راست میگی
!کیرها بیرون برای چستر
!کیرها بیرون برای چستر - کیرها بیرون برای چستر -
!نه! بدترش کردین
کیرها بیرون برای چستر کیرها بیرون برای چستر
وای خدا
خیلی خندهدارـه - میتونیم یه خرده گی باشیم -
!این اصلا گی نیست! اصلا گی نیست
!زود باش - !زود باش -
!چستر
!زود باش، بیا! بیا
!زود باش! زود باش - !بیا! زود باش -
!آره
ممکنه یه روزی بخوای با هم بریم بیرون؟
نه. این کار رو نکن. خواهش میکنم این کار رو نکن
ولی، منظورم اینه که امروز اصلا یه چیز خاص نبود؟
آره، این که بخوای پاشی و... و این کار رو بکنی - ...نه، نه -
آره، ولی نه اون طوری که تو فکرش رو میکنی
...ولی منظورم اینه که زمانی که بهمون گفتی همدیگه رو ببوسیم
اولین نفر چستر قبول کرد
خودش میخواست منو ببوسه خودت دیدی
خودشم علاقه داشت
راستش نمیدونم
من میدونم. من داشتم میبوسیدمش
آره، ببین نمیخوام بهت بگم
اون کاری که میخوای بکنی رو نکنی، خب؟{
فقط نمیکنم به هیچ صورتی باید بخوای که
این کاری که فکرش رو میکنی انجام بدی - بهتره بهش زنگ بزنم -
وایسا - نه، واقعا -
زمانی که هیچ گونه کسشری نباشه اونم راحتتره، میدونی؟
سلام؟
وایسا، فکر کنم رفت رو پیغامگیرش
سلام، منم... منم نیتن
امروز خیلی دیوانهوار بود
...خیلی فوقالعاده و... و
...فوقالعاده بود
در کل، یه... یه...یه چند باری بهت پیام دادم
زمانی که تعلیق شده بودی فقط برای اینکه، میدونی
...ببینم در چه حالی
البته که نیازی نبود بهم جوابی چیزی بدی
...فقط
...اتفاقی که توی اردو افتاد
سر... سر اون بوسه ... و اون داستانا
فقط میخواستم بدونی دیگه با آریانا نیستم
...آم
خیله خب، جایزه چرت و پرتترین پیام هم برای اینه
...ولی خب
...میدونی، من
بنظرم تو خیلی خفنی و خب جدی
منظورم اینه که، کی دوست نداره همسان خودش رو بکنه
زمانی که همسانش تویی، درسته؟
...منظورم اینه که
منم دوست داشتم خودم رو بکنم اگر تو بودم
...یعنی این که
حتما خودم رو میکردم اگر که من تو بودم
خواهش میکنم قطع کن. خواهش میکنم - امیدوارم خیلی چندش بنظر نیاد -
گوگل کن چطوری میشه پیغام صوتی رو پاک کرد
آم... خب
آم... فکر کنم چیزی که واقعا سعی دارم بگم
اینه که، میدونم که
تو یه سری بخشها، تو خیلی خفنی و من خیلی داغون
و کلی دلیل تو دنیا هست
رابطهی ما نخواد پیش بره ...ولی... ولی
گاهی ناهمسانها بهم جذب میشن، درسته؟
...خب
...آم
دیگه نمیدونم چی باید بگم
...جز این که
No comments yet. Be the first to leave one.