Love Story

Love Story

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Love Story 2026 S01 DSNP WEB 30nama ARZ 110 SUB
A Commentary by PersianSUB
‫سی‌نما تقدیم می‌کند ‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

Tags

webdl
disney+_synced
Published on: 2026-05-20
Downloads: 51
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫[ این داستان از رویدادهای واقعی الهام گرفته ‫اما بخش‌های تخیلی و داستانی دارد

‫هر گونه شباهت با انسان‌ها یا نهادهای واقعی ‫صرفاً مقصود نمایشی دارد ]

‫- کارولین! ‫- کارولین!

‫هی

‫- کارولین، این‌جا رو ببین! ‫- نگاه کن، کارولین!

‫ترجمه از «امــیــررضــا» ‫ARZ_110_SUB@

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫یه رنگ دیگه می‌خوام. ‫ببخشید، من فقط…

‫جایی که می‌خوام برم ‫این رنگ مناسب نیست. اونا…

‫می‌خواید ‌کم‌رنگ‌تر باشه یا…

‫نه

‫بهتره یه رنگ ساده باشه. آم…

‫یه رنگ خنثی… ‫یه چیزی هم‌رنگ بدن. شرمنده

‫خواهر زن‌تون پایین منتظره

‫بهش بگو یه دقیقه‌ی دیگه میام. ‫باید لباس عوض کنم

‫ممنون، روزمری

‫کارولین! کارولین!

‫نمی‌خوام این آخر هفته ‫تحت فشار قرارم بده

‫و اینم بشه مثل بقیه‌ی ‫دورهمی‌های خانوادگی

‫داره تلاشش رو می‌کنه، جان

‫تلاش کردنش این‌طوره

‫این‌قدر بهش سخت نگیر

‫آخه… محض رضای خدا یه عروسیه

‫یه جور رفتار می‌کنه انگار ازش می‌خوام ‫توی انجمن ملی دموکراتیک شرکت کنه

‫دوباره توی هتل خوابیدی؟

‫حالا انگار اون داره التماس می‌کنه ‫که من برگردم خونه

‫چی شد؟ قرار بود ‫یه ساعت پیش راه بیُفتیم

‫یه جمعه‌ی تابستونیه. ‫تونل پارکینگ ماشین‌ها شده بود. سلام

‫تا حالا توی عمرت یه بار هم سر وقت ‫جایی نرفتی، اما وقتی به ضرر خودته…

‫منظورم اینه که تا ما برسیم ‫مشروبات استقبال رو خوردن

‫خانواده‌م عصبانی می‌شن

‫اونا هر جور که شده ‫یه دلیل برای عصبانی شدن پیدا می‌کنن

‫- بچه‌ها، حوصله این بحث‌هاتون رو ندارم ‫- پس اگه می‌خوای…

‫خیلی‌خب، هر دو تامون موافقت کردیم ‫که به همدیگه اعتماد کنیم

‫- جِی کجاست؟ ‫- نتونست بیاد

‫- جِی کیه؟ ‫- مربیه

‫و چوب‌های زیر بغلش کجان؟

‫همیشه غر می‌زنه که اصلاً خوب نمی‌شه، ‫ولی الان…

‫سر هر موضوع کوچیکی دعوا راه ننداز

‫ببخشید

‫فقط دلواپسم

‫دوستت دارم

‫ممنونم که اومدی

‫منم دوستت دارم

‫خوبه

‫پاشو بریم

‫از «۹۲۵۳ نوامبر» به برج مراقبت اِسکس، ‫آماده برای حرکت با کد اطلاعات مایک به شمال شرقی هستم

‫‏۹۲۵۳ نوامبر، مسیر برای پرواز آماده‌ست، ‫باند ۲۲

‫باند ۲۲، مجاز برای پرواز. ‫ساراگوتا ۹۲۵۳ نوامبر

‫« داسـتـان عـاشـقـانـه » ‫« جـان اِف کـنـدی جـونـیـور و کـارولـیـن بـسـت »

‫ ‫

‫لطفاً یه بسته بدید

‫چشم‌هات رو درویش کن

‫مشروب‌خوری دیشب چطور بود؟

‫آخرش سر از کلاب «تانل» درآوردم ‫و با میکی رورک سرگرم بودم

‫- یعنی با هم رابطه داشتید؟ ‫- نمی‌دونم. یادم نیست

‫اما وقتی خارج شدم خورشید طلوع کرده بود، ‫پس الان دارم برای اثراتش آماده می‌شم

‫با اون یارو رفتی خونه؟

‫کدوم یارو؟

‫همون برنزه‌ی جذابِ دست‌قشنگ ‫که شلوار جین پاش بود و دو تایی صحبت می‌کردید

‫دیدم که با هم رفتید

‫فقط رفتم خونه. خیلی خسته بودم

‫بعضی‌وقت‌ها خیلی کم‌حرف می‌شی، ‫ولی من این‌جا دارم همه‌چیز رو می‌گم

‫می‌خوای چی بهت بگم؟

‫این‌که بهش دادی

‫و این‌که خودم تنها ‫مشغول خودتخریبی نیستم

‫لطفاً در رو نگه دارید

‫راستی، دیشب از مشک مصریت زدم،

‫و شوخی نمی‌کنم، سه تا مرد مختلف ‫بدجور من رو بو می‌کردن

‫یکی‌شون گفت بوی خشک‌شویی می‌دم،

‫و خیلی عجیبه، اما قبول می‌کنم

‫هیس

‫گریس، صدات رو می‌شنید

‫فکر می‌کردم قانون توی آسانسور صحبت نکردن ‫بیشتر یه جور افسانه‌ست

‫- مثل گرایش جنسیش ‫- هیس. هیس

‫همه‌جا دوربین داره

‫حقوقم رو بیشتر کن، حروم‌زاده

‫لطفاً بگو براش پیغام صوتی نذاشتی

‫نذاشتم

‫دو تا پیغام گذاشتم

‫لعنتی. گریس

‫وقتی بدونه مجبور نیست تو رو ‫به دست بیاره، چرا باید تلاش کنه؟

‫دیگه از تظاهر به دست‌نیافتنی بودن خسته شدم، ‫و ظاهراً واقعاً هم دست‌نیافتنی شدم

‫بیا این‌جا

‫بیا

‫به من نگاه کن

‫خیلی خوشگلی

‫باشه؟

‫هی،

‫از نقطه‌ضعف‌هاش سوءاستفاده کن

‫یه جایی این رو خوندم

‫- تا کِی؟ ‫- تا این‌که ازش خسته بشی،

‫یا اون‌قدر پیر بشه ‫که دیگه نتونه ترکت کنه

‫می‌شه لطفاً این جلسه رو نگه داریم ‫برای بعد از کار؟

‫باید تیپ‌هایی که برای «دیمی» انتخاب کردیم رو اتو، بسته‌بندی و برچسب‌گذاری کنیم،

‫و نماینده‌ش تا یه ساعت دیگه میاد این‌جا

‫دست به کار بشید. یالا

‫ممنون

‫و یادتون باشه که ساعت ۱۱ ‫با «آنت» قرار داریم

‫نمونه‌ی بارزش همینه. ‫تانیا خیلی تلاش می‌کنه قاطع باشه

‫به همین دلیل من اصلاً ‫برای اقتدارش احترام قائل نیستم

‫حس می‌کنم این‌جا زندونیش هستم،

‫با این‌که خیلی دوست دارم ‫به دایان سویر توی انتخاب زیورآلات کمک کنم

‫خب به کلوین بگو دوست داری ‫بری بخش روابط عمومی. دوستت داره

‫اوه، آره

‫شرکت توی ضرره و اونم ‫تازه از ترک اعتیاد برگشته

‫الان بهترین وقته که ‫خودم رو توی مرکز توجه قرار بدم

‫حتی یک سال هم نیست ‫که این‌جا استخدام شدم

‫خب، قبلاً توی مرکز خرید ژاکت‌هاش رو ‫تا می‌کردی، ببین الان کجایی

‫دلم برای مرکز خرید تنگ شده

‫[ جان اِف کندی جونیور دوباره ‫در آزمون وکالت رد شد ]

‫هی، به نظرت این‌جا کتاب‌خونه‌ست؟ ‫‏۵۰ سنت بده، پسر

‫هی، چیزی که می‌خواستی رو خوندی؟

‫جان کندی جونیور برای بار دوم ‫توی آزمون وکالت مردود شد

‫روزهای حضور جان اِف کندی جونیور ‫در ساختمان دادگاه رو به پایان هستن

‫جان اِف کندی جونیور دوباره ‫توی امتحان وکالت نیویورک مردود شد

‫- کندی کارش رو از دست می‌ده ‫- آخرین فرصت کندیه

‫جان اِف کندی جونیور در آستانه‌ی ‫آینده‌ی تحصیلی طولانی و طاقت‌فرسایی قرار داره…

‫…پسر جذاب رئیس‌جمهور فقید…

‫شاید به عنوان جذاب‌ترین ‫مرد زنده‌ی سال معرفی شده باشه،

‫اما امشب واقعاً شرمسار بود

‫اگه یه بار دیگه مردود بشه ‫دیگه نمی‌تونه دستیار دادستان باشه

‫چه چیزهای دیگه‌ای ‫در انتظار وارث معروفه؟

‫ ‫

‫«اگه دوبار توی آزمون وکالت ‫مردود بشه چی می‌شه؟»

‫کلمه‌ی دو بار رو توی پرانتز نوشتن

‫«شاهزاده‌ی بدون تاج آمریکا ‫داره ۳۰ ساله می‌شه

‫رابطه‌ای پایدار با دوست‌دخترش داره، ‫بسیار جذابه، حتی یه نقش هم توی یه فیلم داره

‫اما دیگه وقتش رسیده ‫کتاب‌های حقوق رو بخونه»

‫اگه باعث می‌شه حالت بهتر بشه بگم ‫که تمام کسایی که می‌شناسنت

‫می‌دونن که رابطه‌ای پایدار ‫با یه دختر نداری

‫خفه شو

‫با این تیترهایی که می‌زنن ‫هیچ‌جای شهر نمی‌تونم برم

‫اما کیرت رو به همه‌ی ‫آدم‌های توی باشگاه نشون می‌دی

‫ظاهراً فقط همین ظاهرم خوبه

‫خب، به عنوان پسر عموت، ‫مشخصاً من مخالفم

‫تازه، من یه شاهزاده‌ی واقعی‌ام ‫و عنوان و مقام هم دارم

‫چرا این‌قدر گیر دادن ‫و شاهزاده صدات می‌کنن؟

‫می‌دونی، بخش خنده‌دار ماجرا اینه ‫که وقتی اولین بار تیتر «جذاب مردود» رو دیدم،

‫با خودم گفتم: «وای، خیلی بده، ‫اما امکان نداره از این بدتر بشه»

‫دوباره آزمون می‌دی

‫دفتر دادستانی یه قانون داره ‫که دستیارها فقط ۳ بار فرصت دارن

‫اگه دوباره مردود بشم، ‫کارم رو از دست می‌دم

‫پس بهتره این بار قبول بشی

‫واقعاً… خوشگله. آم…

‫خب، می‌تونیم با شال امتحانش کنیم. ‫می‌تونیم سبک‌های مختلفی رو امتحان کنیم

‫با اندازه‌ش مشکل داری ‫یا خودش لباس؟

‫هر دو تاش. هیچ‌کدوم

‫ببخشید، من واقعاً توی ‫لباس انتخاب کردن حرفه‌ای نیستم

‫نظر تو چیه؟

‫اوه، به نظرم می‌تونیم ‫یه لباس بهتر برات پیدا کنیم

‫- واقعاً؟ ‫- آره

‫اگه لباس خوب باشه ‫فوراً متوجه می‌شی

‫اصلاً همون موقع اعتماد به نفس می‌گیری

‫خب، کلوین از قبل همین لباس رو ‫براش در نظر داشت، کارولین

‫پس نظرتون چیه با شال امتحانش کنیم؟

‫می‌تونیم از اون‌جا شروع کنیم

‫خیلی شرمنده

‫داشتم تلفنی با دیوید گفن حرف می‌زدم

‫- چطوری؟ ‫- سلام

‫بیایید یه نگاه بندازیم

‫چطوره؟

‫خب… خوشگله

‫اما کارولین الان داشت می‌گفت ‫می‌تونیم لباس‌های دیگه‌ای رو هم امتحان کنیم

‫آره، لباس‌های خیلی ‫متفاوتی داریم، من فقط…

‫گفتم می‌تونیم چند تا لباس ‫دیگه رو هم امتحان کنیم

‫گفتی لباس رو برای افتتاحیه‌ی ‫فیلم «باگزی» می‌خوای، درسته؟

‫آره

‫خب…

‫این لباس یه‌کم قشنگ‌تره

‫می‌دونید؟ جذاب‌تره

‫من یه فکری دارم

‫نظرت چیه بذاریم کلوین انتخاب کنه؟

‫خب، مگه اونم این‌جا کار نمی‌کنه؟

‫نه، من…

‫یه ثانیه

‫کالوین این کت‌وشلوار رو به عنوان ‫بخشی از مجموعه‌ی لباس‌های مردونه طراحی کرده،

‫و من خیلی دوستش دارم

‫آخه جزئیات و طرحش رو ببین…

‫تانیا

‫بگیر

‫خیلی‌خب

‫خب، مشخصاً باید کمی تنگش کنیم،

‫اما به نظرم انتخاب جسورانه‌ایه،

‫و چون فیلم جنایی و گانگستریه ‫اشاره‌ی باحالی به فیلمه

‫عاشقشم. می‌شه لطفاً کارولین رو ‫با خودم ببرم خونه؟

‫باشه

‫تو و وارن می‌خواید با هم ‫روی فرش قرمز راه برید؟

‫چون… این سوال رو می‌پرسم ‫چون نمی‌خوام لباس‌هاتون مثل همدیگه باشن

‫همه‌ی چشم‌ها به تو دوخته می‌شه

‫اگه نیاز باشه وارن کت‌وشلوار ‫یه رنگ دیگه بپوشه مشکلی براش پیش نمیاد

‫اوهوم

‫اسمش رو توی فهرست مهمون‌های ‫مراسم خیریه‌ی آمازون دیدم

Love Story subtitles in other languages

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left