The first 200 lines.
[ این داستان از رویدادهای واقعی الهام گرفته اما بخشهای تخیلی و داستانی دارد
هر گونه شباهت با انسانها یا نهادهای واقعی صرفاً مقصود نمایشی دارد ]
- کارولین! - کارولین!
هی
- کارولین، اینجا رو ببین! - نگاه کن، کارولین!
ترجمه از «امــیــررضــا» ARZ_110_SUB@
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما CinamaSub@
یه رنگ دیگه میخوام. ببخشید، من فقط…
جایی که میخوام برم این رنگ مناسب نیست. اونا…
میخواید کمرنگتر باشه یا…
نه
بهتره یه رنگ ساده باشه. آم…
یه رنگ خنثی… یه چیزی همرنگ بدن. شرمنده
خواهر زنتون پایین منتظره
بهش بگو یه دقیقهی دیگه میام. باید لباس عوض کنم
ممنون، روزمری
کارولین! کارولین!
نمیخوام این آخر هفته تحت فشار قرارم بده
و اینم بشه مثل بقیهی دورهمیهای خانوادگی
داره تلاشش رو میکنه، جان
تلاش کردنش اینطوره
اینقدر بهش سخت نگیر
آخه… محض رضای خدا یه عروسیه
یه جور رفتار میکنه انگار ازش میخوام توی انجمن ملی دموکراتیک شرکت کنه
دوباره توی هتل خوابیدی؟
حالا انگار اون داره التماس میکنه که من برگردم خونه
چی شد؟ قرار بود یه ساعت پیش راه بیُفتیم
یه جمعهی تابستونیه. تونل پارکینگ ماشینها شده بود. سلام
تا حالا توی عمرت یه بار هم سر وقت جایی نرفتی، اما وقتی به ضرر خودته…
منظورم اینه که تا ما برسیم مشروبات استقبال رو خوردن
خانوادهم عصبانی میشن
اونا هر جور که شده یه دلیل برای عصبانی شدن پیدا میکنن
- بچهها، حوصله این بحثهاتون رو ندارم - پس اگه میخوای…
خیلیخب، هر دو تامون موافقت کردیم که به همدیگه اعتماد کنیم
- جِی کجاست؟ - نتونست بیاد
- جِی کیه؟ - مربیه
و چوبهای زیر بغلش کجان؟
همیشه غر میزنه که اصلاً خوب نمیشه، ولی الان…
سر هر موضوع کوچیکی دعوا راه ننداز
ببخشید
فقط دلواپسم
دوستت دارم
ممنونم که اومدی
منم دوستت دارم
خوبه
پاشو بریم
از «۹۲۵۳ نوامبر» به برج مراقبت اِسکس، آماده برای حرکت با کد اطلاعات مایک به شمال شرقی هستم
۹۲۵۳ نوامبر، مسیر برای پرواز آمادهست، باند ۲۲
باند ۲۲، مجاز برای پرواز. ساراگوتا ۹۲۵۳ نوامبر
« داسـتـان عـاشـقـانـه » « جـان اِف کـنـدی جـونـیـور و کـارولـیـن بـسـت »
لطفاً یه بسته بدید
چشمهات رو درویش کن
مشروبخوری دیشب چطور بود؟
آخرش سر از کلاب «تانل» درآوردم و با میکی رورک سرگرم بودم
- یعنی با هم رابطه داشتید؟ - نمیدونم. یادم نیست
اما وقتی خارج شدم خورشید طلوع کرده بود، پس الان دارم برای اثراتش آماده میشم
با اون یارو رفتی خونه؟
کدوم یارو؟
همون برنزهی جذابِ دستقشنگ که شلوار جین پاش بود و دو تایی صحبت میکردید
دیدم که با هم رفتید
فقط رفتم خونه. خیلی خسته بودم
بعضیوقتها خیلی کمحرف میشی، ولی من اینجا دارم همهچیز رو میگم
میخوای چی بهت بگم؟
اینکه بهش دادی
و اینکه خودم تنها مشغول خودتخریبی نیستم
لطفاً در رو نگه دارید
راستی، دیشب از مشک مصریت زدم،
و شوخی نمیکنم، سه تا مرد مختلف بدجور من رو بو میکردن
یکیشون گفت بوی خشکشویی میدم،
و خیلی عجیبه، اما قبول میکنم
هیس
گریس، صدات رو میشنید
فکر میکردم قانون توی آسانسور صحبت نکردن بیشتر یه جور افسانهست
- مثل گرایش جنسیش - هیس. هیس
همهجا دوربین داره
حقوقم رو بیشتر کن، حرومزاده
لطفاً بگو براش پیغام صوتی نذاشتی
نذاشتم
دو تا پیغام گذاشتم
لعنتی. گریس
وقتی بدونه مجبور نیست تو رو به دست بیاره، چرا باید تلاش کنه؟
دیگه از تظاهر به دستنیافتنی بودن خسته شدم، و ظاهراً واقعاً هم دستنیافتنی شدم
بیا اینجا
بیا
به من نگاه کن
خیلی خوشگلی
باشه؟
هی،
از نقطهضعفهاش سوءاستفاده کن
یه جایی این رو خوندم
- تا کِی؟ - تا اینکه ازش خسته بشی،
یا اونقدر پیر بشه که دیگه نتونه ترکت کنه
میشه لطفاً این جلسه رو نگه داریم برای بعد از کار؟
باید تیپهایی که برای «دیمی» انتخاب کردیم رو اتو، بستهبندی و برچسبگذاری کنیم،
و نمایندهش تا یه ساعت دیگه میاد اینجا
دست به کار بشید. یالا
ممنون
و یادتون باشه که ساعت ۱۱ با «آنت» قرار داریم
نمونهی بارزش همینه. تانیا خیلی تلاش میکنه قاطع باشه
به همین دلیل من اصلاً برای اقتدارش احترام قائل نیستم
حس میکنم اینجا زندونیش هستم،
با اینکه خیلی دوست دارم به دایان سویر توی انتخاب زیورآلات کمک کنم
خب به کلوین بگو دوست داری بری بخش روابط عمومی. دوستت داره
اوه، آره
شرکت توی ضرره و اونم تازه از ترک اعتیاد برگشته
الان بهترین وقته که خودم رو توی مرکز توجه قرار بدم
حتی یک سال هم نیست که اینجا استخدام شدم
خب، قبلاً توی مرکز خرید ژاکتهاش رو تا میکردی، ببین الان کجایی
دلم برای مرکز خرید تنگ شده
[ جان اِف کندی جونیور دوباره در آزمون وکالت رد شد ]
هی، به نظرت اینجا کتابخونهست؟ ۵۰ سنت بده، پسر
هی، چیزی که میخواستی رو خوندی؟
جان کندی جونیور برای بار دوم توی آزمون وکالت مردود شد
روزهای حضور جان اِف کندی جونیور در ساختمان دادگاه رو به پایان هستن
جان اِف کندی جونیور دوباره توی امتحان وکالت نیویورک مردود شد
- کندی کارش رو از دست میده - آخرین فرصت کندیه
جان اِف کندی جونیور در آستانهی آیندهی تحصیلی طولانی و طاقتفرسایی قرار داره…
…پسر جذاب رئیسجمهور فقید…
شاید به عنوان جذابترین مرد زندهی سال معرفی شده باشه،
اما امشب واقعاً شرمسار بود
اگه یه بار دیگه مردود بشه دیگه نمیتونه دستیار دادستان باشه
چه چیزهای دیگهای در انتظار وارث معروفه؟
«اگه دوبار توی آزمون وکالت مردود بشه چی میشه؟»
کلمهی دو بار رو توی پرانتز نوشتن
«شاهزادهی بدون تاج آمریکا داره ۳۰ ساله میشه
رابطهای پایدار با دوستدخترش داره، بسیار جذابه، حتی یه نقش هم توی یه فیلم داره
اما دیگه وقتش رسیده کتابهای حقوق رو بخونه»
اگه باعث میشه حالت بهتر بشه بگم که تمام کسایی که میشناسنت
میدونن که رابطهای پایدار با یه دختر نداری
خفه شو
با این تیترهایی که میزنن هیچجای شهر نمیتونم برم
اما کیرت رو به همهی آدمهای توی باشگاه نشون میدی
ظاهراً فقط همین ظاهرم خوبه
خب، به عنوان پسر عموت، مشخصاً من مخالفم
تازه، من یه شاهزادهی واقعیام و عنوان و مقام هم دارم
چرا اینقدر گیر دادن و شاهزاده صدات میکنن؟
میدونی، بخش خندهدار ماجرا اینه که وقتی اولین بار تیتر «جذاب مردود» رو دیدم،
با خودم گفتم: «وای، خیلی بده، اما امکان نداره از این بدتر بشه»
دوباره آزمون میدی
دفتر دادستانی یه قانون داره که دستیارها فقط ۳ بار فرصت دارن
اگه دوباره مردود بشم، کارم رو از دست میدم
پس بهتره این بار قبول بشی
واقعاً… خوشگله. آم…
خب، میتونیم با شال امتحانش کنیم. میتونیم سبکهای مختلفی رو امتحان کنیم
با اندازهش مشکل داری یا خودش لباس؟
هر دو تاش. هیچکدوم
ببخشید، من واقعاً توی لباس انتخاب کردن حرفهای نیستم
نظر تو چیه؟
اوه، به نظرم میتونیم یه لباس بهتر برات پیدا کنیم
- واقعاً؟ - آره
اگه لباس خوب باشه فوراً متوجه میشی
اصلاً همون موقع اعتماد به نفس میگیری
خب، کلوین از قبل همین لباس رو براش در نظر داشت، کارولین
پس نظرتون چیه با شال امتحانش کنیم؟
میتونیم از اونجا شروع کنیم
خیلی شرمنده
داشتم تلفنی با دیوید گفن حرف میزدم
- چطوری؟ - سلام
بیایید یه نگاه بندازیم
چطوره؟
خب… خوشگله
اما کارولین الان داشت میگفت میتونیم لباسهای دیگهای رو هم امتحان کنیم
آره، لباسهای خیلی متفاوتی داریم، من فقط…
گفتم میتونیم چند تا لباس دیگه رو هم امتحان کنیم
گفتی لباس رو برای افتتاحیهی فیلم «باگزی» میخوای، درسته؟
آره
خب…
این لباس یهکم قشنگتره
میدونید؟ جذابتره
من یه فکری دارم
نظرت چیه بذاریم کلوین انتخاب کنه؟
خب، مگه اونم اینجا کار نمیکنه؟
نه، من…
یه ثانیه
کالوین این کتوشلوار رو به عنوان بخشی از مجموعهی لباسهای مردونه طراحی کرده،
و من خیلی دوستش دارم
آخه جزئیات و طرحش رو ببین…
تانیا
بگیر
خیلیخب
خب، مشخصاً باید کمی تنگش کنیم،
اما به نظرم انتخاب جسورانهایه،
و چون فیلم جنایی و گانگستریه اشارهی باحالی به فیلمه
عاشقشم. میشه لطفاً کارولین رو با خودم ببرم خونه؟
باشه
تو و وارن میخواید با هم روی فرش قرمز راه برید؟
چون… این سوال رو میپرسم چون نمیخوام لباسهاتون مثل همدیگه باشن
همهی چشمها به تو دوخته میشه
اگه نیاز باشه وارن کتوشلوار یه رنگ دیگه بپوشه مشکلی براش پیش نمیاد
اوهوم
اسمش رو توی فهرست مهمونهای مراسم خیریهی آمازون دیدم
No comments yet. Be the first to leave one.