Mr Selfridge

Mr Selfridge

Download Farsi Persian Subtitle

Season 4

Release info

Mr Selfridge - S04 - All Episodes
A Commentary by sweetman
تنها زیرنویس این فصل جمع اوری شد

Tags

other
Published on: 2016-04-14
Downloads: 43
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

خانوم براکلس رضایت نامه معتبر داشتند درسته؟

می دونی که چاره دیگه ای ندارم دو هفته حقوقت رو پرداخت می کنم به همراه رضایت نامه

این به این خاطره که اون داشت روی لباس عروسی جوزی کار می کرد

یه پست جدید برات در نظر گرفته م - مدیرعامل..خیابان آکسفورد

- تو منو بهتر از خودم میشناسی - من همیشه باورت داشته م

- چرا اصلا گذاشتم بری به پاریس؟ وایتلیز؟ - جزیی از این خواهد بود

- زیباست - قصره - پلیس جاهای دیگه رو داره می گرده

اونا (پلیسها) جای اشتباهی رو دارن می گردن

می خواین بیشتر کندو کاو کنم ..رییس؟

لطفا

- صبح بخیر - صبح بخیر

می تونم چیزی برای شما و مهمونتون بیارم؟

یه قوری قهوه. اقای دیلون و من ساعت ها روی این وقت گذاشته ایم

همین الان روی وایتلیز توافق کردیم

شما دارید به جوانترین مالک فروشگاه در لندن نگاه می کنید

- این یک موفقیت بزرگه - ممنون..قربان

سه ماه پیش من به سختی می تونستم از این در رد بشم(راهم نمیدادن

انگلیسی ها در مقابل بوی پول مقاومت ندارند

که این برای کسانی مثل ما که لقب و عنوان ندارند باعث خوشحالیه

من بیشتر از اون چیزی که دیروز داشتم ندارم چیزی برام باقی نمونده

من همه عمرم رو اونجوری گذرونده ام

من همه چیزمو روی پروزه بعدی گذاشته م

سلفریجز رو اینطوری شروع کرده م اینجوری وایتلیز رو هم خواهم گرداند

بخت و اقبال یار آدمهای شجاعه

اوکی.عالیه

سلام ..اقای سلفریج

سلام. می خوام خرید وایتلیز رو اعلام بکنم..یک افتتاحیه بزرگ

خوشحال میشم که بیای

- باعث افتخاره - عالیست

متشکرم

صبح بخیر ارتور

صبح بخیر راجر همه چیز روبراهه؟

خب ..من هنوز راجع به این موضوع باهاش صحبت نکرده م

اما می خوام با رییس صحبت کنم

در مورد بازنشستگی

اینجا بدون تو مثل قبل نخواهد شد

این پایان یک دوره و عصره

- Oh. - من ..می دونم منظورت چیه دوست عزیزم

حسابدارهای اقای دیلون مثل بچه ها هستند

- تقریبا به جوونی ما وقتی تازه شروع کرده بودیم - من هیچ وقت اونقدر جوون نبودم

ما مشغول رسیدگی به گزارش های مالی بودیم و بهتره که بریم

- می تونیم قرارداد رو فردا تنظیم کنیم - زمان کمی داریم

فقط می خوام بدونم که ایا کمپانی قرض هاش رو صاف کرده یا نه - بله -

- باعث خوشحالیه - خب ..من - گوردن بهم اعتماد کن

برای انجام این کار به اندازه کافی اطلاعات داریم - من فقط می خواستم بگم که

- من با شمام پدر - عالیه

ببخشید

- آه رییس - این روز بزرگی برای شماست گوردون

من خیلی خوشحالم که تو و پدرت داخل این کار شده اید

- منودر جریان بذارید اگر بتونم کمکی بکنم - من توی هر طرحی که باشه کمک خواهم کرد

- همه چیز تحت کنترله..بازم ممنون - ممنونم

حیرت آوره

من می دونم تو دوست داری این کار سریع تموم بشه

ولی ما وقت کافی برای برآورد کامل نداشته ایم

اگر مشکلی با تهیه کننده ها هست ..صورتحسابهای قابل توجه

ما برای اون وقت نداریم هری سلفریج می تونه هر کاری بکنه

بذار پیش بریم

خانوم گروو می تونم کمکتون کنم؟

داشتم دنبال خانوم براکلس می گشتم

جای ایشون ربطی به شما نداره

دیروز هم اینجا نبود

بیماره؟

- خانوم براکلس دیگه در استخدام سلفریج نیست - چی؟

همین که شنیدی . حالا برگرد به قسمت مد جایی که بهش تعلق داری

پاتو از گلیمت دراز تر کرده ای

حالا صبر کن تا پدرم از این موضوع باخبر بشه

فک کنم بهتره با پدرت حرف بزنی

اون کسیه که خانوم براکلس رو مرخص کرد

- پدر - مریل این بالا چیکار می کنی؟

فقط مدیران ارشد اینجا هستند

درسته که شما به تیلی اخطار داده اید؟

- تیلی؟ - خانوم براکلس

ام..

من ..بله دادم

- چطور تونستی؟ - (SIGHS) مریل ..من تحمل این اوقات تلخی تو رو ندارم

- من نمی خوام دعوا کنم فقط می خوام بدنم چرا؟ - بگیر بشین

به نظر میرسه خانوم براکلس رو صاحبکار قبلیش اخراج کرده

بدلیل رفتار نا مناسب - چه جور رفتار نامناسبی؟

عبارتی که به کار بردند "رسوایی" بود

من به براکلس کلی فرصت دفاع دادم

ولی اون نمی تونست یا نمی خواست - پس شما هم راحت اخراجش کردید

- بهتره که این موضوع رو فراموش کنیم اون دوست من بود -

اون خوب و روراست بود

بیشتر از چیزی که می تونم راجع به شما بگم

این تنها یک مالکیت تجاری نیست

این دو خاندان بزرگ هستن که

در یک اتحاد تاریخی به هم دیگر می پیوندند

تا بهترین خدمات ممکن رو فراهم بیاورند

برای مشتریان سراسر جهان

مطمئنا شما از ما انتظار ندارید که برای شما کار کنیم

شما به حد کافی تا به حال خسارت زده اید

پدرتون تو گورش داره می لرزه

- شما اسم وایتلیز رو عوض می کنید؟ - فقط یک سلفریجز وجود داره

آقای دیلون..کارتون در وایتلیز طبق معمول تجارته؟

تجارت و چیزهای بیشتر. تولدی دوباره

- بهت خیلی افتخار می کنم ..پسرم - ممنون.مادر

- حسی مثل یه شروع تازه س - همینطوره

روز بزرگیه برات گامی به بالا با اعتبار(سرمایه) اندک

همون اعتبار کم پولهای زیادی برای مردم زیادی فراهم کرده اس

اونها تنها یه نمونه از توانایی های من هستند

تو و یکتور کولیانو اون مسابقه مشت زنی رو راه انداختید

کارهای دیگه ای هم با هم راه انداختید قبل از مرگش؟- -نه خیلی زیاد

- چرا؟ مشاجره ای داشتی؟ - چرا اینقدر به اون علاقه مند شده ای؟

من دارم راجع به مرگش تحقیق می کنم میگن اون دشمن زیاد داشته

نمی دونم تو هم جزو دشمناش بوده ای یا نه

چی می خوای بگی؟

نه ..می خوای چی رو به من بفهمونی؟

همه می دونن که اون با قماربازها و خلاف کارها دم خور شده بود

- آروم باش ..من فقط دارم سوال می کنم - از یکی دیگه بپرس

اروم باش جیمی ..خودت با پای خودت داری به سمت دار میریا

از پس مردایی مث اون بر میام

اگر اشتباه می کنم منو تصحیح کن ..اون اسناد محرمانه نیستند؟

من فقط داشتم ..من ..

اشتباهم رو قبول دارم

من مثل همیشه مراقب منافع رئیس هستم

احساس می کنی یه خورده کنار گذاشته شده ای..درسته؟

حالا بی خیال

ما فقط باید اینو قبول کنیم که رییس داره کارهای بزرگتری انجام میده

ما هیچ سهمی توش نداریم

بخوای توضیح بدی که چرا نقشه های وایتلیز شاید

روی میز پخش و پلا شده اند؟

هم?

چکار...

- خانوم..از اینجا دور بشید - فقط می خوام باهات صحبت کنم

همونجا بمون

- اون دختر مال توست؟ - مال چه کس دیگه ای ممکنه باشه؟

پس به این دلیل تو شغل قبلیت رو از دست دادی

تو هیچ چیز راجع به من نمیدونی

پس روشنم کن

اوه اقای کرب. چکار می تونم براتون بکنم؟

اقای سلفریج باید یه اعترافی بکنم

من استاد مرتبط به خرید وایتلیز رو خونده م

اون یه کار شخصیه اقای کرب

-گناهی ست نابخشودنی - اوه

- اوه احساس بدی دارم..بهتون قول میدم که .. دارم اذیتت می کنم آقای کرب-

چه شوخی ای

حساب های وایتلیز ..رک و راست بگم ..خیلی بهم ریخته ن

مجبورم رییس حسابداری رو اخراج کنم ..یکی از برو بچه های قدیمی وایتلیز

کاملا به موقع است

خوشحال میشم یه سر بزنم به بیز واتر

و ببینم ایا میتونم یه سری دستورات رو راجع به این بی نظمیا بهشون بدم

نمی دونم هیئت مدیره سلقریج راجع به این چه نظری دارن

اگر شما نخواهید من چیزی بهشون نمیگم

ممنون اقای کرب..سپاسگذارم

- بله؟ - آرتور کرب ..از سلفریجز

- تماس گرفته بودم - بله .عصر بخیر

میشه لطف کنید و منو به حسابداری راهنمایی کنید؟

البته

کاری هست که بتونم براتون انجام بدم؟

یه فنجون چای لطفا

از اون غلیظ هاش

میتونم کمکی کنم افای تاولر؟

خیر اقا. من خوبم

خیلی هم خوب

- (RATTLING) - لطفا در رو قفل نکنید ..من هنوز اینجا هستم

- میلدرد -(مفهوم کلی اصطلاح) اگر چیزی که می خواین به سراغتون نمیاد خودتون برید به سراغش

این فقط یه غذای سرد مختصره

یه کم زامبون خوک و گاو و کمی گوجه فرنگی از گلخونه

نگاش کن ..تنهای تنها تو این ظلمات

- به حد کافی برای هری سلفریج خدمت نکرده ای تا الان؟ - عادتم شده دیگه

نمی تونم جلوی خودم رو بگیرم

من همیشه گفته م که تو خیلی در حقش خوبی کرده ای

اوه (SNIFFS) و تو در حق من لطف ها کرده ای

هوم

بیا کمی چای بنوش

- اوه ارتور متاسفم - مهم نیست

بیشتر از اینی که هست نمیتونی ریخته و پاشیده ش بکنی

اشکالی پیش اومده؟

دیروز دیر اومدی خونه ..مریل مد(فروشگاه) مشغولت نگه داشته بود؟

من رفته بودم به دیدن براکلس

اوه ..تیلی حالش چطوره؟

خیلی نا امید

که این ناامیدی قابل درکه وقتی پدر اونجوری اخراجش کرد

چی؟ خب این موضوع کی اتفاق افتاد؟

حرف زدن راجع بهش سر میز صبحانه و مخصوصا جلوی بچه ها اصلا مناسب نیست

- مهم نیست برام - اون یه بچه نا مشروع داره - واقعا؟

توقع داشتی راجع به این موضوع باهات حرف بزنه؟

راجع به آبروی فروشگاه سلفریج فکر می کردم

این چه دخلی به فروشگاه داره

به لطف خانوم الیس کار براش جهنم بود اون(تیلی براکلس) با پدر بچه ش نامزد بوده

وقتی والدین پسره می فهمند بار و بندیل پسره رو می بندن و از اینجا دورش می کنن

درست بعد از اینکه براکلس می فهمه حامله س

من و تو نمی تونیم راحت قضاوت کنیم

اون فرق می کرد

- چی فرق میکرد؟ - کافیه ..ارنست

- من هیچ کاری نکردم - می دونم

متاسفم ..من هیچ وفت نباید جلوی بچه هات اینو می گفتم

باید برم سر کار

فک کنم گفتی قصد داری باز نشسته بشی

من سی سال برای فروشگاه کار کرده ام ..نمی تونم یه روزه راهمو بکشم و برم

هنوز به اقای سلفریج نگفته ای؟

نه هنوز

ولی من میگم بهش

من می خوام اوضاع رو کنترل کنم

اما متاسفانه خبرای خوبی ندارم

چندین تهیه کننده از کار با ما سر باز زده ان

وقتی هنوز بدهی های عمده ای وجود دارن

پس اون برادران وایتلی چه غلطی می کرده اند؟

با تامین کننده ها تماس بگیرن و ازشون وقت بیشتری بخواین

بذارید بدونن وایتلیز مالک جدید داره- من قبلا سعی کرده م-

More Farsi Persian subtitles for Mr Selfridge

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left