The Gift

The Gift

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Gift S01 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTG
The Gift S01 720p NF WEBRip DDP5 1 x264-NTG
The Gift S01 1080p NF WEB-DL DD 5 1 Atmos x264-BonsaiHD
The Gift S01 WEB x264-STRiFE
A Commentary by Stef@n
« 30nama.best | تـرجمه از تـورج | زیرنویس‌ها به‌صورت یکجا »

Tags

webrip
web
x264
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Published on: 2019-12-31
Downloads: 42
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

سی نما تقدیم میکند

« Stef@n | تــرجمه از تـــورج » telegram: Tooraj_pk

‫آخه آتیه آزارش به کی رسیده بود؟

!‫- گرفتمت ‫- لعنتی!

‫من میترسونمت؟

‫من زهره ترکت میکنم!

‫واسه امشبن

‫رزها کلشیه‌این، ولی سر میکنی دیگه

‫خودتم یه خورده کلیشه‌ای، ‫ولی سر میکنم

‫هنوز داری کار میکنی، عشقم؟

‫کلی تلاش اینجا میبینم

‫نه، این فقط واسه اینه که ‫یکم ذهنم رو آروم کنم

‫سردرد گرفتی؟

‫کابوس دیدی، یا...؟

‫اینجور چیزا نیست

‫فکر میکنی معلم بودن اشکالی نداره، درسته؟

‫عزیزم، تو معلم عادی نیستی. ‫از سطح فکری‌شون هم بالاتری

‫حق با توئه

‫در این مورد...

‫اشکال نداره نمایشگاه رو کنسل کنم

‫دیوونه شدی؟

‫شاید

‫بعضی وقت‌ها مردم میگن ‫من دیوونه‌ام

‫تمام نقاشی‌هات فروش میرن. ‫صبر کن و ببین

‫و اگه هم فروش نرفتن، ‫خودم میخرم‌شون!

‫- نه، اوزان ‫- چیه؟

‫میکشمت اینکارو کنی. ‫قول دادی چیزی نخری

‫باشه حالا

‫شانس خرید...

‫کارهای بزرگترین نقاش ‫تاریخ نقاشی رو از دست میدم

‫بوی خوشی میدن

‫دراقع، میخواستم روی تختت گلبرگ رز بریزم

‫که اینطور؟

‫چون قرار بود خونه نباشی

‫چرا نباید خونه میبودم؟

‫- با خواهرت قرار داشتی ‫- آه! اونو یادم رفته بود!

‫باورم نمیشه چیزی رو یادت رفته

‫باید برم

‫- باید برم! ‫- من که کاری نمیکنم

‫واقعاً باید برم ‫و ترتیب لباس رو بدم

‫- من که کاری نمیکنم ‫- باید ترتیب لباس رو بدم!

‫خب برو

‫برو

‫خب، از اونجایی که الانشم دیر کردم...

‫آره

‫یه خورده دامن رو کوتاه‌تر میکنم

‫بذار چک کنم

‫گردنش به نظرم خوبه. ‫همینجوری میذارم باشه

‫باریکلا! ‫خوشگله

‫ممنون

‫درست شدم عین دختر بچه‌ای که ‫لباس مامانش رو پوشیده

‫دختر بچه‌ای که داره بازی میکنه

‫آبجی، فوق‌العاده شدی! ‫من که خوشم میاد!

‫چیه؟

‫انکور

‫میشه بپرسم انکور چیه؟

‫حتماً. یه برنامه دوست‌یابی جدیده

‫با آهنگ‌ها جفتت میکنه، ‫و هر جفت یه "انکور"ـه

‫- امکان نداره. حتماً شوخی میکنی ‫- چرا؟

‫پس چون هر دو از یه آهنگ خوشتون میاد، ‫نیمه گمشده همین؟

‫چرا نه؟

‫چرا همه زوج‌ها یه آهنگ دارن ‫که بهش "آهنگ ما" میگن؟

‫من و اوزان نداریم

‫آهنگ مورد علاقه اوزان یه آهنگ عاشقانه ‫به اسم "داستان ما یه داستان عاشقانه‌ست"

‫و فقط تو مسابقات بشیکتاش میخونتش

‫چیکار میتونیم بکنیم، عزیزم؟

‫همه ما که مثل تو توی دانشگاه ‫شاهزاده جذاب پیدا نمیکنیم

‫نگران نباش، پیداش میکنی

‫معلومه که همینطوره. ‫این آخر هفته پیداش میکنم

‫کانسو، فکر نکنم تا حالا کسی ‫عشق زندگیش رو کنار ساحل پیدا کرده باشه

‫که اینطور؟ چرا نه؟ ‫من هر هفته یکی پیدا میکنم

‫یه زن اونجا وایساده ‫و 5 دقیقه‌ست داره اینجا رو نگاه میکنه

‫عالیه! میتونه بیاد تو. ‫ممکنه تمام لباس‌هام رو بخره

‫زن عجیبیه

‫موهای تنم سیخ شدن

‫کجاست؟

‫اونجا بود

‫بیخیال. بیا اینجا، ‫وگرنه لباست سر وقت حاضر نمیشه

‫باشه، ببخشید

‫به پروفسور زنگ بزن

‫به پروفسور زنگ بزن!

‫پس، حقیقت داره که گوبکلی‌تپه ‫7 هزار سال قبل از...

‫اهرام مصر و 6 هزار سال ‫قبل از استون‌هنج بنا شده

‫بر اساس داده رادیوکربنی، ‫حقیقت داره

‫بعضی از مردم میگن که اون اولین معبد دنیاست

‫یا شهر گمشده آتلانتیک

‫همونطور که میدونین، ‫سال 1994 حفاری در اینجا شروع شد

‫کمی بعد، پدرم به تیم ملحق شد

‫منطقه‌ای که تا الان کشف کردیم ‫شاید کمتر از 10درصد کل مکان باشه

‫بنابراین، هنوز خیلی زوده که ‫تئوری دیگه‌ای...

‫جزء اونایی که قبلاً گفتیم ‫ارائه بدیم

‫بخاطر معما باعث شد ‫جا پای پدرتون بذارین؟

‫نه. خب، البته اشتیاق پدرم ‫در بچگی تحت تاأثیرم قرار داد

‫ولی هدف من از اینجا بودن ‫بررسی و آنالیز کردن آثار باستانی هستش

‫نه برای حل معماهام

‫پس دنبال جام مقدس،

‫و شکارچی گنج نیستین، درسته؟

‫نه. اگه منظورتون "ایندیانا جونز" هستش، ‫من نیستم

‫یه باستان شناس ممکنه ‫کل عمرش رو کار کنه

‫و بدون اینکه کشفی انجام بده ‫دار فانی رو وداع بگه

‫هدف باستان شناسی،

‫هدف اصلی باستان شناسی، ‫درواقع...

‫سعی برای درک آینده‌ست

‫با پیدا کردن اشیاء گذشته، ‫ما زمان حال رو تفسیر میکنیم

‫پروفسور!

‫- پروفسور ارهان! یه چیزی پیدا کردن! ‫- چیه؟

‫نمیدونم. ‫ببخشید

‫هنرمندهای زیادی هستن که ‫بهم الهام میبخشن

‫پولاک، البته. ‫فرانز کلاین

‫هلن فرانکن تالر

‫خودتون رو به عنوان یه هنرمند ‫چطور توصیف میکنین؟

‫راستش، اینکه چطور خودم ‫رو توصیف میکنم، خیلی مهم نیست

‫فکر میکنم نقاشی‌هام از طرف خودشون حرف میزنن. ‫یا حداقل امیدوارم

‫اون بهترینه، فوق‌العاده‌ترین نقاشی که ‫تو عمرت خواهی دید

‫و بهترین...

‫آبجی دنیا

‫- با خواهرم کانسو آشنا شدی؟ ‫- سلام

‫- سلام ‫- یه طراحه. سلام، کانسو

‫- به سلامتی! ‫- به سلامتی، عزیزم

‫آتیه یه هنرمند خیلی اصیل‌کار هستش

‫باعث افتخار ماست که ‫میزبان اولین نمایشگاه تک نفره‌ش هستیم

‫به گمونم شما هم به اندازه ما ‫بهش افتخار میکنین

‫معلومه که بهش افتخار میکنیم. ‫مگه نه، عزیزم؟

‫البته

‫فکر میکنم خیلی کار اصیلیه، ‫دقیقاً بخاطر همین باید بخریش

‫فکر میکنم این یکی به چشم‌هاتون میان، ‫خانوم هانده

‫ممنون

‫اوه، عجب

‫ببخشید

‫بابا

‫این دومین منطقه خاک‌برداریه

‫آقای سردار!

‫آتیه!

‫اوزان گفت تو توکیو هستین

‫هیچی مهم‌تر از این نیست، عزیزم!

‫اومدیم بهت تبریک بگیم

‫اونجا رو ببین... ‫چه جمعیتی

‫- بخاطر نوشیدنی مجانیه... ‫- خیلی از نقاشی‌ها فروخته شدن!

‫ما کدوم رو میخریم؟

‫بابا، فکر میکنی آتیه ‫به پول درآوردن اهمیت میده؟

‫احتمالاً از قبل پولا رو به موسسه‌ای بخشیده

‫آقای مصطفی؟

‫چیزهای مهم‌تری از پول وجود داره

‫بله. مثل بیشتر پول در آوردن

‫دوباره اون زنه

‫کدوم زنه؟

‫میشه اینو نگه داری؟

‫خانوم؟

‫عزیزم؟

‫اون زن همینجا بود، ‫بعد غیبش زد

‫یه خورده بیرون سرده. ‫بریم داخل

‫پروفسور؟

‫- کجاست؟ ‫- بیا

‫چراغ؟

‫اون به نظر شبیه پِلک میاد، ‫اینطور فکر نمیکنین؟

‫ممکنه

‫احتمالش هم هست که فقط ‫یه نشانه باشه

‫از چیزهایی که قبلاً پیدا کردین ‫فرقی میکنه؟

‫فکر نکنم تا حالا کسی ‫همچین چیزی پیدا کرده

‫شکل وسط...

‫خیلی متفاوته

‫- اصلا میدونین بیانگر چیه؟ ‫- نه، نمیدونم

‫ولی اینکه فقط بهش بگیم ‫متفاوته، منصفانه نیست

‫میشه زوم کنی؟

‫خیلی‌خب، میشه لطفاً از اینجا برین؟

‫- ممنون، پروفسور ‫- روز خوبی داشته باشین

‫پروفسور، فکر میکنی گذرگاهی باشه؟

‫نمیدونم

‫ممنون که اومدین

‫- شب خوش ‫- بیاین آماده رفتن بشیم

‫افتخار بزرگیه که امشب ‫شما رو اینجا داریم، آقای سردار!

‫باعث افتخار ماست، خانوم سراپ

‫تازه با صاحب گالری صحبت کردم. ‫تمام کارهای آتیه فروخته شدن!

‫بوم! حرف نداره!

‫فکر کنم مردم از رنگ‌ها ‫و اندازه‌ها خوششون اومده

‫یعنی، مطمئن نیستم معنی ‫اونا رو فهمیده باشن

‫ولی نمیدونم خودمم، ‫منظورم خودم رو متوجه میشم

‫مگه مهمه؟ فروخته شدن. ‫باید بهت تبریک گفت

‫میشه نقاشی شادی ‫رو بهم نشون بدی، آبیدین؟

‫اینجا. ‫قبلاً کشیده شده

‫.مطمئنم دختر کوچیک‌ترم رو یادتونه، آقای سردار ‫کانسو

‫البته!

‫- سلام، کانسو! ‫- سلام!

‫فکر میکنی با دست دادن ‫ممکنه ثروتش بهم برسه؟

‫کانسو، بریم عزیزم

‫خیلی معذرت میخوام. تقصیر اونا نیست. ‫بخاطر اینه که من پرورشگاهی‌ام

‫کانسو...

‫قبل از اینکه برین، دوست دارم ‫هفته بعد واسه شام دعوتتون کنم

‫- البته ‫- خیلی خوشحال میشیم

‫- کِی و کجا دقیقاً؟ ‫- کانسو، لطفاً بس کن

‫بریم، عزیزم!

‫- دوباره ممنون ‫- منم متشکرم

‫- ممنون ‫- ممنون

‫تو کاملاً شگفت‌انگیزی، عزیزم

‫ممنون! ‫شبتون خوش

‫بیا اینجا

‫میفهمی چقدر خوش‌شانسی، پسرم؟

‫خرابش نکن

‫همه‌چی بی‌نقص بود، عزیزم. ‫شب فوق‌العاده‌ای بود

More Farsi Persian subtitles for The Gift

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left