The first 200 lines.
تصادف کردم. بخش زیادی از حافظهام رو از دست دادم
آنچه در سریال «دکتر» گذشت
هر کسی که ایمی رو هک کرده، یه ایمیل فیشینگ برای همه کارکنان بیمارستان فرستاده
شنیدی توی اون فایل ضبط شده چی بود؟
چیزایی که واقعاً برای من و نورا بد تموم شد
برای تو هم یکی فرستادن
تو یه آدم کوتهفکر و کینهای هستی و به عنوان پزشک هم هیچی نیستی
اینجا چه خبره؟ اون باعث مرگ اون پسر شد
حداقل باید من رو هم برای پست رزیدنت ارشد در نظر بگیرین
اعلام کن، هانا
زمان مرگ، ساعت ۶:۴۲ عصر
یه آزمایش خونی بود که تجویز کرده بودی
ولی هکر یه کاری کرده که همهچیز رو به هم ریخته
فقط ۱۷ سالش بود و ما باعث مرگش شدیم
من بهتر از پسش برمیام
مطمئنم همینطوره، آقای بل
زبوندرازی نکن، گلوریا
من تو ویتنام جنگیدم. اینو میدونی دیگه، نه؟
مگه میشه فراموش کنم؟
آقای بل؟ نوبت منه؟
مطمئنی میخوای این کار رو انجام بدی؟
ما بین کسی فرق نمیذاریم
ما معتقدیم همه توانایی پرواز کردن رو دارن
بیاین شروع کنیم
گلوریا، من کاملاً سالمم
هانا
اصلاً خوابیدی؟
تمام شب صدات میاومد که اینور اونور میرفتی
ما یه بچه رو کشتیم
میدونم
امشب که برمیگردم خونه، نمیخوام اینجا باشی
هانا، فقط وسایلت رو جمع کن
یه جای دیگه برای موندن پیدا کن
جدی میگم
یکی از مریضهامون به خاطر این هک جونش رو از دست داد
درک میکنم، و الان داریم روی این موضوع کار میکنیم
قابل قبول نیست. دیگه نمیتونیم صبر کنیم
باید پای واحد جرایم سایبری افبیآی رو وسط بکشیم
امروز بعدازظهر این موضوع رو با هیئتمدیره در میان میذارم
امروز بعدازظهر؟ نه، همین الان
متوجه نیستی؟
میدونی اعتبار این بیمارستان چقدر در خطره؟
ضربهای که به شهرتمون میخوره
عواقب مالی و حقوقیاش
ترجیح میدم مجازات بشم تا اینکه همدست باشم
نفسات از جای گرم بلند میشه
حق با اونه، مکس
فکر میکنی اوضاع چقدر بدتر میشه
اگه لو بره که دسترویدست گذاشتیم و سعی کردیم ماستمالیاش کنیم؟
و شاید یه مریض دیگه رو هم از دست بدیم؟
ترسیدی و نمیتونی درست فکر کنی
الان نه، پل
ناخواسته صحبتهاتون رو شنیدم
فکر کردم بهتره منم وارد این بحث بشم
چون هدف این حملات من هستم
فرض رو بر این میذارم که الان کار درست رو انجام میدی، مکس
برای محافظت از مریضهامون
با رابطمون تو افبیآی تماس میگیرم
همین الان
انگار اتحاد جواب میده
من رو در جریان بذار
هواتو داریم
یه لیست میخوام
از تمام دکترهای مردی که با من کار کردن
هر کسی تو بخش خودم یا اونایی که ممکنه باهاشون در تماس بوده باشم
چه قدیمیها، چه الان
به همراه عکسهاشون
همون مردی که تو خاطراتته؟
کمترین کاری که میتونی بکنی اینه که بذاری به خودم کمک کنم
ردیفش میکنم
فقط... برگرد سر کارت
به محض اینکه آماده بشه، یکی برات میارش
کیتی در مورد نورا بهم گفت
متأسفم، ولی به تو ربطی نداره
فکر میکردم این کابوس رو پشت سر گذاشتم
بیخیال. خوبه که بزنی بیرون و یکم کار ثواب انجام بدی
تنها دلیلی که الان بیرونم
اینه که ایمی برای رزیدنت ارشد شدن دندون تیز کرده
و این هم روشِ «جون» برای فرستادن من به ده کوره است
نه، قرار بود جِیک بیاد
تنها دلیلی که تو اینجایی اینه که اون تو آریزوناست
داره خونه پدرش رو تمیز میکنه
پس قوی باش بچه. تو هنوزم بهترین هستی
باشه. مگه ۸۵ سالته؟
پیرِ جوونم
امیدوار بودم بتونم بخندونمت
من خوبم
ولی ممنون که سعی کردی
و بابت دیروز هم ممنون
قدم به قدم پیش میریم
خیلی خب، «هاکس»ها، لطفاً همه حواسشون اینجا باشه
ایشون دکتر کلمن و ایشون هم دکتر مایترا هستن
اونا از برنامهی خیلی شلوغشون وقت گذاشتن
تا همهتون رو برای انحراف ستون فقرات چک کنن
پس فرز باشین، مؤدب باشین و به بهترین شکل رفتار کنین
مفهومه؟
مفهومه؟
بله
بسیار خب، کلاس آقای فیلیون
میتونین اینجا صف بکشین
و کلاس خانم لیندزی
شما هم چرا همینجا صف نمیکشین؟
نه، عزیزم
کریس
اون پسر ماست! چرا وایسادی؟
هانا
باید سعی کنی فراموشش کنی
نمیدونم چطور
باید انرژیمون رو هدایت کنیم
تمرکزمون رو میذاریم جایی که لازمه
یالا. امروز با منی
قول میدم جلوی کل بیمارستان سرت داد نزنم
سلام، من دکتر لارسن هستم. ایشون هم دکتر کلارک هستن
سلام، من پم هستم و ایشون هم برادرم، فردی
اه، ما بچههاشیم
و این هم پرستارش، گلوریاست
وقتی حالش بد شد، اون پیشش بود
تو محل چتربازی
بهشون گفتم این یکی از آرزوهای قبل از مرگش بود
باز هم دلیل نمیشه کار درستی باشه
میدونستم مربی میگه براش خطرناکه
و اون وقت دیگه بحثش رو تموم میکردیم
و الان چه حسی دارین؟
خوبم
سابقهی بیماری قلبی تو خانواده دارین
اه، بله. ولی نه من، طرف مادریاش
خب ببینین، خبر خوب اینه که
هیچ شکستگی یا دررفتگیای ندارین
خوبه. گلوریا، ماشینو بیار دم در
آقای بل، مطمئنم دکترها باید بیشتر معاینهتون کنن
بله، همینطوره. شما دچار چیزی به اسم «نکروز حاد لولهای» شدین
انگار ساختگیه
فقط معنیش اینه که کلیههاتون
اونطوری که باید کار نمیکنن
به خاطر مصرف بیش از حد ایبوپروفنه
چند هفتهست که میگه زانوهاش درد میکنه
احتمالا یادش رفته که قرص خورده
نه، من فقط همونقدری که باید میخورم
قرصها در دسترس هستن؟ خودش میتونه درشون رو باز کنه؟
بله، میتونه. در دسترس هستن
خب، چرا قایمشون نکردین؟
هی، این تقصیر گلوریا نیست
خب ببینین، این کاریه که قراره انجام بدیم
دکتر کلارک، ذغالِ فعال، لطفاً
ذغال؟
کمک میکنه ایبوپروفن از بدنتون خارج بشه
نه، انجامش نمیدم
بسیار خب، پس این تنها گزینه دیگه شماست
این باید از گلوتون بره پایین
فکر کنم مایل نباشین این کار رو بکنیم
معلومه. چی بهتر از خوردن ذغال کباب؟
باید بذاری بهت کمک کنن
وقتی برسیم خونه، برات تاکوی موردعلاقهات رو درست میکنم
میتونیم اسکرابل بازی کنیم. باشه؟
باشه، ممنون
دکتر لارسن، میشه بیرون باهاتون صحبت کنیم؟
و گلوریا، تو هم میتونی اینجا بمونی و مراقبش باشی
البته، ممنون
من به گلوریا اعتماد ندارم
و فکر هم نمیکنم
که این یه اتفاق ساده بوده باشه. بیخیال، پم
تو بودی که اونجا داشتی ازش بازجویی میکردی
چون فکر میکنم شاید اشتباه کرده باشه
الان نمیفهمم داری چی میگی
بیخیال، بیدار شو فردی
بابا همین یه ماه پیش اسمش رو توی وصیتنامهاش نوشت تا ۱۰۰ هزار دلار بهش برسه
فکر نمیکنم خودش اصلاً خبری داشته باشه
چند وقته که از پدرتون مراقبت میکنه؟
کمتر از سه سال. سه سال
تا قبل از امروز، هیچوقت بهش شک کرده بودین؟
خب نه، ولی الان دلیلش رو داره
خب، بیاین عجولانه قضاوت نکنیم
جواب آزمایش خون تا یکی دو ساعت دیگه میاد
و اون اطلاعات بیشتری بهمون میده
در ضمن، مسموم کردن کسی و بعد بردنش
به محل چتربازی، نقشه خیلی احمقانهای به نظر میرسه
بسیار خب. باشه
ولی تا وقتی این قضیه براتون روشن بشه
نمیخوام گلوریا با پدرم تنها بمونه
باشه پم، هر چی تو بگی
اون نمیدونه چی داره میگه
هنوز نرسیدی؟ مامان
میبینیش؟ مامان، آروم باش
بابا قبلاً هم ازش خبری نبوده و همیشه همهچیز خوب پیش رفته
سه روز گذشته، هانا
هیچوقت اینقدر طولانی غیبش نزده بود
حتماً یه توضیحی براش هست
کجایی؟
ما تو آخرین جایی هستیم که دیده شده، ولی نمیبینمش
صبر کن. اون ماشینش نیست؟
اوه، خداروشکر
بهم بگو چه اتفاقی داره میافته
وای خدای من، وای خدای من
نه، نه، نه، نه
چیه؟ چی شده؟
پیداش کردی؟ - نه، نه، نه، نه، نه
چارلی، کمکم کن
هانا، گوشی رو بردار
وای نه، نه، بابا
خواهش میکنم بابا! بابا
No comments yet. Be the first to leave one.