Murderville

Murderville

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

Murderville S01E03 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-TEPES
Murderville S01E03 1080p NF WEB-DL x265 10bit HDR DDP5 1-TEPES
Murderville S01E03 1080p NF WEBRip DDP5 1 x264-MIXED
Murderville S01E03 WEBRip x264-ION10
Murderville S01E03 WEBRip x265-ION265
Murderville S01E03 1080p WEBRip x265-RARBG
Murderville S01E03 720p 10bit WEBRip 2CH x265 HEVC-PSA
Murderville S01E03 720p NF WEBRip x264-GalaxyTV
A Commentary by MeysaM-UnicorN
🔴 30nama | میثم موسویان 🔴

Tags

webrip
web
x264
BRip
720p
720
x265
HEVC
2CH
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
HD
Published on: 2022-02-12
Downloads: 27
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫با تری سیاتل از بخش قتل آشنا بشید.

‫برای تری هر روز به ‫معنای یه پرونده‌ی جدیده،

‫و یه ستاره‌ی مشهور ‫مهمان افتخاری و همکار اونه.

‫مهمون امروز: ستاره‌ی ‫سینما و تلویزیون کمیل نانجیانی.

‫اما یه نکته‌ای هست.

‫به کمیل فیلمنامه‌ی سریال داده نشده.

‫اون نمیدونه چه اتفاقی قراره بی‌افته.

‫اون و تری با هم در طی پرونده ‫به صورت بداهه عمل می‌کنند.

‫اما کمیل باید به تنهایی قاتل رو مشخص کنه.

‫پس به اون‌ها ملحق شید در ‫حالی که اونا یه بلیط یک‌طرفه رو...

‫به مردرویل می‌گیرند.

‫این‌جا توی شهر بزرگ،

‫وقتی خورشید غروب می‌کنه،

‫آدمای عجیب و غریب میان بیرون.

‫و من آماده بودم که عجیب غریب بشم...

‫چون امشب من مشغول ‫کار توی شیفت شب بودم.

‫تری؟

‫این‌جا چه کار می‌کنی؟

‫اضافه کاری وایسادم، رئیس.

‫فکر می‌کردم شب خلوتیه...

‫برای همین رفتم سراغ مدارک قدیمی قتل لوری.

‫صبر کن ببینم، مگه امشب ‫مهمونی تجدید دیدار دبیرستانت نیست؟

‫تو این شیفت رو قبول کردی ‫که مجبور نباشی اون‌جا بری؟

‫من نمی‌تونم اون‌جا خودمو نشون بدم.

‫همه از من انتظار چیزای بزرگ ‫رو دارن، رواندا. من چی بهشون بگم؟

‫بگم که من یه کاراگاه معمولی ‫شدم که همکارش مرده...

‫و ازدواجم هم ناموفق بوده و توی ‫پک‌من هم بالاترین امتیاز رو دارم؟

‫این تنها چیزیه که میشه بهش افتخار کرد.

‫خب، اگه قراره کار کنی، ‫باید با همکار جدیدت کار کنی.

‫نه، رئیس. بیخیال، رئیس!

‫- خیلی خب. بیا. ‫- سلام.

‫سلام.

‫کمیل، این کاراگاه ارشد تری سیاتل هست.

‫تری، این همکار جدیدت کمیل نانجیانی هست.

‫از دیدنت خوشحالم، تری.

‫اینو ببین. از همون اول می‌خواد دست بده.

‫مطمئنم این یه بچه زرنگه که ‫مرکز برامون فرستاده. درست میگم؟

‫- آره. تو مدرسه خیلی زرنگ بودم. ‫- آره.

‫گوش کن، من الان در حال انجام وظیفه نیستم.

‫یه لطفی بکنید و وقتی من نیستم گند نزنید.

‫چرا لباس خوشگلاتو پوشیدی؟

‫داری به یکی از اون مراسم‌های ‫خاکسپاری شبانه‌ی عجیب و غریب میری؟

‫راستش من دارم میرم سرقرار.

‫عیبی نداره که اینو بهت گفتم؟

‫نه.

‫ما داریم از هم طلاق می‌گیریم، تری.

‫تو می‌خوای من برای بقیه‌ی ‫عمرم با کسی دوست نشم؟

‫آره، همینو می‌خوام.

‫می‌خوام تو هم مثل من ‫ناراحت و تنها باشی.

‫- وای نه، باز شروع شد. ‫- آره باز شروع شد.

‫درسته، من آدم بده هستم چون ‫به اندازه‌ی تو ناراحت نیستم.

‫من ناراحت بودم، تری.

‫توی ۸ سال به ندرت به من دست زدی،

‫و من باید کت بسته خونه می‌نشستم؟

‫قطعا نه. من سخت کار کردم.

‫من باید لمس می‌شدم.

‫نمی‌خوام تو رو بندازم ‫وسط، اما حق با کدوممونه؟

‫تو گفتی که ۸ سال سکس نداشتید؟

‫دقیقا، اصلا به من دست هم نزد.

‫تعریفت از سکس چیه؟

‫سکس.

‫تو باید توی کار از این ‫تصمیمای آنی بگیری. پس بگو.

‫- حق با اونه. ‫- ممنون.

‫چی؟

‫فقط برای ضرباهنگ بحث اینو گفتم.

‫از کلماتی استفاده نکن ‫که من باهاشون آشنا نیستم.

‫مهم نیست. ۱۷ دقیقه‌ی دیگه ‫ماشین اوبرم میرسه این‌جا.

‫بهتره بیرون صبر کنم.

‫امیدوارم قرار افتضاحی داشته باشی.

‫معنی کدوم کلمه رو نمی‌دونستی؟

‫هنگاضرب.

‫چی گفتی؟

‫من گفتم ضرباهنگ.

‫- این‌جا میشینی؟ ‫- باشه.

‫کمیل، چی باعث شده که فکر کنی...

‫می‌تونی به عنوان یه کاراگاه قتل موفق بشی؟

‫اولا، من خیلی در مورد این فرصت ‫هیجان دارم. ممنون که منو قبول کردید.

‫من خیلی تیزبینم. ‫آدم شناسیم خیلی خوبه.

‫الان زیر میز چند تا انگشتم بازه؟

‫فکر نکنم یه کاراگاه خوب بودن ربطی...

‫تو گفتی که تیزبینی.

‫آره، اما اصلا نمی‌تونم اونو ببینم.

‫من یه دست دارم. پس می‌دونی که ‫حداکثر ۵ تا انگشت رو نشون میدم.

‫انگشت وسطت بیرونه؟

‫از بیرون بودنش نیت بدی ندارم.

‫اما بیرونه.

‫نمی‌دونم.

‫چند تا انگشت؟

‫من میگم ۳ تا.

‫واقعا ۳ تا بود.

‫- من غافلگیر نشدم چون... ‫- آره. ۳ تا بود.

‫تو ورزش می‌کنی؟

‫آره.

‫آره، منم ورزش می‌کنم. پس چیز مهمی نیست.

‫خب تو این قضیه رو پیش کشیدی، آقا.

‫فقط بدن من قوی نیست. ذهنم هم...

‫قویه، این یه اصطلاح فنیه.

‫آره.

‫من قضیه قدرت ذهنی رو پیش کشیدم...

‫چون این مهمه که مغزت قوی باشه.

‫بله، آقا.

‫یه چیزی هست که باید بدونی.

‫من کسیم که هیچ وقت به ‫خوراکی‌هات چپ نگاه نمی‌کنه.

‫اما باید بدونم که می‌تونم ‫روی تو حساب کنم، کمیل.

‫می‌خوام بدونم که وقتی شرایط قاراشمیش شد...

‫وقتی که تا زانو توی ‫گه سگ فرو رفتیم...

‫نارگیلت باز نمیشه...

‫و آب نارگیلت روی کفشای کوفتی من نمیریزه.

‫فکر می‌کنی این‌طور میشه؟

‫فکر نمی‌کنم این‌طور بشه.

‫فکر نمی‌کنی این‌طور بشه؟

‫نه. نمیشه.

‫ما باید مطمئن بشیم. و برای ‫همین تو باید تست روان‌پریشی بدی.

‫تست روان‌پریشی؟

‫درسته. تست روان‌پریشی. سوال یک.

‫تو یه روان پریش هستی؟

‫نه.

‫راستش این جزء تست نبود.

‫من فقط پرسیدم که اگه می‌گفتی ‫آره برای بقیه‌اش به خودم زحمت ندم.

‫وقت رو هدر ندی؟

‫تا حالا احساس ندامت، ‫خجالت و یا عذاب وجدان داشتی؟

‫بله.

‫بیشتر کدوم؟

‫خجالت.

‫خجالت. و چرا؟ از زندگیت مثال دقیق بزن.

‫خیلی وقتا این اتفاق افتاده.

‫چیزی که عامل بیشترین ‫خجالت روزانه‌ی توئه...

‫و باعث میشه نتونی توی ‫آینه به خودت نگاه کنی چیه.

‫با گفتنش به تو راحت نیستم.

‫یه خجالت معمولی رو بگو.

‫تا یه خجالت کم کیفیت.

‫خب،‌ باشه. من راستشو میگم.

‫من توی زندگیم زیاد تصادف ماشینی داشتم،

‫و توی همه‌شون تقصیر من بوده.

‫توی همه‌شون تقصیر تو بوده. مشکل ‫حقوقی داشتی؟ ازت شکایتی شده؟

‫نه. شکایتی نشده. اما می‌دونی...

‫من مجبور شدم یه بیمه‌ی ‫جدید بگیرم و اونا گفتند...

‫"این‌جا نوشته تصادف داشتی"

‫"چه تصادفی بود؟" و من باید ‫فکر می‌کردم آخرین تصادفم کی بوده.

‫تو فراموش کرده بودی؟

‫آره، چون من براشون توضیح ‫دادم و اونا گفتند که این نبوده.

‫و من گفتم "آها، اون ۲ ‫تا تصادف قبل این بود"

‫تو می‌تونی با بقیه رابطه‌ی ‫معنادار داشته باشی، کمیل؟

‫بله.

‫فکر می‌کنی بقیه لیاقت عشق تو رو دارند؟

‫بستگی به آدمش داره.

‫فکر می‌کنی من لیاقت عشق تو رو دارم؟

‫من تازه تو رو دیدم.

‫هر چیزی تو ذهنته پاک کن. چشماتو ببند.

‫وقتی من گفتم ۳ و چشماتو باز کردی...

‫به من میگی که من یه آدم ‫دوست داشتنی به نظر میام یا نه.

‫تا سه نگفتم باز نکن. یک، دو، سه.

‫آره، تو به نظر خیلی دوست داشتنی میای.

‫- من دوست‌ داشتنی به نظر میام، مگه نه؟ ‫- آره.

‫تو عالی هستی.

‫خوب شد راننده‌ی اوبر ‫لغو سفر زد. یه قتل رخ داده.

‫باید تعجب کنی.

‫تعجب عجیبی بود.

‫آره، دوباره تعجب کن.

‫- آره، خیلی عجیب بود. ‫- بهتر بود؟ تو چطور انجامش میدی؟

‫مثل یه نفر که آسم داره.

‫خیلی خب.

‫یه قتل رخ داده.

‫توی چشمات ترس بیشتری باشه. قتل!

‫تو خبر قتل رو می‌شنوی،

‫اما در موردش خوشحال ‫هم هستی. یه قتل رخ داده.

‫عالیه.

‫سث گورلی...

‫- نه،‌ نه. دیگه اون قضیه تموم شد. ‫- باشه. ببخشید.

‫جسد سث گورلی، میلیاردر صنعت ‫فناوری و رئیس سایت فیس‌پلیس...

‫توی مراسم "تجدید دیدار بعد از ‫۳۰ سال" دبیرستان شهر پیدا شد.

‫صبر کن ببینم، اون مراسم دبیرستان من بود.

‫حالا یه دلیلی دارم که اون‌جا باشم.

‫- آره. ‫- آخ جون.

‫بهتره توی این مورد گند نزنید، مثل ‫تری که توی کل دبیرستان گند زد.

‫خودت گفتی.

‫خب، لازم نبود الان بگی...

‫ناجوانمردانه بود.

‫پس تو با این آدم رفتی مدرسه؟

‫وای. نمی‌دونم لیسا ‫کاپابیانکا اون‌جا هست یا نه.

‫ما توی دبیرستان عاشق هم بودیم.

‫رابطه‌مون خیلی تند و دلنشین بود...

‫به عنوان دو نفری که ‫هیچ وقت با هم حرف نزدند.

‫پس چه جوری عاشق هم بودید؟

‫ایناهاش.

‫تو توی دبیرستان معشوقه داشتی؟

‫با یه نفر توی دبیرستان دوست بودم.

‫اما ما با هم حرف می‌زدیم،‌ ‫پس رابطه‌مون فرق می‌کرد.

‫این‌که بشینی با عشقت ‫حرف بزنی کار خرخوناست.

‫ما غیر حرف زدن کارای دیگه هم می‌کردیم.

‫در مورد چیزایی که دبیرستانیا ‫خوششون میاد حرف می‌زدید و می‌خندیدید؟

‫"چمن‌ها رو ببین. وقتی که باد... هه هه هه"

‫- ما... ‫- "بذار یه شعر برات بنویسم"

‫"من با تو حرف میزنم و به کلمات می‌خندم"

‫درست میگم؟

‫نه. من هیچ وقت این‌کارو نکردم.

‫از کفت رفته.

‫اسم اون عشق دبیرستانیت چی بود؟

‫من نمی‌خوام الان چنین چیزی رو بگم.

‫اسمش رو بگو.

More Farsi Persian subtitles for Murderville

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left