The first 200 lines.
هی!
مجردی؟
من تو Adore همسریابم.
اگه میخوای با کسی آشنا بشی، لطفاً بهم زنگ بزن.
ما کلی گزینهی عالی برات داریم.
بعداً صحبت میکنیم.
جیمز، سلام. ممنون که دوباره تماس گرفتی.
فقط میخواستم یه بازخورد بگیرم از اولین قرارت با مشتریم، سوفی.
من الان دارم میرم ببینمش،
ولی صبح یه گپ سریع باهاش زدم،
و خلاصه اینکه،
اون خیلی بهش خوش گذشته و دوست داره دوباره ببیندت.
الو؟ جیمز؟
آره، میخوام از لیست سرویستون حذف شم.
میشه بپرسم چرا؟
فکر کردم قراره منو با زنهای سطح بالا آشنا کنی.
من گفتم، «یه زن خوشاندام، تو سی و چند سالگی، با لبخند زیبا.»
اون ۴۰ سالشه و چاقه.
اون ۳۹ سالشه. -۳۹ تو دهه سی نیست، اون دیگه ۴۰ ساله.
من هیچوقت یه همچین زنی رو لایک نمیکنم.
متاسفم که این حس رو داری.
خیلی خوشحالم.
کار خودتو کردی، لوسی.
وقتی گفتی اون ۴۷ سالشه و فقط ۱۵۰ هزار دلار در سال درآمدشه،
نزدیک بود بگم نه، ولی واقعاً خوشحالم که بهت اعتماد کردم.
میدونم فقط یه قرار بوده
و باید انتظاراتم رو کنترل کنم، اما...
این احتمالاً بهترین اولین قراریه که تا حالا داشتم.
سوفی، من همین الان باهاش تلفنی صحبت کردم.
و از دیدنت خیلی خوشش اومده بود،
خیلی بهش خوش گذشته بود...
ولی حس میکنه فعلاً اون کشش بینتون وجود نداره.
خب...
رو به جلو!
قرار دوم نمیخواد؟
نه.
کچل داره میشه.
چطور جرأت میکنه لعنتی؟
قرار گذاشتن ریسکه.
تو ریسک کردی. شجاعت به خرج دادی.
چرا منو با همچین کسی آشنا کردی؟
اون خیلی از معیارهای ما رو داشت.
و تو هم خیلی از معیارهای اونو داشتی.
پس، رو به جلو!
بیا در مورد مورد بعدیت صحبت کنیم. یه پسر عالی برات دارم.
اسم اون مارکه، دکتره،
خیلی خوشتیپه، موهاش پرپشته،
اون ۴۸ سالشه.
این تقریباً ۵۰ سالگیه.
برای ۴۸ سالگی عالی به نظر میرسه. خیلی رو فرمه.
انگار ۴۰ سالشه.
قدش چنده؟ -یک متر و هشتاد سانتیمتره.
واقعاً ۱۸۰ سانته یا در اصل ۱۷۵ سانته و دروغ میگه؟
دو سه سانت که چیزی نیست.
نمیخوام وقتمو تلف کنم.
من که معجزه نمیخوام.
فقط حداقلها رو میخوام.
من میخوام سر و سامون بگیرم.
سوفی.
میدونم الان چه حسی داری.
ولی بهت قول میدم...
تو با عشق زندگیت ازدواج میکنی.
باور نمیکنم. -اشکال نداره.
من باور دارم.
اومد.
عالی!
ستاره مجلس!
امشب، همه جمع شدیم تا برای بااستعدادترین لوسی جشن بگیریم.
یه همسریاب فوقالعاده با غریزههای تیز
و چشمی تیزبین برای کشش بین آدمها،
چون این آخر هفته،
مشتریش شارلوت بی. داره ازدواج میکنه!
شارلوت بی. داره با پیتر سی. ازدواج میکنه،
همون شاهزاده رویاها که لوسی ۲۰ ماه پیش اونو براش پیدا کرده بود.
لوسی، تا الان مسئول چند تا ازدواج بودی؟
نه تا.
لوسی! لوسی! لوسی! لوسی! لوسی! لوسی!
لوسی، سخنرانی کن!
سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی!
سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی!
سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی!
سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی!
سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی!
سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی! سخنرانی!
باشه.
سخنرانی من اینه
که اگه یه دختر یه مرد ۶ فوتیِ خوشتیپ بخواد،
تو چهل و چند سالگی با حقوق بالای ۵۰۰ هزار دلار
و یه... خط رویش موی خوب،
تو باید تحویلش بدی.
امروز با سوفی ال. چطور پیش رفت؟
تیم عضویت ما یک ساعت طول کشید تا راضیش کنه تمدید کنه.
مورد بیامیدی.
میترسم حتی یک مرد تو نیویورک سیتی نباشه
که بخواد با این دختر قرار بذاره.
مشکلش چیه به نظرت؟
مسئله اینه. هیچ ایرادی نداره.
قیافهش خوبه،
پولش بد نیست، تحصیلاتش خوبه، شخصیتش هم خوبه.
فقط یه ویژگی برجسته نداره.
اون توی بازار اصلی رقابتی نیست،
و هیچ بازار خاصی هم براش وجود نداره.
دقیقا.
و اگه ویژگی خاصی نداشته باشه،
پس توی هیچ بازاری براش جایی نیست.
خیلی بده.
و اون الان مشتری مورد علاقهمه.
یعنی، مثل بقیه اونم پر توقع هست،
ولی شیرینه.
و... واقعبینه، دیوونه نیست.
دختر خوبیه.
حتماً یه مردی پیدا میشه که فقط یه دختر خوب میخواد.
مارک پی. چی؟
بد نیست.
قبلاً بهش معرفیش کردم.
میترسه واقعاً ۱۸۰ سانت نباشه.
و من میگم: «میشه لطفاً الان نگران چند سانت نباشیم؟
چون داری تنها میمیری.»
یه عمل جراحی هست برای این کار، میدونستی؟
برای تنها مردن؟
برای بلندتر شدن.
تا ۱۵ سانت.
پاها رو میشکنی،
و کشش میدی، میذاری استخون خودش ترمیم بشه.
خیلی اوضاع رو عوض میکنه.
حدود ۲۰۰ هزار دلار هزینه داره.
شش اینچ میتونه ارزش یه مرد رو توی بازار دو برابر کنه.
اگه از پس هزینهش بربیای، قطعاً ارزش سرمایهگذاری رو داره.
یه ضربالمثلی هست، چی میگه؟
«زشت نیستی، فقط پول نداری.»
درسته.
لباسی برای عروسی انتخاب کردی؟
آره.
تنها میری؟
لوسی اِم، مجرد ابدی.
به انتخاب خودش مجرده.
میخوای با کسی آشنات کنم؟
نه. من تنها میمیرم.
یا یه شوهر پولدار پیدا کنم.
فرقی نداره.
سلام چارلز.
زیبا شدی.
وای خدای من، ببین چقدر بزرگ شدن.
مامان.
تبریک میگم.
خوشحالم میبینمت. -خوشوقتم.
زیبا شدی.
سلام. -خوشحالم دوباره میبینمت.
سلام هنری. سلام.
به همه دارم میگم که پیتر و شارلوت زوج ایدهآل منن،
و من باید پیترِ خودمو پیدا کنم و تو مسئولی.
یه تکیلا دوبل با یخ لطفاً؟
خب، من اونیم که شارلوت و پیتر رو بهم رسونده، خب؟
ولی این دیگه به عهدهی مشتریه که یه رابطهی به اندازه کافی قوی بسازه
که به ازدواج ختم بشه.
ولی تو از کجا میدونستی پیتر بهترین مرد برای شارلوت میشه؟
خب، نمیتونه بگه،
این راز کاریشه. -ممنون.
هیچ راز کاریای وجود نداره.
ما همیشه میتونیم شریک زندگیمونو تو اجتماع پیدا کنیم یا با اپها آشنا شیم.
ولی پایان خوش یه قرار اول، قرار دوم نیست.
پوشک همدیگه رو عوض کردن و همدیگه رو به خاک سپردنه.
شما دنبال یه شریک برای خانهی سالمندان و یه رفیق قبر هستین.
شریک زندگیمون کیه،
کل زندگیمونو تعیین میکنه
و اینکه چطور زندگی میکنیم.
نه برای یک، دو، ده سال، بلکه...
تا ابد.
وای خدای من.
خیلی بهت نیاز دارم.
آره، خیلی ناامیدم.
میتونم کارتمو بهتون بدم؟
البته.
دارم طلاق میگیرم، ولی وقتی تموم شد،
واقعاً، واقعاً دوست دارم بهتون زنگ بزنم.
از شنیدن این موضوع متاسفم.
لوسی. اون بهت احتیاج داره.
ببخشید.
فقط پنج دقیقه باهاش تنها باشم.
سلام شارلوت. -سلام لوسی.
چطوری سرپا موندی؟
خوب نیستم.
چی شده؟
چی شده
اینه که من یه زن مدرن هستم.
یعنی، من میتونستم هر چیزی باشم.
هر چیزی.
ولی انتخاب کردم که بشم...
عروس.
من اینو انتخاب کردم.
اینطور نیست که ازدواج میکنم چون لازمه بسازم
یه رابطه بین دو تا قلمرو.
اینطور نیست که خانوادهم به یه گاو نیاز دارن.
من اینو انتخاب کردم. انتخاب کردم با یه مرد ازدواج کنم.
شارلوت.
ازدواج یه معاملهی تجاریه.
و همیشه همینطور بوده
از اولین باری که دو نفر این کارو کردن.
همیشه میتونی کنار بکشی اگه معامله خوب نباشه.
و به عنوان کسی که تو رو به پیتر معرفی کرد،
No comments yet. Be the first to leave one.