A Knight of the Seven Kingdoms

A Knight of the Seven Kingdoms

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

A Knight of the Seven Kingdoms S01E03 1080p WEB h264-ETHEL
A Commentary by amirluminox
🔷 ترجمه‌ از امیرعلی ‌| SandsMovie.Ir 🟥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-02
Downloads: 283
Hearing Impaired: No
FPS: 23.976

Farsi Persian subtitle preview

The first 174 lines.

‫آروم باش پسر.

‫بدو دیگه!

‫فقط برو!

‫حرکت کن.

‫عین آهن کهنه لجبازی.

‫این یارو هیکلش دو برابر سوار قبلیته،

‫زمین مسابقه هم ممکنه همین‌جوری یا حتی بدتر باشه،

‫پس بهتره خوب خودتو جمع و جور کنی.

‫پدرم بهم می‌گفت هیچ‌وقت نباید با اسب حرف زد.

‫می‌گفت اینا از سگ هم احمق‌ترن و فقط زبون شلاق رو می‌فهمن.

‫ولی من فکر نمی‌کنم این‌طور باشه.

‫فکر می‌کنم اسب هم دلش نمی‌خواد بهش دستور بدن،

‫درست مثل آدم‌ها.

‫سر دانکن فقط ما رو داره.

‫اگه ببازه، دیگه همین رو هم نداره.

‫من می‌تونم سلاح رو برسونم به دستش...

‫یه جوری.

‫ولی بعدش دیگه همه‌چی دست توئه.

‫یالا! برو!

‫یالا! یالا!

‫یالا! یالا!

‫بد نبود.

‫ها! برو!

‫برو تندر!

‫سر دانکن، بگیرش.

‫ها! برو تندر!

‫زود بگیرش سر دانکن.

‫برو تندر!

‫ایول!

‫بدو دیگه!

‫ایول!

‫باریکلا پسر. باریکلا تندر.

‫آفرین پسر.

‫این اسب رو دزدیدی؟

‫راستشو بگو. ما باهات راه میایم.

‫اگه قصدت این باشه که پسش بدی، دزدی حساب نمی‌شه.

‫موهات چه مرگشه؟

‫چشمت چه مرگشه؟

‫تو سر رابین رایزلینگ هستی.

‫دیوونه‌ترین شوالیه توی هفت اقلیم.

‫ما ظرفی برای تجلی جنگجو هستیم.

‫وقتی فرمان به دیوانگی باشه، دیوانگی هم اجرا می‌شه.

‫واسه شاگرد شوالیه بودن زیادی ریزی.

‫من در خدمت سر دانکن بلندقامت هستم.

‫اون قدش بلند هست که جور جفتمون رو بکشه.

‫- ما که اسمشو نشنیدیم. ‫- می‌شنوید.

‫کجا بودی؟

‫تمرین می‌کردم.

‫بدون اینکه بهم بگی، جایی ول نچرخ.

‫دارید چیکار می‌کنید قربان؟

‫- دارم وصله می‌زنم. ‫- مگه این کارِ من نیست؟

‫مگه بلدی؟

‫پس انقدر فک نزن و برو برس‌ها رو بیار.

‫تندر انگار از تو شکم بوته‌های خار رد شده.

‫صبحانه چی؟

‫کارت که تموم شد، گوشت نمک‌سود هست.

‫ترجیح می‌دم اسب رو بخورم قربان.

‫اگه کاری که بهت گفتم رو انجام ندی، مشت منو می‌خوری.

‫بی‌خیال اون شو.

‫آره. آره، دقیقاً همین‌جوری.

‫تا جایی که می‌تونی لبه‌ها رو نزدیک هم نگه دار.

‫اینم از کوکِ لبه‌دوزی‌ت.

‫چطوری انقدر صاف درش آوردی؟

‫فقط... فقط تمرین کن. یه بار دیگه امتحان کن.

‫- بیا. ‫- ایول!

‫- قربان؟ ‫- اوم؟

‫عجیبه که روی تخم‌هام موهای سیاه دراومده؟

‫عجبش اینه که داری اینو به من می‌گی.

‫پرنس بیلور اولین پسر بود

‫پرنس میکر آخریشون بود که پرید بیرون

‫دیمون حروم‌زاده بود، واسه همین حروم‌زاده‌شو انداختن بیرون

‫توی تابستون علف‌ها سبزن، من عاشق علف‌های سبزم

‫ولی وقتی یه شورشی رو بکشی، همه‌جا علف‌ها قرمز می‌شن

‫اسب‌ها توی جنگ می‌میرن

‫این جنگ خط مقدم بود

‫بلک‌فایر حلال‌زاده نیست، اون از جای اشتباهی اومده

‫کشور توی خطر بود، سندان مثل صخره بود

‫پتک زد و اون حروم‌زاده رو با اون... گنده‌ی رگ‌دارش داغون کرد

‫- لشکری از نیزه‌دارهای دورنیش ‫- وقتشه.

‫- زره‌م رو بیار. ‫- همین الان؟

‫آره، همین الان.

‫چرا؟

‫چون می‌خوام وارد مسابقات بشم.

‫شما که سپر ندارید.

‫توی راه... آره، تو راه یه جوری جورش می‌کنیم.

‫اوهوم.

‫در ضمن، حق اولین چالش مال شوالیه‌های اصیل‌زاده و نام‌داره.

‫شما شوالیه اصیل‌زاده و نام‌داری هستید، قربان؟

‫صبر کن، یعنی امروز نمی‌تونم وارد مسابقه بشم؟

‫نه قربان، امروز نه. فقط شوالیه‌های اصیل‌زاده و نام‌دار.

‫پس من چرا کل صبح رو داشتم بالا می‌آوردم؟

‫واقعاً معماست.

‫نه، نه، نه، نه، نه.

‫تخم غاز.

‫فقط تخم‌هاش.

‫نه، نه، نه.

‫گوه توش، تخم غاز، مثلاً...

‫فقط...

‫ممنون.

‫تخم غاز دوست داری؟

‫سپر شما امروز عصر آماده می‌شه، قربان.

‫ممنون.

‫- اوه، اوه! اوه! ‫- خفه شو.

‫اوم!

‫اوم!

‫بجنب دیگه!

‫- بدو! ایول! ‫- ایول!

‫- چرا که نه؟ ‫- بدو!

‫یالا!

‫ایول!

‫یه ذره گوشت نمک‌سود سفت می‌خوای؟

‫«اوه، من اِگ هستم. من نمی‌تونم گوشت سفت بخورم.»

‫«من فقط غذاهای لذیذ و انگور و این‌جور چیزها می‌خورم...»

‫حتی نمی‌تونی یه لیوان آبجو بخوری.

‫آره، چون حال‌به‌هم‌زنه.

‫- حال‌به‌هم‌زن نیست. ‫- چرا، هست.

‫- نیست. ‫- هست.

‫خب، پس دیگه برات یکی دیگه نمی‌خرم.

‫چه بهتر.

‫فکر کنم توی یه جایی مثل اینجا بتونم خیلی خوشبخت باشم.

‫همین الانشم توی یه جایی مثل اینجایی.

‫منظورم واسه یه مدتی بود.

‫آهان، آره.

‫البته بعد از اینکه یه جنگ بزرگ رو واسه لُردم رهبری کردم.

‫البته.

‫من مثل یه قهرمان جنگ برمی‌گردم و اونم بهم یه تیکه زمین واسه خودم می‌ده،

‫با دستِ دومین دختر خوشگلش.

‫دومین؟

‫خب، چون اولی رو که شما قبلاً گرفتید.

‫مگه نه، قربان؟

‫اسب نگه می‌دارم، جو و نخود می‌کارم.

‫- گاو پرورش می‌دم. ‫- و شاید هم بره.

‫کیر تو بره‌هات.

‫واقعاً کل این راه رو پشت واگن یه دهاتی نشستی و اومدی؟

‫نمی‌خوام در موردش حرف بزنم.

‫این یه مورد رو در موردت می‌گم.

‫وقتی بخوای، کارگر خوبی هستی.

‫واقعاً این‌طور فکر می‌کنی؟

‫اوهوم.

‫یعنی می‌تونم به عنوان شاگردت پیشت بمونم

‫بعد از تورنمنت هم؟

‫اگه توی اولین مسابقه‌م ببازم،

‫بعد از تورنمنت اصلاً ‫دیگه شوالیه به حساب نمیام.

‫اما اگه ببری چی؟

‫اگه ببرم...

‫اگه ببرم، تو می‌تونی...

‫سر دانکن؟

‫اگه اجازه بدی، یه کلمه حرف باهات داشتم.

‫مشکلی برای ثبت‌نامم پیش اومده؟

‫چی؟ اوه، نه. نه، من...

‫فقط می‌خواستم یه جای جدید واسه ماهیگیری که پیدا کردم رو نشونت بدم.

‫سر دانکن، من معتقدم هردوی ما مردان شرافتمندی هستیم.

‫پس امیدوارم درک کنی چیزی که می‌خوام بپرسم، نفع شخصی توش نیست.

‫ممکنه تعجب کنی اگه بفهمی لرد اشفوردِ من،

‫خرج خیلی زیادی برای نمایش دخترش کرده؟

‫- شاید هم تعجب نکنم. ‫- اوم.

‫خب، با توجه به اینکه زمستون خیلی وقت ‫نیست تموم شده و گله‌های زیادی از بین رفتن،

‫روزهای سختی در پیش داریم.

‫مگر اینکه تلاش کنیم ورق رو به نفع خودمون برگردونیم.

‫من پولی ندارم، من...

‫شاید عجیب به نظر بیاد،

‫ولی قصدم دزدیدن پولت نیست، می‌خوام بهت پاداش بدم.

‫- به من پاداش بدی؟ ‫- آره.

‫از پسر کوچیکِ لرد اشفورد، سر اندرو، چی می‌دونی؟

‫نیزه‌زن ماهریه.

‫درسته، درسته.

‫اما اگه یه حریف از راه برسه

‫و بر خلاف انتظار همه، سر اندرو رو از اسب بندازه،

‫اون تعداد کمی که روی چنین برنده‌ی غیرمنتظره‌ای شرط بستن،

‫جیب‌هاشون پر از پول می‌شه.

‫حالا، حالا، خیالت راحت باشه. خیالت راحت، قصد بی‌احترامی ندارم.

‫من فقط چیزی رو ازت می‌خوام که خودت همین الانم قصد انجامش رو داری.

‫حریفت رو از زین بنداز پایین ‫و جای خودت رو توی صف قهرمان‌ها بگیر.

‫من پیروزی‌ای که براش زحمت نکشیده باشم رو نمی‌خوام.

More Farsi Persian subtitles for A Knight of the Seven Kingdoms

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left