The first 200 lines.
پیامی ریاضی
که در دو سوی مخالف کرهٔ زمین رمزگذاری شده.
دایرههای پیچیدهٔ کشتزار
که برای انتقال فرکانسهای صوتی طراحی شدهاند.
و پیکرههای غولآسایی
که فقط از آسمان دیده میشوند.
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
وقتی نویسنده و نظریهپرداز فضانوردان باستانی،
اریش فون دنیکن،
نظریهای انقلابی مطرح کرد.
او گفت فرازمینیها
نهفقط در گذشتهای دور به زمین آمدهاند،
بلکه پیامهایی پنهان برایمان گذاشتهاند
تا وقتی فناوری لازم را پیدا کردیم، رمزگشاییشان کنیم.
یکی از نمونههای قابلتوجه، ژئوگلیفها هستند؛
شکلها و پیکرههای عظیمی که روی زمین ایجاد شدهاند
و فقط از آسمان بهطور کامل دیده میشوند.
عربستان سعودی، ۲۰۰۴.
هنگام بررسی میدانهای گدازهٔ باستانی حَرَّة خیبر،
باستانشناس آماتور، دکتر عبدالله السعید،
با مجموعهای از دیوارهای ظاهراً سنگی روبهرو میشود،
که هرکدام حدود یک متر ارتفاع دارند.
او از روی زمین به این نتیجه میرسد
که این سازهها الگوی روشن یا هدف مشخصی ندارند.
اما چهار سال بعد،
وقتی تصاویر ماهوارهای همان منطقه را به دست میآورد،
چیزی که میبیند شگفتزدهاش میکند.
از آسمان میشود
مجموعهای عظیم از بیش از ۴۰۰ محوطهٔ سنگی را دید.
بادیهنشینان محلی آنها را «آثار نیاکان» مینامند.
این سازههای مرموز بهسرعت در حال بررسیاند
و معلوم شده صدها کیلومتر امتداد دارند.
در چیزی قرار دارند که به آن...
نوعی میدان گدازه میگویند.
و معمولاً آنها را
شبیه بادبادک توصیف میکنند...
...یا «دروازه»،
که شکلهایی راستخطتر دارند.
و واقعاً صدها نمونه از آنها هست.
در واقع تا عربستان سعودی امتداد دارند،
از آنسوی اردن
تا سوریه.
تقریباً شبیه هرمهای زاویهدارند...
که در دوردست مثل باند از هم باز میشوند،
یک سرشان پهن و سر دیگرشان باریک است.
با اینکه هیچ سندی وجود ندارد
که نشان دهد این سازهها چه زمانی ساخته شدهاند،
چه کسی آنها را ساخته یا چرا،
نظریهٔ رایج میان باستانشناسان جریان اصلی
این است که برای شکار ساخته شدهاند،
هزاران سال پیش.
فکر میکنیم شکارگاههای ماقبل تاریخ بودهاند،
جایی که غزالها و حیوانات دیگر
به داخل محوطه رانده میشدند
و بیرون محوطه
گودالهایی کنده بودند تا حیوانها داخلشان بیفتند.
وقتی روی زمین سراغ این «بادبادکها» میروید،
پیداکردنشان خیلی سخت است.
اما از هوا کل الگو را میبینید.
واقعاً هزاران نمونه وجود دارد.
و باید هزاران سال از آنها استفاده شده باشد.
پس چرا دیگر استفاده نشدند؟
این سؤالی است که هنوز جوابش را نگرفتهام.
با اینکه نظریهٔ
استفاده از این سازههای سنگی
برای شکار قانعکننده است،
نظریهپردازان فضانوردان باستانی میگویند
اگر این سازهها واقعاً
برای شکار غزال استفاده میشدند،
دیوارها باید بیش از یک متر ارتفاع میداشتند،
چون غزال میتواند بیش از سه متر بپرد.
در عوض، آنها میگویند
چون این سازهها فقط از هوا دیده میشوند،
باید ژئوگلیف در نظر گرفته شوند.
ژئوگلیف در اصل
نقشی روی چشمانداز طبیعی است،
معمولاً در مقیاسی بسیار بزرگ.
بیشتر ژئوگلیفها در بیابانها پیدا میشوند
و آنجا پدیدهای داریم
که به آن «لاک بیابانی» میگوییم؛
لایهٔ تیرهٔ طبیعیای که روی سطح شکل میگیرد.
اگر بخش تیره را کنار بزنید
و خاک یا ماسهٔ روشن زیرش را نمایان کنید،
یکی از راههای ایجاد نقش همین است.
روش اصلی دوم
استفاده از سنگهای تیره
و کنار هم چیدن آنها برای ساخت شکلهاست؛
شکلهای هندسی، حیوانات یا هر چیز دیگر.
و روش اصلی سوم
ترکیبی از همین دو است.
بخشی را کنار میزنید تا زمینهٔ روشن نمایان شود
و از سنگهای تیره برای ساخت الگو استفاده میکنید.
در نتیجه ترکیب واضحی از هر دو به دست میآید.
در سالهای اخیر، به لطف فناوری مدرن
و مخصوصاً تصاویر ماهوارهای،
کشفهای تازه بهطرز چشمگیری افزایش یافته،
از جمله ژئوگلیفهایی که قبلاً نمیشناختیم.
نکتهٔ جالب دربارهٔ همهٔ اینها
این است که رو به آسماناند.
و این چه چیزی به ما میگوید؟
اول اینکه بسیاری از ژئوگلیفهایی
که امروز میشناسیم، تازه زمانی کشف شدند
که از حدود دههٔ ۱۹۲۰ بررسیهای هوایی آغاز شد.
همهچیز واقعاً وقتی آشکار شد
که هواپیماها به آسمان رفتند.
و این نکتهٔ بسیار مهمی به ما میگوید.
بیشتر ژئوگلیفها فقط از بالا معنا پیدا میکنند.
پس به نظر میرسد پیامهایی باشند
برای چیزی غیرانسانی، چیزی آن بالا.
وقتی خطوط افسانهای نازکا
در پرو، نخستین بار در سال ۱۹۲۷ کشف شدند،
پدیدهای منحصربهفرد تلقی میشدند.
اما حالا با کمک تصاویر ماهوارهای،
هزاران ژئوگلیف باستانی
در سراسر جهان کشف شدهاند:
در قزاقستان،
جنوبغرب ایالات متحده،
بیابان آتاکامای شیلی
و بولیوی.
تقریباً همهجای دنیا
چیزهایی داریم که ژئوگلیف نامیده میشوند؛
چه خطوط نازکای پرو،
چه ژئوگلیفهای بریتانیا،
چه نمونههای خاورمیانه؛
عملاً پدیدهای جهانیاند
و در نقاط مختلف دنیا دیده میشوند،
و طی صدها سال پدید آمدهاند.
اما چرا مردمان باستان
در این همه نقطهٔ مختلف جهان
نشانههایی میساختند که فقط از بالا دیده میشود؟
دقیق نمیدانیم
مردمان باستان میخواستند با ژئوگلیفها چه چیزی منتقل کنند،
اما مهمترین نکته
زمان و تلاشی است که صرف ساختشان شده.
اینها طرحهایی نیستند که سریع کشیده شده باشند.
خیلیهایشان پروژهٔ کل یک جامعه بودهاند.
و زمانی که صرف ساختشان میشود
زمانی است که صرف تهیهٔ غذا نمیشود،
صرف دفاع از سرزمین نمیشود
و صرف مراقبت از کودکان هم نمیشود.
پس اولین چیزی که نشان میدهند
برای خودِ جامعه است؛
اینکه چه چیزی برای آن جامعه اهمیت داشته.
اما آیا میتواند
توضیحی حتی شگفتانگیزتر وجود داشته باشد؟
آیا ممکن است این ژئوگلیفهای باستانی
نه برای هدفی زمینی،
بلکه برای موجودات فرازمینی ساخته شده باشند؟
نظریهپردازان فضانوردان باستانی میگویند بله
و میگویند سرنخهای بیشتری را میتوان
با بررسی شکلها و نمادهای مشابهی یافت
که در مقیاسی بسیار کوچکتر ساخته شدهاند.
ژئوگلیفها نسخههای غولآسای
چیزیاند که «سنگنگاره» مینامیم،
و واضحترین نمونهشان هنر صخرهای است
که روی سطوح سنگی سراسر جهان میبینیم
و قدمتش به هزاران سال پیش میرسد.
سنگنگارهها تصاویریاند که روی سنگ حک شدهاند؛
با خراشیدن یا کوبیدن.
در سراسر جهان دیده میشوند،
از استرالیا تا آسیا،
اروپا، آفریقا و سراسر قارهٔ آمریکا.
شاید حتی جالبتر
از خود سنگنگارهها
شباهتهای عجیب میان آنها
و ژئوگلیفها باشد.
بعضی نمادها را بارها و بارها میبینیم.
شکلهای هندسی زیادی هست؛
به شکل مارپیچ،
حلقههای هممرکز
و طرحهای راستخط یا انتزاعی دیگر.
این چیزی است که عملاً
در سراسر جهان مشترک است.
یکی از جالبترین ژئوگلیفهای نازکا
نقش «خورشید، ستاره، صلیب» است،
که واقعاً بسیار پیچیده است؛
ماندالایی عظیم از ستارهها و مثلثهای بههمپیوسته.
و چنین چیزی را در سراسر جهان میبینیم؛
در تبت و هند به شکل ماندالا و حتی یانترا.
پس چنین طرحهایی
که از نظر هندسی اینقدر پیچیدهاند
و در سراسر جهان پیدا میشوند،
به این اشاره دارند که نوعی
زبان نمادین جهانی وجود داشته
که یک هوش برتر آن را به اینجا آورده؛
احتمالاً فرازمینیها.
در سال ۲۰۰۵، عارضهای غیرعادی
در مرکز کانادا کشف شد
که بعضی معتقدند بهترین شاهد تاکنون
از پیامی پنهان بهجامانده از بازدیدکنندگان فرازمینی است.
ژئوگلیفی غولآساست که به نام
«نگهبان بدلندز» معروف شده است.
گراولبورگ، ساسکاچوان.
۲۰۰۵.
لین هیکاکس ۵۳ ساله، یک مادربزرگ،
در تصاویر ماهوارهای دنبال مسیر یک موزهٔ محلی میگردد
که چیزی توجهش را جلب میکند:
عارضهای جغرافیایی با شباهتی چشمگیر
به چهرهٔ انسان.
No comments yet. Be the first to leave one.