The first 200 lines.
تصور کن با خودت ملاقات کنی
چه جور آدمی رو میبینی؟
«قسمت دوم: تام»
کار اشتباهیه - چی؟ -
چی؟
خدایی. چی؟
ببین، همه چی. باشه؟ همه چی اشتباهه
خب، یه جا خوندم هر تجدید دیداری متفاوته
اینطور صداش نزن
میخوای چی صداش کنم، تام؟
چی میدونم، اما این تجدید دیدار نیست
نباید زنگ میزدم
باشه؟ اصلاً نباید زنگ میزدم
اگه تو زنگ نزده بودی من الان اینجا نبودم
منم همین رو دارم میگم
...دماغم این جور نیـ
...من
!و گردنت
گردن لعنتیت یه مدلیه
ما عین هم هستیم، تام
خیال میکنی برام آسونه برای اولین بار باهات ملاقات کنم؟
خب، معلومه که هست، حتماً برات آسونه
،اگه فکر میکنی شبیه من هستی
!باید حکم بُردن جکپات کوفتی رو برات داشته باشه
وای، چقدر عوضی هستی
نمیتونی اینطور صدام کنی - صدات کردم، عوضی -
نمیتونی این کار رو بکنی، باشه؟
یه... یه توافقنامه کاربری وجود داره
نباید اینطوری باشه
چه انتظاری داشتی، برای همدیگه ساک بزنیم؟
یکی از این جلسات رو تو برنامهی «تودی شو» دیدم. باشه؟
،یه دکتره دربارهش بهم گفت گفت باید این برنامه رو ببینم
...پس اون کوفتی رو تو یوتیوب سرچ کردم و خانمه اونجا بود
«گنج ملی، «هدا کاتب
.یه خانم مُسنی رو دعوت کرده بود سرطان تخمدان داشت
قُل اون پیرزن رو آوردن تو برنامه
خدایا، همسان بودن
مثل سیبی که از وسط نصف شدن
،گریه و زاری کردن
و دستای همدیگه رو گرفتن
...و هیچ کی نمیتونست باور کنه، آخه
...خانوادهاش اونجا بودن و اونا
...و مثل این بود که
واسه همین ما الان اینجاییم
واسه همین رفتم سراغ اون وبسایت
،واسه همین به بخش پشتیبانی مشتری زنگ زدم
سی هزار دلار پول دادم و موافقت کردم شش تا هشت هفته منتظر بمونم
فقط همش اشتباهه
خب، همون جور که گفتم تجدید دیدار هر کسی فرق میکنه
گفتم با این عنوان صداش نکن
دوست داری چی صداش کنم، تام؟
نمیدونم
جلسه، جلسهی کاری
خب، بیشترشون تو خونه انجام میشه
خب، من هرگز اجازه نمیدادم به خانوادهام نزدیک بشی
ببین، متاسفم که هدا کاتب اینجا نیست
مسئله هدا کاتب نیست
اصلاً قرار نبود مثل برنامهی «تودی شو» باشه، تام
،و بهخاطر این شرکت اون پیرزن رو انتخاب کرد
،چون خانم نازنین و مهربونی بود
،و اشکش دم مَشکش بود
و اهل «اَکرون»، اوهایو بود، و یه عوضی نبود
تو عوضی هستی، تام
و این دماغ خودته، و اینا چشمات هستن
و گردن لامصب خودت این مدلیه
،شرمنده که من مجبورم اینا رو بهت بگم اما حقیقت داره
سی هزار تا پول ندادم تا اینطوری ازم عیبجویی کنی
الان به پشتیبانی مشتری زنگ میزنم
میدونی چه اتفاقی برام میافته؟
آره، میدونم
آره، مشتری مجدد هستم
بله. سلام، «بنت»، چطوری؟
من تام ویگاسکی هستم
شمارهی حسابم؟ پیشم نیست
...میتونم از
تام، هنوز پشت خطی؟
آره، هنوز هستم
بله. باشه. بله، سلام، بنت
.آره، امروز اومد. درسته ولی من سی هزارتا براش پول دادم
اما اصلاً شبیه خودم نیست
بسیار خب، باشه
...میدونی چیه؟ شباهت ظاهری به کنار
اخلاق و رفتارش اصلاً مثل من نیست، بنت
تنگنظره، طعنه میزنه
و یه عوضی کثافت ـه
نه، بنت. من عوضی نیستم
...میتونی حسابم رو چک کنی، همش میخوای
خب، ضریب عوضی چیه دیگه؟
آخه چطور امتیازم شده هفت؟
!مادر به... ببین، پول کوفتیم رو میخوام
میخوام مبلغ کاملش رو برگردونید. درسته
...دم نزدیکترین مرکز بستهبندی پیادهاش میکنم
!قرار بود مثل برنامهی هدا کاتب باشه
چطور پیش رفت، تام؟
خوب
ببین، اون یارو از شرکتت گفت
ضریب عوضی بودنم هفت ـه
دو روز پیش تو یه اساماس به همسرت
دوست دخترت رو لندهور خطاب کردی
.خب، «بیلی» لندهور هست - همش 4 سالشه، تام -
دیگه چه ضریبهایی وجود داره؟
خشم شش ـه
طعنهزنی هشت
ترس نُه
اصلاً دربارهی این چیزا با کی حرف زدی؟
مامانت
با مامانم حرف زدی؟
و خیلی هم خوش گذشت
چی گفت؟
خب، همه چیو دربارهات بهم گفت
چی گفت؟ - محرمانهس -
خواهش میکنم
گفت وقتی بچه بودی همش دستت تو دماغت بود
گفت از خوراک تُن ـش متنفر بودی
گفت یه بار موقع خودارضایی
برای یه قسمت از کارتون «پاورپاف گرلز» دیدهتت
اصلاً اینطور نشده
گفت از دستت عصبانیه
نمیدونه چرا تو این پنچ ماه
بهش زنگ نزدی
ازم متنفره؟
چرا باید ازت متنفر باشه؟ - نمیدونم -
چرا مادرت باید ازت متنفر باشه؟ - چون رفتنی هستم -
ولی تو نمیری
هر چند میرم
تام، تو خودت که نمیری
رفتنی هستم
چهار تا پنج ماه وقت دارم
دکترا گفتن فقط همینقدر وقت دارم، درسته؟
اینو بهم گفتن - میدونم -
اما تو که نمیری
خودت که انتخاب نکردی
این اتفاق هیچ ربطی به تو نداره
البته که ازت متنفر نیست
دوستت داره
...واسه همین از دستت عصبانیه، فقط
دلش میخواد بهش زنگ بزنی
ببین، من میشناسمت
نه - چرا -
حداقل یه بخشهایی از شخصیتت رو
و اینو میدونم که نمیذاری
این سی هزارتا حروم بشه
وقت زیادی نداریم، تام
فقط... حدود 15 دقیقه وقت داریم
و خیلی حرفا مونده بزنیم
...پس
به نظرم باید شروع کنیم، درسته؟
حرفی نیست
بسیار خب
همهی حسابها از طریق کامپیوترم
قابلدسترسی هستن - میدونم -
پس باید مطمئن بشی که بودجه رو بخش بخش کنی
اوراق بهادر سی-53 در بیبهرهسازی نرخ خالص
34.56درصد ارزش جاری سهام
امروز صبح دفاتر حساب و کتابت رو مرور کردم
...نمیتونی فقط
نتیجهی 15 سال کار و زحمته
15سال طول کشید تا بسازمش
و تو یه الگوریتم ساده خلاصه میشه
یه کُد سادهس
محشره که اینطور داریم وقتمون رو میگذرونیم. درسته؟
،تام، من میلیونها مورد ایمیل
اساماس، عکس، ویدئوهای خونگی، پستهای وبلاگ
،محتوای توییتر، استوریهای ویدئوهای خوکی ـت رو دیدم
اما چیزایی میخوام که قابل سنجش نیستن
یا خوندن. یا مشاهده کردن یا دیدن
به چیزایی احتیاج دارم که شخصیتت رو میسازن
متوجه هستی؟
گمون کنم
باشه
.خب دربارهی «کِلی» بهم بگو کجا با هم آشنا شدید؟
تو پرسشنامهام رو خوندی، میدونی کجا آشنا شدیم
مسئله مکان آشناییتون نیست
اینه که خودت تعریف کنی کجا آشنا شدید
چطوریه وقتی با صدای خودت تعریف میکنی
تو چشمات چی میشه دید
بواسطهی دوستامون آشنا شدیم
...هر جفتمون تو لسآنجلس زندگی میکردیم و
رفتیم سر قرار
از اون قرارهایی که قدیما با هم میذاشتن
...با همدیگه دوست شدیم و
و یه جورایی هیچ وقت «بدون هم» نبودیم
خب دربارهی کِلی چی باید بدونم؟
این دیگه چه جور سوالیه؟
شرکت یه لیست سوال بهمون داده
اینم یکیشه
دربارهی کِلی چی باید بدونم؟
خیلی مسخرهس
باشه
...دربارهی کِلی باید اینو بدونی که
به گوشت حساسیت داره
،که اگه ازش بپرسی
بهت میگه دلیل نمیشه
گیاهخوار باشه
عاشق همبرگر، خوراک گوشت خوک، فیلهی گاوه
فقط بعدش بدجور کهیر میزنه
پس شام براش استیک درست کنم یا نه؟
در هر صورت دهنت سرویسه
دیگه چی؟
کِلی عاشق آواز خوندنه
No comments yet. Be the first to leave one.