The first 200 lines.
ميخوام با هم دوست بمونيم - آره، منم همينو ميخوام -
.نه، تام دروغ ديگه بسه
.رابطه ي ما اشتباهه، تام تمومه
داري ميگي چيز خورت کرده؟
بخاطر همينه که تمام شب برام مبهمه
به سلامتي
نميخواي براي يه نوشيدني بياي داخل، نه؟
،من با مردهايي که به زن ها تجاوز ميکنن نوشيدني نميخورم
مردي که بهمون تجاوز کرده داره واسه خودش آزاد ميگرده
خدا ميدونه چند دفعه اينکارو کرده و از زيرش قسر در رفته
من واقعاً متأسفم
،وقتي ناتالي حامله بود تمام 9 ماه حال خوشي نداشت
تمام 9 ماه؟
ميدونم چرا همسرت خودکشي کرده
اون ديگه نميتونست با مردي مثل تو زندگي کنه
اورديش؟ - آره، اوردمش -
« دروغـــگو » فصل اول ؛ قسمت پنجم
درباره ي اين مطمئني؟
اگه مطمئن نبودم ازت نميخواستم
ميخواي بهم بگي تصميم داري باهاش چيکار کني؟
شايد بهتر باشه که اينو ندوني
.من "جي.اچ.بي" خريدم همين الانم پام گيره
...ميدوني اون برگشته سرکار
اندرو؟
،هر روز، پسرش رو به مدرسه ميرسونه
و با اون ماشين مسخره اش ميره سرکار
همه فکر ميکنن اون يجور قهرمانه
اون نبايد اينجوري به زندگيش ادامه بده انگار که هيچ اتفاقي نيفتاده
...خونه اش رو جستجو کردن، ولي
اگه بتونم پليس رو مُجاب کنم ... ...تا کمد سرکارش رو بگرده
چطور ميخواي اينو بذاري تو کمدش؟ همينطوري که نميشه بري داخل
از کارت ورود خواهرم استفاده ميکنم
همين که رفتي داخل؟
کيتي هميشه ميگه که درهاي کمدشون خيلي بدردنخور هستن
.گيريم که همه ي اين کارا رو هم انجام دادي وکيلش خيلي راحت ميگه که تو اونجا گذاشتيش
سعي نکن منو از اين کار منصرف کني، تام
من راستش ميخواستم کمک هم بکنم
نه
اين مشکل تو نيست
اندرو بخاطر جستجوي خونه اش شکايت کرد
من ديروز تعليق شدم
چي؟
واي خدا
من واقعاً متأسفم
قرار نيست به همين راحتيا بتوني وارد قسمت رختکن مردونه بشي
يه راهي پيدا ميکنم
کارت رو که گرفتي من بيرون بيمارستان منتظر ميمونم
من همين الانشم تو دردسر انداختمت - من ديگه چيزي براي از دست دادن ندارم -
مطمئني؟ - فقط زمانت رو بهم بگو -
،چند ساعت بهم وقت بده من اونجا ميبينمت
ممنونم
...هي
اين مال کيتي ـه، نه؟ ...
مگه اينکه چتر تو هم عکس سگ هاي کوچيک روش باشه
،من احتمالاً وقتي ميخواستم وسايلم رو ببرم حتماً اشتباهي برش داشتم
نه بابا، اونروز ديدم که اين دستش بود
،خيلي خب ،من نگرانت بودم
،و وقتي که ناپديد شدي کيتي هم نگرانت بود
بهم زنگ زد، منم رسوندمش بيمارستان
نميخواستم فکر کني که ما داشتيم پشت سرت حرف ميزديم
من بايد اينو بهت ميگفتم - آره، بايد ميگفتي -
،اگه تو يا کيتي ميخواين چيزي بهم بگين اينو تو روم بهم بگين
درست ميگي. ببخشيد
ممنون بابت اين
.سلام، با کيتي تماس گرفتين پيغام بذارين
سلام، منم
ميدونم من احتمالاً آخرين نفري هستم ،که الان بخواي باهاش حرف بزني
ولي بايد در اولين فرصت بهم زنگ بزني
خانم هارمن؟ من دکتر کايل هستم
تريج گفت که شما خونريزي داشتين
بله، ديشب شروع شد
فقط يکم بود، ولي گفتم بهتره بيام و يه معاينه اي بشم
،خب يه نگاهي به بچه تون بندازيم تا فکرتون راحت بشه
در اين مرحله، ما از يه وسيله ي داخلي براي ديدن ضربان قلب بچه استفاده ميکنيم
اشکالي که نداره؟
نه. ميگم... من خيلي هم درد دارم
آخه درد داره
کجات؟
اينجا - ممکنه بخاطر عفونت باشه -
باشه - من يه نگاهي ميندازم -
خيلي خب. شبيه خراش و سائيده شدنه
چي؟
در حقيقت چندين خراش
دليل خونريزي و دردتون همينه
...صبر کنين، من
ببخشيد، من متوجه نميشم
بياين يه نگاهي به بچه تون بندازيم
اين ممکنه يکم سرد باشه
شروع ميکنيم
تموم شد ديگه
اين ضربان قلبشه
به بچه ها ميگم عکسش رو واستون پرينت بگيرن
ممنونم. واقعاً ازتون ممنونم
فکر ميکنين دليل اين زخم ها چي ميتونه باشه؟
شايد قبلاً بافت زخمي داشتين که حالا وخيم تر شده
نه، نه. من تا حالا همچين چيزي نداشتم
.خيلي خب چيزي نيست که خوب نشه
وقتي همچين آسيب هايي ،در حين مقاربت اتفاق ميفته
معمولاً کاملاً غيرعمديه
چيزيه که شايد بخواين با شريکتون درباره ش حرف بزنين
خانم هارمن؟
ميخوام آزمايش "جي.اچ.بي" ازم بگيرين
!نه - !غلغلکت ميدم، غلغلک، غلغلک -
!سلام - !سلام -
بيا تو
...ببخشيد، من
...آخر هفته تنها تو خونه ام بودم گفتم يکم از تنهايي دربيام
عيبي نداره. حالت خوبه؟
ميشه يه قهوه واسه خودم درست کنم؟
آره، به شرطي که واسه منم درست کني
خيلي خب، فضول ها
،اونا منو مرخص کردن. ظاهراً ديگه نيازي به من نداشتن
راستي... من اينو واست اوردم
!چه خوب گفتم کجا گذاشتمش
ماشين تام
درسته
...درسته
...اون اومد اينجا دنبالت ميگشت بعد اينکه تو
...وقتي تو هنوزم اينجا بودي، و
،آره. داشت بارون ميومد واسه همين چترم رو بهش دادم
چترت رو بهش دادي؟ - آره -
پس چرا ميگفتي کجا گذاشتمش اگه داده بوديش به اون؟
تو که اينو فراموش نميکردي، مگه نه؟
،خودت که ميدوني چجوريه بچه ها حواس واسه آدم نميذارن
حس ميکنم از وقتي به دنيا اومدن
کم کم دارم ديوونه ميشم
من واقعاً به اون قهوه نياز دارم
تام يه جور ديگه قضيه رو تعريف کرد - جدي؟ -
آره - عجيبه -
چرا داري بهم دروغ ميگي، کيتي؟
چي ميگي واسه خودت؟
وقتي از تام پرسيدم ،چترت تو ماشين اون چيکار ميکنه
اونم همين حالتي که الان تو چهره ات داري رو داشت
نميدونم چرا انقدر گير دادي به اين قضيه
جرأت نداري! جرأت نداري جوري رفتار کني که انگار من زده به سرم
!جرأت نداري اونجا بايستي و بهم دروغ بگي، کيتي حقيقتو بهم بگو
نميتونم
چيکار کردي؟
چيکار کردي کيتي؟
تموم شده، پس مهم نيست، نه؟
تموم شده
تو و تام؟
...ما فقط... خيلي خسته بوديم
،من و ليام، تمام مدت ... ...و من هميشه سرکار بودم، و
من... ميدوني راهتو گم ميکني؟
و اون زمان تصميم هایی میگیری ...که فکر ميکني درست هستن، ولي
.نميدونم چه فکري پيش خودم ميکردم معذرت ميخوام
!من خرو بگو
لطفاً اين حرفو نزن
،تو تنها آدمي بودي کيتي تنها آدمي بودي که بهش اعتماد داشتم
،تموم شده، تموم شده. باهام حرف بزن هرچي دوست داري بگو، حقمه
!ولم کن، کيتي
چي شده؟
چرا از زنت نميپرسي؟
کيتي؟
کيتي، چي شده؟
...ليام
ميشه يه دقيقه بشيني، باشه؟ ...
بله؟ - سلام. شما ونسا هارمن هستين؟ -
بله خودم هستم - سلام، دکتر ريچل کايل هستم -
امروز صبح ازم مشاوره گرفتين
ميشه تاريخ تولدتون رو براي تأييد بدونم؟
بله، 21 سپتامبر 1976
عاليه. ميخواستم نتايج آزمايشتون رو بهتون بگم
اثري از "جي.اچ.بي" ديده نشده
مطمئنين؟ - بله، ولي "جي.اچ.بي" خيلي سريع از بدن خارج ميشه -
خانم هارمن، چيزي هست که بخواين نگرانش باشين؟
ميتونم يه وقتي براتون تنظيم کنم - نه، چيزي نيست -
اون زخم و خراش هایی که تو معاینه تون ديدم اصلاً عادي نيستن
ميتونيم يه وقت ملاقات براتون مهيا کنيم - گفتم که چيزي نيست -
ممنونم
.سلام، من بيرون بيمارستان هستم اگه کارت رو جور کردي من آماده ام
من از رابطه ي تو و کيتي خبر دارم
منظورت چيه؟ - اين مزخرفات رو تحويلم نده، تام -
خودت دقيقاً ميدوني منظورم چيه
،بدترين قسمتش اينه که نميتونم خودمو اذيت کنم که عصباني باشم
من توانش رو ندارم
اين چقدر رقت انگيزه؟
...لورا، من هرگز
...ما هيچ - خب ديگه، اتفاقه ديگه، نه؟ -
،تو زندگي اين اتفاقا ميفته حالا ببين چه وضعي داريم
کجايي الان؟
حالت خوبه؟
خدافظ تام
ما ترتيبي داديم که دوستش بياد و تو رستوران مورد علاقه اش
اونو سورپرايز کنه
فکر خوبيه، بجز اينکه رستوران مورد علاقه اش
!از قضا، رستوران "مارلو" کوفتيه
حالت خوبه؟ - آره خوبم -
من هنوزم ميتونم درباره ي مهموني تولد بسيار گرون دخترم حرف بزنم
ولي حس ميکنم که دارم حسابي حوصلتو سر ميبرم
چرا داري به اونا نگاه ميکني؟ - من فردا مدارک رو تحويل ميدم -
.درسته، البته اين يکي خيلي دردناکه، بچه ي جونز
خب... فقط بخاطر پرونده ست، نه؟
منظورت چيه؟
.حس ميکنم امروز صبح حسابي عوض شدي جريان چيه؟
"جي.اچ.بي"
تا حالا شده بعد از 12 ساعت نتيجه ي آزمايش مثبت داشته باشيم؟
.تا اونجايي که يادمه نه هميشه تا اون موقع از بدن خارج ميشه
ناخوشي - اونا اسمش رو همين گذاشتن، نه؟
No comments yet. Be the first to leave one.