The first 200 lines.
راستش درس دادن به هری واقعاً لذتبخشه
اگه همه شاگردام مثل اون خوب بودن
فشار خونم خیلی پایینتر میاومد، اون که حتمیه
خب، خیلی ممنون. از دیدنتون خوشحال شدم
ببخشید
شما باید آقای ارلهام باشید
اندرو صدام کنید
لورا
همیشه وقتی والدین بهم میگن دوشیزه نلسون، یه جوری میشم
بفرمایید بشینید. ممنون
ببینید، فقط یه مسئلهای هست
هفته گذشته انگار
حواسش پرت بوده
ترم رو خیلی خوب شروع کرد ولی الان
انگار این روزها خودش نیست
آه، بله
موضوع اینه که
فردا سالگرد فوت مادرشه
خیلی متاسفم. اصلاً خبر نداشتم
اوه، از کجا باید میدونستید؟
الان شش سال گذشته، اما
یه جورایی آدم رو غافلگیر میکنه، مگه نه؟
منظورم غمه
وقتی اتفاقات بدی میافته
از بین نمیرن. همیشه اونجا هستن
زیرِ پوستِ زندگی، انگار فقط
منتظر نشستن
بررسیهای اولیه نشون میده زمان مرگ مطابقت داره
با چیزی که ساعت نشون میده؛ ۶ صبح امروز
علت مرگ، ضربه چاقو به حنجره بوده
تیغه غیرِ ارهای
در جا تموم کرده
و احتمالش هست که خودش این کار رو کرده باشه؟
ممکنه
ولی احتمالش خیلی خیلی کمه
خب، پس بهتره برم بفهمم کی این کار رو کرده، نه؟
دیرم میشه
آه، از اینی هم که هستم دیرتر میرسم
اوه، برای صبحانه نمیریم؟
من کار و زندگی دارم
نمیتونستم تو رو به عنوان معلمم داشته باشم
هیچ کاری از پیش نمیبردم
خوشحالم که هیچوقت شاگردم نبودی
ولی جذاب میشدا، نه؟
و البته نامناسب
و غیرقانونی
آره، اونم هست
هنوز داری دیر میکنی
هنوز برام مهم نیست
انتظار این رو نداشتم
اوه، من داشتم. از همون لحظهای که دیدمت میدونستم تو دردسر افتادم
منظورم اینه که به این سرعت اتفاق بیفته
اوه، میتونیم سرعتش رو کم کنیم، هر وقت که لازم باشه
نه، ممنون
به این راحتیها قسر در نمیری
خب، دیگه واقعاً دارن اخراجم میکنن، پس
باشه
خوشتیپ شدین، خانم نلسون
پیرهنت رو بکن تو شلوارت، دیویس
خب، کتاب جدیدمون "دکتر جکیل و آقای هاید" هست
کی میخواد اول بخونه؟
خانم نلسون، معذرت میخوام مزاحم شدم
چند نفر اومدن با شما ملاقات کنن
توی سالن اصلی منتظرن
اوم، باشه. ممنون، جِید
میشه جای من وایستی؟
لورا نلسون؟ بله
من سربازرس کارن رنتون از پلیس متروپولیتن هستم
ایشان هم کارآگاه لالی هستن
میتونیم چند لحظه صحبت کنیم؟
خب، چه کمکی از دستم برمیآد؟
دیشب دیروقت جسد اندرو ارلهام رو پیدا کردیم
جدی میگید؟
یکی گلوش رو بریده
یه خلبان شخصی تماس گرفت
گفت که شاید چیزی دیده باشه
تا به مردابها برسیم، جزر شده بود
و بیرون کشیدن جسدش از اونجا مصیبت عظیمی بود
یکی میخوای؟ البته باید بهت هشدار بدم
آدامس نیکوتینه، پس دقیقاً مثل سیگار کشیدنه
با این تفاوت که واقعاً مثل سیگار کشیدن نیست
کی... کی مرده؟
پزشکی قانونی داره روش کار میکنه
ولی ساعت گرونقیمتش شکسته
و روی ساعت ۶ صبح دیروز متوقف شده
پس حدس میزنم ۶ صبح دیروز بوده باشه
فکر کردم اون فقط
یه جایی فرار کرده. یعنی، من
تصورم این بود
آره. برو. بگیرش
بهم بگو پسره یا دختر
چشم، رئیس
بابت اون معذرت میخوام
خب، اوم
بهم بگو آخرین بار کی ارلهام رو دیدی؟
خودتون میدونید آخرین بار کی دیدمش. به پلیس گفتم
چند روز بعد از اینکه مفقود شد، نه؟
توی "سیل لافت". گزارشها رو خوندم
بعد از اون چی؟
نه
مطمئنی؟ چون قراره از همه بپرسم؛
همکارهات، خواهرت، و تام، نامزد قبلیت
اون چند هفته پیش رفت منچستر
دیگه با هم حرف نمیزنیم
اوه. از شنیدنش متاسفم
خب، اگه چیز دیگهای هست که میخوای بهم بگی
به نفعته که همین الان بگی
بهم مشکوکید؟
نه، فقط دارم چندتا سوال میپرسم
اون به خیلیها آسیب زد، نه فقط به من
نفر فقط توی اون فایلهای ضبط شده، خدا میدونه چند نفر دیگه ۱۹
من هیچ اتهامی نمیزنم
اما میدونی چیه؟
وقتی بهش فکر میکنی
اون میتونست هر جایی بره
اما با این حال آزادیش رو به خطر انداخت تا برگرده و تو رو پیدا کنه
کارآگاه، من نمیدونم اون چطور مرده، برام اهمیتی هم نداره
حالا اگه اجازه بدید، باید برگردم سر کلاس
الو؟
سلام. منم
آه. سلام
چه کاری از دستم برمیآد؟
امیدوارم از تماسم... اوم، ناراحت نشده باشی
نمیخوام مزاحم بشم
اوه، نه، نه، اصلاً
چی شده؟
میخواستم بدونی، اوم، دوستت اینجاست
توی خونه
دوستم؟
لورا
اوم، من گفتم... اوم، گفتم میتونه وسایلت رو
از توی انباری برداره
اشکالی که نداره؟
ببخشید. من فقط، اوم
اون الان اونجاست؟
چی شده؟
اشتباه کردم؟
نه. نه، نه، چیزی نیست
مشکلی نیست
واقعاً
ممنون که زنگ زدی
باشه. اوم، خداحافظ
شام چطور بود؟
هی. من... فکر کردم امشب پیش مارک هستی
آره. زود اومدم
خب، چطور بود؟
چی چطور بود؟
شام. همون قضیهی ماهی سالمون
اوه، من گشنمه
خوبی؟
آره. ببخشید. اه، بیمارستان بود
یه مورد اورژانسی پیش اومده. باید برم اونجا
باشه
خوبی؟
آره. معلوم نیست تا کی اونجام
اه، امیدوارم خیلی طول نکشه
حالت خوبه دیگه، نه؟
منظورم کلاً توی زندگیه
چرا انقدر عجیب رفتار میکنی؟
فقط
بعضی وقتها لازمه بدونم
یه جور حسِ پدرانه است
آره. خوبم
دوستت دارم رفیق
آره. منم دوستت دارم
گزارشگر مرد: ...امروز صبح... وینی: کارل؟
انتقادات گسترده از دولت
کارل
درخواست برای پیشرفت سریعتر در
صبح بخیر. من دارم میرم سر کار
دوباره جلوی تلویزیون خوابت برد
یک مرد محلی
میدونی، اگه محض تنوع هم که شده
توی تختخواب بخوابی، حالت بهتر میشه
در صحنه. همم؟
گزارشگر زن: کشف یک جسد در روز گذشته
در مردابهای کِنت، موجی از شوک را
در این جامعهی ساحلی کوچک ایجاد کرده است
دیشب دیروقت، پلیس بیانیهای کوتاه صادر کرد
و تایید کرد جسدی که پیدا شده
متعلق به اندرو ارلهام است
ارلهام به اتهام تجاوز جنسی
به ۱۹ قربانی مختلف، تحت تعقیب بود
اما علیرغم جستوجوهای بیسابقه
ارلهام از دستگیری گریخت
باید برم. دیشب دیروقت
این فصل هولناک از تاریخ این شهر
بالاخره به پایان رسید
آیا تعقیب و گریز حالا به پروندهی قتل تبدیل شده؟
بخش بزرگی از این منطقه محاصره شده
و ممکنه تا مدتی همینطور بمونه
امروز صبح، افسر پرونده
کارآگاه کارن رنتون در حال ترک صحنه دیده شد
میتونید تایید کنید که اندرو ارلهام به قتل رسیده؟
شرمنده دوستان. فعلاً نظری ندارم. معذرت میخوام
چرا پلیس متروپولیتن شما رو فرستاده؟
صبح بخیر. پلیس از شاهدان
خواسته که همکاری کنن. داشتم نگران میشدم
ساعت ۶ بیدار شدم، رفته بودی
آه. سحرخیز باش و این حرفها. افسران آموزشدیده دارن
No comments yet. Be the first to leave one.