The first 191 lines.
قبلاً در دکتر...
دکتر لارسن در یک تصادف رانندگی بود.
او هشت سال گذشته رو به یاد نداره.
(شلیک اسلحه)
دکتر لارسن. اون دلیلیه که ما اینجاییم.
اگه خاطراتم رو داشتم، هیچکدوم از اینا اتفاق نمیافتاد.
خونهی من همون خونهایه که مایکل توش زندگی میکنه،
با همسر و بچه جدیدش.
نیمی از وجودم تو اون زمان گیر افتاده،
و نیمه دیگه، مردی رو میخواد که حتی یادم نمیاد.
میفهمم که هم جیک رو میخوای، هم میخوای همون دکتر قبلی بشی.
یه خاطره یادم اومد. همه اونا رو میخوام برگردونم.
منو بذارید تو مخزن.
چند ماههس؟ آه، مطمئن نیستم.
آه، دکتر زنانت باید بتونه بهت بگه.
آره، ندارم. (لرزش گوشی)
خوبی؟
داشتم...
دل درد.
بعضی از خواهرام گفتن باید برم معاینه شم.
واسه همین دارم میرم بیمارستان وستساید.
مثل اینکه یکی
خیلی داره سعی میکنه باهات تماس بگیره.
فکر کنم همه نمیخواستن من برم.
و اهل کجایید؟
ام، واقعاً نباید بگم.
: چیزی؟
هیچی. منو دربیار.
ببین، یه خاطره یعنی خاطرات بیشتری ممکنه.
ولی همون یه دونه چند ماه طول کشید. پس شاید بهتره صبور باشی؟
فقط مسئله اینه که یادم بیاد کی هستم،
تا شاید بتونم یه جورایی کامل بشم. چیز مهمی نیست!
۲۴ ساعت سختی بود. چرا نمیری خونه
و استراحت کنی؟
ای بابا! جون!
کی برگشتی؟
آه! دیروز. آه!
جتلگ داره میکشتم.
فکر کردم دو هفته دیگه داشتی.
پنج ماه میانمار بس بود.
میدونی، حتی منم احتمالاً از کار میموندم خونه
یه روز بعد از گروگان گرفته شدن.
نه، نمیموندی. (میخندد)
به هر حال، من سر کار نیستم. فقط خیلی خسته بودم
که از در برم بیرون. خب، فوقالعاده به نظر میرسی.
حتی معلوم نیست تصادف کرده بودی.
واسه اون باید تو سرم باشی. نگاه کن.
پس فکر کنم هنوز برای شغل قبلیت تلاش نمیکنی؟
همین الان؟ شوخی میکنی؟
من الان کارآموزم.
بیا، چند تا نوزاد هست که میخوام ببینیشون.
اجازه بدید دانشجوهایم رو معرفی کنم: دیوید، آوا، سم.
پس شما دکتر امی لارسن افسانهای هستید؟
میدونی من کیم؟ بهترین دانشجویی که تا حالا داشته.
و استاندارد طلایی که همه باید بهش دست پیدا کنیم.
هرچند، متاسفانه ما هرگز به اون سطح نمیرسیم.
تمام این مدت که داشتید به گوشیهاتون نگاه میکردید،
در واقع به حرفام گوش میدادید.
خیلی خب، بریم بچهها.
امروز سر کار هستی؟
آه، آره، فقط فکر کردم برای روحیهام خوبه.
تو چی؟
فقط میخوام تی.جی. رو ببینم.
بعدش میرم خونه تا بیهوش شم.
خب، ام، پس فکر کنم فردا میبینمت.
دیگه نمیتونم تحملش کنم.
همه چی رو امتحان کردم.
ام، شکر، سرکه، نفس حبس کردن،
کشیدن زبونم، حتی ماساژ رکتال دیجیتال.
اصلاً چنین چیزی وجود داره؟ (سکسکه)
با وجود پیشرفتهای پزشکی مدرن، متاسفانه سکسکه
هنوز بیشتر پزشکان رو گیج میکنه،
و ما رو مجبور میکنه به درمانهای خانگی مسخره اعتماد کنیم.
به همین دلیله که مجبورم معرفی کنم
این مشتاقها و خودم رو. سلام، من دکتر ریدلی هستم.
هر راه چارهای رو از هر کسی میپذیرم.
خب، خوشبختانه دکتر ریدلی هر کسی نیست.
ایشون مدرس پزشکی و جراحیه
و در اینجا تو وستساید، دارای اختیارات خاصی هستن.
پس، ظاهراً این بدبخت
یازده روزه که سکسکه داره.
و درست سر وقت. ممنون.
هنوز تا رکورد جهانی خیلی مونده. ۶۸ سال
اوه، کمکی نمیکنه. بدتر، بیربطه. سَم؟
سابقه خانوادگی سکسکه؟
اصلاً هیچ بیماری ژنتیکی وجود نداره که باعث این بشه.
اسکنها چیزی نشون دادن؟
همه منفی. سکته یا اِماِس نیست.
بهسختی الهامبخشه، دیوید. منو شگفتزده کن، آوا.
آدام، هیچ شانسی هست که اتفاقات رو به یاد بیاری
منجر به سکسکه؟
آره. یه یکشنبه بود و من یه برنامه روتین دارم.
بیدار شدم. املت دنور.
رفتم باشگاه.
پس هیچکس نمیخواد راجع به تتوها بپرسه؟
آیا از نظر پزشکی مهمن؟
تا نپرسی نمیتونی بدونی. و هرکسی که اینقدر
تتو داره، میخواد که ازش بپرسی. (سکسکه)
اوه، پس، داستانت چیه؟ من یک هنرمندم.
اومم. اوه، تقریباً سه سال پیش
استودیومو تو یه آتیشسوزی از دست دادم. به همراه همه کارهام.
پس، شروع کردم از بدنم به عنوان بوم استفاده کنم.
حالا دیگه هرگز نمیتونم هنرمو از دست بدم. (سکسکه)
فقط عقلمو.
بیا ببینیم برای اون میتونیم چیکار کنیم.
دکتر میترا، باکلوفن رو امتحان کن.
برای سکسکه؟ این مثل یه پتکه.
ظرافت زیادی بزرگش کردن (اهمیتی نداره).
هی، سلام. داشتم دنبالت میگشتم.
چرا خونه نیستی؟ الان دارم میرم اونجا.
فقط، ما... ما دیشب فرصت نکردیم حرف بزنیم.
نه، نکردیم.
این برای تو اتفاق بزرگیه، مایکل.
و میخواستم تبریک بگم.
ممنون، اِیمی.
بچه چطوره؟
خوبه. خوبه.
اسمشو گذاشتین؟ هنوز داریم روش کار میکنیم.
من، اوه، بهتره برگردم.
آره.
خیلی خوشحالم که حالت خوبه.
دکتر لارسن؟
ببخشید، من فقط... میشه بیاید یه نگاهی به بیمارم بندازید؟
همه متخصصای زنان و زایمان سرشون شلوغه و یه چیز عجیبی هست.
حتماً.
مگان، ایشون دکتر لارسن هستن.
خوشبختم. اومم، پس چی شده؟
ایشون با درد شکمی، کوفتگی
و حالت تهوع مراجعه کردن. اورژانس برای دردشون دارو داد.
دولای من نگران نبود.
ولی من فقط میخوام مطمئن بشم بچهام خوبه.
پس شما دکتر ندارید؟
جایی که من زندگی میکنم یه جامعه کوچیک و بهممرتبطیه.
یه جورایی خارج از شبکه. ما به طب سنتی اعتقاد نداریم.
میدونم به چی فکر میکنید ولی، اوه.
تنها نگرانی ما اینه که شما و بچهتون چیزی که نیاز دارید رو دریافت کنید.
ما دریافت میکنیم. به مادرهای آینده اولویت داده میشه.
بهترین غذا، طولانیترین دوشها
گرمترین پتوها رو دارم.
اومم، من مایلم یه نگاهی بندازم.
پس یه سونوگرافی دیگه انجام میدم.
پس، اومم، هیچکس باهاتون نیومده؟
نه. پدر بچهام چند ماه پیش رفت.
دیگه با ما زندگی نمیکنه.
اشکالی نداره. من واقعاً خوششانسم.
بچه منو ۲۰ نفر بزرگ میکنن به جای فقط دو نفر.
اوه، این نباید طول بکشه. اوه، سرده. ببخشید.
: کمک میخوام.
چرا هنوز اینجایی؟
داشتم میرفتم ولی منو کشیدن توی یه مشاوره.
باشه، بیمار به نظر هفت ماهه بارداره.
شکم گرد، تغییرات مشخص پستان.
احساس حرکت جنین. با درد شکم مراجعه کرده.
نگران بچه.
و سونوگرافی چی نشون داد؟
یک توده نگرانکننده.
فوری به سیتی اسکن و نمونهبرداری نیاز داریم.
پس چرا به من نیاز داری؟
چون چیزی که نشون نداد.
هیچ بچهای توی رحم اون نیست.
و آزمایش خون نشون میده که هرگز هم نبوده.
تو اینجا داری... چیکار میکنی؟
اوه، من فقط الان نمیتونم.
فقط یه دقیقه به من فرصت بده.
بیمار منو روی فوروزماید شروع کردی؟
آره. آمار اکسیژنش داشت میومد پایین.
اون نارسایی مزمن کلیه داره.
آزمایشاتش رو چک کردم. به نظر میرسید میتونه تحمل کنه
یه ادرارآوری ملایم رو.
اون قبلاً روی یک مهارکننده ACE بود.
تو فقط ریسک کلیوی رو دوبرابر کردی.
به همین دلیله که من روی وازوپرس شروع کردمش.
اون فشار خونش رو بالا برد ولی بهش رسیدگی نکرد.
نارسایی قلبیش یا کسر جهشی پایینش رو.
پس اون چی نیاز داشت دکتر کلارک؟
اصلاً میدونی داری چیکار میکنی؟
یک اینوتروپ.
حالا باید به دخترش توضیح بدم
چرا یه لوله تو نایاش فرو کردن
وقتی امروز صبح داشت سر پیچ میپیچید
لوسی! ۷.۰، اتیومیدیت و ساکس. فوری!
اینجا سطح حرفهایهاست، برایان. اگه قراره
کارت در حد آماتورها باشه، حداقل کاری که میتونستی بکنی
این بود که وقتی داری یکی از بیمارای منو پوشش میدی، باهام مشورت کنی.
خب، همه که نمیتونیم به باهوشی شما باشیم.
نه. برای همین بهم زنگ میزنی.
فکر میکنم میتونی اینتوباسیون رو انجام بدی؟
خب، بهش چی گفتی؟ هیچی.
نمیدونم چقدره که تو این فرقه زندگی میکنه
یا گروه مذهبی، یا هرچی که هست.
یا راجع به پزشکی چی میدونه.
No comments yet. Be the first to leave one.