The first 200 lines.
امروز قرار نیست بمیری
ببین، فقط یه مار زنگی نیشم زده
و اگه توی یخچال ماشین پادزهر داشتیم مشکلی نبود
به جای بسته رنگارنگ یخمکهای تو
از برند اوتر پاپ
خدایا، اگه شوهر کاریم رو بکشم
من شوهر کاری تو نیستم
دیگه هیچوقت شوهر کاری دیگهای نمیگیرم، فرانک
پادزهر رو داریم از هر نوعش گرفتیم
پس با خیال راحت روی عروس دریایی هم بشین
فکر کنم باید سم رو بمکم بیرون
فکر نکنم اینطوری کار کنه
ولی اگه حتی یه درصد احتمال داره
که جواب بده، باید امتحان کنم
به محل قرار رسیدیم !شما کجایین؟
تقریباً رسیدیم
مواظب باش، اوم
میدان دیدم مثل قبل نیست
میدان دیدش !مثل قبل نیست
داریم میایم !طاقت بیار فرانک
میشه عجله کنین؟
شرد بیشتر از خود مار از دندونهاش استفاده میکنه
و زبونش
༻ کنترل حیوان ༺
حواستونو جمع کنید بچهها
فیونا هولکمب تا پانزده دقیقه دیگه اینجاست
سلطان برند سبک زندگی حامی مالی احتمالی
و قهرمان شخصی من
میخوام همه مشغول به نظر بیان ولی نه هراسون
باشه، فقط مشغول !ولی نه هراسون، باشه؟
همهچی باید بینقص باشه
بتنی رفته شیرینی بگیره
همه متنهاتون رو حفظ کردین؟
آره - صبر کن، متن؟ -
آره، همه متن گرفتن
شرد، این خیلی مهمه
ممکنه بالاخره برای ساختن فضای واگذاری بودجه بگیریم
...و واقعاً لازمش داریم، یعنی
اون دیدارهای آشنایی با حیوونا پشت سطل زباله
واقعاً غمانگیزن
تازه مجبور نیستی با پیرمرد ترسناکی هم سروکله بزنی
که مدام پیشنهاد میده منو بپذیره
آره، بابت اون متاسفم
و من کاملاً متن رو حفظم
من و مایا امروز سر صبحانه تمرین کردیم
خیلی عالیه اون لکه سس تند روی
یونیفرمتت هم از همونجاست؟
میشه یه لباس تمیز بپوشی؟
اوه، آره
ممنون
هی، چرا فرانک مجبور نیست توی این نمایش
خوشنیت شرکت کنه؟
به فرانک مرخصی دادم
کنار پولدارها یه کم تند و تیز میشه
آره
اصلاً کنار همه آدما
!سلام
اوه، فیونا، سلام
اومدی و زود هم اومدی
بله، سلام، سلام - که برای ما عالیه -
سلام
بیا داخل، اینجا اتاق اصلی ماست
قلب تپنده عملیاتمون
و اینها چند نفر از بهترین افسرهای ما هستن
الان؟ - آره -
سرپرست پرایس، اون آمار بهروزشده رو آوردم
که بررسی کنین عالیه -
واگذاریها توی همه دستهها بیشتر شده
و روحیه هم همینطور
بعضیها میگن نمیشه این رو با عدد سنجید
ولی ما میسنجیم، صد
همچنین
همچنین، اوم، بیشتر از همیشه حیوونا رو از خیابون نجات میدیم
که ما رو میرسونه به مشکل شماره یک
ازدحام
ممنون
شرد - چی؟ -
بله، و اوم
به همین خاطر، بعضی وقتها مجبور میشیم
چند تا سگ رو توی یه قفس بذاریم
و فصل بچهگربهها ...مجبوریم
کشوهامون رو با خاک گربه پر کنیم
نه، نمیکنیم - چطور؟ -
نه، نه این کار رو نمیکنیم
توی کشوهامون مدفوع نیست نه کشوی میز، نه شلوار
درسته
واو، بسیارخب، از تلاشی که برای
این ارائه کردین قدردانی میکنم
یه جور صداقت توش هست
میخوام بقیه کلانتری رو ببینم
کی میخواد منو بگردونه؟
من میتونم - شرد -
آره، من
از این طرف مامان - سلام -
ممنون
خانم - ممنون -
چه خبره؟
سلام - سلام، سلام -
افسر پاتل، پشت خط بمونین - فیونا، از آشناییت خوشحالم -
ببخشید، تماس زیاده - سلام -
خدای من، فوقالعادهست
!خیلی جذابه
فقط چند تا نکته دارم قبل از اینکه برگرده
ولی خیلی عالی بود صبر کن، فرانک
سلام، اینجا چیکار میکنی؟
روز تعطیلم دارم میرم پیادهروی
وزنههای رانم رو برمیدارم
وگرنه فقط میشه راه رفتن سربالایی
اوهوم، ولی میدونی الانم خیلی قوی هستی
چرا من تا بیرون همراهیت نکنم؟
بذار بفرستیمت پیادهروی
برو روی کوه
یه خبریه
چی؟
چرا پاتل پیراهن تمیز پوشیده؟
اوه، من دیگه لخت غذا میخورم
و کی عکس رادیولوژی سگی رو برداشته
که وسیله جنسی قورت داده بود؟
چی رو قایم میکنین؟ جواب میخوام
هیچی، هیچ خبری نیست
اسکون و خامه غلیظ آوردم
اوه
آره، باشه فرانک بیا توی دفترم
یعنی میخوای منو بفرستی یه پیادهروی سیکیلومتری؟
قرار نبود اینقدر دور بری
راست میگی، نیمه اول پیادهروی نیمه دوم دوی سرعت
منو قایم میکنی که خوشرقصی کنی
برای یه خانم اشرافیمآب؟
میخواستی بگی خانم؟
فکر کردم امروز تعطیلم پس شاید تیکههام
هنوز خوب جا نیفتادن
حقیقت اینه که فهمیدم کنار آدمای پولدار
یه کم خاردار میشی
یادت هست اون زنی رو که گریهش انداختی چون میخواست
یه سگ نژاد خالص کینگ چارلز اسپانیل بخره؟
آره، توی این کشور سلطنت نداریم
اسپانیل میخوای، یه کوکر آمریکایی بگیر
بریتانیاییها و سگهاشون رو بیرون کردیم
فقط یه سگه فرانک
آره یه سگ با دندونهای افتضاح
نوشیدنی انرژیزای ماسل موجو
برندها مدام برام جنس میفرستن افسر شستها ترکونده
ببین، اینستاگرام دیگه دنبالکنندههام رو با ک حساب میکنه
ک، ویکتوریا
وای
!شستها
آره، این یکی رو نشونم دادی
میتونم یه میلیون بار ببینمش
وقتی یه اینفلوئنسر بزرگ شدی ما آدمای کوچیک رو فراموش نکن
یه لحظه
ماده دوم فهرستشده نقره کلوئیدیه
اوه، اون چیز فوقالعادهست
اگه حتی یه روزی به باردار شدن فکر میکنی
مصرفش نکن
هیچوقت - باشه -
پاتل بهتره بشینی
توی ماشینم نشستم
از افسر شستها خواسته شده
امشب اولین پرتاب رو
توی بازی استالیونهای کوچولوی اورسون انجام بده
تماسهام رو نگه دار، چند ثانیه وقت لازم دارم هضمش کنم
من تماسهات رو جواب نمیدم
این چیز مهمیه؟
بچه که بودم روی تودههای لباس میایستادم
و وانمود میکردم تپه پرتاب ورزشگاه اورسونه
و حالا
میشه واقعاً از این فیلم بگیری؟
میخوام توی شبکههای اجتماعی بذارم
مطمئن شو برچسبش مشخص باشه
وقتی فقط یه پسر کوچولو بودم
توی خونه پدر و مادر مهاجرم -
!نه
میتونم جذاب باشم
ببین، متاسفم، ولی باید پول جمع کنیم
پس لازم دارم همکاری کنی
و این یکی رو فقط روی نیمکت بمونی
تیم وسط لحظه حساس ستارهش رو نیمکتنشین نمیکنه
ببین، باید تمرکز کنیم بازی به بازی پیش میریم
و میتونم این مثال و ادامه بدم
تا خود پلیآف
ممنون بتنی
فرانک، سلام
فکر کردم امروز تعطیلی
هستم، ولی وقتی شنیدم خودِ فیونا هولکمب اومده
مجبور شدم سر بزنم
خیلی طرفدارتم دیدنت افتخاره
خیلی لطف داری و شما؟
با شلوارک
فرانک شاو، افسر ارشد
خب، برنامه بعدیتون چیه؟
شرد قرار بود فیونا رو با خودش گشت ببره
آره - تو هم بیا -
!خیلی دوست دارم
ولی تصمیم رو میسپرم به افسر ناظر پرایس
اجازه هست شلوار بپوشم و همراهشون برم؟
اجازه صادر شد
باشه
!عالیه، ببخشید
حتماً، میدونی با خیال راحت
من فقط با اینها حرف میزنم
No comments yet. Be the first to leave one.