The first 200 lines.
۷۰۰ سال پیش،
تمدنی در آمریکای شمالی پدید آمد
که از پیشرفتهترین تمدنهای جهان بود.
وقتی اسپانیاییها وارد حوضهٔ مکزیک شدند،
به امپراتوری آزتک نگاه کردند
و فکر کردند دارند خواب میبینند.
آزتکها
یکی از قدرتمندترین امپراتوریهای تاریخ را ساختند
و ادعا میکردند موفقیت آن
با جنگی میان خدایان رقم خورده است.
آزتکها از نبردی نهایی سخن میگویند.
این جنگ در فضا رخ میدهد
و دو نژاد بر سر سرنوشت بشر میجنگند.
آیا ممکن است داستان آزتکها
حقیقتهایی عمیق
دربارهٔ گذشتهٔ باستانی بشر در خود داشته باشد؟
خدایانی که آزتکها میپرستیدند
از ستارگان به زمین آمده بودند.
آیا این خدایان غیرزمینی در واقع
فرازمینیهایی از گوشت و خون بودهاند؟
دروازهای
در جهان هستی وجود دارد.
پشت آن، وعدهٔ حقیقت نهفته است.
ما را وادار میکند همهچیز را زیر سؤال ببریم
هرآنچه تاکنون به ما آموختهاند.
شواهد همهجا پیرامون ماست.
آینده درست جلوی چشمان ماست.
ما تنها نیستیم.
هیچوقت تنها نبودهایم.
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
از ارتفاعات مرکز مکزیک
تا جنگلهای کاستاریکا
منطقهای گسترده شده که تاریخدانان «مزوآمریکا» مینامند.
این منطقه تا قرن شانزدهم میلادی
برای اروپاییها تا قرن ۱۶ میلادی کاملاً ناشناخته بود،
اما مزوآمریکا را
یکی از گهوارههای تمدن میدانند؛
جایی که فرهنگهای بسیاری پدید آمدند و قرنها شکوفا شدند.
مزوآمریکا تاریخی بسیار طولانی دارد.
کل این تاریخ حدود ۳۰۰۰ سال است،
و از حدود ۱۸۰۰ پیش از میلاد
با اولمکها آغاز میشود.
اولمکها عموماً
نخستین تمدن مزوآمریکایی دانسته میشوند.
آنها نخستین مردمی بودند که
معماری عظیم و برجسته ساختند.
اولمکها بسیاری از چیزهایی را پایه گذاشتند
که فرهنگهای بعدی به کار گرفتند.
مثلاً خدایانی داشتند،
مثل خدایان باران
و خدایان دیگر که
در تمدنهای بعدی هم
به شکلهایی مشابه یا حتی یکسان دیده میشوند.
پس از بسیاری جهات، آنها را
فرهنگ مادر مزوآمریکا میدانند.
اندکی پس از ظهور اولمکها
پادشاهی میشتک در ۱۵۰۰ پیش از میلاد شکل گرفت.
بعد مایاها آمدند و ساخت شهرهای عظیم را آغاز کردند
در شبهجزیرهٔ یوکاتان، حدود ۷۵۰ پیش از میلاد،
پس از آن پادشاهی زاپوتک
در ۵۰۰ پیش از میلاد شکل گرفت،
و بعدتر تولتکها
حدود سال ۸۰۰ میلادی پدیدار شدند.
از معماری عظیم گرفته
تا آیینهای مذهبی پیشرفته،
تجارت دوربرد
و شهرسازی گسترده،
همهٔ اینها
بهدست تمدنهای مزوآمریکا توسعه یافت.
اما در سال ۱۳۲۵،
تمدن تازهای در منطقه پدید آمد
که از همهٔ پیشینیانش قدرتمندتر شد.
آنها آزتکها بودند.
آزتکها مردمی کوچنشین بودند
که از بخشهای شمالی مزوآمریکا میآمدند.
پس از قرنها سرگردانی در شمال،
بهسوی درهٔ مرکزی مکزیک حرکت کردند.
امپراتوری آزتک در ۱۳۲۵ آغاز شد.
در صد سال بعد آن را گسترش دادند.
نفوذشان ناگهان از مرکز مکزیک
تا هندوراس در جنوب کشیده شد.
بر زاپوتکها، تاراسکانها و مایاها اثر گذاشتند.
نفوذشان تا دورترین مرزهای دنیای شناختهشدهشان رسید.
مردم آزتک
تنها امپراتوری کاملاً مستند مزوآمریکا را ساختند.
امپراتوری یعنی حکومتی
که دولتهای دیگر را زیر سلطه میگیرد.
آنها فاتحانی خشن بودند.
نخستین فرهنگ واقعاً توسعهطلب منطقه بودند.
اول تمام مرکز مکزیک را گرفتند.
بعد به پوئبلا رفتند.
سپس اوآخاکا را تصرف کردند.
در آن زمان میشتکها و زاپوتکها
قرنها در صلح نسبی کنار هم زندگی کرده بودند.
اما آزتکها به آنجا آمدند
و نهفقط منطقه را گرفتند،
بلکه نام همهٔ شهرها را عوض کردند.
و این روند را
تا ارتفاعات گواتمالا ادامه دادند.
امپراتوری آزتک قدرت عظیمی داشت.
توانسته بودند شبکهای
میان این شهرها ایجاد کنند و
تمدنی بسیار پیشرفته بودند
با توانایی فناوری بیشتر،
یا دستکم توانایی چشمگیر در ساخت هرم.
ریاضیات و اخترشناسی در مرکز
فرهنگ آزتک قرار داشت
و نشان میدهد آنها رصدگران بزرگ ستارگان بودند.
ریاضیات و دانششان
برای زمان خود بسیار پیشرفته بود.
با گسترش سرزمینها، امپراتوری آزتک شکوفا شد.
شبکههای تجاری گسترده ایجاد کردند،
سامانهٔ پیشرفتهای برای شمارش ساختند
و نظام قضایی پیچیدهای پدید آوردند.
از میان ویژگیهای فراوانی که
شکوه فرهنگ آزتک را نشان میداد
میتوان به اقتصادی اشاره کرد
که تا دورترین نقاط مزوآمریکا میرسید
تا کالاهای کمیاب به دست آورد.
سامانهٔ سیاسیای داشتند
که اشراف را از مردم عادی جدا میکرد.
و ویژگیهای بسیار دیگری هم بود
که این تمدن شگفتانگیز را تعریف میکرد.
گوهر درخشان تاج امپراتوری آزتک
پایتختشان بود که
در همان جایی ساخته شد که امروز مکزیکوسیتی قرار دارد.
نامش تنوچتیتلان بود؛
کلانشهری باشکوه و شناور
روی دریاچهٔ تسکوکو.
تنوچتیتلان در اوج شکوه
احتمالاً بزرگترین شهر جهان بود.
حدود ۱۵۰ تا ۲۰۰۰۰۰ نفر جمعیت داشت.
بزرگتر از پاریس.
روی جزیرهای در میانهٔ دریاچهٔ تسکوکو قرار داشت.
این کلانشهر جزیرهای
با چهار گذرگاه اصلی به خشکی متصل بود
که رفتوآمد و تجارت را ممکن میکرد.
تمام گذرگاههایی که از شهر جزیرهای پایتخت
به خشکی میرفتند
در دو طرفشان باغ پشت باغ بود.
وقتی در شهر قدم میزدید،
از میان منظرهای گیاهشناختی و بسیار زیبا عبور میکردید.
تعداد آبراهها از مسیرهای پیاده بیشتر بود.
هر کسی که در شهر زندگی میکرد
بیرون خانهاش قایقی داشت، مثل ماشین امروزی.
وقتی آزتکها پایتختشان تنوچتیتلان را
در آن دریاچه ساختند،
هرمها و سازههای دیگری بنا کردند
که با خوشهٔ پروین
و سیارات و سامانههای خورشیدی دیگر همراستا بودند.
در اوج قدرت، امپراتوری آزتک
بیش از ۸۰۰۰۰ مایل مربع را کنترل میکرد
و بیش از پنج میلیون نفر را زیر سلطه داشت.
آزتکها نهتنها یکی از بزرگترین تمدنهای
جهان بودند، بلکه از ترسناکترینها هم بودند.
این شهرت از آیینی مذهبی و گسترده میآمد
که هم ترسناک بود و هم اسرارآمیز:
قربانیکردن انسان.
معبد اصلی شهر تنوچتیتلان
که ما آن را «تمپلو مایور» مینامیم،
در واقع معبدی دوگانه بود.
یک سمت به اویتسیلوپوچتلی، خدای جنگ، اختصاص داشت
و سمت دیگر به تلالوک، خدای باران.
پس جایی مرکزی در شهر بود.
تمام جشنهای مهم
در پای آن و اطرافش برگزار میشد،
اما اصلیترین و مهمترین کارکردش
قربانیکردن بود.
هنگام افتتاح این هرم،
بیش از ۲۰۰۰۰ مرد، زن و کودک
برای خدایان قربانی شدند.
منطقشان این بود که خدایان به خون نیاز دارند
تا نظم جهان حفظ شود
و همهٔ خدایان خشنود بمانند.
آزتکها جهان را
جایی میدانستند که میان نظم و آشوب سامان یافته است.
و باید خدایانشان را راضی نگه میداشتند.
بنابراین قربانیکردن انسان بهطور منظم
بخشی از بیان و آیین مذهبی آنها بود.
اما اگر آزتکها خود را مجبور میدیدند
برای راضیکردن خدایان انسان قربانی کنند،
چه کسی این را به آنها آموخته بود؟
نظریهپردازان فضانوردان باستانی میگویند
پاسخ را میتوان با بررسی
صدها سند تاریخی آزتک
که تا امروز باقی ماندهاند یافت؛
اسنادی که از موجوداتی قدرتمند میگویند
که از ستارگان آمده بودند.
گروهی از تاریخدانان که همکاری نزدیکی
با موزهٔ ملی مردمشناسی دارند
خبری باورنکردنی اعلام میکنند.
آنها سه متن آزتکی را به دست آوردهاند که پیشتر هرگز دیده نشده بود؛
متونی به نام کُدِکس که
صدها سال در آرشیو یک خانواده پنهان بودند.
اسنادی دربارهٔ زندگی و تاریخ آزتکها داریم.
به آنها کدکس میگوییم.
نمونههایی که در مکزیک
به شیوهٔ خودشان ساخته میشد کتابهای آکاردئونی بودند.
از یک تکه کاغذِ پوستِ درخت آماته ساخته میشدند
No comments yet. Be the first to leave one.