Ancient Aliens

Ancient Aliens

Download Farsi/persian Subtitle

Season 21

Release info

Ancient Aliens S21E16 1080p WEB h264-EDITH Filamingo Fa
A Commentary by filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Published on: 2026-08-23
Downloads: 0
Hearing Impaired: No

Farsi/persian subtitle preview

The first 200 lines.

‏خدایانی قدرتمند با فناوری پیشرفته.

‏اودین بر تختی می‌نشست

‏که با آن می‌توانست همه‌چیز را ببیند.

‏موجوداتی عجیب که سلاح‌هایی ‏خارق‌العاده می‌ساختند.

‏کوتوله‌ها همان‌هایی بودند که

‏نیزهٔ اودین و چکش ثور را ساختند.

‏و توصیف دروازه‌هایی در زمان و فضا.

‏بیفروست شاید نوعی بیان افسانه‌ای

‏برای توضیح یک کرم‌چاله بوده باشد.

‏افسانه‌های باستانی نورس

‏مثل داستان‌های علمی‌تخیلی امروزی‌اند،

‏اما آیا ممکن است روایت‌هایی ‏از موجودات فرازمینی باشند

‏که حتی امروز هم به سیارهٔ ما سر می‌زنند؟

‏تماس‌گیرندگان امروزی از برخوردهایی می‌گویند

‏که دقیقاً با اساطیر نوردیک مطابقت دارند.

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی ‏«فیلامینگو» ‏تقدیم می‌کند

‏در شمال اروپا سرزمینی قرار دارد

‏با آبدره‌های چشمگیر و جنگل‌های ‏انبوه، به نام اسکاندیناوی.

‏بر اساس بیشتر تعریف‌های امروزی،

‏اسکاندیناوی شامل کشورهای دانمارک،

‏نروژ، سوئد،

‏فنلاند و ایسلند است.

‏و قرن‌ها پیش، این سرزمین ناهموار

‏مردمانی مقاوم و اسرارآمیز را پرورش داد

‏که نورس نامیده می‌شدند.

‏در اوایل عصر برنز،

‏شماری از اقوام ژرمنی به سمت

‏این شبه‌جزیره، یعنی ‏شبه‌جزیرهٔ اسکاندیناوی، آمدند.

‏اما آنجا با مردمانی ‏کاملاً متفاوت روبه‌رو شدند

‏که فرهنگ و زبانی بسیار متفاوت داشتند.

‏سرانجام این گروه‌ها با هم آمیختند

‏و به قوم نورس تبدیل شدند.

‏سال‌های زیادی،

‏نورس‌ها مردمانی صلح‌جو بودند

‏که با کشاورزی،

‏ماهیگیری و شکار روزگار می‌گذراندند.

‏اما این وضع به‌شدت تغییر کرد

‏وقتی در قرن هشتم میلادی ‏وایکینگ‌ها ظهور کردند.

‏«وایکینگ» اصطلاحی برای ‏دزدان دریایی اسکاندیناویایی

‏و مهاجمانی است که در تاریخ ‏جهان اثری ماندگار گذاشتند

‏از اواخر سدهٔ ۷۰۰ تا اوایل سدهٔ ۱۰۰۰ میلادی.

‏یک نکته را باید بدانیم:

‏وایکینگ‌بودن از نظر فنی یک حرفه بود.

‏این نامِ همهٔ مردمی که ‏آنجا زندگی می‌کردند نبود.

‏پژوهشگران آن مردم را نورس می‌نامند.

‏وایکینگ‌ها کسانی بودند که برای غارت

‏و تجارت به سفر می‌رفتند.

‏وایکینگ‌ها با کشتی‌های دراز و هراس‌انگیزشان

‏اروپا را به وحشت انداختند.

‏می‌توانستند تقریباً هر جا حمله کنند

‏و ظاهراً بدون هیچ هشدار قبلی.

‏کشتی‌های دراز وایکینگ‌ها برای سفر

‏در اقیانوس‌های آزاد فوق‌العاده بودند…

‏…اما در رودخانه‌ها و ‏اعماق خشکی هم پیش می‌رفتند.

‏عملاً هیچ‌کس انتظار آمدن این‌ها را نداشت.

‏مردم بی‌دفاع بودند. شهرها بی‌دفاع بودند.

‏صومعه‌های پر از طلا هم بی‌دفاع بودند.

‏پس وقتی این یورش‌ها شروع شد،

‏همه غافلگیر شدند.

‏وایکینگ‌ها توازن قدرت را

‏در سراسر اروپا کاملاً بر هم زدند.

‏اما با وجود شهرتشان

‏به‌عنوان فاتحانی بی‌رحم،

‏وایکینگ‌ها بازرگانان ماهری هم بودند

‏و مسیرهای تجاری‌ای ایجاد کردند

‏که به هر گوشهٔ نقشه می‌رسید.

‏وایکینگ‌ها هم به شرق می‌رفتند، هم به غرب؛

‏به فرانسه و سپس اسپانیا

‏و از آن مسیر به مدیترانه…

‏…و از سوی دیگر به شرق، به ‏سرزمینی که بعدها روسیه شد

‏و تا جاهایی مثل قسطنطنیه پیش می‌رفتند.

‏آثار بلندمدت عصر وایکینگ‌ها ‏بسیار گسترده است.

‏تأثیر زبانی عظیمی

‏بر زبان‌هایی مثل انگلیسی و فرانسوی گذاشتند.

‏در اروپای شرقی هم تأثیر سیاسی بزرگی داشتند؛

‏مثلاً نام روسیه از

‏نام قبیله‌ای از وایکینگ‌های سوئدی گرفته شده

‏که به آن بخش از اروپای شرقی حمله کردند.

‏امپراتور بیزانس محافظان وایکینگ داشت.

‏وایکینگ‌ها در بغداد با ‏بازرگانان عرب تجارت می‌کردند.

‏وایکینگ‌ها به دنیای جدید هم رفتند

‏و دست‌کم تا کانادای امروزی را کاوش کردند.

‏آن‌ها به سراسر جهان رسیدند.

‏عصر وایکینگ‌ها فقط ۳۰۰ سال دوام داشت؛

‏از میانهٔ قرن هشتم تا قرن یازدهم.

‏اما با وجود دستاوردهایشان،

‏هنوز بخش زیادی از زندگی ‏نورس‌ها در هاله‌ای از راز است.

‏برخلاف دیگر فرهنگ‌های آن زمان،

‏آن‌ها سوابق مکتوب مفصلی

‏از تاریخ خود به جا نگذاشتند.

‏در عوض، کتیبه‌های کوتاهی ‏با رون‌ها می‌نوشتند.

‏رون‌ها

‏شکل اولیه‌ای از خط وایکینگ‌ها بودند.

‏بیشتر برای حکاکی روی سنگ به کار می‌رفتند،

‏برای همین سنگ‌های رونی زیادی می‌بینیم.

‏اما نوشتن با رون‌ها نسبتاً دست‌وپاگیر بود،

‏پس نوشته‌ها معمولاً کوتاه می‌شدند.

‏مثل ادبیات مکتوبی که بعدها داریم نبود.

‏بخش زیادی از تاریخ نورس ناشناخته ماند

‏تا حدود ۳۰۰ سال پس از پایان عصر وایکینگ‌ها.

‏اگر آن دو کتاب نبود، ‏تقریباً هیچ نمی‌دانستیم؛

‏دو «اِدا» از ایسلند قرن سیزدهم.

‏کتاب اول را یکی از سران ایسلندی

‏به نام اسنوری استورلوسون نوشت.

‏حدود دههٔ ۱۲۲۰،

‏او «اِدای منثور» را نوشت

‏تا میراث و داستان‌های کهن را حفظ کند.

‏در همان قرن سیزدهم در ایسلند،

‏فردی که هویتش را نمی‌دانیم

‏کتابی نوشت که امروز «اِدای منظوم» می‌نامیم.

‏این کتاب حدود ۳۰ قطعه از ‏آن شعرها را در بر دارد

‏دربارهٔ خدایان پیش از مسیحیت و

‏قهرمانان نورسِ پیش از مسیحیت،

‏که کسی برای حفظشان آن‌ها را نوشته،

‏چون به نظر می‌رسد بسیاری از آن‌ها

‏قرن‌ها به‌صورت شفاهی منتقل شده بودند.

‏اِداها برای تاریخ‌نگاران

‏شرح‌های مفصلی از فتوحات وایکینگ‌ها،

‏تبار پادشاهان

‏و حتی آیین‌های مذهبی فراهم کرده‌اند.

‏همچنین جهان را با

‏سنت اسطوره‌ای غنی نورس‌ها آشنا کردند؛

‏با کوتوله‌ها،

‏غول‌ها، الف‌ها

‏و انواع موجودات خیال‌انگیز.

‏اما در اساطیر نورس، خدایانی به ‏نام آسیر جایگاه اصلی را دارند

‏که هرکدام بر جنبه‌هایی ‏از هستی فرمان می‌رانند.

‏رهبر این مجموعه، خدایی ‏یک‌چشم به نام اودین است.

‏اودین شخصیتی پیچیده دارد.

‏او خدای جنگ و مرگ است

‏اما خدای شعر و حافظه هم هست.

‏هم شور جنون‌آمیز نبرد را برمی‌انگیزد

‏و هم شور آفرینندگی را.

‏یکی از سرگرم‌کننده‌ترین خدایان، لوکی است.

‏بعضی او را خدایی حقه‌باز می‌دانند

‏و اغلب در تلاش است دیگران را فریب دهد.

‏و فریب، بخش بسیار مهمی از جنگ است.

‏فریر خدای باروری نورس بود.

‏و خواهرش فریا،

‏الههٔ عشق بود.

‏ثور یکی از خدایان اصلی

‏در اساطیر نورس است.

‏او خدای رعد و خدای آذرخش است.

‏یکی از بنیادی‌ترین نمادهایش

‏که بارها می‌بینیم، چکش اوست.

‏به نظر می‌رسد چکش ثور ‏نمادی محافظتی بوده است.

‏مردم اغلب آن را دور گردنشان می‌انداختند

‏به‌شکل گردنبند، برای محافظت.

‏امروز خدایان نورس صرفاً

‏شخصیت‌هایی در افسانه‌های ‏باستانی دانسته می‌شوند،

‏اما برای وایکینگ‌ها،

‏کاملاً واقعی بودند.

‏خدایان نورس جدا از جهان نبودند؛

‏بخشی از همین جهان بودند.

‏فقط صبح‌های یکشنبه ستایششان نمی‌کردند.

‏مردم با آن‌ها رابطه‌ای دوسویه و مداوم داشتند

‏که با آیین‌های قربانی حفظ می‌شد.

‏شما چیزی به خدایان می‌دادید ‏تا آن‌ها هم چیزی به شما بدهند.

‏مثلاً حیوانی قربانی می‌کردید،

‏به امید اینکه خدایی که قربانی برایش بود

‏هدیه‌تان را بپذیرد و ‏بگوید: «از او خوشم می‌آید.

‏می‌خواهم چیزی به او بدهم.»

‏وایکینگ برای ثور قربانی می‌کرد

‏و برای سفرش آب‌وهوای مناسب می‌خواست.

‏اسب، سلاح

‏و گنجی را که در نبرد به دست آورده‌اید ‏قربانی نمی‌کنید مگر اینکه باور داشته باشید

‏خدایانی هستند که این ‏قربانی‌ها را دریافت می‌کنند.

‏در سراسر سرزمین‌هایی که سفر می‌کنید ‏برای الهه‌ها محراب نمی‌سازید

‏مگر اینکه واقعاً

‏به ساختن رابطه‌ای دوسویه

‏با آن الهه‌ها باور داشته باشید.

‏یافته‌های باستان‌شناسی هم ‏آشکارا این را تأیید می‌کنند؛

‏محوطه‌های قربانی، گورستان‌ها و موارد مشابه.

‏اسکاندیناویایی‌ها بی‌تردید فکر می‌کردند

‏خدایان واقعاً وجود دارند.

‏لزومی نداشت آن‌ها را صرفاً استعاره بدانند.

‏در حالی که پژوهشگران جریان اصلی معتقدند

‏باور عمیق اسکاندیناویایی‌ها ‏به وجود خدایانشان

‏صرفاً مسئله‌ای ایمانی بوده،

‏نظریه‌پردازان فضانوردان باستانی می‌پرسند

‏آیا ممکن است این موجودات ‏قدرتمند واقعاً وجود داشته باشند؟

‏و اگر چنین بوده، آیا ممکن است ‏به وایکینگ‌ها کمک کرده باشند

‏تا به یکی از پیشرفته‌ترین کاوشگران

‏و جنگجویان جهان تبدیل شوند؟

‏شاید با بررسی توصیف‌ها

‏از فناوری شگفت‌انگیز خدایان ‏نورس سرنخ‌های بیشتری پیدا کنیم.

‏بیشتر دانسته‌های ما دربارهٔ اساطیر نورس

‏از متن‌های قرن سیزدهمیِ ‏موسوم به اِداها می‌آید.

‏اما آن‌ها تاریخی را روایت می‌کنند

‏که قرن‌ها پیش‌تر آغاز می‌شود.

‏و طبق اِداها،

‏نخستین فرمانروای ناحیه‌ای ‏که امروز دانمارک نام دارد

‏پسر اودین، خدایی به نام شیلدر، بود.

‏برای نظریه‌پردازان فضانوردان باستانی،

‏این موضوع به‌خصوص جالب است، چون با

‏سنت‌های متعدد دیگری در ‏سراسر جهان همخوانی دارد.

‏این تقریباً همان چیزی است ‏که در مصر باستان می‌بینیم.

‏یک عصر طلایی داریم

‏که در آن خدایان روی زمین راه می‌رفتند

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left