The first 200 lines.
آنچه در ...رزیدنت گذشت
هاکینز،مشکلت چیه؟
این همون داروسازیه که
که نسخه اشتباهی رو پر کرده بود
هی،داری چیکار میکنی؟
فیبی موافقت کرد برای ما شنود جاسازکنه
پس ما باید بفهمیم
ما دید خوبی به مجرم خواهیم داشت
پادما چطوره؟ - سر اِیجِی افسرده شده -
اگه من بخوام اهداکننده اسپرم باشم چی؟
جدی نمیگی - چرا که نه؟ -
چون من نمیتونم این رو تحمل کنم
مامان؟
اگه دیر نشده،من میخوام اهداکننده اسپرم باشم
!آره،آره،آره
ولی یه شرط دارم ،اگه قرار این کار رو بکنیم
.نمیخوام فقط اهداکننده باشم
میخوام یه پدر باشم
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
کارول برای ما خیلی محترم بود
میدونم
ممنون که اومدین
خیلی خوشانس بودی که همچین مادری داشتی
همه این شانس نصیبشون نمیشه
آره،آره
باعث افتخارم بود
،با این که میدونست امروز میرسه بلاخره
اصلا شرایط رو آسونتر نکرد براش
هیچی آسونش نمیکنه
هِی،کِید رو ندیدی؟
فکر کردم ممکنه اینجا باشه
...نه،اون
اون یه سری کارها داره
امیدوارم که همهچی خوب باشه
اِیجی،من متاسفم
کاش میتونستم کاری بکنم
ممنون
باید یه زمانی رو بزاریم تا راجب بچه صحبت کنیم
شاید فردا
البته،هرچی زودتر،بهتر
میخوام از همتون تشکر کنم که اومدین
...میدونین
...شماها
تنها خانوادهی من هستین
حداقل برای الان
،وقتی پدرم رو اینجا خاک کردم
سه سال پیش بود،مادرم میخواست
یه درخت بکارم،تا نشونِ قبرش باشه
،اون بهم گفت حتی بعد مرگ
همیشه میخواست کنار اون باشه
بِل؟
رزیدنت فصل پنجم،اپیزود بیست
کارتو خوب انجام دادی
من خوب میشم
وقتی کاری نداشتی،بهم زنگ بزن
امروز عصر میبینمت
خوشحالم برگشتی
افبیآی؟
تا وقتی که بخوام توی چِستِین بمونم
برام بادیگارد میفرستن - خوبه -
تو به این محافظت نیاز داری
آره،ولی راهحل همیشگی نیست
داری چیکار میکنی؟باید بریم سرکار
وسط شب بیدارشدم و راجب وصیتنامهام کنجکاو بودم
که خیلی وقتپیش نوشته بودمش
و الان نیاز داشت که بروزرسانی بشه
مراسم عزاداری همچین تاثیراتی داره
منم باید مال خودم رو بروزرسانی کنم - خب،به نظرمیاد که -
،اگه همین فردا بمیرم هرچی که دارم متعلق میشه
به همسر سابقم - اون قایق رو بهش بده -
خدا میدونه که چشمم دنبالش نیست
موضوع جدیه
قرار نیست بمیری،بهت قول میدم
مردمی که از من جوونترن هر روز روی تردمیل میمیرن
فقط میخوام مطمئن شم مرگم
سودی برای تو جِیک و سَمی داشته باشه
و چون جورجیا از قانون ازدواج چیزی حالیش نمیشه
،سهم تو در این میتونه پیچیده باشه
من هرچی میخوام رو دارم
همشو بزار برای اونها
خب،قصد همچین کاری رو ندارم
خیلیخب،پس بیا ازدواج کنیم
خب،پس راهش اینه
ازم درخواست کردی؟
هیچ...هیچ شام لوکسی در کار نیست؟
هیچ حلقه بزرگی نیست؟
حتی...زانو هم نزدی برام
من خالصانه عاشقتم
ولی برای هیچ مردی زانو نمیزنم
خیلیخب،خیلیخب
...من درخواستت رو شنیدم و دوست دارم که
یه هفته راجبش فکر کنم
تمومش کن - تصمیم بزرگیه -
نظرت راجب یه عروسی بزرگ در
دریاچهی کومو چیه؟ من که خیلی پایهام
نظرم یک مهمونی کوچیک تو حیاط پشتی بود
ما دوتامون قبلا ازدواج کردیم
ساقدوشهام چی پس؟
میخوام که خیلی خاص باشه
همینطورخواهد بود
به همین آسونیه؟
ییمهی پزشکی سالمندان همهچی رو پرداخت میکنه اگه بهشون داستان درستی رو بگی
هفته پیش بهشون گفتم،عصای من اصلا بدرد نمیخوره
من اصلا عصا ندارم
،به همین راحتی
بهم یه اسکوتر جدیده شارژی دادن
که کل پولش رو مالیات پرداختکنان آمریکا پرداخت کردن
بهم یادآوری کن که ویلچرها رو بشمارم
باشه - هی،من دزد نیستم -
ولی فرصتطلبم
،اگه خونهای داشتم
یه دونه از اون صندلیهای پف پفی توش میزاشتم
که برقیان و بهت کمک میکنن که بلند بشی
یه تخت اتوماتیک هم میزاشتم
تنها چیزی که میخوام یه نسخه از طرف یه دکتره مشتاقه،گوگولی
و میدونم از کجا باید پیداشون کنم
آره،ولی نمیخوای یه همچین دکتری
جدی جدی درمانت کنه
خب؛چی باعث شده امروزاینجا باشی؟
...یه جروبحثی داشتم با یه احمقی که
به تازگیا اومده محلهی من
...ما تونستیم مشکلمون رو با یه ساندویچ مرغی که
یه آدمه نیکوکار بهم داد حل کنیم
...سعی کردم خودم خوبش کنم،ولی
این زخم انگار شدیدا عفونی شده
،خب اگه میخوای این بازو رو نگه داری
باید این عفونت رو پاک کنیم
هی،فکر کردم که شاید به یه انرژیزا نیاز داشته باشی
اسپرسوئه سه شاته،با خامهی فندق
ممنون
خب،کِید یه سر و کلهاش پیدا شد
برای همین امروز عصر کاری ندارم
شیفت تو هم تمومه میخوای شام رو باهم باشیم؟
آه،نمیتونم
من یه عمل دیگه دارم
یه شیفت دیگه رو شروع کردی؟
مطمئنی ایدهی خوبیه؟ تو کل شب رو اینجا بودی
این یه کِیس جالبه
از پسش برمیام
لیلا
...آم
باید حرف بزنیم باهم
چی میخوای بگی؟
ما که مشکلی نداریم - منم همین فکر رو میکردم -
،ولی تو کل هفته رو خونه نیمدی
از وقتی هم که نظر دادم که اهداکننده اسپرم
برای پادما باشم،خیلی کم باهم صحبت میکنیم
خیلیخب
...راستشو بگم
هنوز دارم سعی میکنم موضوع رو هضم کنم
باشه
...پس هنوز
هنوز مشکلی هست
لیلا
آمادگی قبل عمل،یالا
الان میام
امشب صحبت میکنیم
به نظرم بهتره انجامش بدیم
این شیفت دومته،دسته؟
مطمئنی کافه نمیخوای؟
آره،آدرنالینم اونقدر بالاهست تا هشیار نگهم داره
اونم برای همچین کِیسی
دوباره سازی ستون فقرات،کِیس جالبیه
مثل ماراتون میمونه
نه همینطوری الکی دویدن
هشت تا ده ساعته
سرسختیتو به چالش میکشه
میتونم یکی دیگه رو جات بزارم
اگه خستهای - نه -
من خوبم
تحت کنترلمه
اون بیمارمونه؟
آره،اَشلی
یه خانوم 24ساله مبتلا به کژپشتی مادرزادی
که از مهرههای سینه تا کمرش شروع میشه
دردش باعث اختلال در کارهای ...روزانش شده،و
اون آدمی نیست که بخواد توسط درد محدود بشه
میشه یکیتون به زن رئیس من بگه
راه رفتن تو شرایط من
بی فایدست؟
حرکت مثل داروئه
عجب حرفی زدی
نائومی همینطور فیزیوتراپیست اشلی هم هست
من باید یه سری یادداشت بنویسم
ولی دکتر دیوی تا محل عمل همراهیتون میکنه
شما اینطوری آشنا شدین؟
فکر کردم قراره تا آخر عمرم ماساژ مجانی گیرم بیاد
ولی به جاش،همیشه باید صحبتهای طولانی بشنوم
هروقت که کونم صندلی رو لمس میکنه
اون همش لم میده روی مبل
به خاطره این که به زور میتونم از روی مبل بلند شم
راست میگی
ما چند ساعت دیگه میخوایم تا تستهای قبل عملتون رو بگیریم
عمل بعدازظهرانجام میشه
به من نگاه کنین دکترساتِن به نظرتون آماده نیستم که بریم تو دل این عمل؟
تو خیلی شجاعی
میدونم این ترسناکه
اون وحشت کرده - ،خب -
بزارین یه امیدی بهتون بدم
این فقط یه ماکت آزمایشیه
No comments yet. Be the first to leave one.