CIA

CIA

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

CIA 2026 S01E01 1080p WEB h264-NESTED
A Commentary by NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Published on: 2026-02-24
Downloads: 82
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫ ‫قسمت اول

‫امشب خوش گذشت.

‫- آره واقعا، نه؟ ‫- اومم.

‫- عاشق اونجام. ‫- آره.

‫خونم اینجاست.

‫چی، همش ماله توئه؟

‫واو، دلم میخواد ‫وکیل طلاقت رو ببینم.

‫اوه، الان زندانه.

‫آره خب، همه وکیلای خوب اونجان.

‫اوه.

‫خیلی معذرت میخوام.

‫اوه، کاره دیگه.

‫ازم شاکی نشو.

‫مریض هات دارن ‫از تو سوء استفاده میکنن.

‫واقعا همینه.

‫[ از لوسیفر این همه آروم بودن ‫در رابطه و دِیت بعید بود 😅 ]

‫یه نفر آمار رو به فدرال ها داده.

‫باشه.

‫بذار ببینم چی دستگیرم میشه.

‫دارم میگم از پلیس نیویورک خبری نیست.

‫ورود اجباری هم نبوده.

‫این دیگه چه جور دستبردیه؟

‫خب، از نوع بی سر و صداش.

‫کاملا سری.

‫خب. حالا چی میدونیم؟

‫۱۵ تا کارمند تو بیمارستانن، ‫۹ نفرشون تو بخش مراقبت های ویژه هستن،

‫خونریزی داخلی، از کار افتادن اعضا،

‫ولی هیچ جراحت خارجی ندارن.

‫اثری از ضرب و شتم نیست.

‫شاید مثل قضیه هاوانا باشه.

‫یه جور سلاح انرژی هدایت شده.

‫هیچ کدوم از کارمندای ‫طبقه های دیگه طوری نشدن.

‫- این یه حمله هدفمند بوده. ‫- اومم.

‫یه نفر دنبال یه چیزی بوده.

‫- اصلا این بالا چیکار میکنن؟ ‫- نمیدونم.

‫و حاضر م شرط ببندم که این یارو

‫- قرار نیست به ما چیزی بگه. ‫- من دیگه شرط بندی نمیکنم.

‫هی، هی، به اون دست نزن.

‫- باشه، مشکلی نیست. ‫- چرا؟

‫سلام، من جوبال ولنتاین هستم، ‫مامور ویژه مسئول

‫دفتر میدانی نیویورک.

‫ایشنون هم مامور ویژه ‫بیل گودمن هستن.

‫و شما؟

‫من مدیر توسعه ‫تجهیزات حساس هستم.

‫بهم گفتن اگه مشکلی پیش اومد، ‫طبق پروتکل عمل کنم.

‫از رئیس امنیتم خواستم به اف بی آی زنگ بزنه.

‫خب، به نظر میاد کار درست رو انجام دادی.

‫میخوای به ما بگی چه اتفاقی افتاده؟

‫رفتم بیرون یه پیتزا بزنم، وقتی برگشتم،

‫آدمهام رو پیدا کردم، کل تیمم رو...

‫آره.

‫یه جوری داشت از گوش هاشون خون میومد.

‫وقتی به کل تیمت حمله شد، ‫تو رفته بودی پیتزا بخوری؟

‫آره.

‫میخوام بدونم چرا این طبقه؟

‫ما روی قراردادهای ‫حساس دولتی کار میکنیم.

‫میلیاردها دلار ارزش دارن.

‫پس یه سرقت بوده.

‫چی بردن؟

‫واقعا نمیتونم بگم، شرمنده.

‫- شرط رو باختم. ‫- بهم کمک کن.

‫فرض کنیم این یه جور ‫حمله با سندروم هاوانا بوده.

‫مظنون ما چطوری تونسته توی طبقه راه بره

‫وقتی بقیه داشتن از پا در میومدن؟

‫سوال خیلی خوبیه.

‫میدونم.

‫مشکل این یارو چیه؟

‫تو کی هستی؟

‫تو که با ما بالا نیومدی.

‫نه، نه، خودم اومدم بالا. ‫از وزارت دفاعم.

‫ما نخواسته بودیم کسی از وزارت دفاع بیاد.

‫خب، من از اون آدمهایی نیستم ‫که کسی بخواد بیاد.

‫هی، به اون دست نزن.

‫اینجا صحنه جرمه. ‫کارت شناساییت رو ببینم.

‫باشه رفیق، گوش کن، ‫سطح دسترسی من انقدر بالاست که

‫واسه رسیدن بهش نردبون لازم داری.

‫- جدی میگی؟ ‫- آره.

‫خب، حالا میبینیم.

‫همین جا منتظر بمون. باشه؟

‫هی، میدونستی وزارت دفاع اینجاست؟

‫چی؟ نه. کجاست؟

‫همون جا.

‫باید این ساختمون رو ببندیم.

‫درها رو قفل کنین!

‫برو! برو سمت در!

‫باشه، حله.

‫میرم پایین. تو برو بالا.

‫منتظر کسی هستم.

‫پس فدرال ها فکر میکنن ‫این پرونده ایه که میتونن حلش کنن.

‫چقدر ناامیدکننده.

‫تقریبا همه چی همین طوره.

‫نمیتونستیم فدرال ها رو دور نگه داریم.

‫تا وقتی که سیستم های ‫ما آمار آدم شما رو گرفتن،

‫رئیس امنیت شرکتشون ‫به پلیس خبر داده بود.

‫من پیداش میکنم.

‫نفوذیتون، آدریان؟

‫آره، آدریان تورس.

‫توی ونزوئلا با هم کار میکردیم.

‫داشت تکنولوژی های جنگی رو ‫واسه کارهای چریکی تغییر میداد.

‫واسه همین وقتی خارجش کردیم،

‫فرستادیمش پیش یه پیمانکار دفاعی.

‫اونها از این اسلحه های ‫لیزری علمی تخیلی میسازن.

‫سلاح های انرژی هدایت شده.

‫خب، به هر حال، ‫فکر کنم یکیش رو روشن کرده

‫و گرفته سمت همکارهاش ‫تا بتونه یه چیزی رو بدزده.

‫این شرکت، تنها کاری که میکنه ‫ساختن وسایل آخرالزمانیه.

‫این بده.

‫خیلی زیاد، آره.

‫باورم نمیشه دارم اینو میگم، ‫ولی یه چاک جدید لازم دارم.

‫یه رابط اف بی آی؟

‫نمیتونیم تو خاک خودمون ‫بدون اجازه اف بی آی عملیات کنیم.

‫چاک بیچاره.

‫میذاشت هر کاری دلت میخواد بکنی.

‫ببین نیکی، من یه نفر رو لازم دارم، هر کی،

‫فقط یه نشان و یه نفسی داشته باشه کافیه،

‫ولی باید سریع بجنبیم.

‫بهترین آدمت رو لازم دارم.

‫آره خب، دارمش.

‫از اون آدمهای پیگیره.

‫انقدر روی پرونده کار میکنه ‫تا ازش سر دربیاره،

‫فرقی نمیکنه چقدر پیچیده باشه.

‫- آدم مطیعیه؟ ‫- نه، نیست.

‫آدم من یه کم کله خره.

‫دوست داره از سمت اشتباه رانندگی کنه.

‫انگلیسیه. داستانش طولانیه.

‫صبر کن، انگلیسیه؟ چطور...

‫آره، اینجا به دنیا اومده، اونجا بزرگ شده.

‫داستانش مفصله.

‫باشه، خب دارم بهت میگم، ‫این همون آدمیه که میخوای...

‫دو دوره تو افغانستان بوده، مدرک حقوق داره،

‫با بالاترین رتبه از دانشگاه میشیگان ‫فارغ التحصیل شده،

‫تو تیم بیسبال دبیرستانش هم ‫بازیکن اصلی بوده.

‫آمار پرتاب هاش چطوره؟

‫اون یه وطن پرست واقعیه.

‫خب...

‫ما رنگ ها رو نمیبینیم.

‫هر کاری ما میکنیم خاکستریه.

‫درسته.

‫آره، بیا تو بیل.

‫بشین.

‫ایستاده راحتم.

‫باشه، خب تبریک میگم، ‫انتخاب شدی تا به

‫یه واحد ویژه مشترک سی آی ای ‫و اف بی آی ملحق بشی.

‫- ببخشید؟ ‫- خواهش میکنم.

‫من واسه همچین چیزی درخواست نداده بودم.

‫اصلا اسم این واحد رو هم نشنیده بودم.

‫خب، پس معلومه دارن ‫کارشون رو درست انجام میدن.

‫چرا من؟

‫اومم، تو توی جرایم سازمان یافته ‫و مواد مخدر کار کردی،

‫همه فن حریفی،

‫و برعکس من، بلدی چطور با مدیرها کنار بیای

‫بدون اینکه یه پاچه خوار تمام عیار باشی.

‫ممنونم، فکر کنم.

‫دیدی؟ خیلی نرم. ‫هیچ وقت فقط نمیگی ممنون.

‫این واحد مشترک، اونها...

‫پرونده های حساس رو قبول میکنن، ‫جایی که دولت آمریکا

‫نیاز به ظریف کاری داره، ضد تروریسم،

‫تنش های دیپلماتیک، خودت که میدونی.

‫این ماموریت چقدر طول میکشه؟

‫- سخت بشه گفت. ‫- اومم.

‫مطمئنم که باعث افتخارته.

‫بیا، اینم مخفیگاهشون. کُدش پشتشه.

‫شماره طبقه نداره.

‫من چی میدونم؟

‫۸، ۱، ۲، ۴.

‫اومم.

‫۸، ۱۲؟

‫اومم.

‫مامور ویژه بیل گودمن، کالین گلس.

‫تو.

‫منتظر کس دیگه ای بودی، نه؟

‫وزارت دفاع، ها؟

‫معلومه که یه جاسوسی.

‫هیچی از زیر دست فدرال ها در نمیره، مگه نه؟

‫بسیار خب، باید تمام وسایل الکترونیکی

‫- و اسلحه هات رو تحویل بدی، لطفا. ‫- من اسلحه ام رو نمیذارم.

‫چرا، میذاری. ‫گوشیت رو هم همین طور.

‫کل اینجا یه منطقه امنه.

‫نمیخوایم هکرها به حرف هامون گوش بدن که.

‫بیا، کلی کار داریم.

‫خب، از این طرف.

‫هر روز همین بساط رو دارین؟

‫نه، من از ورودی مهمان ‫استفاده نمیکنم.

‫بسیار خب، ببین، چطوره اختلافاتمون رو

‫بذاریم کنار و فقط روی پرونده کار کنیم؟

‫نظرت چیه، افسر گلس؟

‫کالین هستم. و این یه پرونده نیست.

‫یه عملیاته.

‫نیکی، جینا،

‫ایشون مامور ویژه بیل گودمن ‫از اف بی آی هستن.

‫ما در واقع تو صحنه ‫این سرقت همدیگه رو دیدیم.

‫- از نظر فنی. ‫- خب، همون هم حساب میشه.

‫جینا گوجیان اینجا ‫یه تحلیلگر اطلاعاتی خبره هست.

‫و این هم نیکی رینارد، معاون رئیس پایگاهه

‫که یه سالی میشه از اون سابقه خفنش

‫به عنوان افسر عملیات های مخفی فاصله گرفته.

‫خوشحالم که پیش مایی، بیل.

‫خب مشکل امروز ما، شرکت تجهیزات حساسه.

CIA subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for CIA

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left