Doc

Doc

Download Farsi Persian Subtitle

Season 2

Release info

Doc US S02E06 Saints And Sinners 720p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-Kitsune
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 2 قسمت 6 Doc 2025 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Published on: 2025-11-13
Downloads: 19
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

قبلاً در «دکتر»

تصادف کردم. خیلی از حافظه‌مو از دست دادم.

قلب دخترمو پس می‌خوام!

بهتره بهشون یه زنگ بزنم. سراغ مایکل حمدا رو بگیرم.

یونوس قبول کرد قلب رو بفرستن. هیئت مدیره از کاری که کردی خبر داره؟

اعتبارمون رو به خطر انداختی.

مهم نیست چقدر کشش دارم بهت. این دیگه نباید تکرار شه.

دنبال یه رابطه جدی نیستم.

تنها چیزی که برات مهمه دنیه.

اون رفته و هنوزم تنها چیزیه که اهمیت داره.

مدام اون گوی برفی لعنتی میاد جلوی چشمم.

تشنج حافظه؟ در موردش خوندم.

پدرت یه شکایت اداری علیه دکتر لارسون تنظیم کرد.

و یک هفته بعد، اون ناپدید شد.

حرف زدن چیزی رو عوض نمی‌کنه.

شاید نه، اما...

سکوت تو هم که چیزی رو عوض نمی‌کنه، مگه نه؟

سرطان داری. ممکنه بمیری.

از من چی می‌خوای؟

فقط دارم سعی می‌کنم این روز رو بگذرونم.

آه. رواقی‌گری.

یه فضیلت که خیلی دست بالا گرفته شده.

آسیب‌پذیری.

اونم یه نوع شجاعت دوست‌داشتنیه.

به علاوه، نمی‌تونی از همسرت انتظار داشته باشی

که تنهایی تمام این درد رو به دوش بکشه.

قدرت رو در تو می‌بینم.

اما یه چیز دیگه هم هست.

من می‌ترسم.

جراحی ترسناکه. سرطان ترسناک‌تر.

نمی‌دونم چطوری از پسش بربیام.

لازم نیست تنهایی از پسش بربیای.

هی. من اینجام.

هی. دوباره برگشتی اونجا؟

آره؟

خبر جدیدی از مرد مرموزت نیست؟

نه. جای درستیه ولی خب...

هیچ خبر جدیدی از اون مرد توی جمعیت نیست.

خب، شاید اصلاً در مورد اون نیست.

منظورت چیه؟

کیتی امروز صبح زنگ زد.

اون می‌دونه که هر روز داری میری اونجا.

اون همچنین می‌دونه چرا اون گوی برفی انقدر برات تداعی‌کننده است.

باشه، ام... می‌خوای بگی چرا؟

نمی‌خواد در موردش حرف بزنه.

اما نگرانه.

و نمی‌خواد هی بری اونجا و دور خودت بچرخی.

باشه، چرا باید در موردش به من دروغ بگه؟

و چرا از طریق تو داره با من ارتباط برقرار می‌کنه؟

از وقتی این مسائل پیش اومده، خیلی حواست پرت بوده.

فکر می‌کنم می‌ترسه که داری به الگوهای قدیمی خودت برمی‌گردی.

خب، من اینطور نیستم.

و خودم مستقیماً باهاش صحبت می‌کنم.

خب، فکر کنم بهتره...

برم خونه.

یه شب دیگه اینجوری باشه، من خودم خوابگردی می‌کنم.

خب، ما می‌تونیم تو این مورد کمکت کنیم.

راستش، یه گروه موسیقی هست که امشب دوست دارم برم ببینمشون.

می‌تونم پروازم رو دوباره عوض کنم.

هیچ فشاری نیست، دکتر.

آره، آره. حتماً. چرا که نه؟ به نظر سرگرم‌کننده میاد.

سلام، هانا. چطوری؟

خوبم، ممنون.

همه چی خوبه؟

مشکلات دخترم.

اون یه نوجوونه.

یکم بیشتر از این حرفاست.

خب، کارورزا.

دکتر هلر امروز دیرتر کشیک داره.

و دکتر ریدلی هم رفته کنفرانس پزشکی.

پس من رو گذاشتن که به شماها رسیدگی کنم.

می‌خوام همه معاینه‌های بیماران‌تون رو بررسی کنم.

هر نتیجه آزمایش غیرعادی رو علامت بزنید. و امروز پرونده‌هاتون باید بی‌عیب و نقص باشه.

امروز عالی به نظر میای.

باشه، باشه.

خیلی خب، خیلی خب، خیلی خب، ممنونم.

باید بیشتر بهم تیر بخوره.

فکر کردم تا هفته دیگه برنمی‌گردی. سلام.

عمراً کنار گود بشینم.

درحالی که دکتر ریدلی با شغلم بازی مرگ و زندگی می‌کنه.

ستاره این لحظه. لطفاً نه.

بریم سراغ کار.

یه کد نارنجی داریم که هر لحظه می‌رسه.

زندانی احتمالاً مسموم شده.

اون یه مجرم سابقه‌داره با سابقه خشونت.

سرقت مسلحانه، حمله شدید، وابستگی به باندها.

اون در اتاق قرنطینه درمان و محافظت می‌شه.

هیچ‌کس بدون رعایت پروتکل‌های امنیتی وارد نمی‌شه.

با افسرهای زندانبانش.

من باهاش کار می‌کنم.

پدر و مادرم هر دو پلیس هستن. می‌دونم چطور با اینجور آدما رفتار کنم.

آروم باش، حالا.

فقط اونجا وای‌نستا! بیا! کمکم کن!

پس اتاق قرنطینه برای شما.

تنگی نفس داری؟

تو سن من، از خیلی چیزا کم دارم.

روزهای مشت‌زنیم خیلی وقته تموم شده.

یه نفس بکش.

زیاد نفس عمیق نمی‌کشی.

این جوش رو از کی داری؟

چند ماه

فشارش بالاست. تو قفسه سینه‌تون درد دارین؟

گاهی این‌ور، گاهی اون‌ور

راستشو بخواین، اخیراً بیشتر اینجاست.

متأسفانه شما واسکولیت پیشرفته دارین.

امیدوار بودم اون اشک‌های خونی نشونه‌ای از خدا باشه.

سیستم ایمنی بدنتونه که به رگ‌های خونیتون حمله می‌کنه.

براتون استروئید شروع می‌کنم تا آرومش کنه.

ولی می‌خوام باهاتون صادق باشم.

تک تک اعضای بدنتون درگیره.

درمانش سخته و

عوارض درمانش حتی از خود بیماری هم بدتره.

اگه این راهیه که خدا برام در نظر گرفته، پس...

باید ببینم به کجا می‌رسه.

خب، امروز من راهنمای شما هستم.

کاملاً مهار شده‌ست.

پس اگه برای قسمتی از معاینه‌تون نیاز داشتین مهارهاشو باز کنین،

من میام داخل.

از بیرون هم حواسم هست.

اگه کوچکترین نگرانی یا مشکلی بود، فقط بهم علامت بدین.

خطرناکه؟

تو حیاط دعوا کردن رو دوست داره.

ولی هیچ‌وقت به نگهبان یا غیرنظامی حمله نکرده.

البته مسموم شده.

پس یکی از دست کاری که کرده ناراحته.

می‌تونین شروع کنین.

سلام مالکوم. دکتر کولمن هستم.

لیدوکائین خوراکی دردتون رو کم کرد؟

آره، درد رفت.

اینطوری چقدر طول کشید؟

دو ساعت.

و فقط از یه سوراخ که بیرون نمیاد.

اجازه میدین معاینه‌تون کنم؟

بفرمایید مرد. من که گاز نمی‌گیرم.

دهنتو باز کن.

هوم... می‌دونی چی بهت دادن؟

نه. حتماً یکی تو صبحانم چیزی ریخته.

حواست از سینی غذات پرت شد؟

هی رفیق، اینجا همه جور حقه‌ای دارن.

سال پیش، یه نفر با پودر له شده‌ی اسپری آسم کشته شد.

تازه دو هفته از حبسش می‌گذشت.

باید بدونم داخل معده‌ات چه خبره.

یعنی باید یه دوربین از گلوت بره پایین تا نگاه کنیم.

ولی اول باید از پشت معاینه‌ات کنم.

نمی‌تونی فقط حرفمو باور کنی؟ - متاسفانه نه.

خب؟ تا اینجا چطور پیش رفته؟

اوه... منتظر اتفاق بد بعدیم.

خب، دکتر ریدلی تو ایمیلش گفته بود امروز زیاد مزاحمت نشیم.

پس فکر کنم منظورش اینه که تو یه رقیب جدی هستی.

اوه. شما چی فکر می‌کنین؟

اوه، مهم نیست من چی فکر می‌کنم.

مهم اینه که تو چرا این مسئولیت رو می‌خوای.

خب، من...

کارآموز دارم که باید بهشون رسیدگی کنم.

می‌تونی به کشیش اولیری یه گرم متیل‌پردنیزولون بدی؟

قراره یه مبارزه سخت رو پشت سر بذاره.

بدون اون نمی‌تونستم طلاقم رو پشت سر بذارم.

دو بار منو از قتل عمد منصرف کرد.

اون یکی از اولین کسایی بود که بعد از تصادفم بهم سر زد.

صبح بخیر.

شنیدم ایمون رو پذیرش کردین. حیف شد.

آره.

مشکلی هست؟ خب معلومه که هر کاری بخواین می‌تونین بکنین،

ولی خواهر یه بیمار؟

خیلی تابلو و خیلی سریع بود.

ایمی، گوش کن... لازم نیست.

من آدم بزرگم.

نمی‌تونم یه عضو تهیه کنم و نمی‌تونم بیمارمو تو لیست بذارم.

فقط شما نیستین. کل بیمارستانه.

یونوس برنامه پیوند ما رو تعلیق کرده.

باشه، خب، این نمی‌تونه اتفاقی باشه.

ما در طول بحران گروگان‌گیری بهشون دروغ گفتیم.

امروز صبح شنیدم، مایکل.

امروز ساعت ۶ یه بررسی رسمی با کمیته نظارت بر اعضای بدن داریم.

فکر کردم مشکلمون حل شده. - ظاهراً نه.

پیوندی در برنامه دارین؟

دکتر هلر یکی برای لیست کردن داره.

و تا الان،

سه تا کاندیدای بالقوه دیگه

که به نظر میاد تا آخر هفته آماده بشن.

خب، من یه جلسه هیئت مدیره برای امروز عصر تنظیم کردم.

می‌تونیم قبل از بازبینی، پاسخ‌مون رو رسمی کنیم.

یه روایت آماده کنین.

حالا چیکار کنیم؟ شما کاری نمی‌کنین.

شما به عنوان شاهد احضار میشین، چون شما اون عضو رو مدیریت کردین.

شما میگین که دستورات منو اجرا می‌کردین.

اونا می‌خوان تو رو قربانی این قضیه کنن.

فکر کنم باید ببینیم چی میشه.

خیلی قشنگ حرف زدی.

من حتی نمی‌دونم چی گفتم.

که اون یه بچه شاد و عمیقاً دوست داشتنی بود.

ببین.

می‌دونم هیچ‌وقت به کلیسای ما نیومدی.

ولی وقتی برگشتی سر کار، اگه یه جای آروم خواستی،

جایی برای فکر کردن،

امید پیدا کنی، کمکی خواستی،

اونجاست.

منم همینطور.

ممنون.

خیلی برامون ارزش داره که همه اینجا بودین.

More Farsi Persian subtitles for Doc

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left