The Keepers

The Keepers

Download Farsi Persian Subtitle

Season 1

Release info

The Keepers S01E06 720p
A Commentary by I Am Legend

Tags

720p
720
Published on: 2019-02-06
Downloads: 49
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

...ما متوجه شديم در آگوست ِ 1994

...شبکه ي تلويزيوني ِ"دبليو جي زي" کليپي از

...گوينده ي خبر "جري تارنر" پخش کرده

...که طي آن تماسي تلفني از يک مرد دريافت کرده

...و در اون گفته شده که اطلاعاتي درباره ي قتل ِ کَتي

و تسبيح ِ گمشده ي او داره

...به ما گفته شد که در اين کليپ ِ خبري

برخي از قسمت هاي اون تماس ِ تلفني هم پخش شده است

...ما هيچ جاي ديگه اي به اين کليپ دسترسي نداشتيم

...پس اميدواريم بتونيم رو يکي از اين نوارها پيداش کنيم

اما همونطور که مي بينيد يک جعبه ي بزرگ از نوارهاي ماه آگوست اونجاست

ببينم چي پيدا ميشه

...در يکي از روزهاي دهه ي 90

درب ِ خانه ي من به صدا در اومد

کارآگاه "تينچر" و کارآگاه "مارل" بودند

يک ضبط ِ صوت همراه خودشون اورده بودند ...و زمانيکه ضبط را روشن کردند

برنامه ي راديويي "جري تارنر" پخش شد

...يک صداي ِ مُبَدِل به گوشم ميخوره

...مردي که تماس گرفته

تا به "جري تارنر" بگه تسبيح ِ خواهر "سسنيک" دست چه کسي است

!چه پُل ِ عجيبي به گذشته ست

...يک صندوقِ مشکي رنگ بود

که اسم ِ "سسنيک" روش بود

و گفت اين تسبيح ِ "سسنيک" بوده

اسم ِ "سسنيک" روي تسبيح بود؟

اسم ِ "سسنيک" روي صندوق بود

...و تنها پس از چند ثانيه

...صحبت با صداي ِ مُبَدِل

...اون اين صدا رو کنار گذاشت و با صداي اصلي خودش صحبت کرد

!و اونجا بود که گفتم : پناه بر خدا ، خودشه

اِد بود

خيلي خب ، ادگار؟

...ميخواستم اينو نشونت بدم اين مَرد رو ميشناسي؟

"مَسکِل"

عکسشو ديدم

اما نمي شناختمش

پس هرگز ملاقاتش نکردي؟

نه

و اين يکي؟

اين "کَتي" ئه

پس ميگي پليس فکر مي کرده کار تو بوده

ميتوني درباره ش حرف بزني؟ اين مال ِ چه زماني بود ، و اونا چيکار کردند؟

نظرشون چي بود؟

فقط يه مشت سوال

در مورد ِ چي؟

کَتي

و اينکه چه بلايي سرش اومده

همون چيزي رو به شما ميگم که به اونا هم گفتم

هيچ اطلاعي ندارم

به خاطرت هست چرا باهات ملاقات کردند؟

همسر ِ سابقم

...پس اگر در مقطعي ، همسر ِ سابقت به پليس گفته باشه که

...تو اونشب غرق ِ در خون به خونه اومدي

يعني داره راستشو ميگه؟

نمي دونم

اين حرف ِ اونه

همسر ِ اولت رو شخص ِ راستگويي مي دوني؟

بله

به خاطرت هست اون شب پيراهنت خوني بوده باشه؟

اوهوم

يادت هست؟

چرا اونوقت؟

دستم آسیب دید

چي؟

دستم آسیب دید

دستت آسیب دید؟

به خاطرت هست چطور اينکارو کردي؟

نه

من ميخوام اين کليپ ِ خبري رو برات پخش کنم باشه؟

...سپس در سوم ِ ژانويه ي 1970

جسد ِ او در زميني در "لندزداون" پيدا شد

پليس چندين سر نخ را دنبال کرده اما هيچکدام از آنها ...به نتيجه اي نرسيده است

...حتي نوار ِ تماس ِ تلفني ِ مردي ناشناس

...که در 1976 به گوينده ي خبر "جري تارنر" گفته است که

از هويت ِ فردي که تسبيح ِ خواهر "سسنيک" را در اختيار دارد با خبر است

...يک صندوقِ مشکي رنگ بود

که اسم ِ "سسنيک" روش بود

و گفت اين تسبيح ِ "سسنيک" بوده

اسم ِ "سسنيک" روي تسبيح بود؟

اسم ِ "سسنيک" روي صندوق بود

پليس چندين سر نخ را دنبال کرده اما هيچکدام از آنها ...به نتيجه اي نرسيده است

اين تو بودي که با "جري تارنر" تماس گرفتي؟

اوهوم

اين صداي تو بود؟- بله-

تو شخصي که تسبيح ِ "سسنيک" دستش باشه رو ميشناختي؟

نه

نه

اين اطلاعات رو از خودت ساخته بودي؟

بله

...ميتوني يکم بيشتر برام توضيح بدي تا

کاملا متوجه بشم؟

چون خيلي با عقل جور در نمياد

با عقل ِ خودمم جور در نمياد

...من فقط ميخوام بفهمم که

...چه لزومي داشته سالها بعد

با يک برنامه ي راديويي محبوب تماس بگيري ...و اطلاعاتي رو بدي که

باعث شه پليس و اقوام ِ مقتول فکر کنند سرنخي به دست اومده

من احمق و نادون بودم

...امکانش هست

خودت اين تصور را در همسر ِ اولت ايجاد کرده باشي که ...در قتل نقش داشتي

در حاليکه اصلا هيچ نقشي نداشتي؟

در ابتدا ، بله

خودم اين باور را بهش دادم

...پس به همين خاطر ما يه جورايي امروز اينجا هستيم

...چونکه تو اين باور را در همسر ِ اولت ايجاد کردي

و اين تماس ِ تلفني باعث ميشه که ديگران فکر کنند تو در اين قتل نقش داشتي

اما نقش...؟ نقش داشتي؟ تو خواهر "کَتي" را به قتل رسوندي؟

نه

هرگونه اطلاعاتي درباره ي قتلش داري؟

خير

من هيچ ارتباطي با اين موضوع نداشتم

سلام

حالت چطوره؟

يه فکري دائما تو ذهنم در جريانه

يعني اينکه ، شماها از اينکه همچين چيزي در جريانه ناراحت نيستيد؟

...و هيچکسي اقرار نمي کنه يک سِريا از اين موضوع اطلاع دارند

شما خيلي منو ياد ِ "کَتي" ميندازيد- ما خيلي صميمي بوديم-

شما مثل ِ "کَتي" ، سرزنده و شاداب هستيد

اين آلبوم ِ عکسيه که مادرم در 18 سالگي ِ"کَتي" بهش داد

کَتي شش سال و نيم از من بزرگتر بود

اون به من حس ِ ويژه ي فوق العاده اي مي داد

اطاقمون مشترک بود

بر خلاف ِ من ، کَتي عاشق ِ خوابيدن بود

...يه روز که بدجوري غرق ِ خواب شده بود

.. من رفتم طبقه ي پايين

...و پودينگ شکلاتي اي که مادرم درست کرده بود را

روي کفش هاي "کَتي" ماليدم

...چون اونقدر خوابيده بود که

مي تونستم کفش هاي راحتيش رو با دسر شکلاتي پُر کنم

...و زمانيکه از خواب بلند شد

...من فقط اونجا نشستم و نگاهش کردم که چطوري

پاشو داخل ِ اون کفش هاي شکلاتي گذاشت

"چي؟"

اگر قرار باشه من سر به سرت بذارم ...بايد جلوتر از تو عمل کنم

و بعدش بايد بفهمي که چطوري ميخواي تلافيشو سرم در بياري

اون هرگز تلافي نکرد

هميشه بهم مي گفت بي قيد و شرط دوستم داره

اينکارو ميتونست بکنه

...و شايد دفعات زيادي امتحانش کردم

اما هيچوقت ِ هيچوقت مُردد نشد

کَتي به من دوست داشتن ِ بي قيد و شرط رو آموخت

مهم نيست چي ميشه ، تو اونا رو دوست خواهي داشت

...مي دونم که زمان ِ زيادي گذشته و درکش براي مردم سخته

و خيلي از مردم حس مي کنند تا آخر عمر نميشه عزادار موند

تو بايد اين مصيبت را فراموش کني

اينطوريا که ميگن نيست شما حقيقتا دلتنگ يکي در زندگيتون ميشيد

...شما دلتنگ اون شخصي ميشيد که

در لحظات ِ مهم زندگي در کنارتون نيست

...و مهم نيست 5 دقيقه گذشته يا 45 سال

چونکه شما هنوزم دلتنگ اون شخص ميشيد و اين فقدان رو حس مي کنيد

...هيچ نيازي به رازداري

مخفي کاري يا لاپوشاني وجود نداره

:وقتي کَتي فوت کرد من گفتم تا زمانيکه من زنده ام ، تو نخواهي مُرد

تو نخواهي مُرد

من فراموش نمي کنم من فراموش نمي کنم

من هرگز به آرامش دست پيدا نکردم ...ساکت شدم

اما هرگز به آرامش دست پيدا نکردم

متوجه ايد؟

من بخاطر ِ والدينم سکوت کردم

...و هميشه بخاطر مادرم دهانم رو بسته نگه داشتم

اما در تمام اين ساليان دلم ميخواست قاتل ِ خواهرم را پيدا کنم

...تمام ِ آگاهي من در ساليان اخير اين بوده که

احتمالا "کَتي" در زمان و مکان ِ نامناسب قرار داشته

يک قتل ِ اتفاقي بوده و پليس هيچ مدرکي نداشته

هيچي پيدا نکردند

...وقتي در اين مورد بحث هاي خانوادگي مي کنيد

...همه گريه شون ميگيره و ناراحت ميشن

:و پدرم هميشه جلوي اين بحث ها رو مي گرفت و ميگفت

"اين حرفا کَتي رو برنمي گردونه"

:و جمله ش اين بود

"مرلين ، اون(کتي) نميخواست تو گريه کني"

...والدينم خيلي حامي ِ من بودند

چون خيلي خيلي دشوار بود

اونا دو تا بچه رو بزرگ مي کردند

...براي همين وقتي مادرم يکسال پيش فوت کرد

...من و "باب" يه دستي به آپارتمانش کشيديم

ولي من دست به سياه و سفيد نزدم چون به محض اينکه ...شروع کردم

تمام ِ اين وسايل رو پيدا کردم

کلي جعبه تو آپارتمان بود

من ميخواستم همه چيزو مرتب کنم

اونجا بود که بريده ي مقالات رو پيدا کردم

...مادرم تمامشو نگه داشته بود

اما به من نگفته بود

اينجا يه مقاله از سال 69 و يه مقاله ي ديگه از دهه 90 وجود داره

اينارو مادرم از روزنامه نگه داشته بود

و براي اولين بار بود که اونو خوندم

...يعني اينکه ، وقتي شما يه همچين چيزي مي خونيد

...درک ِ اينکه چه اتفاقي افتاده براي شما خيلي سخته

...چون شما اينو ميخونيد و انگاري با خودتون ميگيد

"اين ديگه چيه؟"

...هضم ِ اين موضوع خيلي سخته چون که

اين همون چيزي نبوده که من تو اين 45 سال درباره ش فکر مي کردم

من تا زمان ِ مرگِ مادرم اسمي بنام "مسکل" نمي شناختم

...من در جولاي 1997 به اداره ي پليس شهرستان ِ بالتيمور

...ملحق شدم

...و در فبريه ي 2000 وارد ِ يگان ِ قتل و آدمکشي

شهرستان ِ بالتيمور شدم

از اون زمان تا به امروز عضو اين يگان هستم

من آشنايي اي با اين پرونده ندارم ...تازه چند هفته ست وارد ِ اين پرونده ي قتل شدم

دوباره بررسي مي کنيمش

The Keepers subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for The Keepers

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left