The first 200 lines.
سی نما تقدیم میکند
« Stef@n | تــرجمه از تـــورج » telegram: Tooraj_pk
آتیه...
خدایا، ازم محافظت کن
جواب بده، آنر. جواب بده
الو، آنر. نزیمام
بیخیال ساعت شو و به من گوش بده. فردا هیئت مدیره رو جمع کن
باید اینجا باشی
پشت تلفن نمیشه! باید با چشمهای خودت ببینیش
آره
کل دنیا بهمون بودجه میدن، میشنوی چی میگم؟
از هر طرف بودجه میریزه رو سرمون. من قبلاً...
الو؟
باید اونجا رو مخفی کنی، نزیم
هنوز وقتش نیست
تو کی هستی؟ چطوری اومدی داخل؟
چطوری اسم منو...
یه لحظه صبر کن، صبر کنن ببینم، از کجا میدونی چی پیدا کردم؟
پیدا کردن این در سرنوشت پسرته
باز کردنش وظیفه آتیهست
چه زری داری میزنی، زن؟ ارهان همش 7 سالشه. آتیه دیگه کیه؟
وقتی موقعاش باشه همدیگه رو پیدا میکنن
هنوز وقتش نیست
آتیه!
تو کی هستی؟
حالا میدونی کی هستم
کاری که بهت میگم رو انجام بده، نزیم
وقتت کوتاهه
محاکمه آتیه آزگوسو
به جرم قتل خواهرش، شروع شده
عروس تاجر معروف سردار ایلماز
دستگیر شد
در این بین، اوزان ایلماز ادعاهای مبنی بر رابطه نامشروع او...
با قربانی، کانسو آزگوسو رو رد کرد
آتیه آزگوسو، توسط افراد نزدیکش گفته شده که وضعیت روانی بیثباتی دارد
برای ارزیابی مقصری جنایی به بیمارستان فرستاده شده
تا موقع نتیجه گزارش
محاکمه مظنون قتل آتیه آزگوسو به وقت دیگهای موکول شد
در سال 2020، رصدخانه شرق آناتولی
که بزرگترین تلسکوپ در ترکیه را داراست...
وقتش رسیده. آتیه باید پیش در تحول باشه
دختر رو داریم
ولی نمیتونم تو این مدت کم در رو پیدا کنم
اگه آتیه در زمان مناسب اونجا نباشه، همهچی از دست میره
48 ساعت وقت داری
فهمیدم
پیداش میکنم، نگران نباشید
نوبت منه، نه شما!
هانا، چیکار میکنی؟
الان وقتش نیست
اومدم بهت کمک کنم، دلبرم
خیلی وحشتناکه
یعنی، نمیدونم دلم واسه کی بسوزه
حیف بود، ولی آتیه یا دختره مُرده؟
تو چطور میتونی بهم کمک کنی؟ چیزی میدونی؟
اون چیه؟
چیزی که خودت دادیش
این دست تو چیکار میکنه؟
از رو حُسن نیست پسش دادن
پیشنهادی واسه نجات آتیه دارن
تو بودی! تو نمروت هم تو بودی
قضیه چیه؟ واسه کی کار میکنی؟
ببین. این حالت خوبه که، چرا امتحانش نکردیم؟
میکُشمت
فکر نکنم، چون کارهای مهمتری داری
اونا صفحات گمشده رو میخوان. تا 24 ساعت دیگه میاریشون
صفحهها دست من نیست. اونا کیَن؟
اگه میخوای آتیه عزیزت رو نجات بدی 24 ساعت وقت داری
عجله کن
وگرنه آتیه رو هم باید دفن کنی
یالا، همینجوری دراز نکش
کمکم کن
یه کاری کن
یالا، کمکم کن
فقط کمک کن!
هرچیزی که تو بخوای اتفاق میوفته، آتیه
هر اتفاقی افتاده، بخاطر اینه که تو خواستی بیوفته
من خواستم کانسو بمیره؟
نخواستم
مطمئنی؟
اون خواهر من نیست. پرورشگاهیه
این چه جور حرف زدنیه؟ خیلی ناراحت شدم
- نمیخوامش. بهتره بمیره - چی؟
لعنت
نه، کانسو
حالا میدونی چقدر قوی هستی
خواهش میکنم، کمکم کن
اوضاع رو مثل قبل کن
یا بکنش یه کابوسی که بتونم ازش بیدار بشم
به دست خودته
چطور به دست خودمه؟ کانسو مُرده، دیگه تموم شد
در عالم هستی هیچی برای همیشه تموم نشده
فقط تغییر شکل میده
کانسو جایی نرفته
یعنی چی؟
برو به جایی که همهچیز بوجود میان
اونجا پیداش میکنی
منم دارم میمیرم؟
نه
کانسو مُرده. مُرده. غیرممکنه
چرا، ممکنه
چون رضایتی تو ممکنه، آتیه
وقتی زخمهای روحت شروع به خوب شدن کردن...
نرو
راهت رو پیدا میکنی
التماس میکنم، نرو
خواهش میکنم نرو
حداقل بگو کجا همهچیز به وجود میاد
از پسش برمیای
قبلاً اینکارو کردی
عجب!
اون دختر 5 سال باهام کار کرد
بله قربان، اون دختر هردومون رو گول زد
واسه اونایی کار میکنه که این دفتر یادداشت رو دزدیدن
درواقع، همونا دنبال پدرم بودن
دارم بهت میگم، کل این وضعیت بغنجه
دنبال صفحات گمشدهان و فکر میکنم داخل اینن
24 ساعت وقت داریم حلش کنیم. جون آتیه رو تهدید کردن
فکر میکنم رمز تو این اعداده، ولی نمیدونم چطوری یا تو چه ردیفی
این...
موندم مختصات یه نمودار ستاره نیست؟
من به آیات قرآن فکر کردم، ولی به نتیجهای نرسیدم
ببین ارهان،
هرچی پدرت پیدا کرده بوده
خیلی باارزشتر از چیزیه که اول فکر میکردیم
روی این کار میکنم
اینجا رو ببین
این نمودار رو میبینی؟
این عدد رو میبینی؟
ببین. باهم یکیان
نه، بابا...
نمیتونم اینکارو با آتیه کنم
من میرم،
و همهچی رو اعتراف میکنم
اوزان!
بابا، من کُشتمش
- من کشتمش - پسرم، به خودت بیا!
کاملاً هوشیارم، بابا. همش بخاطر تو بود
چی داری میگی؟
ازت خواستم آمبولانس خبر کنی، بعد تو چیکار کردی؟
باید دوباره بهت بگم؟ وقتی رسیدم مُرده بود
نُمرده بود، بابا! داشت تو صورتم نگاه میکرد
چطور امکان داره یکی سرش بخوره به دیوار و بمیره؟
نمیتونستم نجاتش بدم
بعد از اینکه رفتی مُرد! فهمیدی؟
شنیدی؟
هی!
با تو حرف میزنم
دیگه دیر شده بود
حالا، به فکر آینده باش
انگار اصلاً این اتفاق نیوفتاده
نه. من...
حبسام رو میکِشم، به همهچی اعتراف میکنم
باشه
پس گمشو!
برو اعتراف کن!
کل عمرت رو تو زندون بگذرون!
چی میشه اونوقت؟ دختره زنده میشه؟
آتیه چیه؟
باید قبل از اینکه به همهچی گند بزنی به این فکر میکردی
زندگیم رو وقف این کردم
اصلاً میدونی چه کارهایی کردم تا به اینجا برسم؟
این همه زحمت کشیدم که تو توی زندان بپوسی، که شهرتمون به فنا بره؟
همش میاد جلوی چشمم، بابا. همش چهره کانسو میاد جلوی چشمم
فقط قویها جان سالم به در میبرن
کانسو ضعیف بود
ولی تو، تو اینجوری نیستی
تو قویای
چون تو پسر منی
فراموش میکنی
چند سال بعد، بخاطرش ازم تشکر میکنی
بیا
برو
یه خورده آفتابی نشو
همهچی درست میشه
بهت قول میدم، پسرم
چی شده، مصطفی؟
کجا میری؟
هرچیزی که از من، دخترمون، از همهمون پنهون کردی
باعث نابودی ما شد، سراپ
دیگه نمیخوام ببینمت
مصطفی، خیلی متأسفم
واقعاً متأسفم
فقط میخواستم...
میخواستی ازش محافظت کنی، مگه نه؟ محافظت!
حالا هردوشون رو از دست دادیم
به این میگن محافظت، ها؟
- محافظت اینه؟ - مصطفی، ببین، گوش کن
واسه یه لحظه فکر کردم آتیه اینکارو کرده
اینکه مریضی کنترلش رو ازش گرفته، ولی اشتباه میکردم
- خیلیخب، از سر راهم برو کنار - اشتباه میکردم
- مصطفی، واقعاً... - اینو بگیر! بگیرش. برو کنار
مصطفی
مصطفی، چرا به حرفام گوش نمیدی؟
دارم بهت میگم، خیلی متأسفم. خواهش میکنم!
مصطفی
مصطفی!
اصلاً به جایی نمیرسیم
نقشه، مختصات، حروف، الفبا
شامل هیچکدوم نیستن
No comments yet. Be the first to leave one.