The first 188 lines.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
درِ اصلی پاکه. هیچ عابر یا خودرویی در رفتوآمد نیست.
پاکه.
ورود کامل شد.
دریافت شد.
تا ۳۰ ثانیه دیگه میریم زیرزمین.
هر پنج دقیقه گزارش وضعیت.
چشم.
مارکو، M، سرور طبقهٔ اول زیرزمین رو امن کنید.
بقیهتون دنبالم بیاید سمت مرکز خرید.
چشم، رئیس!
پاسین، عمو و مینهه چی شدن؟
پاسین...
این کارو نکن.
تکون نخور.
همهچی تموم شده.
جیآن دست منه.
آتی رو ول کن.
پاسین، منم.
یه لحظه صبر کن.
- بابا. - آتی؟
حالت خوبه؟
جایی زخمی نشدی؟
خوبم.
خوبم. واقعاً خوبم.
آتی؟ دیگه همهچی درست میشه، آتی!
آتی.
پسرمو نجات دادی.
- ممنونم، جینمان. - نه، تشکر نکن.
از همین حالا، من آدمربای پسرتم.
خوب گوش کن.
دیگه عروسک خیمهشببازی بابیلون نباش.
با محافظت از جیآن، از پسرت محافظت کن.
نذار جیآن بمیره!
یادت باشه، پاسین؛ جون پسرت وسطه.
عمو چی؟
جینمان حالش خوبه، جیآن.
من... بابت همهچی متأسفم.
بعداً همهچی رو برات توضیح میدم.
باید بریم.
زود باش، جیآن.
خوبه، ادامه بده.
- زنده بگیرینش! - برادر!
برو!
برو!
برو!
تفنگ آخری.
محکم بگیر.
مواظب باش.
برو، حلزون کوچولو.
استاد.
استاد!
اون در...
از این طرف باز نمیشه.
خوب گوش کن، جونگ جیآن.
ممکنه یه وقت دستت رو از دست بدی.
اونوقت چی؟ دنبال دستی که از دست دادی نرو.
اونی رو که برات مونده حفظ کن.
باید بریم.
- جیآن کجاست؟ - اون تو.
دستهٔ آخرین رایفل رو بکش.
- میرم دنبالش. - چشم، رئیس!
لعنتی.
تقریباً رسیدیم. باید بلند شی، باشه؟
تقریباً رسیدیم.
برادر.
برادر.
تو... تو اول برو.
- زود باش، جیآن. - اینجوری نمیشه.
بلند شو. دستتو بده.
فقط یه دقیقه باید استراحت کنم.
تقریباً رسیدیم.
برادر، بلند شو.
با هم میریم.
چی؟
هی، عوضیِ احمق! این خندهدار نیست.
در رو باز کن. بازش کن!
برادر، در رو باز کن!
- جونگ جیآن. - در رو باز کن!
- بابت همهچی ممنون. برو زندگی کن. - در رو باز کن!
برادر، خواهش میکنم در رو باز کن! بازش کن!
- هیونگ... - برادر، در رو باز کن!
چند دقیقه دیگه میبینمت.
بسه.
بسه.
نکن.
حرومزاده!
نفوذ شروع شد.
وارد گذرگاه زیرزمینی بشید.
همین الان!
آره، درست جلوی اون یه اتاق کوچیک هست،
مثل مرکز خرید قدیمی.
از اونجا فقط کافیه...
- ...کل مرکز خرید رو آتیش بزنی. - چرا؟
چرا؟
اگه از اون راه فرار کنی یعنی وضعیت اضطراریه
و نباید هیچ ردی جا بذاری.
عقبنشینی!
وای، همه رو کشتی.
جیآن، حالا فهمیدی؟
این همون جهنمیه که باید باهاش زندگی کنی.
خب، سهم من از این معامله چیه؟
اگه بتونی کد قرمزها رو راضی کنی باهامون کار کنن،
سلاح رایگان در اختیارتون میذاریم.
برای هر مأموریت هم درصد جداگانهای از سود میگیرید.
تضمینی.
خیلی دستودلبازانهست.
ولی احتمالاً شنیدین،
من خیلی وقته از این کار کنار کشیدم.
از این همه لطف به یه از ردهخارجشده مثل من دقیقاً چی گیرتون میاد؟ هان؟
ظاهراً همهٔ کد قرمزها از شما حرفشنوی دارن.
برای همین اومدیم.
شما حرکت کنید، همه دنبالتون میان.
و کل اون شبکه اتفاقاً فهرست مشتریهایی رو هم شامل میشه که ما میخوایم.
میفهمم. ولی اون شبکه تا الان از هم پاشیده.
فقط ما خردهپاها موندیم.
اتفاقاً شرکتهای بزرگ از همین میترسن.
استارتاپها و خردهپاهای سمج.
مثلاً مرثهلپِ جونگ جینمان. مدل کسبوکار خوبیه.
حالا که حرف جینمان شد...
اگه بتونید جونگ جینمان یا جونگ جیآن رو بگیرید،
بابیلون هم این هدیه رو به نشونهٔ حسننیت تقدیمتون میکنه.
از این به بعد، همهٔ کد سبزها تحت حمایت ما هستن.
خب، ام...
شما کوساناگی هستین یا جین؟ قاطی کردم.
کرهای هستین یا ژاپنی؟
پول رو پس میگیرین؟
باشه، باشه.
کرهایام. فقط خیلی وقته ژاپن کار میکنم--
یعنی یه زن کرهای هستی که نام خانوادگی ژاپنی داره؟
خانم یون سوجین؟
ملیت که واقعاً مهم نیست، هست؟
- کارمون جهانیه. - معلومه که مهمه.
اونقدرها هم که فکر میکنی ساده نیست.
من نسل سیوهفتم خاندان آنِ سونهونگم
و نوهٔ ارشد خاندان.
آن جونگگون و آن چانگهو هم از نیاکان مستقیم منن.
چی میگی؟ جدی؟
آه. ببخشید.
من هیچوقت اسم ژاپنی برای خودم نمیذارم.
اجدادم برای دفاع از کشورمون جلوی اون حرومزادهها جون دادن.
همهمون باید با هم کار کنیم.
کار، کاره.
نباید مهم باشه کرهایم یا ژاپنی.
که اینجا برای استقلال کره نمیجنگی.
آره، من کی باشم؟ قهرمان نجات کشور که نیستم.
راستش...
از تو خوشم نمیاد.
یه کتشلواریای که انگار عمرش دستش به خون آلوده نشده.
فکر میکنی با پولت میتونی همهچی بخری و دستات هم پاک بمونه.
آره؟ حالمو به هم میزنی.
پشت میز میشینی و زیردستات همهچی رو برات انجام میدن.
عجب.
کرهایهای پست چه کوتهبینن. دیدتون...
چی گفتی؟
هی، خوب گوش کن.
اگه میخوای همچنان از اون گوشتی که اینقدر دوست داری بخوری،
مواظب باش چی از دهنت درمیاد.
میتونم همین الان...
کل اینجا رو با خاک یکسان کنم.
هوم.
بیخیال.
سر یه چیز به این بیاهمیتی.
بافت این گوشت واقعاً میارزه به قیمتش.
آن سونگبوم، موضعتون رو درک میکنم.
همیشه ترسوها زودتر دندون نشون میدن.
بابیلون کسی رو پشت میز نمینشونه...
مگر اینکه قبلاً دستش به خون آلوده شده باشه.
FILAMINGO-MID
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم: ZIMO
پخش بشید و پیداشون کنید.
نور در برابر مرگ...
نور در برابر مرگ...
خوبی؟
از این طرف.
تفنگتو بده.
اونجاست.
K، اطلاعات مهمی دارم.
بله، متوجه شدم. تیم اطلاعات بررسیش میکنه.
نتیجه رو بهتون خبر میدم.
بدون اینکه اول به من گزارش بده، خودسرانه اقدام کرده.
- بهش بگم برگرده پایگاه؟ - نه، اشکالی نداره.
Q میتونه سرگرم گرفتن جونگ جیآن باشه.
ما روی گرفتن جونگ جینمان تمرکز میکنیم.
میریم سرور دیگهٔ طبقهٔ اول زیرزمین رو چک کنیم.
اگه میدونستم این پایین اینقدر کثیفه، این لباس رو نمیپوشیدم.
- هی! - من؟ بله؟
یا خدا.
No comments yet. Be the first to leave one.