Tamara

Tamara

Download Farsi Persian Subtitle

Release info

tamara 2005 1080p webrip ddp 5 1 10bit h 265-ivy
A Commentary by warez
Translated subtitle from English to Persian Tamara 2006 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

webdl
Published on: 2025-11-18
Downloads: 12
Hearing Impaired: No

Farsi Persian subtitle preview

The first 200 lines.

این چاپ اوله

آقای ناتولی

من هرگز... قول می‌دم آروم باشم.

دوستت دارم، تامارا.

آقای ناتولی؟

وایسا!

وایسا!

یا خدا!

چی داره اتفاق می‌افته؟

من هرگز نمی‌تونستم دوستت داشته باشم.

کمکم کن.

بگو دوستم داری. جلوی اونا رو بگیر!

تامارا. تامارا!

تامارا! تامارا! نه!

تامارا! تامارا! نه!

نه. تامارا؟

خوبی؟

موضوع دوگانگی

این ایده که هر کدوم از ما توانایی انجام کارهای بزرگ خوب یا بد رو داریم، همیشه با ما بوده.

از قابیل و هابیل در انجیل، تا فرهنگ عامه مدرن.

اما خیلی‌ها باور دارن که یه شیطان یا یه نیروی شیطانی اون بیرون وجود داره.

که ما رو وسوسه می‌کنه کارهای بد انجام بدیم.

بقیه‌اش باور دارن که این پتانسیل فقط توی وجود هر کدوم از ماست.

سفر به دنیای جادوگری

فکر کنم تو قبلاً این سفر رو کردی.

باید بگم، به نظر میاد سفر واقعاً سختی داشتی.

کافیه!

یه اخراج دیگه، و سال بعد دوباره افتخار تدریس به شما نصیبم میشه.

وقتی میری بیرون، یه نسخه از نشریه رو بردار!

و امتحان دوشنبه یادتون نره.

تامارا؟

یه خبر عالی برای شاگرد ممتاز من دارم.

ازمون خواستن مقالات سرمقاله رو از نشریه کلاسی بفرستیم و بهترینش رو انتخاب کنیم.

یک بار دیگه، با هوش و اشتیاقت تحت تاثیرم قرار دادی.

تبریک می‌گم.

هی، کیشا، این همون هرزه‌ایه که مقاله رو نوشت.

یکی به کنترل حیوانات زنگ بزنه.

یکی از اون سگ‌های مواد‌یاب دوباره از قلاده‌اش در رفته.

دور شو.

سرت به کار خودت باشه.

این دیگه به من مربوطه.

چی؟ چیزی برای گفتن داری؟

بیاید بریم، خانم‌ها.

ما وقت این بدبخت‌ها رو نداریم.

خوبی؟

نگران اونا نباش.

اونا همیشه کله‌خر بودن.

جدی می‌گم. اونا الان فکر می‌کنن خیلی شاخن.

اما ده سال دیگه چاق، تلخ‌کام، طلاق‌گرفته و الکلی میشن.

بیا بریم.

هی، تامارا!

تکون نخور!

تامارا!

تامارا، چت شده؟

تامارا! تامارا برگرد اینجا! اون رفت تو اتاق ناتولی!

هی! اوه!

بذارید یه حرفی باهاشون بزنم. نه، توروخدا!

تامارا، در مورد این آزمایش مواد. تقصیر تو نیست.

مدیران ماه‌هاست دارن براش برنامه‌ریزی می‌کنن.

ببین، اگه کسی اذیتت کرد، می‌خوام بیای پیش من، باشه؟

بابت مقاله متاسفم. من، امم...

من فقط می‌خواستم تشویقت کنم.

خیلی‌ها رو عصبانی کرده.

قبلاً هیچ‌کس منو دوست نداشت و حالا... هی، هی، هی!

نه، این درست نیست. من دوستت دارم.

مطمئنم خیلی‌های دیگه هم همینطورن.

دبیرستان می‌تونه سخت باشه. فقط قوی باش.

این هم می‌گذرد.

داری از جملات معروف ادبی استفاده می‌کنی تا حالمو بهتر کنی؟

من معلم انگلیسی‌ام. جملات معروف سلاح منن.

داره اثر می‌کنه؟

آره، فکر کنم. باشه.

می‌دونی خیلی چیزها به نفع توئه، خانم رایلی.

اگه فقط بذاری مردم ببینن.

تو یه دختر خیلی خاصی.

فقط باید جایگاهت رو تو دنیا پیدا کنی.

وای خدا.

تامارا، خوبه. خوبه. من خیلی احمقم.

تامارا! تامارا! این...

چی؟

حالا هیچی برای گفتن نداری؟

برای نشریه که دهنتو باز کرده بودی، مشکلی نداشتی.

"این که بعضی از ورزشکاران ستاره ما

"دارن از داروهای تقویت‌کننده عملکرد استفاده می‌کنن، رازی نیست.

اما به خاطر موفقیت تیم، مربی سکوت کرده."

مچتو گرفتیم! خفه شو، عوضی!

به لطف تو، مربی خواست من تو یه لیوان دستشویی کنم.

کارت تمومه.

به زودی می‌بینمت، هرزه بی‌بوته.

هی، شاید تو بتونی انجامش بدی و ما نمونه‌ها رو عوض کنیم.

خیلی دیره.

هی. چی شد با مربی؟

برای بقیه فصل نیمکت‌نشینم کرد

چون اون امتحان مزخرفو ندادم

می‌فهمی که ماه دیگه استعدادیاب‌ها میان؟

و من قرار نیست بازی کنم؟

متأسفم. اون عوضی همه‌چیو خراب کرد!

اشکالی نداره عزیزم، اشکالی نداره.

زود اومدی خونه. نمی‌خوام در موردش حرف بزنم، بابا.

کمد نظافتچی نیاز به تمیز کردن داره. بعداً انجامش میدم.

دارم میرم تو اتاقم برای یه مدت. روز خیلی بدی داشتم.

آره، خب، روز منم یه مهمونی چای کوفتی بزرگ بود!

باورتون نمیشه چی دیدم.

تامارا با یه آقای ناتولی داشت قرار می‌ذاشت.

می‌خواست ببوسش و اونم حسابی ضایعش کرد.

شوخی می‌کنی؟

اونم اینجوری بود که، «یه روزی جای خودتو تو دنیا پیدا می‌کنی.»

می‌دونی.

فکر کنم وقتشه به اون بازنده یه درسی بدیم.

هی.

چی شده؟

هیچی.

عزیزم، چی شده؟

تامارا یه کم از من خوشش اومده.

حالش خوب میشه. فکر کنم بیشتر خجالت‌زده شده تا هر چیز دیگه.

این دختر مدرسه‌ای‌ها کِی می‌خوان یاد بگیرن که حریف یه زن واقعی نیستن؟

فکر کنم یه خبری دارم که حالت رو بهتر می‌کنه.

آره؟ اوهوم.

ممکنه مجبور بشیم دوباره دکوراسیون رو تغییر بدیم.

منظورت چیه؟

اوه، نمی‌دونم.

داشتم فکر می‌کردم شاید یه کم صورتی یا شاید یه کم آبی.

جدی میگی؟ اوهوم.

آره. فکر کنم این بار واقعاً موفق شدیم.

اوه خدای من، عالیه!

عالیه.

یو، ایناش.

یو، راجر! چه خبر؟

گوش کن، فردا شب یه مهمونی هست.

یه مهمونی؟ فکر می‌کنی می‌تونی بیای؟

فکر می‌کنم می‌تونم بیام؟

آره، ولی فقط اگه قول بدی دیگه هر چی من میگم رو تکرار نکنی.

ببین، شک و تردیدمو ببخش، ولی...

ما که اصلاً تو یه محافل اجتماعی نیستیم، باشه؟

سال آخره، رفیق!

وقتشه این چرت و پرتای بی‌اهمیت دبیرستان رو بذاریم کنار و یه کم خوش بگذرونیم.

لطفاً بهم بگو الان گفتی «خوشگذرونی». تو کی هستی؟

جسی. چه خبر؟

من سه ماه پیش از لس‌آنجلس اومدم اینجا. هوای تازه عالیه.

ولی اوضاع اجتماعی اینجا افتضاحه.

نه کلابی، نه پارتی شبانه‌ای.

ولی شنیدم که دارن...

ماه دیگه یه رقص سنتی تو انبار برگزار می‌کنن، پس...

خب، حیوونای مزرعه‌ای که توش نیست.

ولی من فردا شب یه مهمونی خیلی باحال دارم اگه خواستی بیا.

حتماً. کلویی هم میاد؟

فکر نکنم بتونم. چی؟

بیخیال! باشه، فکر کنم.

عالیه. راجر همین الان داشت جا می‌زد.

نه نه، من می‌تونم بیام.

عالیه!

آدرس رو بهت زنگ می‌زنم میگم. باشه.

قراره خوش بگذره. یادت که هست خوشگذرونی چیه، نه؟

هی هی هی، یه چیز دیگه.

هنوز تو مرکز سمعی بصری کار می‌کنی، نه؟

تو چت شده، دختر؟

تمام بعدازظهر اینجا بودی.

فکر می‌کنی این مزخرفات جادویی حالت رو بهتر می‌کنه؟

از بین این همه عادت که می‌شد از اون مادر به دردنخورت یاد بگیری...

نتونستی آشپزی یاد بگیری؟

متأسفم.

من سعی کردم باهاش کنار بیام.

گاهی وقتا عشق کافی نیست.

نه.

عشق کافی نیست.

کاری می‌کنم عاشقم بشی.

به سوی نیاکان، که پیش از زمان بودند.

دعاهایم را بشنوید.

خودم را در برابر شما فروتن می‌کنم.

اکنون آماده‌ام تا قربانی مورد نظرتان را تقدیم کنم.

به سوی قدما، که با قدرت‌های...

عشق و کشش آراسته‌اند.

سرنوشت مرا به سرنوشت آنکه می‌خواهم گره بزنید.

بیل؟

و مانند این شعله، همچون ققنوس از خاکستر...

بگذارید دوباره برخیزم تا آنچه را که باید مال من باشد، تصاحب کنم.

عزیزم؟

با یک لمس.

به من قدرت دهید تا دیگران را وادار به اطاعت از دستوراتم کنم.

و کسانی را که سد راهم می‌شوند، نابود کنم.

برای این کار...

قلبم را پیشکش می‌کنم.

روحم را.

خونم را.

آن را به نام شما می‌ریزم.

آره. یه جادوگر دیگه.

داری چیکار می‌کنی؟

الو؟

تامارا؟

چی؟ صدات رو نمی‌شنوم.

موبایلمه. آنتن نمیده.

بیل هستم. مجبور شدم زنگ بزنم

داشتم به حرفات فکر می‌کردم. و می‌خوام بدونی که منم بهت اهمیت می‌دم

این آقای ناتولی نیست

دیروز بهت گفتم که یه روزی جایگاهتو تو دنیا پیدا می‌کنی

من دوست دارم اون جایگاه کنار من باشه

اما خانم ناتولی چی؟

ما مشکل داریم

نمی‌خوام پشت تلفن راجع بهش حرف بزنم. می‌تونی امشب منو ببینی؟

اِم... آره

More Farsi Persian subtitles for Tamara

Comments

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left