The first 200 lines.
در سال ۱۹۵۲ دکتر اف. جان لوئیس
اولین عمل موفقیتآمیز جراحی قلب باز رو با استفاده از هیپوترمی انجام داد.
اوه، کارگاه مدیریت ریسک جابهجا شد.
به سالن کنفرانس... سالن کنفرانس طبقه سوم. امم.
اومم. اوه.
ارزشش رو نداره که کارمون قطع بشه.
نمیدونم. ما قراره... امم.
اگه زود نریم، دیرمون میشه.
از لاین کارپول میریم.
این هفته عالی بود.
منظورم اینه که واقعاً، واقعاً عالی بود. امم.
ولی من با شوهرت کار میکنم.
اگه با هم بیایم، عجیب نیست؟
نه.
مردم به دلایل مختلفی کارپول میکنن.
هوم؟
منظورم اینه که برای محیط زیست بهتره.
با القای حالت هیپوترمیک،
تیم جراحی فرصتی چند دقیقهای ایجاد کرد
تا سوراخ قلب یه دختر پنج ساله رو ببنده.
سوراخ کننده غالب باید در ردیف میانی باشد.
هنوزم رو فرمه.
تخممرغ میخوای؟ اوه، گرسنه نیستم.
باید به بیمارم بگم که سرطانش مرحله چهار هست.
متاسفم.
میخوای در موردش حرف بزنی؟ نه.
پنکیک میخوای؟
آره. آره.
اون یه عمل جراحی مسیر تاریخ بشر رو کاملاً عوض کرد.
دیشب تا دیروقت اینجا بودی؟
مکس و اروین مهمونی نامزدی داشتن.
مشروب و بینگو، و من هر دو رو باختم.
مکسین داره ازدواج میکنه؟ آره.
و من ساقدوشم.
باید امروز لباسم رو انتخاب کنم، پس اگه کسی نظری داره بگه.
آره بابا، من خیلی سرم شلوغ میشه با جکسون آوری کار کنم.
وایسا، تو داری تو بازسازی فلپ DIEP کمک میکنی؟
من یک هفتهست دارم درخواست میدم تو اون باشم.
اوه، خب، اگه کمک میکنه، با یه رزیدنت جراحی پلاستیک میاد که از من متنفره.
آره، کمک میکنه.
اما در حالی که قلب کوچیکش رو تماشا میکردن،
و ناامیدانه منتظر بودن دوباره بتپه، هر اتفاقی ممکن بود بیفته.
تمام کاری که میتونستن بکنن، امیدواری بود.
لازم نیست با من منتظر بمونی. من فقط برای صندلی اینجا هستم.
برش دار. من دیگه دوران نقاهت رو تموم کردم.
آره، فیزیوتراپی و استراحت بیشتر یادت نره.
اینو به بچههام بگو.
هی، ببین کی اینجاست.
صبح بخیر.
سلام.
اوه.
تو... تو، اوه... من رسماً مرخص شدم.
تبریک میگم.
سلام. کَس بکمن.
یادمه. خوشحالم دوباره میبینمت. منم همینطور.
آره.
ما داریم میریم کلاس مدیریت ریسک.
آره. به خاطر همین با هم اومدیم. اومم.
هوم. خب، میدونی باید راه بیفتیم.
باید اون ساعتهای سیامای رو پر کنیم. آره.
خب، امم... از خونه بودن لذت ببر، لینک. هوم.
نمیدونستم نزدیک بکمنها زندگی میکنی.
آره. مطمئن نیستم که اینطور باشه.
عمل کیسه صفرا (کوله) آن شرودر دوباره برنامهریزی شد؟
اوه، ما اون رو دیروز انجام دادیم.
خب، بهتره بگم کوان بیشترش رو انجام داد.
کارش خوب بود. بیمار هم حالش خوبه.
ترمیم فتق تریسا گومز؟
خب، حالا که اتاق عمل دو برگشته، میتونیم چهارشنبه بهش وقت بدیم؟
خب، خوشحال میشه. باشه.
میدونی، میخوام بدونی چقدر سپاسگزارم که برگشتی اینجا.
منظورم اینه، بین جراحیها و آموزشها...
خوشحالم که این کار رو میکنم.
میدونم. ولی ممنون.
حتماً شوخی میکنی. چی؟ همه چی خوبه؟
قبض آبمون این ماه دو برابر شده. اروین دوشهای طولانی دوست داره.
پیشنهاد کردی اون و مکسین با هم دوش بگیرن؟
بیا با ما زندگی کن.
اجاره نمیدی. هزینهها رو نصف میکنیم.
میخوای با شما زندگی کنم؟ ممنون، ولی نه.
خیلی خب. عجله کنید.
یه بیمار از یه حادثه سوارکاری همین الان اومده.
خب، یه اسب میتونه آسیبهای شدیدی به آدم وارد کنه.
جونا نولان؟ آره.
شنیدم حین مسابقه از اسبت افتادی؟
من و وینس داشتیم با هم گرم میکردیم.
وینس اسبته؟ نه، منم.
اسبم به یه نرده گیر کرد و افتاد. جونا درست پشت سرم بود.
سرش به لگام موژو پاره شد. موژو اسبشه.
باشه. بذار یه نگاه بندازم.
آره. ممنون.
و تو چی؟ حالت خوبه؟ فقط یکم کوفتهام.
اوه، من وقتی حال جونا خوب بشه، مسابقه رو تموم میکنم.
باید باز هم معاینه بشی.
منظورم اینه که افتادن از اسب میتونه آسیبهای جدی وارد کنه. اونا حیوونای قدرتمندی هستن.
نه، کاروت خیلی آرومه.
این اسبیه که ازش افتادی؟
اوه، بذار حدس بزنم اون یکی موژو هست؟
آره. خدا رو شکر هر دوشون خوبن.
آره. امم... باشه. خب، به نظر میرسه فقط بریدگی و خراشیدگیه.
خب، حالت خوب میشه.
یکم سرم گیج میره.
اوه. خب، امم... میلین، برای احتیاط بهتره یه مشورت با متخصص مغز و اعصاب بخوایم. باشه؟
من بخیه میزنمش و تمیزشون میکنم. ممنون.
امم، درساژ ۲۰ دقیقه دیگه شروع میشه. فکر میکنی تا اون موقع میتونیم برگردیم؟
میخوام بگم نه.
یادت باشه وقتی اوری به آناستوموز وریدی میرسه...
دوست داره از کوپلر آناستوموتیک استفاده کنه. دو بار گفتیش.
من برای یه موقعیت متخصص اقدام کردم.
توی بخشش تو بوستون، بعد از این فلوشیپ.
تو و احتمالاً صد نفر دیگه.
پدر و مادرم نزدیک اونجا زندگی میکنن و واقعاً به کمک من نیاز دارن.
پس این فرصت منه که تحت تأثیرش بذارم.
نمیذارم خرابش کنی.
منم خوشحالم دوباره باهات کار میکنم.
اوه. کل بیمارستان رو دعوت کردی؟
ما خیلی فلپ DIEP نمیبینیم.
ولی بیمار باهاش مشکلی نداره.
صبح بخیر. کی میتونه ترمیم میلارد روی لب شکری رو برام توضیح بده؟
از برش منحنی شکل با فلپ چرخشی استفاده میکنیم...
از بخش داخلی لب...
و فلپ پیشرونده از بخش خارجی.
درسته، دکتر امم... موهانتی.
کاویتا موهانتی، فلوی پلاستیک.
و یک فلو. عالیه.
من یه بچه پنج ساله تو اتاق عمل چهار دارم که خیلی خوششانسه تو رو داره.
ببخشید؟ من دکتر کمدن رو تو سالن دیدم...
و اون یه دستیار میخواد. پس، لذت ببر.
بقیه، شما با منید. بریم.
دکتر امیلی ریچاردز، به ریکاوری زنگ بزن.
صبح بخیر، پری. صبح بخیر.
انگار ارتش جراحی رو آوردی.
خب، اونا بیشتر تماشا میکنن.
خب، هر چی بیشتر، بهتر.
و شما باید دکتر اوری معروف باشید.
خب، من شنیدم شما هستید که شهرت دارید.
آموزش دادن آتشنشانها خیلی تأثیرگذاره.
اوه. رسمی نیست. چندتاشون میان کلاس اسپین سایکل واریرز من.
اون داره فروتنی میکنه.
نصف بخش فقط به خاطر اونه که هیکلشون رو رو فرم نگه داشته.
باشه، خب، لطفاً منو تحت فشار نذار.
بسیار خب، وارن، میخوای زحمتش رو بکشی؟
بله. پری اونیکول، ۵۰ ساله.
با سابقه پزشکی...
کارسینوم لوبولار مهاجم پستان چپ، ER/PR مثبت.
پس از ماستکتومی دوطرفه.
شیمیدرمانی و پرتودرمانی رو کامل کرده.
بیماری در مرحله بهبودی.
امروز برای بازسازی پستان با فلپ سوراخکننده اپیگاستریک تحتانی عمیق اینجاست.
ببخشید. فقط خیلی خوشحالم که این کلمات رو شنیدم.
خب، ما هم همینطور.
میدونید اینا همه چطوری پیش میره؟ من یه جورایی امیدوار بودم شما بدونید.
حق با شماست.
بسیار خب، ما با برداشتن تکههایی...
از پوست، چربی و رگهای خونی شکم پایین شما در اینجا شروع میکنیم...
و اونا رو به سینه شما پیوند میزنیم.
کی میتونه بگه فلپ رو کجا وصل میکنیم؟
به شریان سینهای داخلی وصلش میکنیم. درسته.
همه جراحان پلاستیک این کارو نمیکنن.
تو در دستان خیلی خوبی هستی. حق با اونه.
آمادهای؟
برای سینه جدید و یه شکم صاف با یه عمل؟
بزن بریم!
بسیار خب، بلافاصله چندتا اسکن جدید برات انجام میدیم.
دکتر گری. دکتر گری.
صبح بخیر.
گذاشتی کوراسیک نتایج آلزایمرش رو منتشر کنه؟
از نظر فنی اون "ژورنال پزشکی آمریکا" بود.
راستی، خوشحالم میبینمت.
اون فقط روی موشهای نر مطالعه کرده بود.
من همون آزمایش رو با موشهای ماده انجام دادم...
و وقتی بهشون آنتیبیوتیک دادم، هیچ کاهشی تو آلزایمر نبود.
مر، لطفاً با من بحث نکن.
پس، حالا چون اون علنی کرده...
مردم فرض میکنن چیزی که برای موشهای نر درسته، برای همه موشها هم درسته.
این دقیقاً همون نوع تفکریه که من سعی دارم تغییرش بدم.
با این حال، آزمایشگاه شما ظاهراً کاملاً بدون استفادهست و شما هیچ چیز منتشر نکردید.
چرا، مِرِدیت؟
این یه بهونهست. باشه؟
خب، پس چرا برام توضیح نمیدی؟
چرا آنتیبیوتیکها روی موشهای ماده اثر نمیکنن؟
هنوز دارم روی فرضیهام کار میکنم. هنوز نمیدونم.
شاید به جای اینکه تمام تابستون اینجا قایم شی، بتونی اینو بفهمی.
من یه جراحی دارم. روز خوبی داشته باشی.
پس تو...
پس تو با اسبهای چوبی مسابقه میدی؟
خب، فقط مسابقه نه. امم...
پرش نمایشی، هانتر/جامپر، پویزانس.
پیافه.
پاساژ.
تو تو تیم هستی؟ این یه ورزش انفرادیه.
خیلی خاصه. بیشتر دخترا.
تو خیلی از مسابقات...
من و وینس، تقریباً تنها پسرا بودیم، واسه همین در نهایت با هم دوست شدیم.
مغز و اعصاب در راهن. با یه بیمار دیگه مشغول بودن.
بهشون گفتی یه جام قهرمانی در میونه؟
نگفتم. حالم خوب میشه.
باید برگردی قبل از اینکه ایوی تو درساژ اول بشه.
غیرقابل تحمل میشه.
نه، اون نیست. سینهمه.
No comments yet. Be the first to leave one.