The first 200 lines.
ت
تر
ترج
ترجم
ترجمه
ترجمه ا
ترجمه از
ترجمه از س
ترجمه از سا
ترجمه از سای
ترجمه از سایو
ترجمه از سایوا
ترجمه از سایوان
تقدیم به همه پارسی زبانان جهان
داری باهام شوخی میکنی، کم؟ داری سعی میکنی تیم رو ازم بگیری؟
نه، سعی نمیکنم، تموم شده قبلاً این کار رو کردم
عوضی- ناراحتی-
و من میبخشمت
قرار نیست اینو تا آخر فصل اعلام کنیم
لازم نیست برگردی سراغ کارهای خیریه
....من میکنمت میکنمت مشاور ارشد
همون شغل مزخرفی که برات ساختیم چون معتاد بودی؟
خب، حالا فهمیدی من چه حسی داشتم
تو بهم گفتی که نمیخوای کارت رو پس بگیری
خب، دروغ گفتم، باشه؟
این رفتارِ کلاسیکِ یه معتاده، و اگه دروغ نگم، میدونی چی میشه؟
به چیزی که میخوام نمیرسم
وای خدای من، تو فقط به این خاطر منو رئیس کردی که فکر میکردی شکست میخورم
تمام این مدت داشتی سعی میکردی کارمو خراب کنی
اولاً، فکر نمیکردم فصل پیش به پلیآف برسی
دوماً، تو جلوی منو گرفتی که تنها مربیای رو که میخواستم بگیرم
بعد تو، نورم و مارکوس یهجوری همه با هم همنظر شدین
تا وقتی آل رو نگرفته بودم، حسابی بد آورده بودم- آها، میدونی چرا؟-
چون من تو کارم خوبم
باورم نمیشه داری این کارو میکنی- حالا گزینههات اینان-
میتونی یه لبخند بزنی روی صورتت
ما هم به مردم میگیم از اول قرار بوده همینطوری پیش بره
یا میتونی این قضیه رو به یه گندِ
بزرگ و زشت تبدیل کنی، و اخراج میشی
ولی در هر صورت، وقتی این فصل تموم بشه، من تیم رو اداره میکنم
خب، تا اون موقع، اینجا دفتر منه، پس گورت رو گم کن بیرون
جکی- جکی-
جکی- جکی-
جکی، به کم بگو دیگه حق
نداره پاش رو توی دفتر من بذاره
....جکی، بهش بگو
که خیلی زود، این دیگه دفتر اون نخواهد بود، و
بهتره وسایل کوفتیش رو جمع کنه و گورش رو گم کنه بره
شما حرفای همدیگه رو شنیدین، درسته؟
بله، ممنون، جکی
گرداننده
این از اون کارای همیشگی کمه
با اون دستبندای مسخرهش و شالهای گندهش چقدر رو مخه
چرا همیشه اینقدر سردشه؟
الی، من الان چی کار کنم؟
میکشیمش، میتونم ترمزاشو دستکاری کنم
...پسرخالهم مکانیکه، یادم داده چطوری- نه، نه، نه، نه، نه-
نه، اگه قرار باشه کاری کنیم، جوری صحنهسازی میکنیم که انگار اوردوز کرده
ولی قرار نیست این کارو بکنیم
خب، بالاخره باید یه کاری بکنیم
ببین، اگه کم بیاد سر کار، شغل من عملاً پریده، از من متنفره
یه بار مچشو گرفتم که داشت از سایه چشم من استفاده میکرد، هیچوقت منو نبخشید
ببین، اگه میخوای جلوی این قضیه رو بگیری
باید استیفن رو قانع کنی سهامشو نفروشه
آره! استیفن- درسته-
باشه، میرم پیداش کنم
و همیشه هم گزینهی اوردوز رو بهعنوان نقشهی پشتیبان داریم
الی، نباید هیچ مدرکی باشه که ما اصلاً دربارهش حرف زدیم
فقط عادی رفتار کن
هی، توی دفترش نیست- میدونم-
من از این خوشم نمیاد، اصلاً خوشم نمیاد
دارم خارش میگیرم
کهیرام دارن دوباره میزنن بیرون؟- وای خدا-
چطوری دارن میتپن؟
راستش منم دارم ازش استرس میگیرم
چرا نمیتونیم یه راهی پیدا کنیم که هم آیلا به چیزی که میخواد برسه، هم کم؟
مثلاً اگه بهت ۲۰ دلار میدادم و تو پشتم لوسیون کالامین میزدی
وایسا، وایسا، شاید بتونیم درستش کنیم، میدونی؟
وسطِ ماجرا بودن قدرت زیادی داره
آره، مثل سیتی و تریشل تو فصل دوم «خائنها» بازی میکنیم
تو «خائنها» رو میبینی؟ ....چرا بهم نگفتی؟ میتونستیم
ولش کن، بیا بریم با کم حرف بزنیم
شاید بتونیم بین اون و آیلا یه چیزی رو مذاکره کنیم
باشه- باشه-
هی، دوست داری با من یه پادکست درباره «خائنها» بسازی؟
«اسمش رو میذاریم «آلن کامینگز اَند گوئینگز - من دیگه با تو پادکست نمیسازم-
یه خبر خیلی مهم دارم
تازه فهمیدم قراره تو فیلم جدید کریستوفر نولان
به اسم «شارلمانی» با «آستین باتلر» بازی کنم
وای، خیلی بزرگه
میدونم، ولی فیلم تو بلغارستان فیلمبرداری میشه، و من پنج ماه نیستم
اوه، وای
خب، بعد از فصل میام بهت سر میزنم
راستش، من قبلاً تو صوفیه بازی میکردم تا وقتی که
ورزشگاه رو تبدیل کردن به زندان مخالفهای سیاسی
ببین، دایسون، من واقعاً ازت خوشم میاد ولی واقعاً باید روی این فیلم تمرکز کنم
کار کردن با آستین سخته از اون بازیگراس که همیشه توی نقش میمونه
یه لحظه صبر کن
داری باهام به هم میزنی که بتونی ادای زنِ آستین باتلر رو دربیاری؟
فکر میکنم زندگیهامون الان داره به مسیرهای متفاوتی میره
این به خاطر اینه که نمیدونستم «تونی موریسون» کیه؟
تونی اسم مردونهست
نه، به خاطر اون نیست ولی باید بیشتر کتاب بخونی
من چند روز دیگه میرم، و تو هم
باید روی پلیآف تمرکز داشته باشی
وای، اشتهام کور شد
ببخشید، میشه مرغ سوخاری «لیل شوگان»م رو برام بستهبندی کنید؟
ممنون
با بیش از ۱۸۵ مسیر تازهساخت ...اتوبوس و قطار، المپیک لسآنجلس
ببخشید، استیفن؟
استیفن
سلام، آیلا هستم، از محل کار
تو اینجا چی کار میکنی؟ تو که عضو کمیتهی المپیک نیستی
....اوه
اون کارت رو دزدیدی؟- .... نه، من، اِم-
ونوس ویلیامز! عاشقشم، میاد؟
اوه، خدایا- .... ام-
زود بگو، نمیخوام رونمایی از نماد بازیها رو از دست بدم
امیدوارم از ایدهی من استفاده کنن
یه کایوت به اسم کَلی
عالیه، استیفن، فکر نمیکنم بهتر باشه سهامتو بفروشی
ببین با تیم چیکار کردم
امسال واقعاً شانس داریم که قهرمان بشیم
این فوقالعاده میشه و بهترین راهه که آدم تو اوج کنار بکشه
باشه، لعنتی، این برای تو خیلی شاعرانهست ولی پس اون چیزی که با هم ساختیم چی؟
آیلا، من ازت خوشم میاد، و واقعاً برای کاری که کردی احترام
قائلم، ولی نمیتونم از اون پولی که ال پیشنهاد داده بگذرم
باشه، یعنی هیچ کاری از دستم برنمیاد که راضیت کنم نفروشی؟
مگر اینکه یکی رو پیدا کنی که بیشتر از ال بهم پول بده
باشه، خب، پس دقیقاً همین کار رو میکنم
در اسرع وقت با یه پیشنهاد برمیگردم سراغت
هوم، خب، بهتره قبل از اینکه ونوس برسه بری
اون از این مسخرهبازیهات خوشش نمیاد
شماها چی میخواین؟
چون لیزی داره یه جواهرفروشی توی «برنتوود کانتری مارت» باز میکنه
و من باید اونجا باشم
خب، ما فقط میخواستیم دربارهی برنامهات برای فصل بعد
در مورد آیلا حرف بزنیم
چون فکر میکنیم بهعنوان رئیس، خیلی خوب عمل کرده
واقعا؟- آره-
بهتر از من ؟- نه، نه-
نه، ما.. ببین ما... ما عاشقتیم داداش، خب؟
ولی قضیه اینه که، میدونی اون هم عضوی از خانوادهست
واسه همین فکر کردیم ....شاید شما دوتا بتونین، ام
نمیدونم
رئیسهای مشترک باشین
نه، نه
هیچچیزی دوتا رئیس نداره
و اون کشورهای سوسولی رو هم مثال نزن که هم نخستوزیر دارن هم رئیسجمهور
ببین، میدونیم یه کم غیرمعمولیه
ولی من و نس بالاترین کارمندهای اینجاییم
و با تو و آیلا، هر دو، کار کردیم
آره، و... توی دوران گذار اینطوری ما میتونیم خیلی نقش مهمی داشته باشیم
دارین منو بازی میدین؟ فکر کردین من «جانی بناناسم» ؟
تو هم «خائنها» رو میبینی؟
بچهها، برنامهی موردعلاقهمه
هی، این یه بازی کوفتی نیست، خب؟
و شما دوتا اون قدرتی رو که فکر میکنین ندارین
باشه، خب، جهت اطلاع، من هیچوقت فکر
نمیکردم قدرتی دارم تا وقتی سندی قانعم کرد
....من- باشه، گوش کنین ببینین چی میگم-
خواهرت رو دوست داری، درسته؟ از نظر فنی، ما همهمون همدیگه رو دوست داریم
ولی شما دوتا احمق باید یه طرف رو انتخاب کنین، و پیشنهاد میکنم
طرفی رو انتخاب کنین که بتونه فصل بعد بهتون یه کار لعنتی بده، فهمیدین؟
آره- آره-
باشه، بیاین بغلم
زودباشین
تو داداش کوچولوی منی، دوستت دارم
منم دوستت دارم- منم دوستت دارم-
یالا، بیا اینجا
هی، یادت نره ما با هم یه جرم مالی مرتکب شدیم، خب؟
دوستت دارم- دوستت دارم-
اصلا خوب نبود- نه، نه-
دنبالتون میگشتم
آیلا، ببین، من اصلاً از نقشهی کم خبر نداشتم
به جون بچههام قسم
و به جون گربهم هم قسم، که همون حسابه
مگه نمرده بود؟- رمی توی قلب من زندهست-
الان واقعاً نمیتونیم وانمود کنیم که گربهی مردهی سندی برامون مهمه
ما پول لازم داریم، اونم فوری
سندی، تو مدیر مالی منی،ما قراره چی کار کنیم؟
ما؟- اوهوم-
یعنی، مثلاً، ما سهتا در برابر کم؟
آره
مگر اینکه فکر کنی کم باید رئیس بشه- نه-
نه، من... من اینطوری بیانش نمیکردم- اوهاوه-
من میگفتم شاید، امم، هر دو طرف آدمای خوبی دارن
باشه، و نس، تو چی؟
نه، من... داشتم به رئیسهای ....مشترک فکر میکردم، ولی کم زد زیرش، پس
عجب
پس فقط میخوای صبر کنین و ببینین چی پیش میاد، آره؟
باشه، خودم تنهایی انجامش میدم
آدمهای خوب توی هر دو طرف؟- رئیسهای مشترک؟-
یه ایدهست- منم همینطور-
به بازی اول از رقابت پلیآف بین تیم های
الای ویوز و فینیکس فِلِیمز خوش اومدین
خیلی خب، بیاین
جمع شین- بازی اوله، بزن بریم-
تمرکز کنین، تمرکز کنین- جمع شین-
دایسون گیبز، درسته؟
No comments yet. Be the first to leave one.