As primeiras 200 linhas.
... آنچه در "سرگذشت ندیمه" گذشت
من فرد رو کُشتم
بهنظرم باید مراسم ترحیم فرد رو تبدیل به یه مراسم بینالمللی کنیم
قضیه اون رنگ چی بود؟
بنفش یعنی چی؟ - نمیدونم -
دیگه یه دختر بچه نیست
معنای رنگ بنفشی که هانا پوشیده بود، چیه؟
مدرسه جدید میخوان همسران آینده رو تعلیم بدن
میخوام همینجا بمونم
اینجا برای زنها، مخصوصا زنهای مجرد جای امنی نیست
تو یه زن غیرمعمول هستی سرینا ... ما آمادگی زنهای
غیرمعمول رو نداریم
برای نمایندگی از جمهوری مقدسمون نقش سفیر جهانی رو خواهی داشت
تنها راهی که میشه جلوی اون و اونا رو گرفت اینه که نابودشون کنیم
میاردش اینجا
به خدا قسم میاردش اینجا
... یهمشت خائن، مجرم، تروریستن
اون وقت میخوای ازشون استقبال کنی
... اگه همینطوری هیچکس رو نپذیریم
این کشور میمیره
به خونهمون خوش اومدی من آلانیس هستم. همسر رایان ویلر
خدا رو شکر
کانادا از پناهندههای ما خسته شده
برای همینه که آوردمتون بیتلحم جدید
جایی که پناهندههای گیلیادی میتونن بیان خونه
میتونم تو و رز رو اینجا تصور کنم
جونیور سوار تابـه و هُلش میدید
جدی؟
تمام چیزهایی که میخوایم در مورد هانا بدونیم، اونجاست
از مرز رد میشم
... جون آزبورن امروز توسط یکی از
تیمهای من توی منطقه متروکه، دستگیر شد
!جون - !نه -
برای بچههامون دعا میکنم باشد که اونا بهتر از ما عمل کنن
بچهات داره بهدنیا میاد؟ باید بری بیمارستان
بیمارستان نمیشه اونجا پیدام میکنن
عالیه
بینظیره
هانا رو پیدا کردیم
هانا الان یه نماده درست مثل تو
هنوز میتونی بیای بیتلحم جدید
جون آزبورن هنوز داره دردسر درست میکنه
دیگه وقتشه اون مشکل رو درست کنیم
اون هدف نیست فرمانده
جنگ همینطوریه همه خونی میشن
!بس کن! بس کن چه غلطی داری میکنی؟
گیلیارد میخواد اون زجر بکشه
بیخیال نمیشه. برای همین باید مطمئن باشم که ازش محافظت میکنی
خیلی مشتقام با هم کار کنیم
!هی
!بلین - !ممکن بود بُکُشیش -
بیخیالش نمیشی، نه؟
تلاشم رو کردم، اما نمیتونم
فکر کردی کی هستی؟
همسر فردریک واترفورد
برای من، صرفا یه هرزهای
!لطفا وایسا! وایسا، وایسا
اون راننده ماشین مُرده
ممکنه هرلحظه حکم دستگیری لوک رو بگیرن
باید فرار کنیم
این کشور داره تغییر میکنه
پناهندههای آمریکایی دارن میان اینجا
میخوایم سوار قطارشون کنیم که برن سمت غرب
میتونم شما رو هم سوار یکی از اون قطارها کنم - برو -
!چی؟ نه - من رو میشناسن -
جلوی تو و نیکول رو میگیرن پس برو
جون، همدیگه رو پیدا میکنیم همیشه همینطوره
اصلا قرار نبود سوار قطار بشی، نه؟
آقای بنکول، شما بازداشتید
چیزی نیست عزیزم چیزی نیست
یه جایی رو پیدا میکنیم، باشه؟
سلام جون
سلام سرینا
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
هی، کفشهات کجاست؟
کفشهات رو ببینم دختر خوب. دختر خوب
مامان اومد مامان اومد
مامان همیشه برمیگرده آره
آره، مامان اینجاست
اوه، برو - بیا اینجا عزیزم -
خیلیخب
بریم اونجا بشینیم عزیزم؟ بیا بریم
میخوای اینجا بشینی؟
ممنون
خب، خیلیخب - سلام، گرسنهای؟ -
ببخشید، صف دستشویی خیلی طولانی بود
خیلی هم دوست داشتم جدی میگم
... من ... چند روز بود نمیتونستم
از خودم دورش کنم
کسی نبود که بچه رو بهش بسپارم
اما الان در امانیم میتونیم استراحت کنیم
آره. خب، من میخوام یهخرده بخوابم چون بدجور خستهام
و دستم هم بدجور درد میکنه
درسته، البته ببخشید
دستت شکسته حتما خیلی درد میکنه
چطور شکست؟
... ام
تصادف ماشین
جلوی خونهام، یه ماشین بهم زد
چی؟ کِی؟
دیروز
ببخشید، دیروز یه ماشین بهت زد؟
آره. دیروز صبح
در اصل وانت بود ماشین نبود
همیشه موقع رد شدن از خیابون دو طرف رو نگاه کن
خب، واقعا زن سرسختی هستی
ممنون
گیلیاد بود
میخواستن من رو بُکُشن
بهنظر میاد با هر دومون مشکل دارن
... خب، ما مثل هم نیستیم اما
دشمنِ دشمنم، دوستمه
البته توی هر مورد فرق میکنه
خب، حالا میتونی اینا رو فراموش کنی
خدا از دهنت بشنوه سرینا
خب، تا الان که بهمون نظر کرده ... از زمانی که
از زمانی که داشتیم فرار میکردیم
چرا جوری میگی انگار یه چیز رمانتیکـه؟
... از عمد نبود. فکر نمیکنم وحشت ابدی
اصلا رمانتیک باشه
و تا امشب، تورنو و خانواده ویلر چند هزار کیلومتر باهامون فاصله خواهند داشت
و گیلیاد هم چند هزار کیلومتر فاصله خواهد داشت
از فردا میتونیم یواشیواش فراموش کنیم
عزیزم. نیکول؟
گندش بزنن، لعنتی
عزیزم، نیکول؟ ببخشید، ببخشید
نیکول ... عزیزم؟
نیکول، عزیزم؟ ببخشید
خواهش میکنم لعنتی -
نیکول؟ عزیزم؟
!سلام
ببخشید
سلام عزیزم !سلام
بیدار شدی؟
آره. خیلی خوابت سنگین بود
بیا اینجا عزیزِ دلم
بیا بغلم
بیا اینجا، بیا ببینم بفرما
بفرما. خیلیخب عزیزم
دیگه هیچوقت این کار رو نکن
... نگران بودم اگه بهاندازه کافی استراحت نکنی
بداخلاقی کنی
عجب احمقیام
!به بچه من دست نزن
متوجه شدی؟
خیلیخب. باشه، متوجه شدم
چیه؟ فکر میکنی دخترت رو میدزدم؟
اونم وقتی که مثل شرورهای دیزنی، خوابیدی؟
محض رضای خدا جون واقعا احمقانهست
خوبی؟ بهنظر صورتت سرخ شده
من خوبم، خوبم فقط ... اینجا خیلی گرمـه
!بهم دست نزن
خیلیخب. باشه، از توی کیف وسایل بهش یه کیک برنج دادم
امیدوارم مشکلی نداشته باشه
مطمئنم انتظار داشتی بهش سیب سمی بدم
اما هنوز گرسنهست
غذای دیگهای هست؟
متاسفانه کابینت خالیـه اما اینا رو پخش کردن
خدا رو شکر
اینجا این حرف رو نزن یه نفر ممکنه صدات رو بشنوه
خیلیخب
این آدمها از کجا اومدن؟
حدود شش ساعت پیش از وینیپگ رد شدیم
و یهعالمه واگن و آدم جدید به قطار اضافه کردن
آنتن نمیده
تو خوبی؟
... نه. خیلیخب، بیا بریم
بیا عزیزم بریم غذا بخوریم
خیلیخب عزیزم، خیلیخب
کجا میخوای بری جون؟
میدونی که سوار یه قطار درحال حرکت هستیم، نه؟
حتما یه سازمان مردمنهاد یه جایی هست
و اونا غذا دارن و شاید تلفن ماهوارهای هم داشته باشن
چون باید با شوهرم صحبت کنم
خیلیخب - نه، نه، تو همینجا بمون -
قبول کن که کار منطقی اینه که کنار هم باشیم
سرینا، ما با هم نیستیم، باشه؟
ببخشید، توی این قطار سازمان مردمنهادی هست که واگن داشته باشه؟
اوه، نمیدونم. گفتن اگه غذا خواستیم اونطرف هست
واگن شش. نمیدونم یعنی چی - ممنون -
اما فکر نمیکنم بتونی رد بشی
خیلیخب عزیزم میریم غذا بگیریم، باشه؟
چیزی نیست، چیزی نیست
خیلیخب
هی، هی، هی. خوبی؟
بهم دست نزن، باشه؟ - تو مریضی -
!بهم دست نزن - باشه -
خیلیخب. چطوره تو همینجا بمونی؟
حالش خوبه؟
بذار یه پوشک تمیز برات ببندم
قول میدم - ببخشید -
خوبی؟ - اینجا -
برات دکتر آوردم
چی؟
سلام. چی شده؟
خدای بزرگ
من ... ببین، تلفنی داری که کار کنه؟
No comments yet. Be the first to leave one.