The Handmaid's Tale

The Handmaid's Tale

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 6

Informações de lançamento

The Handmaids Tale S06E02 1080p WEB h264-ETHEL
Um comentário por Overhaul
🔸 ترجمه اختصاصی فیلامینگو | 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼 | https://b2n.ir/filamingo 🔸

Tags

webdl
Publicado em: 2025-04-10
Downloads: 154
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

... آنچه در "سرگذشت ندیمه" گذشت

تو به‌عنوان سفیر جهانی جمهوری مقدس‌مون فعالیت خواهی کرد

این نقشه بزرگت، گفتی اسمش چی بود؟

بیت‌لحم جدید

جزیره‌ای مدرن که پناهنده‌های گیلیاد می‌تونن بیان خونه

و برگردن پیش خانواده و دوستان گم‌گشته‌شون

!بلین

!ممکن بود بُکُشیش - !فرمانده، کار من نبود -

از شوهرت چه خبر؟

دستگیر شده

مردی که بهم زد، مُرده

حق داره از دستم ناراحت باشه

رزی همیشه آدم حساسی بوده

برنمی‌گردی واشینگتن؟

فکر کنم بدون من مشکلی براشون پیش نیاد البته تا یه مدتی

نمی‌تونیم بذاریم پیروز بشن

میدی داره مقاومت می‌کنه

حتما برای رد شدن از مرز و وارد شدن، به آدم نیاز دارید

می‌خوام کمک کنم

باید یه‌سری مدارک رو امضا کنی توافق‌نامه‌مون

بی‌صبرانه منتظرم با هم همکاری کنیم

اگه توی کانادا دستگیر بشم ... نوح رو می‌دن به ویلرها

و دیگه هیچ‌وقت نمی‌تونم ببینمش

!جون! جون

سرینا، باید از قطار بپری پایین

نمی‌تونم

!جون! جون آزبورن

حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم می‌کند

فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.

«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::

::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::

خیلی‌خب، خیلی‌خب

خدا همیشه با ماست

سلام؟

سلام. به کمک نیاز داری؟

هیس

سلام. من ابیگیل هستم به کنعان خوش اومدی

فضل، رحمت و آرامش با تو باشه

اما نگران نباش، هنوز توی کانادا هستی

اولین پناهنده‌ای نیستی که میاد اینجا

اوه، ام ... من پناهنده نیستم

می‌تونی هرچقدر می‌خوای، اینجا بمونی

ما یه جامعه مبتی بر ایمان هستیم

فقط زن و بچه اینجا هستن

اوه، این کوچولو رو ببین

بچه‌ها میراث خداوند هستن، نه؟

اسم تو چیه؟

ریچل

خیلی‌خب

... داری

اوه، خیلی نازه

و خیلی باهوش‌ـه واقعا باهوش‌ـه

آدم نمی‌تونه انقدر نابغه باشه

چیزی نیست

سلام عزیزم سلام

اوه! نابغه کوچولو

گهواره بازی داری

از وسایل اهدایی

اینجا همه به‌هم کمک می‌کنن

می‌خوام یه نگاه به دستت بندازم

نه، چیزی نیست خیلی بهتر شده

هنوز می‌سوزه؟ - نه، نه -

خیلی بهتر شده داروها و خواب خیلی کمک کردن

می‌دونی که می‌تونم درش بیارم

قبلا هم انجامش دادم اونم بارها

می‌تونی از شرش خلاص بشی

نه

نه، نمی‌تونم اول باید همه ندیمه‌ها آزاد بشن

خب پس، بذار یه چیزی برات درست کنم پنکیک خوبه؟

آره، خوبه

خیلی‌خب

ما ... ما دنبالت گشتیم

رفتیم آپارتمانت

در باز بود و تمام کتاب‌هات رو پاره کرده بودن

اون مجسمه برزیلی رو خُرد کرده بودن همه‌چیز رو نابود کرده بودن

هوم، آره

من رو به زور بردن بیرون

و توی دادگاه مسخره‌شون، محاکمه‌ام کردن

ماسک زده بودن حتی نمی‌تونستم صورت‌شون رو ببینم

ترسوها

یه عکس از تو توی مستعمره‌ها دیدم

... فکر کردم

چطور زنده موندی؟

خب، دکترها آدم‌های مفیدی هستن

مجبورم کردن از عمه‌ها و محافظین مراقبت کنم

ما رو زندانی کردن و دوستم رو کُشتن

اما من طاقت آوردم با این امید که شاید یه روزی ببینمت

برای چی؟

تو رو می‌شناسم و می‌دونم چطور بزرگت کردم

اوضاع هرچقدر هم بد می‌شد همیشه ایمان داشتم که زنده می‌مونی

و حالا اینجایی

چطور فرار کردی مامان؟

کار ارتش بود

حدود شش ماه پیش مستعمره‌ام رو آزاد کردن

ارتش آمریکا؟ - آره -

همون بخش کوچکی که ازشون مونده

من رو فرستادن اینجا و سعی کردم ازت خبر بگیرم

اما می‌دونی، گیلیاد آلاسکا رو جدا کرده

بدون اینترنت، تلفن، اخبار ... پس

هفته‌ای پنج دقیقه می‌تونستیم با تلفن عمومی صحبت کنیم

برای همین، با تمام سفارت‌ها تمام آژانس‌های پناهندگی تماس گرفتم

همین‌طور چند میلیون نفر دیگه

اما هیچ‌وقت کسی نتونست کمکم کنه ... برای همین

هفته بعدش برگشتم و دوباره تلاش کردم

و دوباره و دوباره فقط همین کار رو می‌تونستم بکنم

... این اردوگاه قرار بود موقتی باشه اما

می‌دونی، صرفا یه ایستگاه بین‌راهی قبل از اینه که بریم

کجا برید؟

یه جایی توی آلاسکا

یا یه جایی توی هاوائی

یا گوام لیست انتظار خیلی زیاده

!هاوائی هم بد نیست‌ها

نه، می‌خواستم تا جای ممکن اینجا بمونم

چرا؟

برای تو، عزیزم

... منتظر تو بودم و

خب، چه اتفاقی برای هانا افتاد؟

... ام

خب، وقتی من رو دستگیر کردن اون رو با خودشون بردن

و دادنش به یه فرمانده و زنش

اما می‌دونی، هانا زنده‌ست

خودم ... دیدمش

آره، دیدمش حالش خوبه

صحیح ... و سالم‌ـه

و خیلی هم خوشگل‌ـه

اوه خدای من

و واقعا تلاش کردم نجاتش بدم

واقعا تلاش کردم از اونجا بیارمش بیرون

آره

خیلی خیلی هم نزدیک شدم

... اما می‌دونی

... اما مامان، آخرین باری که دیدمش

... من رو یادش نمی‌اومد، برای همین

اوه عزیزم

اما عیبی نداره هنوز هم خیلی خوشگل‌ـه

اوه، واقعا زن سرسختی هستی

اما تموم نشده

سلام رفیق

از دیدنت خوش‌حالم

رسیدن آلاسکا؟

آره - آره؟ -

آره، به مارک خبر رسیده که قطار رسیده اونجا

خیلی‌خب می‌شه بهشون زنگ بزنیم؟

نه، نمی‌تونیم تلفن آنتن نمی‌ده

و تلفن پیدا کردن هم غیرممکن‌ـه مطمئنم اون تلاشش رو کرده

هی، ممنون که من رو آوردی بیرون رفیق

ممنون بابت همه‌چیز

من از زندان آوردمت بیرون

هنوز دنبال اینم که کارهای جلسه تفهیم اتهامت رو بندازم روی غلتک

چقدر زمان می‌بره؟

سه شاید هم چهار ماه

چهار ماه؟ - چهار ماه؟ -

این مرد، زنش رو از دست یه دیوونه نجات داد

و لوک یه پناهنده‌ست که علیه یه شهروند کانادا، مرتکب جرم شده

پس اینجا گیر کردم

دیگه نمی‌تونم تحمل کنم

!توی خیابون زدن به جون

هواپیماهاتون رو زدن نمی‌تونم هانا رو نجات بدم

اون تقصیر تو نبود - !برام مهم نیست -

درهرحال دخترم دست اوناست

می‌دونی با اون دخترها چی کار می‌کنن، نه؟ می‌دونی؟

می‌دونی باهاشون چی کار می‌کنن؟

آره؟ آره - می‌دونم -

و هر روز داره بزرگ‌تر می‌شه

همین‌طوری دست روی دست نمی‌ذارم ... باید یه کاری بکنم، خب

خب چی؟

خب چی؟

میدی داره یه کاری می‌کنه - چی؟ -

صبر کن. چی کار؟ دارن چی کار می‌کنن؟

... می‌خوان فرمانده‌هایی که هواپیماهامون رو زدن

و نذاشتن تو به هانا برسی رو شناسایی کنن

و بُکُشن‌شون

منم هستم

صبر کن، تو اصلا نمی‌دونی این کار یعنی چی

اهمیتی نداره منم هستم

منم هستم

اونجا رو جا انداختی

داری چی کار می‌کنی؟ بده‌ش ببینم

صبر کن. نه، وایسا من ازش خواستم اونا رو ببره

چرا؟

چون می‌خوام بذارم‌شون توی زیرزمین

قبلا در موردش صحبت کردیم

با بقیه خونه هر کاری می‌خوای، می‌تونی بکنی

اما اتاق مطالعه مال منه

آره، اما در مورد اینم حرف زده که خونه یه‌خرده متمدنانه‌تر بشه

و خونه اتفاقا متمدنانه شده

اما اینا خیلی زشتن و اتاق رو خراب می‌کنن

این اتاق مال منه، برای اینکه بتونم وسایلم رو توش بذارم

روز بخیر فرمانده

سلام قهرمان - روز بخیر -

بیا داخل

لطفا بهشون دست نزن

من یه فرمانده‌ام

اومدی کار رو تموم کنی؟ برم محافظ دهانم رو بیارم؟

راستش اومدم بهت هشدار بدم

پدر زنم داره میاد اینجا

صحیح

ببین، من هیچ نقشی توی اتفاقی که برای جون افتاد، نداشتم

کاملا درک می‌کنم چرا یه نفر باید بخواد ... با کامیون از روش رد بشه

اما این سری کار من نبود

More Farsi Persian subtitles for The Handmaid's Tale

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left